هنر و تجربه: موضوع اضافه شدن یا نشدن فیلم‌ها به جشنواره فجر و پخش تیزرهای تبلیغاتی برخی فیلم‌ها از شبکه‌های ماهواری‌ای از موضوعات اصلی رسانه‌ها در روز شنبه ۲۶ دی‌ماه بودند. مسئولان جشنواره فجر اعلام کردند به هیچ شکلی فیلمی که جشنواره فجر اضافه نمی‌شود و دومی به احضار ده سینماگر و تهیه‌کننده به دادسرا منجر شد.

مطبوعات و خبرگزاری‌ها در روز شنبه ۲۶ دی‌ماه از خبرهای مربوط به هنر و تجربه خالی نبودند. روزنامه وطن امروز گفتگوی بلندی با فرزاد موتمن به مناسبت نمایش فیلم او در جشنواره فجر است اما بخش بلندی از گفتگو به اکران «سایه روشن» فیلمی که در جشنواره سی و دوم نخستین نمایشش را داشت اختصاص پیدا کرده است. در این گفتگو موتمن درپاسخ به سوالی که او با ساخت فیلم‌هایی عاشقانه به یاد آورده می‌شود و حالا چرا دست به ساخت درامی روانکاوانه زده است می‌گوید: «به هر حال دوست دارم سراغ ژانرهایی بروم که در سینمای ایران تجربه نمی‌شود. ما از دیرباز آثار شناخته‌شده سینمای جهان مانند «پیشخدمت»، «سه زن»، «چشماتو باز کن»، «نردبان جیکوب» و «بزرگراه گمشده» را که لحظاتی از آنها در فیلم «سایه‌روشن» دیده می‌شود در خاطر داشته و بسیار دوست داشتیم. البته «سایه‌روشن» به لحاظ کارگردانی آنقدر کار مشکلی بود که دوست ندارم دیگر چنین تجربه‌ای را تکرار کنم!»

موتمن در مقایسه فیلم خود با آثاری از سینمای ایران که با مضمون واقعیت و خیال بازی می‌کنند هم گفته است: «فیلم‌هایی مانند «رخ دیوانه» که با انتظارات مخاطبان بازی می‌کنند اما در نهایت به آنها جواب می‌دهند، به لحاظ تجاری می‌توانند مورد پسند قرار گیرند اما آثاری مانند «سایه‌روشن» با مخاطبان محدودتری ارتباط برقرار خواهند کرد البته مساله فوق بدین معنا نیست که تجربیاتی اینچنینی نداشته باشیم، چرا که باید مخاطب یاد بگیرد انواع فیلم‌ها از جمله آثار پیچیده را نگاه کند و در ذهن خود دوباره آنها را بسازد.»

در روزنامه سینما نقدی به قلم بهنام شریفی بر همین فیلم «سایه روشن» منتشر کرده است. این نقد به این شکل آغاز می‌شود: «سایه روشن یکی از معدود فیلمهای این سالهای سینمای ایران است که توانسته درژانری مشخص قصه‌اش را تعریف کند و با وجود همهٔ محدودیت‌ها و ممیزی‌ها قواعد آن ژانر را هم رعایت کند. فیلم تریلری روان‌شناسانه است که با تعریف کردن داستانی تو در تو و جابجایی‌های زمانی به پیچیدگی‌های ذهن انسان و مسائلی چون خاطره، حافظه، دروغ و حقیقت می‌پردازد. تیتراژ ابتدایی فیلم به خوبی فضایی را مهیا می‌کند تا وارد خانه شویم. خانه یی که تمام اتفاقهای فیلم در آن رخ می‌دهد. در اولین سکانس دوربین جنازهٔ رامین روشن را نشانمان می‌دهد و بعد از روی ملافهٔ سفید حرکت می‌کند و ناگهان رامین از زیر ملافه از خواب می‌پرد. آیا همهٔ روایت‌های فیلم در خواب اتفاق می‌افتند؟»