هنروتجربه: مستند «فصل هرس» به کارگردانی لقمان خالدی،امروز(یکشنبه ۱۸ بهمن) در کاخ جشنواره به نمایش درمی‌آید.این فیلم در نهمین دوره جشنواره سینما حقیقت حضور موفقی داشت و توانست تندیس هنروتجربه را دریافت کند.کارگردان و تهیه‌کننده این اثر در یادداشت‌های جداگانه‌ای که خبرگزاری مهر منتشر کرده، به بازگویی تجربه خود در تهیه و کارگردانی این مستند پرداخت‌اند.متن کامل این یادداشت‌ها به شرح زیر است:

لقمان خالدی:باور کنیم که باید کاری صورت گیرد
«فصل هرس برای من تجربه‌ای بود که دردهای بیماران سرطانی را در بی کلوزآپ‌ترین حالتش ببینیم، دردی که خودم با آن نا آشنا نبودم. کابوسی که هیچ خانواده‌ای باور نمی‌کند، واقعی باشد و می‌خواهد به سریع‌ترین حالت ممکنه از این کابوس بیرون بیاید. سرطانی که این روزها صدایش را نزدیک‌تر از هر صدایی در بین خانواده‌ها می‌شنویم و باور کردنش سخت است که در هر ۷۰ دقیقه سرطان یک نفر از یک خانواده را با خود می‌برد. یعنی در هر بار دیدن فیلم «فصل هرس» یک آدم می‌میرد و این مرگ‌ها به آمار تبدیل می‌شود و در فهرست‌های وزارت‌خانه‌ای به اعداد تبدیل می‌شوند و شاید روزی به موضوع مطالعاتی برای جامعه‌شناس‌ها و هیچکس نمی‌گوید مادری مرد و خانواده‌ای بی‌مادر شد. هیچ کس نمی‌گوید پدری مرد و خانواده‌ای بی یاور شد و این خانواده‌ها بعد از مرگ عزیزان‌شان خسته‌تر از این هستند که کاری بکنند و فریادی بزنند که چرا این‌قدر سرطان یورش‌گرانه به عزیزمان حمله کرد و کسی نبود همراه‏‌مان باشد. فقط می‌خواهند راهی برای فراموشی این درد پیدا کنند. «فصل هرس» برای من بیشتر از اینکه زندگی آقای تک دهقان باشد، فریادی بود که چرا ما هر ۷۰ دقیقه عزیزی از دست می‌دهیم که فقط به آمارها اضافه می‌شود و کسی کاری برای این عزیزان انجام نمی‌دهد. «فصل هرس» بهانه‌ای بود برای هرس کردن بی‌توجهی یک جامعه به آدم‌هایی که هیچ وقت دیده نشده‌اند، سرطان اصلی دیده نشدن این دردهاست، قاسم تک دهقان بهانه‌ای است. شاید تنها قالبی که می‌شد برای این فیلم پیدا کنم، مستند بود. چرا که فقط در یک فیلم مستند است که وقتی کسی جلوی دوربین می‌میرد، تماشاچی فارغ از هر ترفند سینمایی با اطمینان می‌گوید مرد و واقعی بود و خانواده‌ای بی‌مادر شد و یا خانواده‌ای بی پدر، فاصله تماشاچی با مرگ فقط یک دوربین است. باید این مرگ‌ها و این دردها به لخت‌ترین حالت ممکن نشان داده شود که شاید اتفاقی بیافتد. مطمئن هستم تنها دوربین فیلم مستند بود که به من این امکان را می‌داد، تجربه‌ای این‌قدر بی‌کلوزآپ از درد آدم‌ها را نشان بدهم که شاید کاری اتفاق بیافتد. البته مطمئنم که می‌دانید منظور از نشان دادن درد برای ایجاد ناامیدی نیست و گرنه هر مریضی که برای پزشکش در مورد دردهایش حرف می‌زند، محکوم بود به ایجاد نا امیدی. در واقع نشان دادن درد برای تشخیص آن است که راهی برای درمانش پیدا کرد چرا که اگر درد را به واقعی‌ترین شکلش توصیف نکنید پزشک در تشخیص و درمان آن ناتوان خواهد بود و عجیب دوربین مستند چنین واقعیتی را به تو هدیه می‌دهد که باور کنیم که باید کاری صورت گیرد.»

مهدی شامحمدی:با عکس‌العمل تماشاگران خستگی از تنم درآمد
«مهرماه سال نودوسه در خلال تولید یک مجموعه کوتاه و نیمه بلند مستند سوژه‌ای از میان همه تحقیقات چشمم را گرفت. قصه دو خطی سوژه مرا سخت درگیر خودش کرده بود. سوژه را کنار گذاشته و مابقی مجموعه را تولید کردم. چه در مقام تهیه‌کننده و چه در بعضی از قسمت‌ها در مقام کارگردان، خیلی وقت‌ها وسوسه شدم که خودم سراغ آن سوژه بروم. قاسم تک دهقان مهندس داروسازی که باغدار پسته و مدعی اختراع داروی درمانگری برای اغلب سرطان‌ها بود. مدتی گذشت. قرار همکاری با لقمان خالدی داشتم. زمانی که سوژه اصلی لقمان پشت او را خالی کرد، بسیار تلاش کرد تا سوژه اجتماعی دیگری را جایگزین آن قبلی کند اما قسمت چیز دیگری بود. اولین تصمیم من به‌عنوان یک تهیه‌کننده این بود که این سوژه را به اهلش واگذار کنم. چند فیلم از لقمان دیده بودم. به خصوص «کمی بالاتر». همیشه فکر می کردم چطور ممکن است این‌قدر به عالم درونی سوژه نزدیک شد؟! و امانت‌دار قصه زندگی او شد، به طوری‌که از دیدن قصه این فیلم چنان تحت‌تاثیر قرار بگیری که نگاه امروزت با فردای زندگیت کاملا متفاوت بشود.
کار شروع شد… در خلال تولید این فیلم تمام تلاشم را کردم که به عنوان تهیه‌کننده پشت و پناه گروهم باشم. از انتخاب عوامل تا حمایت‌های مختلف برای رسیدن به هدفی که در پی آن بودم. همه گروه جوان بودند و در عین‌حال باتجربه. در مسیر تولید این فیلم همه توان‌مان این بود که به مطلوب‌ترین فیلم ممکن از این سوژه برسیم. چیزی نگذشت که متوجه شدم من و لقمان یک هدف داریم و آن انتقال مفهومی بود که از زندگی قاسم تک دهقان می‌توانست روی مخاطب ما تاثیری بگذارد که آرزوی هر مستندسازی در سینمای مستند است و این نتیجه یک سال کار بی وقفه گروه «فصل هرس» شد. با دیدن نسخه نهایی فیلم در جشنواره «سینما حقیقت» و عکس‌العمل تماشاگران بعد از تماشای فیلم خستگی از تن من درآمد. امیدوارم برای تمام دوستانی که این فیلم را ندیده‌اند، نیز چنین بشود.»