هنر و تجربه: دو سینماگر، تماشای دو فیلم در جشنواره سی‌وچهارم فیلم فجر را به مخاطبان پیشنهاد کردند.

فرهاد اصلانی فیلم‌های «ابد و یک روز»، «ایستاده در غبار» و روح‌الله حجازی فیلم «ایستاده در غبار» را در خبرگزاری‌های فارس و ایسنا ارزشمند خواندند.

فرهاد اصلانی بازیگر سینما در گفتگو با فارس گفت:« فیلم‌هایی که امسال در سی و چهارمین جشنواره فیلم فجر حضور پیدا کرده است بسیار متنوع است. شخصا به عنوان یک بازیگر این تنوع فیلم‌ها را دوست دارم. نکته مثبت دیگر اینکه اکثر بازیگران نیز در جشنواره امسال کار دارند. مسئله اصلی سینما مخاطب است و امیدوارم که مخاطبان سینما از دیدن این فیلم‌هایی که در جشنواره امسال نمایش داده می شود لذت ببرند. در حقیقت در این جشنواره و تا امروز همه نوع فیلم را مشاهده کردم. »

اصلانی ادامه داد:« در میان فیلم‌هایی که تا امروز در جشنواره سی و چهارم فیلم فجر مشاهده کردم می‌توانم از فیلم «ابد و یک روز» به عنوان یکی از بهترین فیلم‌ها نام ببرم. همچنین به عنوان علاقه شخصی خودم نیز می توانم از فیلم «ایستاده در غبار» نام ببرم که از دیدن آن لذت فراوانی بردم. از دیدن این فیلم لذت بردم و به کارگردان آن آقای مهدویان تبریک عرض می‌کنم. افتخار می‌کنم که چنین فیلم‌سازی در سینمای کشور داریم. امیدوار هستم که در آینده هم به کار خود را تا این اندازه درخشان ادامه بدهد. »

همچنین روح‌الله حجازی کارگردان «مرگ ماهی‌»و «آقا و خانم محمودی »یادداشتی بر «ایستاده در غبار» نوشت که ایسنا آن را منتشر کرده است:«می‌خواهم جادو شوم

گوشی بی‌سیم در دستی از پشت ماشینی نظامی در میان هیاهو و غبار ناشی از جنگ نگاهمان را از آن خودش می‌کند.

انگار قرار است این سر و صدای برخواسته از زمانی نه چندان غریب، برایمان قریب شود.

و چه خوب محمدحسین مهدویان و دوستانش بی‌هیچ واسطه‌ای ما را در میان این زمان گم شده در تاریخ پرتاب می‌کنند.

زمانی که در این زمانه سکه اصحابش خریداری ندارد!

و چه خوب ما را خریدار مردی می‌کند که خود خریدار دل مردمانش بوده و هست!

من عاشق شدم!

عاشق برادر احمد( متوسلیان)

عاشق اطرافیان او

عاشق مردمانش

و عاشق حال خوبشان

عاشق آن بخش از تاریخ که قهرمانی از جنس مردم را در خودش گم کرد و چنان رازی سر به مهر برایمان نگهش داشت.

برای مایی که در میان هیاهوی قدرت و ثروت و غبار آلودگی این شهر دستمان بر زمین و زمان بسته شده است.

ای کاش چراغهای سالن روشن نمی‌شد.

ای کاش سینما ما را برای همیشه در همان حالهایی که موقع تماشای فیلمهای دوست داشتنی‌مان داشتیم، جادو می‌کرد و نگهمان می‌داشت.

ای کاش آن مرد در قاب آخر فیلم ظاهر می‌گشت و ما را اینچنین منتظر نمی‌گذاشت.

آخر امروز خیلی نیازش داشتیم!

ای کاش… »