هنر و تجربه – امیر محقق: قوانین سینما چطور می‌توانند به فرم جدید و تازه‌وارد واقعیت مجازی ترجمه شوند؟ ورنر هرتزوگ در جشنواره امسال ساندنس مستندی دارد به نام «عجیب و غریب: توهمات دنیای ارتباطات» که به تأثیر اینترنت و پلتفرم‌های جدید در دنیای مدرن می‌پردازد. واقعیت مجازی(Virtual Reality) با نام اختصاری V.R که تجربه حضور حسی و فیزیکی را به صورت مجازی فراهم می‌کند، از همین فرمت‌های جدید است که ورودش به صنعت نمایش، معادلات را برهم زده و معنای جدیدی را به نوع تجربه تماشاگر از یک محصول نمایشی بخشیده است. واقعیت مجازی فناوری است که در آن محیطی مجازی در جلوی چشمان کاربر قرار می‌گیرد و براساس حرکت سر و بدن با آن محیط مجازی تعامل برقرار می‌کند. به عبارت دیگر هنگامی که یک فرد هدست واقعیت مجازی را بر روی سر خود نصب می‌کند، در جلوی چشمان خود محیطی را مشاهده می‌کند که براساس تغییر موقعیت بدنش، آن‌چه می‌بیند تغییر می‌کند و ذهن ببیننده پس از مدتی می‌پذیرد که در یک محیط واقعی قرار گرفته است. اما ورود این فرمت جدید، که جشنواره ساندنس نیز امسال بخش ویژه‌ای را به آن اختصاص داده است، چه قدر می‌تواند ماهیت سینما را عوض کند. ورنر هرتزوگ کارگردان نامدار آلمانی به این پرس پاسخ می‌دهد.

 

تاکنون چه تجربیاتی با V.R داشته‌اید؟

به شکل‌های مختلف. برخی از آن‌ها رئالیستیک بودند و در فرم مستند. که ظاهر خوبی هم پیدا کردند اما از دیدن وضوح بیش از حد آن خسته می‌شوید. انیمیشن‌ها ظاهر بهتری در V.R داشتند. مناظر ساخته شده به صورت دیجیتال، باورپذیری بیشتری برای من دارند.

می‌شود اسم این تجربیات را سینما یا فیلم گذاشت؟

نه. من کاملاً بر این باورم که واقعیت مجازی نوعی از سینما یا سینمای سه بعدی نیست. یک فرمت و پلتفرم جدید و متفاوتی است که تا کنون تجربه نشده است. مورد عجیب این است که معمولاً در تاریخ فرهنگ، قصه‌های جدید و روایت های جدید داریم و سپس تلاش می‌کنیم تا برای ارائه آن‌ها ابزار جدیدی را بسازیم. یا تصور خلق معماری جدیدی نظیر خانه اپرای سیدنی را داریم که تکنولوژی رسیدن به آن را ممکن می‌کند. پس ابتدا محتوا را داریم و سپس تکنولوژی لباسی را برای ارائه آن می‌دوزد. در مورد واقعیت مجازی، تکنولوژی را به دست آورده‌ایم اما هنوز ایده روشنی برای پر کردن آن با محتوای خاصی را نداریم.

زمانی گفته بودید که سینما قدرتمندترین ابزار روایت احوال انسان است.

نه. منظورم احوال آدمی نبود. این حرف من به اشتباه نقل شده است. امروزه سینما قوی‌ترین ابزار برای بیان حالات درونی‌مان است. در قرن‌های گذشته و فرهنگ‌های قدیمی، ادبیات، مجسمه‌سازی یا معماری این کارکرد را داشتند.

فکر می‌کنید واقعیت مجازی، ابتکار تکنولوژیک بعدی برای بیان احوال و وضعیت انسان است؟

در حال حاضر که اینطور نیست. در برخوردهای کوتاهی که با این فرمت داشته‌ام، عملکرد آن به نظرم معمولی و نسبتاً مناسب بود اما در فرم آن، پتانسیل بیان دقیق و واقعی هستی خودمان را ندیدم. این اتفاق در جای دیگری دارد می‌افتد. مثلاً در اینترنت، که احتمالاً حیات مستقل و خودگردانی پیدا خواهد کرد. من تنها می‌توانم در این باب، سوال مطرح کنم. باید ببینیم می‌توانیم رویاهایمان را از طریق واقعیت مجازی بیان و ارائه بکنیم؟ زمان پاسخ این موضوع را می‌دهد.

واقعیت مجازی

آیا چیزی به اسم داستان غیرواقعیت مجازی هم داریم؟

از همین‌جا باید شروع کرد به جواب دادن به سوال مطرح شده. در تمام برخوردها و تعاملات انسانی، نوعی ابهام و عدم قطعیت وجود دارد. حتی ارتباطات شخصی بدون شبهه هم در تمام جوامع بشری و در بین همه اقشار آن ابهام دارد. برای مثال وقتی در فیس بوک هستید. این ابهام و معنای آن، منبع تمام سوالات ماست. آیا همین الان هم در واقعیت مجازی زندگی می‌کنیم؟ آیا روم باستان در دوران ماقبل تاریخ در نوعی واقعیت مجازی وجود داشت؟

یک‌بار برای دیدن یکی از دوستان در حال مرگ‌تان از مونیخ تا پاریس را با پای پیاده رفتید. اگر کل آن سفر را فیلم می‌گرفتید و یک نفر با پوشیدن هدست V.R به طور مجازی پا جا پای شما بگذارد و آن سفر را تجربه کند کند چه؟ این دو مشابه نیستند؟

این‌که از کل آن سفر فیلم بگیریم چیز چرندی درمی‌آید. به همین دلیل است که در سینما، در یک فرم خلاصه شده از زندگی، قصه‌ها و تجربیات زندگی می‌کنیم. به دلیل همین فشرده شدن است که سینما تأثیر خود را می‌گذارد.

گفته‌ بودید این‌که فیلم «غار رویاهای فراموش‌شده» به صورت سه بعدی فیلم‌برداری و دیده شود یک امر ضروری بوده است. فکر می‌کنید زمانی برسد که تجربه کردن یک فیلم با واقعیت مجازی، یک ضرورت باشد؟

فرمت سه بعدی به این دلیل برای آن فیلم ضروری بود چون سی و دو هزار سال پیش، نقاشی‌ها روی دیوارهای صاف کشیده نمی‌شدند بلکه روی دیوارهای مواج نقش می‌بستند.  به همین دلیل چاره‌ای جز فیلم‌برداری به صورت سه بعدی نبود. البته فیلم گرفتن از این غار به صورت واقعیت مجازی هم کار جالبی می‌شود اما با این حال حواسمان تنها به یک نقطه معطوف می‌شود و بعداز آن باید بچرخیم و سعی کنیم به شناخت محیط برسیم. این کار ضروری نیست بلکه انجامش جالب از آب در می‌آید.

بعد از ساخت آن فیلم گفته بودید که مردم بعد از دیدن «غار رویاهای فراموش‌شده» حس نمی‌کنند فیلمی در مورد یک غار دیده‌اند، بلکه حضور در یک غار را تجربه می‌کنند. کسانی که با V.R کار می‌کنند هم اعتقاد دارند که به جلد کاراکتر فرو می‌روند . این‌که خود فیلم به عنوان یک تجربه ثانوی برشمرده شود ممکن است با واقعیت مجازی رخ دهد؟

سینما معمولاً چنین فرصتی را فراهم نمی‌کند اما حالا با واقعیت مجازی چرا. وقتی با واقعیت مجازی صحنه کنار هم بودن آشپزی یک خانواده را می‌بینی خودت را بین آن‌ها حس می‌کنی و با چرخاندن سرت، با آن‌ها حرف می‌زنی. این خیلی جالب است که محیط هم به یکی از کاراکترهای فیلم تبدیل می‌شود.

آیا V.R مفهوم کلوزآپ را از بین می‌برد؟ گرفتن کلوزآپ در زندگی واقعی خیلی موشکافانه است. نمی‌شود به عنوان یک فرد واقعی به صورت فرد مقابلت در واقعیت مجازی به میزان یک کلوزآپ نزدیک شوی!

تا حالا به این قضیه فکر نکرده بودم. همانطور که می‌بینی این‌ها همه مسائلی است که تازه دارد به ذهنمان می‌رسد. درک ما از ذهن و فکرمان در این فرم، در اوایل کارش است. الگوهای ذهنی ما از این بابت اعجاب‌برانگیز هستند.

وقتی به طور کلاسیک فیلم می‌بینیم می‌توانیم برای لحظاتی چشمانمان را ببندیم و خودمان را روی صندلی حس کنیم. اما حین تماشای V.R حتی اگر چشمانمان را ببندیم باز هم حس می‌کنیم در اتاقی مجازی هستیم و راه فراری نیست. فکر می‌کنم این ویژگی بتواند توسط یک فیلم‌ساز به کار گرفته شود تا با اسیر نگه‌داشتن مخاطب، استفاده بهینه‌ای از آن در ژانر فیلم‌های ترسناک بکند.

باید به آن فکر کنم. نگاه تیزبینانه‌ای دارید. اگر بخواهیم خیلی فلسفی و البته آزاردهنده به آن نگاه کنیم، ما تمام مدت در یک واقعیت مجازی نهفته در یک ابهام مجازی زندگی می‌کنیم.

 

 

منبع: مجله نیویورکر