هنر و تجربه ـ‌ زهرا عزیزمحمدی: تورج منصوری همان‌قدر که به عنوان یک مدیر فیلم‌برداری باسابقه در سینمای حرفه‌ای و به اصطلاح بدنه از جایگاه خاصی برخوردار است از تجربه‌گرایی و ریسک کردن در سینما هم ابایی ندارد؛ این را در بحث‌های مطرح شده در گفت‌وگویی که با او پیش از این و به بهانه بازی در فیلم «یحیی سکوت نکرد» در سایت هنروتجربه منتشر کردیم به وضوح می‌توان دریافت. اما این بار حرف از تهیه‌کنندگی‌ است. نام تورج منصوری این روزها و در بحبوحه جشنواره فیلم فجر در کنار محمد رحمانیان می‌آید. با او درباره «سینما نیمکت»، چند و چون همکاری با محمد رحمانیان و ویژگی‌های منحصربه فرد این فیلم برای تورج منصوری در جایگاه مدیر فیلم‌برداری و تهیه‌کننده صحبت کرده‌ایم.

 آقای منصوری اساسا همکاری بین شما و آقای رحمانیان از ابتدا که ایده این فیلم مطح شد، چطور شکل گرفت؟
از اول قرار بر این بود که من در این کار به عنوان مدیر فیلم‌برداری حضور داشته باشم و گروه تهیه و تولید دیگری به سرپرستی خانم فرشته طائرپور کار را به عهده داشتند اما در همان اوایل راه به خواسته ( و بهتر است بگویم به امر) ایشان من تهیه‌کنندگی این کار را پذیرفتم. مسئولیت خیلی دشواری بود چون قد و قواره من در کار تهیه و تولید در مقایسه با خانم طائرپور خیلی متفاوت است. من مثل شاگرد ایشان هستم. طبیعتا با دید تهیه‌کنندگی، این کار چالش‌های خودش را هم داشت. با همان پیش‌فرض‌های اولیه که برای آن اندیشیده و پروانه ساخت گرفته شده بود کار را شروع کردیم اما به تدریج ناچار شدیم سازماندهی دیگری برای اجرای کار انجام دهیم که با خلق و خو و خصوصیات گروه تولید جدیدی که کار را به عهده گرفته بودند جور در بیاید. طبیعتا توانایی‌ها و تجربه خانم طائرپور در تهیه و تولید از من خیلی بیشتر است، منتها من به دلیل نوع نگاه فنی‌ای که دارم به مقوله تولید هم به شکل دیگری نگاه می‌کنم. بنابراین آن تفاوت‌ها باعث می‌شد، آنچه خانم طائرپور به عنوان زمینه‌چینی برای تولید این کار انجام داده بودند، پایگاه محکم و خوبی شود برای ادامه‌ کار گروه بعدی که با سرپرستی من کارها را انجام می‌دادند.

سینما نیمکت از لحاظ فضاسازی در ادامه حال و هوای تئاترهای آقای رحمانیان است یا در ادامه ادامه فیلم‌نامه‌های سینمایی که نوشته‌اند؟
طبیعتا حال و هوای کار ادامه کارهای آقای رحمانیان است. کاری است که به عنوان قدردانی و ستایش و ادای دین به سینما و سینماگرها و فیلم‌هایی که روی ما تاثیر گذاشته و مجموعه سینما انجام شده. این کار یک بار به شکل خیلی ساده‌تر به‌عنوان یک کار تلویزیونی با همین اسم اجرا شده اما این بار خیلی دقیق‌تر، مفصل‌تر و پروپیمان‌تر برای سینما نوشته شده است. با این همه قطعا کاری است در ارتباط با نمایش. اگر مخاطب نمایش‌های آقای رحمانیان را بشناسد، نمایش‌های ایشان در سال‌های اخیر پیرامون موضوعاتی است که به سینما مربوط می‌شود.

IMG_5988

شما با یک گروه تئاتر کار کردید که چندین تئاتر روی صحنه برده‌اند و می‌شود گفت شما اولین وزنه سینمایی این گروه بوده‌اید، از نظر شما در جایگاه مدیر فیلم‌برداری این فیلم چه ویژگی‌ها یا تازگی‌هایی در ساحت سینما داشت؟
سینما نیمکت یک فیلم تئاتریکال و کلاسیک است. به این دلیل می‌گویم کلاسیک که فیلم سعی کرده روایتی خطی را که در سه زمان مختلف اتفاق می‌افتد، تعریف کند،البته با استنادات تاریخی ولی نه با تعریف مستند تاریخی بلکه با تعریف داستانی که در بستر یک زمان تاریخی می‌تواند اتفاق بیافتد. به همین دلیل این فیلم شبیه به یک اتوبیوگرافی هم هست. یعنی یک قهرمان اصلی دارد، به نام «ناصی نیمکت» که فیلم پیرامون زندگی این شخص می‌چرخد. سه شخصیت محوری دیگر هم طی فیلم به او اضافه می‌شوند؛ «صبا» که یک نوازنده ویولون است، «عطا» که آدمی اهل کارهای فنی و تکنیکی است و «ملی» که یک آمپول‌زن است و در کودکی با ناپدری‌اش در لاله‌زار نمایش اجرا می‌کرده. این چهار نفر با هم یک گروه نمایشی را تشکیل می‌دهند و قصه پیرامون زندگی این چهار نفر در سه مقطع زمانی سال‌های ۶۸، ۷۲ و ۹۳ می‌گردد. اما زمان و مکان در فیلم استنادی به واقعیت ندارد. صرفا به داستان‌هایی در این دوره‌های زمانی پرداخته شده که به موضوعاتی که در این دوران اتفاق می‌افتاده، شباهت دارد. مثلا قصه از زمانی آغاز می‌شود که نوارهای ویدئویی ممنوع هستند، در زمانی که ویدئو آزاد می‌شود ادامه پیدا می‌کند و اکنون یعنی در سال‌های اول دهه ۹۰ قسمت پایانی آن را می‌بینیم. به این دلیل می‌گویم سینما نیمکت یک فیلم تئاتریکال است که متکی است به نمایش و هنرهای نمایشی. 

و این حال و هوای نمایشی از لحاظ تصویری برای شما به عنوان فیلم‌بردار چه تجربه‌های تازه و چالش‌های متفاوتی را در برداشت؟
خب خودبه‌خود وقتی این نمایش به جای صحنه در مکان‌های مختلف و صحنه‌های گوناگونی اتفاق می‌افتد، حال و هوای تصویری متفاوتی به وجود می‌آورد. فیلم‌برداری کردن از یک موضوع نمایشی خودش یک چالش است. اینکه ما بتوانیم احساسات، عواطف و نقاط پنهان حسی که در این نمایش‌ها وجود دارد را به تصویر تبدیل کنیم طوری که در ناخودآگاه تماشاگر تاثیر بگذار و درضمن به صورت یک نمایش ممتد روی صحنه، طویل نباشد، با یک کار سینمایی قابل قیاس نیست.

دلیل اینکه دو نسخه متفاوت از تدوین این فیلم ارائه داده‌اید چیست؟ اصلا این دو نسخه چقدر با هم تفاوت دارند؟
از اواخر خردادماه کار تدوین این فیلم توسط محمد رحمانیان تمام شده بود اما همان موقع تشخیص بنده این بود که این نسخه به دلیل مقداری طولانی بودن ممکن است به لحاظ اکران در سینماهای کشور دچار مشکل شود. نسخه کارگردان حدود دو ساعت بود. ثابت شده که صاحبان سینما بیشتر طرفدار فیلم‌های زیر دو ساعت هستند و هضم فیلم‌های بالای دو ساعت برایشان ثقیل است. به همین دلیل امکان این وجود داشت که این فیلم از نظر طول زمان مطابق میل پخش‌کننده‌ها و سینمادارها نباشد. بنابراین نسخه دیگری از فیلم را توسط حسن ایوبی ادیت کردیم که از ابتدا هم می‌دانستیم این ادیت تجاری فیلم است؛ تجاری به این مفهوم که قابل نمایش عمومی است طوری که مردم بخواهند به خاطر آن پول بپردازند یا تلویزیون‌ها آن را پخش کنند. البته این دو نسخه از نظر شکل روایی هم تفاوت‌هایی با هم دارند. مثلا مقداری نگاه شخصی‌تر کارگردان در نسخه ایشان پررنگ‌تر است که به همین دلیل آن نسخه را برای جشنواره‌های ایران و خارج از ایران آماده کرده‌ایم. من از ابتدا به وزارت ارشاد و دفتر جشنواره به صورت کتبی و شفاهی اعلام کردم ما دو نسخه داریم و بنا به اعتباری که برای کارگردان فیلم‌مان قائل هستیم نسخه مدنظر ایشان را به جشنواره می‌فرستیم. اگرچه این نسخه طولانی‌تر است و ما پروانه نمایش را قبل از جشنواره برای نسخه کوتاه‌تر گرفته بودیم اما بنده خواستم که هیچ سوءتفاهمی نه برای مطبوعات و نه برای کسانی که خارج از حیطه فرهنگ در جریان این تفاوت قرار می‌گیرند، به وجود نیاید. رسما اعلام می‌کنم نسخه کارگردان نسخه‌ای است که به جشنواره می‌آید و نسخه‌ای که بنده اعتقاد داشتم برای فروش و اکران عمومی مناسب‌تر است بعد از این به سینماهای کشور خواهد آمد که کمی با هم متفاوت‌اند که در واقع بعضی از قسمت‌های فیلم را ساده‌فهم‌تر کرده است. ما نسخه اکران را اصلا به هیات انتخاب ندادیم و همین نسخه کارگردان برای جشنواره دیده و انتخاب شده‌است. تمام این کارها را در یک سکوت خبری انجام دادیم تا فیلم فارغ از هر گونه جنجال و پیش‌داوری بتواند در بستر صحیح خودش جلو برود و به اتمام برسد. این سیاستی بود که حتی اگر بتوان اسمش را محافظه کاری گذاشت از جانب بنده اتخاذ شد و همین سیاست باعث شد که فیلم بدون مشکل به پایان برسد.

IMG_0438

از آنجایی که خودتان هم در تدوین نهایی ملاحظاتی درباره مخاطب عام و خاص این فیلم در نظر گرفته‌اید، سینما نیمکت چه قرابتی با ماهیت بخش هنرو تجربه یا چه ویژگی‌هایی برای مخاطب دارد؟
من از ابتدا فیلم را برای هنروتجربه در نظر نگرفته بودم و فرم بخش هنروتجربه را پر نکرده بودم، بلکه آن را برای بخش سودای سیمرغ و نگاه نو ارائه داده بودم. تصورم هم این بود که جزو فیلم‌های دیدنی و خوب امسال است و تقریبا هم شک نداشتم که فیلم حتما به بخش سودای سیمرغ خواهد رفت. به این دلیل که کسانی که در این فیلم کار کردند افرادی هستند که پشت صحنه جزو  افراد طراز اول حرفه سینما هستند از مجید اسکندری طراح گریم تا محسن شاه‌ابراهیمی طراح هنری و موسیقی که فردین خلعتبری کار کرده و تک تک بازیگران  که نقش‌هایی آفریدند که فکر می‌کنم همه کسانی که به سینما علاقه‌مند هستند به نحوی بازی آن‌ها را تحسین می‌کنند. من در حرفه خودم به عنوان فیلم‌بردار در سال‌های گذشته تلاش زیادی کرده بودم و عادت داشتم به اینکه در این رشته کاندیدا بشوم. ممکن است هر فردی که در جشنواره شرکت می‌کند، جایزه را حق خودش بداند ولی من حتی برای خودم حقی قائل نبودم. در طول این سال‌ها برایم اهمیتی نداشت که سیمرغ بلورین به دست من داده می‌شود یا همکاران دیگرم. شرکت خود من در جشنواره به این دلیل بود که فکر می‌کنم وقتی ارکان یک فیلم کار ارزشمندی کرده باشند، در رقابت و قضاوت همدیگر باعث می‌شوند تا سینما در سال آینده یک قدم جلوتر برود. این یعنی رقابتی سازنده  ایجاد خواهد شد. به همین دلیل فکر می‌کردم فیلم سینما نیمکت قطعا در بخش مسابقه جا خواهد گرفت و اگر به آن کم لطفی شود یا مجموعه فیلم‌های بخش مسابقه خیلی سطح بالا باشند قطعا بین ۱۱ فیلم اول قرار می‌گیرد. ولی متاسفانه به خاطر سلیقه هیات انتخاب یا شرایط موجود، فیلم در این دو بخش پذیرفته نشد. بعد متوجه شدم دوستان در بخش هنروتجربه تعداد زیادی فیلم را دیده‌اند و این فیلم جزو سه چهار فیلمی بوده که در ابتدا تشخیص داده‌اند به کار این بخش می‌آید. بنابراین از من درخواست کردند که فیلم در این بخش باشد. طبیعتا من هم احساس کردم ما این فیلم را برای تماشاگران تهیه کردیم و هدف‌مان هم از دادن فیلم به جشنواره این نبوده که بخواهیم روی سکویی بایستیم و در رقابتی برنده چیزی باشیم. بیشتر می‌خواستیم کارمان در کنار کارهای دیگر دیده شود. پس دیدم به این شکل می‌توان فیلم را به مردم نشان داد و بعد نظر عموم تماشاگران و قضاوت‌شان را دریافت کنیم. به این شکل ما به عنوان کسانی که فیلم را ساخته‌ایم، متوجه می‌شویم اشتباهات‌مان کجاست یا اگر نقاط قوتی وجود دارد و از طرف هیات انتخاب نادیده گرفته شده دوستان به نقاط ضعف‌شان در انتخاب نکردن این کار پی ببرند. پس به این نتیجه رسیدم که بهتر است فیلم دیده شود و پذیرفتم که فیلم در بخش هنروتجربه نمایش داده شود. با افتخار هم پذیرفتم نه اینکه فکر کنم بخش هنر و تجربه بخش کوچک و بی‌اهمیت‌تری نسبت به دو بخش دیگر است. فقط از آنجایی که افراد پشت دوربین اکثرا از کسانی بودند که می‌شد کار تخصصی‌شان را در رقابت با همکاران دیگر در جشنواره به قضاوت گذاشت و در هنر و تجربه تنها خود فیلم قضاوت می‌شود، افسوس خوردم. الان هم خوشحالم که فیلم در این بخش است. شاید سینما نیمکت با تعریفی که از کار تجربی در کشور ما وجود دارد جور در نیاید اما در میان سایر فیلم‌ها جایگاهش را پیدا می‌کند و آرزویم این است که فیلم به خوبی توسط تماشاگران دیده شود.