هنروتجربه-ایثار قنواتی: علیرضا رییسیان کارگردانی است که به قول خودش در طول سی سال فعالیت حرفه‌ای در سینما فقط شش فیلم ساخته است. او یکی از کارگردان‌های گزیده‌کار سینمای ایران است. کارگردانی که آخرین فیلمش «دوران عاشقی» در جشنواره سال گذشته فیلم فجر در بیشتر بخش‌های اصلی نامزد شد و سیمرغ بهترین فیلم‌نامه را هم از آن خودش کرد. رییسیان در زمینه تهیه‌کنندگی هم فعالیت زیادی داشته از مخالفان جریان هنروتجربه نیست، اما همیشه نقدهایی به گروه هنروتجربه داشته است. او  فضای فعلی سینمای ایران را برای ساخت و اکران این فیلم‌ها از همه دوران‌ها مناسب‌تر می‌داند و معتقد است ازاین فضای مناسب باید حساب‌شده، در یک چهارچوب برنامه‌ریزی شده و درجهت ارتقای سینمای ایران استفاده کرد.

 

وقتی برای انجام این مصاحبه با شما تماس گرفتم، گفتید مخالف گروه هنروتجربه نیستید، ولی انتقادهایی هم به نحوه‌ اجرای این جریان و شکل مدیریتش دارید. می‌توانیم از همین‌جا شروع کنیم.
اساسا سینما به معنای فیلم بلند داستانی در همه جای دنیا یک جریان اصلی دارد. جریانی که شاکله حرفه‌ای هر کشوری در ارتباط با مخاطب را تشکیل می‌دهد. در کنار این جریان اصلی یک جریان تجربی هم وجود دارد که ممکن است شکل حرفه‌ای داشته باشد، ولی کاملا با یک تجربه جدید و یک اتفاق نو در سینما همراه است. فیلم‌های این جریان الزاما به معنی فیلم‌های اول کارگردان‌ها یا نابلدی آن‌ها نیست. این فیلم‌ها کاملا آگاهانه سراغ یک تجربه جدید می‌روند. مانند اولین قسمت مجموعه star wars که کاملا یک فیلم تجربی است. تا آن زمان هیچ‌کس چنین تجربه‌ای را در صنعت سینما نکرده بود اما این فیلم صنعت سینما را ارتقا داد. بنابراین این جریان حتما باید باشد، همان‌طور که در سینمای همه جای دنیا حضور دارد. اما اگر ما در ایران این جریان را تبدیل به موضوع اصلی بکنیم و جریان اصلی سینما را تحت‌الشعاع آن قرار بدهیم، نه به نفع خود این فیلم‌های خاص و ویژه و نه به نفع جریان اصلی سینما است. اتفاق غلطی که در سینمای ایران افتاد این است که اولا برای اسم این جریان دقیقا معادل آن نامی که در فرانسه است، انتخاب کردند. اما مگر می‌شود گفت فیلم‌های دیگری که در این دسته اکران نمی‌شوند، هنری نیستند یا تجربه‌ای در آن‌ها اتفاق نمی‌افتد؟ این نام در فرانسه برای آن دسته از فیلم‌های تجربی انتخاب شده‌است که در یک گروه سینمایی خاص تولید و اکران می‌شوند. درواقع کارل میتز که مدیریت این سینماها را در کل کشور فرانسه در دست دارد، فیلم‌هایی که در این چهارچوب قرار می‌گیرند را در این اکران‌ها نمایش می‌دهند. این فیلم‌ها هیچ‌وقت سالن‌های اصلی سینماهای حرفه‌ای را در اختیار نمی‌گیرند. سینماهای مخصوص این جریان یک جور سینماتک و پاتوق هستند. بنابراین فیلم‌های ویژه‌ای که خصلت‌های خاص تجربی دارند و با کیفیت‌های متفاوت از جریان اصلی ساخته می‌شوند، در همه جای دنیا هم تولید می‌شود و هم به نمایش درمی‌آید. نکته مهم این است که چرا ما باید سعی کنیم این را تبدیل به یک جریان مهم و مماس با جریان اصلی قرار بدهیم. در حالی که هنروتجربه می‌تواند پیش‌برنده جریان اصلی باشد.

یعنی به نظرتان گروه هنروتجربه اشکالهایی در نامگذاری و شکل نمایش فیلم‌ها دارد که در نهایت به ضرر سینمای ایران تمام می‌شود؟
بله. من هیچ جا ندیدم که فیلم کوتاه، مستند، بلند داستانی و فیلم‌های دیگری که در چرخش اکران قرار نگرفتند، همه در این بخش و به نام هنروتجربه اکران شوند. این باید روشن باشد دقیقا چه فیلم‌هایی قرار است در این بخش اکران شوند. ببینید، وقتی شما می‌گویید فیلم بلند داستانی با خصلت نمایش عمومی، حتی اگر تجربی هم باشد باید ویژگی‌های این جریان را داشته باشد. یعنی این تجربه با آگاهی باشد و نه از ناآگاهی. در حالی که در بحث هنروتجربه می‌بینیم که بیشتر فیلم‌های اول یا دوم یک کارگردان اکران می‌شود. در عین حال فیلم‌های خاص به معنی واقعی هنروتجربه هم وجود دارد. ولی این چرخه این قدر گسترده شده و انواع فیلم‌های اکران‌نشده را در برگرفته است که شما به‌عنوان بیننده نمی‌توانید تشخصی دهید که این فیلم‌ها از کدام دسته از فیلم‌های تولید شده در سینما است.

فیلم‌های ویژه‌ای که خصلت‌های خاص تجربی دارند و با کیفیت‌های متفاوت از جریان اصلی ساخته می‌شوند، در همه جای دنیا هم تولید می‌شود و هم به نمایش درمی‌آید. نکته مهم این است که چرا ما باید سعی کنیم این را تبدیل به یک جریان مهم و مماس با جریان اصلی قرار بدهیم. در حالی که هنروتجربه می‌تواند پیش‌برنده جریان اصلی باشد

ولی به هر حال نمی‌شود منکر وجود این نوع سینما در ایران شد و اشتیاق فزاینده‌ فیلمسازان به نمایش فیلم‌هایشان را در این گروه نادیده گرفت.
هیچ کس نمی‌تواند با نمایش این فیلم‌ها  مخالفت کند. اما نکته اصلی سر خود مفهوم تجربه در سینما است. به هر حال خیلی از فیلم‌ها ممکن است زمینه‌های خاص فرمالیستی داشته باشند، اما به جهت تمایلات خاص فیلم‌ساز یا سفارش‌دهنده‌ها که می‌خواهند یک فرم تازه‌ای را تجربه کنند، برای نمایش عمومی مناسب نباشند. به همین دلیل است که می‌گویم این جریان در کنار جریان اصلی اکران باید وجود داشته باشد و نباید خودش را به آن تحمیل کند.

در مورد ساز و کار مدیریتی و شکل اجرای این طرح به چه چهارچوبی می‌شود فکر کرد که این اشکالات در آن وجود نداشته باشد؟
در همین یک دهه گذشته سه بار این نوع فیلم‌ها با عنوان‌های مختلف به نمایش درآمدند. اسم یکی‌ این اکران‌ها «آسمان باز» بود. در دوره آقای شمقدری نام «فیلم‌های خاص» به خودش گرفت و حالا هم با نام «هنروتجربه» فیلم‌هایی اکران می‌شوند. این که فضای فعلی برای ساخت و اکران این فیلم‌ها خیلی مناسب‌تر است، در این شکی نیست. به هر حال امیرحسین علم‌الهدی و تیمی که با او کار می‌کنند، ویژگی‌هایی دارند که محمد درمنش و سیدضیا هاشمی نسبت به این نوع سینما نداشتند. پس این یک امتیاز مثبت است. اما چرا مدیران این گروه از ظرفیت سالن‌های اصلی نمایش سینمای حرفه‌ای استفاده می‌کنند؟ این به نظرم کاری است که می‌شود به‌ آن نقد وارد کرد. چون آن‌ها می‌توانستند پایگاه‌های خاصی برای این نوع سینما خارج از چرخه اصلی اکران در نظر بگیرند. ببینید، اکران عمومی در ایران مشکلات جدی مانند کمبود سالن سینما دارد. تعداد فیلم‌های متقاضی اکران زیاد است و با این محدودیت‌ها نمی‌توانند فیلم‌های عمومی را اکران کنند. بعد یک سالن اصلی سینما فرهنگ، کوروش، آزادی، پردیس ملت را به فیلم‌های این گروه اختصاص می‌دهند. این گرفتن ظرفیت از نمایش عمومی است. به علاوه این که دولت پول اکران این فیلم‌ها را می‌دهد. اتفاقی که می‌افتد این است که چون این سینما مورد حمایت صددرصد دولت است، دچار نقض غرض می‌شود. یعنی اگر این فیلم‌ها هنری و تجربی هستند، باید تماشاگرهای خودشان را هم در کنار جریان اصلی تعریف کنند. نه این که از ظرفیت جریان اصلی برای اکران این فیلم‌ها استفاده کنند و پولش را هم تمام و کمال دولت بدهد. بارها اتفاق افتاده بود که در زمان اکران فیلم خودم (دوران عاشقی) به سینما فرهنگ یا آزادی سر بزنم و فقط دو، سه نفر یا حداکثر پنج نفر بیشتر در سالن اکران هنروتجربه نبینم. می‌شد اکران هنروتجربه را طوری تعریف کرد که یک جریان مزاحم برای اکران اصلی سینما به حساب نیاید.

شما فکر می‌کنید مخاطب‌های اکران اصلی آن‌قدر زیاد هستند که فیلم‌های این گروه مزاحم جذب مخاطب برای جریان اصلی می‌شوند؟
نه، نمی‌شود گفت اگر مخاطب جریان اصلی کم است، پس مخاطب‌ها را سوق بدهیم به سمت گروه هنروتجربه. خب مخاطب این گروه هم کم است.

منظور من این است که به صورت کلی تعداد تماشاگران در سالن‌های سینما کم است و معدود فیلم‌هایی پیش می‌آید که در همه سئانس‌هایش سالن سینما پر باشد.
نه، این طور نیست. ظرفیت اشغال در سالن‌هایی که فیلم‌های جریان اصلی اکران می‌شود، اتفاقا خیلی بالا است. شصت درصد از فروش کل سینمای ایران متعلق به پنج پردیس است. این گروه از هر پردیس یک سالن گرفته است. یعنی یک چیزی حدود بیست درصد ظرفیت نمایش عمومی از جریان اصلی گرفته شده که این کاملا غلط است. ببینید، سینمای فرهنگ همیشه جزو چهارمین یا پنجمین سالن پرفروش ایران است. این سینما چون دولتی است، هجده هفته یک فیلم را در سالن اصلی‌اش اکران می‌کند. سینمای دولتی یعنی همین. دولت می‌گوید این سینما از آن من است و می‌خواهم هجده هفته یک فیلم را در سالن اصلی‌اش روی پرده نگه‌ دارم. سینمای دولتی عیبش این است و هنروتجربه هم کامل در اختیار دولت است.

دولت باید به جای این که خودش مستقیم وارد عمل شود، بستر سازی کند. مثلا برای هنروتجربه سالن‌های مخصوص بسازد. کاری ندارد ، به جای این همه تولید فیلم‌های خنثی، هزینه‌اش را بگذاریم یک سالن خوب در یک نقطه مناسب برای این نوع فیلم‌ها بسازیم

اما اگر این گروه وجود نداشت باتوجه به اکران فشرده سینمای ایران، ممکن بود خیلی از همین فیلم اولی‌ها که درست یا نادرست فیلم‌شان در بخش هنروتجربه اکران می‌شود، هیچ وقت رنگ اکران را به خودشان نبینند. مانند فیلم بهمن که الان در بخش هنروتجربه اکران شده و خیلی فیلم‌های دیگر که ممکن بود فیلم‌سازش هیچ‌وقت یک اکران حرفه‌ای را نتواند تجربه کند.
ببینید، این فیلم‌ها باید تحت عنوان هنروتجربه تولید شوند، نه این که چون در جریان اصلی اکران جایی برای‌شان پیدا نمی‌شود، در این گروه اکران شوند. این مخلوط شدن همه چیز باهم هیچ‌وقت نمی‌تواند مخاطب حرفه‌ای پیدا کند. مخاطب یا مهم است یدولت نباید یک جریان مزاحم برای نمایش عمومی راه بیندازد. درحالی که هنروتجربه می‌تواند یک جریان مهم مستقل باشد که کیفیت خودش را دارد. به نظرم این شکل اکران فیلم‌ها در این گروه باعث نمی‌شود که هنروتجربه همیشه مخاطب خاص خودش را داشته باشد.

اما به نظر می‌رسد در نهایت این اکران برای آن دسته از فیلم‌سازانی که فیلم اول‌شان را ساختند یا به صورت حرفه‌ای فیلم مستند و کوتاه می‌سازند و دوست هم ندارند زمانی فیلم بلند داستانی بسازند، این امکان را فراهم می‌کند که در یک فضای حرفه‌ای فیلم‌شان نمایش داده شود.
خب این چه کمکی به آن فیلم‌ساز می‌کند؟ چند نفر از آن‌ها توانستند فیلم دوم و سومی بسازند؟ حالا ما انبوهی از فیلم‌سازان یک فیلمی داریم. حرف من این است که اگر این جریان به صورت درست و اصولی پیاده شود، این فیلم‌سازان می‌توانند یا وارد جریان اصلی شوند یا همان سینمایی را که دوست دارند در همان مسیر ادامه دهند. اما معمولا ادامه نمی‌دهند. دلیلش همین پراکندگی و مخلوط بودن همه چیز با هم است.

علیرضا رئیسیان 1

اما نمی‌شود انکار کرد که طرح هنروتجربه به هر حال فرصتی است برای فیلم‌سازان جوان تا فیلم‌های‌شان به نمایش دربیایند.
من هم می‌گویم باید این فیلم‌ها نشان داده شوند و سر این موضوع اصلا باهم اختلاف نظر نداریم. من حرفم درباره‌ نوع اکران و نشان دادن این فیلم‌ها است.

شما پیشنهاد مشخصی برای نوع اکران این فیلم‌ها دارید؟
بله، به جای این که هفت سالن اصلی از سالن‌های اکران‌های جریان اصلی سینما را به این گروه اختصاص دهند، می‌توانند  سه سالن خانه هنرمندان، سالن خانه سینما و سالن موزه سینما را برای نمایش فیلم‌های این گروه در تظر بگیرند. همین‌ها هم به نظرم کافی است. برای این که وقتی خودشان آمار تعداد تماشاگران را می‌دهند، تعدادشان خیلی پایین است. خب برای این تماشاگر پایین که نباید سالن اصلی سینما را درگیر کرد.

بگذارید یک مثال بزنم. در هفته اول اکران فیلم «بوفالو» می‌خواستم بروم سینما و فیلم را تماشا کنم. چون این فیلم در جریان اصلی اکران شده، باید حداقل پنج نفر داخل سالن باشند تا فیلم را نمایش دهند. اما من هر بار تعداد بلیت‌های فروخته شده را چک می‌کردم که مطمئن شوم مثلا اگر تا چهارسو یا کوروش می‌روم، درنهایت فیلم نمایش داده خواهد شد. این اتفاق درباره خیلی فیلم‌های دیگر هم رخ می‌دهد. به همین دلیل است که می‌گویم به هر حال تعداد تماشاگران در سینما چندان چشم‌گیر نیست.
چون اسم فیلم خاصی را بردید، بگذارید برای‌تان توضیح دهم که آن فیلم اصلا برای جریان اصلی ساخته نشده است. آقای سجادی ‌حسینی فیلم‌نامه این فیلم را دو سه سال قبل پیش من آورد و من به او گفتم که این فیلم برای سینمای بلند داستانی و حرفه‌ای مناسب نیست. بنابراین تولیدش هم بی‌معنی خواهد بود. بعد دوست دیگری که اتفاقا حرفه‌ای است آن فیلم را تهیه‌ کرد و نزدیک یک میلیارد تومان هم برای فیلم هزینه کرد. حالا به قول شما اکرانش این طوری پیش می‌رود و اصلا بیننده هم ندارد. چون نه آن سرمایه، سرمایه‌ای است که به بازگشتش فکر شده و نه عوامل برای‌شان مهم است که مخاطب آن فیلم را ببینند. برای این است که من می‌گویم برنامه‌ای در هیچ کدام از بخش‌های سینمای ما وجود ندارد. نه در جریان اصلی، نه در هنروتجربه، نه در نمایش فیلم‌ها در جشنواره‌های خارجی و نه حتی در جشنواره‌های داخلی. اصلا برنامه‌ای وجود ندارد. بعد می‌ماند یک شورای صنفی که هر کسی بخواهد هر بد و بی‌راهی به آن می‌گوید. جوان‌ها هم فیلم‌های‌شان در هنروتجربه اکران می‌شوند و راضی هستند. در هیچ جای دنیا خروجی سینمای‌شان را این طور تعریف نمی‌کنند که همه چیز باری به هر جهت باشد. این اتفاق فقط برای فیلم «بوفالو» نمی‌افتد. «ارغوان» و «ماهی سیاه کوچولو» و خیلی فیلم‌های دیگر هم چنین سرونوشتی دارند. بعد ولی باز هم از همین دست فیلم‌ها تولید می‌شود. یک کارگردانی داریم که در زمان آقای شمقدری فیلم‌ساز شد و تا الان شش فیلم ساخته است. در حالی که من در مدت سی سال شش فیلم ساختم. هیچ کدام از فیلم‌های آن کارگردان در هیچ جشنواره داخلی و خارجی و اکران موفق نبوده، ولی هم‌چنان فیلم می‌سازد. خب، یکی  نیست بگوید بالاخره چهارچوب این نوع تولیدات چیست و قرار است چه اتفاقی برای تولید این نوع فیلم‌ها در سینمای ایران بیافتد. این یعنی بی‌برنامه بودن دولت و عدم مدیریت صحیح.

 دولت باید زمینه فعالیت بخش خصوصی در جریان اصلی را فراهم کند. دولت باید به جای این که خودش را مستقیم وارد عمل کند، بستر سازی کند. مثلا برای هنروتجربه سالن‌های مخصوص بسازد، کاری ندارد که. به جای این همه تولید فیلم‌های خنثی، هزینه‌اش را بگذاریم یک سالن خوب در یک نقطه مناسب برای این نوع فیلم‌ها بسازیم

بروز چنین اتفاق‌هایی و ظهور این کارگردان‌ها کمی اجتناب‌ناپذیر است. چون به هر حال کارگردان‌هایی از این دست، به هر دلیلی توانستند باتوجه به کارنامه ناموفق‌شان هم‌چنان سرمایه‌گذار و تهیه‌کننده برای ساخت فیلم‌های‌شان بعدی‌شان پبدا کنند.
نه، اصلا. اگر دولت کنار برود به هیچ‌وجه اجتناب‌ناپذیر نیست. دولت باید زمینه فعالیت بخش خصوصی در جریان اصلی را فراهم کند. دولت باید به جای این که خودش  مستقیم وارد عمل شود ، بستر سازی کند. مثلا برای هنروتجربه سالن‌های مخصوص بسازد. کاری ندارد ، به جای این همه تولید فیلم‌های خنثی، هزینه‌اش را بگذاریم یک سالن خوب در یک نقطه مناسب برای این نوع فیلم‌ها بسازیم. در مدت یک سال هم می‌شود ساخت. چون این‌ها سالن‌های وسیع و چند منظوره‌ای که نخواهند بود.
یعنی شما فکر می‌کنید مدیران سینمایی به چنین ایده‌هایی فکر نکردند؟
به نظر من فکری وجود ندارد. اختلاف من با شما این است که شما از دولت و این سیستم دفاع می‌کنید، اما واقعا فکری در پشت صحنه این اتفاق‌ها وجود ندارد.

من مدافع صد در صد نیستم و خب تجربه‌ام هم از شما کمتر است. ولی به نظرم نمی‌شود این طور گفت که به قول شما در پشت صحنه این تصمیمات فکری وجود نداشته باشد.
من با اطمینان به شما می‌گویم که وجود ندارد. نه در این دولت و نه در دولت قبلی و همه دولت‌های پیشین. یک سیکل معیوب است که مدام تکرار می‌شود. ببینید اگر یک مدیریتی برای‌اش بهبود وضع سینما مهم باشد یا خودش متخصص آن امر است یا از متخصصان مشورت و همراهی می‌گیرد. وقتی مانند مدیران فعلی و قبلی نه خودش متخصص است و از هیچ متخصصی هم مانند دوستان و رفقای خودش استفاده نمی‌کند، نتیجه‌اش این می‌شود. اگر آمار فیلم‌هایی که امسال با حمایت دولت ساخته شده است را بدهند، خواهیم دید که چند درصدشان در همین جشنواره فجر موفق خواهند بود. من می‌دانم که فیلم‌هایی همین امسال با حمایت دولت تولید شده است که از لحاظ کیفی آن قدر ضعیف بودند که حتی در جشنواره فجر معمولی هم پذیرفته نشدند. و این گرفتاری بزرگی برای سینمای ما است.

 

 عکس: یاسمن ظهور طلب