هنر و تجربه: فیلم «تمرین برای اجرا» آخرین قسمت از سه گانه «فیلم و نمایش» محمدعلی سجادی است. بعد از مستند «حمید هما» و مستند – داستانی «کارد و کلوچه» سجادی فیلم بلند داستانی «تمرین برای اجرا» را جلوی دوربین برد که اولین حضور سینمایی او بعد از هشت سال و فیلم «مخمصه» در سال ۸۶ به حساب می‌آید. داستان فیلم تمرین برای اجرا داستان کارگردان تئاتری است که با گردآوریِ گروهی از بازیگران و عوامل همیارش، داستان سیاوش را از روی شاهنامه فردوسی می‌خوانند و آن را برای اجرایی احتمالی تمرین می‌کنند. محمدعلی سجادی در گفت‌وگو با سایت هنر و تجربه از موضوع فیلم تازه خود و قرابت آن با گروه هنر و تجربه می‌گوید:« تمرین برای اجرا یک فیلم تجربی نیست اما در عین حال تجربه‌ای است در کار با یک موضوع مهم و غفلت شده. در سینمای ملی ما جای شاعر ملی خالی است و این خیلی غم انگیز است. یک شاعر ملی حماسه‌سرا داریم که همه ما به او می‌بالیم و کنگره و همایش و بزرگداشت‌های زیادی برای او برگزار می‌شود اما در سینمای ایران جز یکی دو تجربه هیچ کاری به شکل جدی درباره او انجام نشده است. فکر می‌کنم این اتفاق خیلی مهمی است که شاهنامه را محور مرکزی یک فیلم قرار دهیم.»

او با تاکید بر اینکه یکی از اهداف او از ساخت این فیلم احیای شاهنامه‌خوانی برای نسل جوان است اظهار امیدواری کرد بتواند روی نسل جدید تاثیرگذار باشد:« برای من خیلی مهم است که در این فیلم نقالی، پرده‌خوانی و سنت‌های مهجور مانده که الان دیگر کارکردهایشان عوض شده و در سیاست رسمی هم به آنها بهایی داده نمی‌شود به اجرا در می‌آید. بازیگران من که خیلی برای بازی در این فیلم زحمت کشیده‌اند شاهنامه را یک بار می‌خوانند. خوشحال می‌شوم که نسل جدید کمی با این فیلم برانگیخته شود چرا که همه هم و غم من در این فیلم همین بوده. به هر حال شاهنامه متنی است که هزاران سال پیش نوشته شده هرچند بسیاری از واژگان ما و بیان امروزمان را وامدار  دیوان عظیم حکیم توس هستیم ولی به هر صورت از زندگی امروزی ما دور است و شاید کمی غریب به نظر بیاید ولی وقتی این مضامین تصویری می‌شوند می‌توان امید داشت با نسل جدید هم ارتباط برقرار کند. به هر حال من سعی کرده‌ام در حد توان خودم و گروهم فضای آن را برای مخاطب امروز ملموس کنم.»

سجادی با اشاره به سه گانه «فیلم و نمایش» و ارتباط سه فیلم با هم می‌گوید:«من کارد و کلوچه را به نوعی قربانی تمرین برای اجرا کردم و امیدوارم این فیلم هم به اکران دربیاید. فیلمبرداری کارد و کلوچه از آذرماه سال گذشته شروع شد و آن فیلم که یک فیلم مستند- داستانی است را هم برای اکران در هنر و تجربه درنظر گرفته‌ام. کارد و کلوچه بخش دوم  حمید هما  است اما تمرین برای اجرا  در ادامه یا در ارتباط با دو فیلم قبلی نیست بلکه فقط در استفاده از ساحت نمایش در سینما است که با آن دو اشتراک دارد. محور هر سه فیلم تئاتر است. اگر حمید هما مستندی است درباره دو چهره تئاتری، کارد و کلوچه در ارتباط با بچه‌های همان آموزشگاه و درواقع شاگردان خود من است که گفت‌وگویی بین فضای مستند و داستانی است. اما در تمرین برای اجرا یک فیلم کاملا داستانی داریم.»

یک شاعر ملی حماسه‌سرا داریم که همه ما به او می‌بالیم و کنگره و همایش و بزرگداشت‌های زیادی برای او برگزار می‌شود اما در سینمای ایران جز یکی دو تجربه هیچ کاری به شکل جدی درباره او انجام نشده است

این کارگردان همچنین درباره حضور شمس لنگرودی به عنوان بازیگر در فیلم خود توضیح می‌دهد:«سابقه رفاقت ما در این همکاری موثر بود. در این فیلم من یک سکانس مرکزی داشتم که با محوریت کاراکتری که محققی اصول‌شناس بود پیش می‌رفت. زحمت ایفای این نقش را به شمس دادم و او هم لطف کرد و خواهش من را پذیرفت که این فصل را بازی کند. به هر حال این کاراکتر از خود شمس لنگرودی دور نیست. جدا از اینکه من خیلی خوشحالم که یک یادگاری خوب از دوست خوبم در فیلمم دارم اما کارکرد او هم در فیلم موثر است. ایشان هم در تجربه‌هایی که داشتند نشان دادند جلوی دوربین خیلی راحت هستند و ما هم نهایت بهره را از این دوستی‌ و استعداد بردیم.»

تمرین برای اجرا 1

 

سجادی که خودش هم در فیلمش در نقش کارگردان تئاتر بازی کرده در این باره می‌گوید:« پیش از این فیلم در کارد و کلوچه و فیلم‌های دوستان دیگر نقش‌های کوتاهی را بازی کرده بودم. اما در تمرین برای اجرا شرایط متفاوت بود. ما برای نقش کارگردان تئاتر جست‌وجوی زیادی کردیم و در نهایت به این رسیدیم که به ضرورت ترکیب بازیگران، خودم این نقش را به عهده بگیرم. تشخیص بعضی از دوستان و همکاران هم این بود که به دلیل آنکه این یک نقش چندلایه است و به نوعی نقش راوی را هم در این فیلم دارد خودم جلوی دوربین بروم.» او موفقیت خود در ایفای این نقش را منوط به بازخورد مخاطبین می‌داند:«این فیلم البته شخصیت محوری ندارد و بار آن روی همه شخصیت‌های حاضر در فیلم تقسیم شده. خیلی نمی‌توانم درباره اینکه چقدر موفق ظاهر شده‌ام قضاوت کنم اما همه تلاشم را کردم. با این حال خودم را بازیگر نمی‌د‌انم اما خوشحالم که در کنار دوستانی که بسیار بازیگران توانمندی هستند ،بازی کردم. مثل میکائیل شهرستانی که بازیگر شایسته‌ای است که قدرنادیده شده و من خوشحالم که یکی از بهترین بازی‌های زندگی‌اش را در این فیلم ثبت کرده‌ام و همچنین دوستان دیگر. نمی‌توانم عنوان بازیگر را برای خودم قائل شوم فقط سعی کردم کار راه بیفتد و فکر می‌کنم این حرکت در جای خودش، خودش را توجیه خواهد کرد.»

سجادی با اشاره به گروه جوان و حرفه‌ای که با او در این فیلم همراه شدند می‌گوید:« گرایش من این است که به سن و سال نگاه نمی‌کنم. ممکن است فردی جوان باشد اما ذهن کهنه‌ای داشته باشد. طبیعتا جوان انگیزه‌هایی دارد که فردی در سن و سال من آن انگیزه‌ها را ندارد. تلفیق دو نسل در این فیلم نتیجه خیلی خوبی داشت، طبعا در کنار هم قرار گرفتن بازیگران جوان و بازیگران حرفه‌ای ترکیب بسیار ایده‌آلی شد. درکنار بچه‌هایی که اولین فیلم سینمایی خودشان را تجربه می‌کردند خوشبختانه من از یک تیم حرفه‌ای هم برخوردار بودم. آنقدر با انگیزه و لذت کار کردیم که نفهمیدیم کار چطور و کی تمام شد. محمدرضا سکوت و دستیاران جوانش بسیار هم‌دوش و هم‌دل من بودند در این فیلم. همینطور بقیه عوامل مثل آقای ژیان و خانم خسروی که من به شخصه از کار کردن با همه آن‌ها لذت بردم. فضای بسیار دوستانه‌ای در پشت صحنه حاکم بود که احتمالا بازتاب آن را در فیلم خواهید دید. سعی کردیم با همین امکاناتی که داشتیم بهترین کارمان را انجام دهیم و قضاوتش دیگر با مخاطب است.»

 

تمرین برای اجرا

تمرین برای اجرا