هنروتجربه: مستند «خوان بی خان» ساخته هادی معصوم دوست و به تهیه‌کنندگی محسن استادعلی امروز جمعه ۱۶ بهمن در کاخ جشنواره برای اهالی رسانه به نمایش درمی‌آید. «خوان بی خان» داستان خانواده‌ای است که سال‌ها به خاطر اختلافات همدیگر را ندیده‌اند و حالا به دور مادر جمع شده‌اند. گویی این آدم‌ها در خانه‌ای هستند که خان ندارد. محسن استادعلی و نسرین عبدی تهیه‌کنندگان و هادی معصوم‌دوست کارگردان این مستند در یادداشت های جداگانه ای که در خبرگزاری مهر منتشر شده از«خوان بی خان» نوشته اند.

مستندی از جنس زندگی
محسن استادعلی و نسرین عبدی تهیه‌کنندگان مشترک «خوان بی خان» در این یادداشت نوشته‌اند: «سال‌هاست در تلاشیم تا جنسی دیگر از سینما را و البته از نوع مستندش تجربه کنیم، اینکه می گوییم جنسی دیگر منظورمان ایجاد موقعیتی عجیب و غریب نیست، جنس دیگر برای ما جنس زندگی است. رنگ و بویی از روزمرگی های هر روزه که بیشتر و بیشتر در آن غرق می شویم و همین فرو رفتن فرصت دیده شدن خودمان را از خودمان گرفته است.
جنسی دیگر برای ما نمایش فضایی است از واقعیت زیست ما در این بوم، بروز احساسات انسان های این سرزمین که گاه مهربانند و گاه صمیمی و نزدیک و اندکی بعد، غریبه و دور، زمانی راه را بر تو باز می کنند ولی در چند قدمی ات زیر پایت را خالی می کنند و…
همه این ها و طوماری دیگر از این ویژگی ها، شخصیت ها و تیپ هایی از ما خلق می کند که در این دوره گذار در نوع خود یگانه است و هر روزه بخشی از این ویژگی ها و بنا به شرایط نقاب ما می شود و مسیر را برای ما مشخص می کند و از قضا ضرورت همین مسایل باعث شده تا به دنبال نزدیک و عمیق شدن به موضوعاتی معمولی ولی مهم در اطراف مان باشیم و با کنکاش در آن، هرچند اندک ولی موثر باشیم.
«خوان بی خان» حاصل یکی از همین نزدیکی ها و عمیق شدن هاست که وقتی با هوش کارگردانی خوش ذوق همراه می شود، غایت کار فیلمی می شود که به دور از احساسات گرایی (این روزها آفت بسیاری از مستندهای ما نوعی  احساسات گرایی است که وقتی با بی سلیقگی نیز همراه می شود، نه تنها موثر واقع نمی شود بلکه به ضد خود تبدیل شده و نتیجه ای معکوس دارد) و با بینشی سنجیده از فروپاشی مهم ترین نهاد هر جامعه، یعنی خانواده سخن می گوید.
«خوان بی خان» آینه حقیقی از جامعه ایست که دوران سنت به مدرنیته را قدم به قدم طی نکرده و چون یک باره پا در وادی جدیدی گذاشته، تبدیل به بحران شده و اگرچه مردمانش در ظاهر در هیبت یک خانواده اند و صمیمیتی مجازی دارند ولی در عمل سر تا پا از هم غریبه اند و تنها یک هیچ بزرگ را با خود حمل می کنند.
«خوان بی خان» حدیث روزگار مردمی است در زیر یک سقف که همیشه خود را بی غرور و کبر معرفی می کنند ولی منیتی در هر یک وجود دارد که با اصل همزیستی بشری در تضاد است.
«خوان بی خان» قصه آدم هایی از یک جنس و در یک زمانه؛ زیر سقف بی روح یکی از همین خانه هاست… خانه ای که خان ندارد…»

تلاش نکرده ام کسی را گول بزنم
در یاداشت هادی معصوم‌دوست کارگردان این مستند هم آمده است:
«همین چند روز پیش ازم خواستند به عنوان یادداشت کارگردان چند خطی راجع به «خوان بی خان» بنویسم. سخت بود. تصویر همه شب بیداری ها انگار یکدفعه از پیش چشم هایم گذشتند. خواستم در چند خط خلاصه شان کنم، دیدم نمی شود. به این فکر کردم که بهتر است راه دیگری انتخاب کنم. نوشتن در مورد مهم ترین کارهایی که در این فیلم سراغشان نرفته بودم. مثلا موضوع را از میان بعضی از خبرهای دستمالی شده و تکراری صفحات حوادث روزنامه ها پیدا نکرده بودم. تلاشم این بود در سطح بحران نمانم و مدام در جا نزنم. نمی خواستم کسی را احساساتی کنم. حداقل قصدم در آوردن اشک کسی نبوده. مخاطب را بمباران احساساتی نمی کنم. تلاش نکرده ام کسی را گول بزنم یا مقهور کنم. چقدر موفق بوده م، نمی دانم. همینقدر مطمئنم که راه آسان را انتخاب نکرده ام و چند تار سفید موهایم را از چشم این فیلم می بینم.
حمایت؟ وقتی پایت را کمی متفاوت از پیش فرض ها روی زمین می گذاری توقع حمایت بیشتر به یک شوخی می ماند. ما این فیلم را ساختیم، با رفاقت. محسن استاد علی به عنوان یک رفیق و آدمی که همیشه دغدغه مستند داشته پای کار و باورمان ایستاد و تا جایی که زورش رسید حمایت کرد تا راه خودمان را برویم. حالا هم پشیمان نیستیم. می دانم که باز هم به همین شیوه فیلم خواهیم ساخت. چون انگار این تنها راه است که فیلم مستقل بسازی، از احساسات گرایی عوامانه عبور کنی، سرپا بمانی و به ناچار تغییر ذائقه ندهی. حتی اگر همیشه به خاطر دوری از کلیشه های زرورق شده که عقب ماندگان از قافله را هنوز خوش می آید، ضرر کنی.»