هنرو تجربه -قاسم فتحی: جلسه نقد و وبررسی مستند«من ناصر حجازی هستم» با حضور نیما طباطبایی(کارگردان) و خسرو نقیبی(نویسنده) در سالن شماره پنج سینما هویزه برگزار شد. حضور تومان فوتبالی‌ها و سینما دوستان باعث شد جو سالن و سوالهایی که از عوامل فیلم پرسیده می‌شد سمت و سویی فوتبالی به خود بگیرد و بیشتر از دو ساعت به درازا بکشد.
بیشتر مخاطبان غیر فوتبالی فیلم را دوست داشتند
در ابتدای این جلسه نقیبی از تجربه‌های پیشین خود برای ساخت مستندهای فوتبالی صحبت کرد:«مستندهایی درباره استقلال و پرسپولیس ساخته می‌شد که آنجا دستیار تهیه‌کننده بودم و یک سری تجربه‌های دیگر هم داشتیم که چقدر میشد مستندهای فوتبالی رو تهیه کرد و چقدر می‌شد به آنها نزدیک شد. حاصل همه این تجربه‌ها و دغدغه‌ها شد فیلم «من ناصر حجازی هستم» که قطعا فیلم بدون موضعی نیست. آن بالا که نشسته بودم آقایی داشت بغل دستم توضیح می‌داد که مستند پرتره مستندی است که به عمق نزدیک شود و این فیلم این کار را نکرده. دوست عزیز باید بگویم که ما نخواستیم این کار را بکنیم. وقتی خودِ ناصر حجازی به صراحت لهجه معروف بوده مستندی هم که درباره‌اش ساخته می‌شود باید همین ویژگی را داشته باشد و همان قدر موضع داشته باشد. اساسا این فیلم بدون موضع  آن‌طور که باید مورد توجه واقع نمی‌شد. من بازخورد بسیار خوبی که توی این مدت داشتم از مخاطبان غیر فوتبالی بود. چرا که این فیلم را به عنوان یک فیلم قهرمان محور می‌بینند.»
می‌خواستیم مانند یک فیلم داستانی فیلم ناصر حجازی را بسازیم
طباطبایی کارگردان فیلم هم درباره چینش نوع روایت‌ها و انتخاب اشخاص برای خوانش هر مقطع از زندگی ناصر حجازی گفت: «من تعلق خاطرم خودم بیشتر به سمت سینمای قصه‌گو و داستانی است. چون به عنوان دستیار کارگردان در این گونه فیلمها کار کرده‌ام و حتی سال پیش داشتیم با خسرو نقیبی سر و کله میزدیم که پروانه ساخت فیلمی داستانی را بگیریم که این کار به ما پیشنهاد شد. توی این مستندها کارگردان به طور معمول می‌آید همه تصاویر خودش را می‌چیند و بعد می‌روند سر انتخاب متن و نَریشن.»
او درباره فرم روایی که انتخاب کرده است توضیح داد : « سعی کردیم در زمینی بازی کنم که به آن تعلق خاطر داریم. من و خسرو با آن همه مَتریال و روزنامه‌ها و مجله‌های مخلتفی که داشتیم بعد از دو ماه تازه توانستیم خط سیر فیلم را پیدا کنیم. بله بعضی از راش‌ها و تصاویر را شاید شما خیلی راحت با یک جست‌‌وجوی اینترنتی پیدا کنید بخش دیگر این تصاویر هم بکر و ناب است. ما سعی کردیم زندگی ناصر حجازی را به صورت قصه تعریف کنیم. یعنی براساس آن فراز و نشیب‌هایی که در زندگی داشته به پنج بخش مختلف تقسیم کردیم.»
وی درباره انتخاب راوی هر بخش هم گفت:« ما راویان را براساس حس و حال انتخاب کردیم. ما نمی‌خواستیم راوی صرفا «نَریتور» باشد؛ می‌خواستم بازیگری باشد که آن حس و حال ناصر حجازی را برایمان بازی کند. ما دقیقا برای انتخاب این راویان مانند انتخاب بازیگران در یک فیلم سینمایی عمل کردیم و برای هر بخش چند گزینه انتخاب کردیم. بعضی از این دوستان فوتبالی نبودند اما به خاطر ارادتی که به ناصر حجازی داشتند ، همکاری کردند.
از نظر تاریخی به شدت در حوزه ورزش فقیریم
خسرو نقیبی هم درباره اینکه از چه منابعی برای نوشتن متن‌ها استفاده کرده بود، گفت: « درباره تاریخ فوتبال قبل از انقلاب به طرز عجیبی منابع اندک هستند و در این زمینه فقیر هستیم. اما کتاب«پسری روی سکوها»یِ حمید رضا صدر که ظاهرا یک تاریخ‌نگاری از آن دوران است به چیزهایی اشاره کرده بود که برای من خیلی مفید بود. از آن طرف به خاطرات شفاهی نمی‌توانی اعتماد کنی. در همین قصه دو نفر یک خاطره را به شکل کاملا متفاوتی روایت کرده بودند که من نمی‌توانستم از انها استفاده کنم. سه چهار بخش خیلی خوب وجود داشت که از این چیزی که شما روی پرده دیدید، دراماتیک‌تر بود ولی به خاطر اینکه فقط یک سند و مدرک برای اثباتش داشتیم از آنها استفاده نکردیم. مثلا بخش منچستریونایتد جز بخش‌هایی بود که حداقل هفت یا هشت روایت مختلف درباره‌اش وجود داشت و هر کسی یک شکل آن را تعریف کرده بود. ما سعی کردیم اشتراکات این روایت و قابل استنادترین‌شان را جدا کنیم و از آنها استفاده کنیم.»
به هیچ وجه از زاویه دید دانای کل استفاده نکردیم
رضایی کارشناس و مجری جلسه هم در ادامه عنوان کرد: «آن چیزی که خیلی‌ها به ان انتقاد جدی داشتند این بود که به نوعی در این مستند ناصر حجازی بیش از اندازه ستایش  می‌شود و از طرف دیگر برای آنهایی که در فیلم نامشان گفته می‌شود جای جواب دادن وجود ندارد. سوالم اینجاست که آیا فکر می‌کردید چیزی که شما می‌گویید کاملا حقیقت و نیازی به حضور آنها وجود ندارد؟ یا بیشتر میل سفارش دهنده بوده که از آنها استفاده نکنید؟ این را به خاطر همان حواشی پرسیدم که برای فیلم اتفاق افتاد و حتی منجر به توقیف یک روزه فیلم شد.»
طباطبایی در پاسخ گفت: «خسرو نقیبی این را توضیح داد. ما داریم از زاویه دید ناصر حجازی این فیلم را می‌سازیم. از طرف دیگر هر حرف و گفته ما با سند و مدرک است. ناصر حجازی آدمی بود که شدیدا رک .ما هم نمی‌توانیم محافظه‌کارانه درباره اشخاص حرف بزنیم. از طرف دیگر این‌که چرا به دیگر فعالیتهای حجازی نپرداختیم باید بگویم که ایشان بر خلاف بسیاری از ورزشکاران تحصیلاتش را ادامه می‌دهد. یک خاطره مستقیم از ناصر حجازی بود که خانواده‌اش تعریف میکردند. می‌گفتند روزهای آخر بوده و او مراحل شیمی‌درمانی را طی می‌کرده که می‌نشسته بازی های لیگ یک را تماشا می‌کند و اسامی بازیکنانی که به نظر خودش آینده‌دار بودند را می‌نوشته و می‌گفته سال دیگر من حالم بهتر می‌شود و سرمربی تیمی شدم شدم، می‌خواهم از این‌ها اسفاده کنم. یا دوستانش می‌گفتند در هر ساعت از شبانه‌روز که به او تلف می‌کردیم صدای گزارش فوتبال می‌آمده. در واقع او از آن دسته آدم‌هایی بوده که تمام زندگیش را وقف فوتبال کرده بود.‌»
نقیبی هم در ادامه صحبت‌ها گفت: «ببینید اصل سفارش این بود که ما درباره محبوبیت ناصر حجازی فیلم بسازیم. چند وقتی با نیما فکر کردیم و دیدیم خب این کار بیشتر جنبه تبلیغاتی پیدا می‌کند. گفتیم اگر ما بیاییم و زندگی خودِ ناصر حجازی را از صفر تا صدش را نشان بدهیم از محبوبیش هم گفته‌ایم. نکته بعدی این‌که ما توی قصه نگاه دانای کل نداریم و اول شخص‌ها همه از گفتگوهای ناصر حجازی است. یک جای دیگر هم داریم به صورت دوم شخص از زبان یک هوادار حرف می‌زنیم و هیچ جای فیلم ما از نگاه سوم شخص حرف نزدیم که بگوییم این‌طور است و آن‌طور بوده. ما فقط خطاب به حجازی و از زبان حجازی حرف می‌زنیم. من اصلا با این ایده به فیلم‌نامه رسیدم که یک طرفدار حجازی در روز تشیع جنازه با او حرف می‌زند. این اولین چیزی بود که نوشته شد و باقی بخش‌ها در ادامه به نگارش درآمد.»
طباطبایی در پاسخ به این سوال که چرا به فکر ساخت یک اثر کاملا داستانی درباره ناصر حجازی نیفتادید، گفت: «با بضاعت کم و امکانات ناچیزی که سینمای ایران دارد این کار تقریبا غیر ممکن است. البته یک بار آقای حسن فتحی برای ساخت اثر ورزشی گام برداشت ولی خب ساختش میسر نشد.»

طباطبایی -نقیبی- مشهد (2)

عکس:پرهام حامی