هنر و تجربه – سوگند نیازمند: ابراهیم ایرج‌زاد کارگردان فیلم کوتاه «چند کیلومتر دورتر» که در دوره اول اکران فیلم‌های کوتاه در گروه هنروتجربه حضور داشت، این بار هم با فیلم «زنی پوشیده با گردنبند» که یک قصه اقتباسی است، در بخش فیلم کوتاه روز دو به گروه هنرو تجربه آمده است. به بهانه اکران فیلم او و حضورش برای بار دوم در گروه هنر و تجربه به سراغش رفتیم تا گپی کوتاه پیرامون فیلمش با او بزنیم.

ایرج‌زاد در ابتدای گفت‌وگویش به قصه و ایده فیلم خود اشاره می‌کند:« مدت زیادی بود که به دنبال قصه‌ای تازه برای اقتباس، لابه‌لای آثار نویسنده‌های ایرانی و خارجی پرسه می‌زدم تا بتوانم آن چیزی را که به دنبالش هستم از میان‌شان پیدا کنم. دو اقتباس قبلی‌ام از سه گانه «عشق، یک روایت غمگین» بر اساس داستانی از ایتالو کالوینو و «چند کیلومتر دورتر» بر اساس داستانی از یوریک کریم مسیحی بود. این قصه‏‌ها با اینکه فضایی زنانه داشتند اما به قلم نویسنده‌های مرد بودند.نویسنده‌هایی که نگاه‌شان به زن، نه مرد سالارانه و البته نه فمینیستی بود و  بیشتر یک رویکرد روشن‌گرانه به واقعیت‌های جامعه داشت. این‌بار اما آنچه را جست‌وجو می‌کردم، در قلم یک زن یافتم.کتاب «پونز روی دم گربه» مجموعه داستان آیدا مرادی آهنی نظرم را جلب کرد. پازلی که هر داستانش تصویری از شمایل زن ایرانی بود.»

نقش محوری این فیلم کوتاه را رویا نونهالی بازی می‌کند، ایرج‌زاد درباره انتخاب این بازیگر می‌گوید:« وقتی که داستان را خواندم، اولین تصویری که از شخصیت خانم هاشمی قصه در ذهنم شکل گرفت، چهره خانم رویا نونهالی بود. ایشان به لحاظ ویژگی‌های ظاهری و رنگ چشم بسیار به شخصیت نزدیک بودند، به همین دلیل به گزینه دیگری به جز خانم نونهالی فکر نمی‌کردم. خوشبختانه مرحوم قوکاسیان من را به ایشان معرفی کردند و خانم نونهالی هم فیلم‌نامه را خواندند و لطف و محبت ایشان شامل حال من شد و در کمال متانت و حرفه‌ای بودن در پروژه کار کردند. مهرداد صدیقیان هم با خواندن فیلم‌نامه بی‌درنگ پاسخ مثبت داد. و این‌گونه یکی از مهم‌ترین کارهای من در حیطه زنان که همیشه دغدغه‌ام بود، ساخته شد.»

زنی پوشیده با گردنبند

ایرج‌زاد واکنش مخاطبان را در تماشای فیلمش مثبت ارزیابی می‌کند:« این فیلم در جشنواره‌ها نمایش داده شده‌است و در جمع‌های زیادی با مخاطبان به تماشای آن نشستم. خوشبختانه واکنش‌ها مثبت بوده و بیشتر کسانی که فیلم را دیدند، محبت داشته‌اند.»

ایرج‌زاد در ادامه در پاسخ به سوالی پیرامون فیلم‌سازی در فضای تجربی می‌گوید:« تا الان سعی کرده‌ام، در هرکدام از فیلم‌های کوتاهم روایتی متفاوت داشته‌باشم. نمی‌دانم تا چه حدموفق بودم اما فکر می‌کنم فیلم‌هایم به لحاظ فرم روایی شباهت مطلق با یکدیگر نداشته‌باشند. به نظرم گاهی همه تفاوت‌ها در مسیر فیلم‌سازی در ساختار فیلم میسر می‌شود. کار هنرمندان این است که وقتی اثری خلق می‌کنند، آن را از صافی ذهن خودشان عبور دهند و اگر این اتفاق بیافتد می‌توان گفت با خلق یک اثر متفاوت روبه‌رو هستیم. سینمای ایران از تکرار مکررات به جایی نخواهد رسید و چیزی عایدش نمی‌شود. به نظرم این همان تجربه کردن است. فیلم‌سازهایی که حرف تازه‌ای زده‌اند، شاخص شده‌اند و فیلم‌سازهایی که تکرار مکررات داشته‌اند، به تاریخ پیوستند.»

او در ادامه گفت‌وگو با سایت هنروتجربه خبر از ورودش به عرصه فیلم‌سازی بلند می‌دهد:« چند ماهی می‌شود که پروانه ساخت فیلم بلند خود را گرفته‌ام اما متاسفانه ساخت آن برای جشنواره فیلم فجر امسال میسر نشد و به علت مهیا نشدن شرایط مالی، کمی به تعویق افتاد. اگر خدا بخواهد همه تلاش ما بر این است که فیلم را در اسفند ماه کلید بزنیم اما قبل از آن قرار است یک فیلم‌نامه با مضمون دفاع مقدس بسازم. فیلم کوتاه جدیدم که در بندرانزلی می‌گذرد هم یک فیلم‌نامه اقتباسی است و داستان یک گروه تفحص را به تصویر می‌کشد.»

ایرج‌زاد در پایان صحبت‌هایش ضمن تاکید این نکته که گروه هنروتجربه اتفاق درست و مهمی در سینمای ایران است،انتقادش را به شیوه اکران فیلم‌های کوتاه در گروه هنروتجربه مطرح می‌کند:« من و خیلی از دوستان به طور مکرر راجع به بحث اکران فیلم‌های کوتاه صحبت کردیم. اما جا دارد باز هم به این نکته اشاره کنم که چون اکران فیلم‌ها در گروه هنرو تجربه به لحاظ مدت زمانی وسیع است، در هر سانسی که یک فیلم بلند به نمایش درمی‌آید در کنارش چند فیلم کوتاه نیز اکران شود. به نظر من این روش از اکران، روش ایده‌آلی است. در حال حاضر نمایش فیلم‌های کوتاه از لحاظ زمانی اغلب در بدترین سانس‌ها است و معمولا کسی برای تماشا نمی‌رود. در واقع وقتی هنرو تجربه مخاطب خاص دارد، اشکالی هم ندارد که اکران جدیدی را به مخاطبانش عرضه کند. این حرکت باعث می‌شود مخاطبی که حتی فیلم کوتاه را هم نمی‌شناسد با آن آشنا شود. با این حال بارها گفته‌ام ، هنر و تجربه اتفاق درست و مهمی در سینمای ایران است و فیلم‌هایی را به نمایش درمی‌آورد که هیچ‌وقت شانس اکران نداشته‌اند. سینمای ایران می‌تواند با آسیب‌شناسی جایگاه فیلم‌ها را در سبد فرهنگی مخاطب و جامعه ارتقا دهد و هنر و تجربه از این حیث یک نعمت است.»