هنر و تجربه: : امروز (۱۹ بهمن) رسانه‌های مکتوب و غیر مکتوب به اخبار و حواشی جشنواره فیلم فجر پرداخته‌اند، ما هم مانند روزهای گذشته مروری بر آن‌ها داشته ایم که در زیر می‌خوانید.

عدم برگزاری نشست‌ خبری فیلم‌های «دختر»، «مالاریا» و «خماری» صبح امروز، در کاخ جشنواره بازتاب‌های مختلفی را در رسانه‌ها داشته است.

امروز در شماره ۱۱۲ روزنامه سینما گفت‌وگو و یادداشت‌هایی پیرامون فیلم‌های هنر و تجربه در جشنواره فیلم فجر منتشر کرده است. محمدرضا مقدسیان در این روزنامه راجع به فیلم «یک شهروند کاملا معمولی» نوشته است:« مجید برزگر در «یک شهروند کاملا معمولی» باز هم سراغ ترسیم ابعاد مختلف زندگی یک شخصیت ایزوله و جدا افتاده از اجتماع اطراف رفته و با محور قرار دادن رفتار و سکنات آقای صفری، پیرمرد تنها و کم حرف فیلمش، روایت داستانش را در پیش گرفته است. گویی مجید برزگر به شخصیت‌های اثرش با لنز تله نگاه می‌کند، با تکیه به این قابلیت که می‌تواند شخصیت را از محیط اطراف جدا کرده و در قامتی ایزوله نمایش درآورد. شخصیت‌های آثار برزگر با دنیای اطرافشان غریبه‌اند و به همین دلیل جدا افتاده از دنیای اطراف هستند و عجیب و غریب به نظر می‌آیند. مجید برزگر چه در ساخته پیشینش «پرویز» و چه در اثر تازه‌ترش یعنی «یک شهروند کاملا معمولی» جنس مناسبات رفتاری و فکری محیط اطرافش را به چالش می‌کشد. »

در ادامه نیز یادداشتی به قلم حسام نصیری منتشر شده که به فیلم «نیمرخ‌ها» به کارگردانی زنده‌یاد ایرج کریمی پرداخته است. در این یادداشت آمده است:« حدیث نفسی سودازده و غزلی درهم تنیده و پیچیده. فیلمی شاعرانه با مضامین مورد علاقه‌اش زندگی، عشق و مرگ. روایت محوری فیلم درباره شاعر جوان (مهران) مبتلا به سرطان و محتضری است که عشقی استعلایی با همسر را دراندکی زمان باقی مانده از زندگی‌اش تجربه می‌کند و رابطه گسسته شده همسر با مادر، رابطه او با مادرش را متاثر می‌کند. فیلم پر از نماهایی است از زاویه ذهنی مثلث بانو (رویا نونهالی)، مهران (بابک حمیدیان) و ژاله (سحر دولتشاهی). نماهایی که به واژگانی استعاری تزئین و متناسب با فرم بیانی‌اش در تصویر رنگ‌آمیزی شده‌اند. »

روزنامه سینما گفت‌وگویی نیز با عوامل فیلم «چهارشنبه» داشته است. در این گفت‌وگو سروش محمدزاده (کارگردان)، یوسف وجدان دوست (تهیه‌کننده) و امیرحسین مشام بیاتی (بازیگر) حضور داشته‌اند. در این مصاحبه وجدان دوست درباره سرمایه گذاری توسط شهاب حسینی توضیح داد:« شهاب حسینی سرمایه گذار معنوی ما بود. من در سریال «سرزمین کهن» کمال تبریزی در خدمت ایشان بودم و دوستی‌ای بین‌مان برقرار شد و بعد از آن چندین بار با هم کار کردیم. وقتی من این فیلم‌نامه را به دستشان رساندم، او داشت سر سریال «شهرزاد» می‌رفت. در ابتدا بخاطر مشغله کاری موافقت نکردند، بعدتر من نقش برادر بزرگ‌تر را پیشنهاد کردم که وقت کم‌تری می‌گرفت. او در نهایت قبول کرد و هیچ پولی بابت حضورش از ما نگرفت و برای همین سرمایه گذار معنوی فیلم ما و مثل برادر بزرگ‌تر، پشت من و فیلم بود. »

شام بیاتی نیز درباره حضورش در «چهارشنبه» به خبرنگار روزنامه سینما گفت:« آقای وجدان دوست مثل برادر بزرگ‌تر من است و در مورد تمام اتفاقاتی که در سینما برای من می‌افتد با ایشان مشورت می‌کنم. قبل از این پروژه هم در چند پروژه دیگر با هم کار کرده بودیم که آخرینش فیلم «پی ۲۲» است که الان هم در حال اکران است. پیش از آن هم فیلم «نهنگ عنبر» بود.برای این فیلم هم آقای وجدان دوست با من صحبت کرد، بعد با آقای محمدزاده آشنا شدم و نمی‌توانم به این دو نفر نه بگویم. »

در روزنامه شهروند هم گفت‌وگویی با سروش محمدزاده منتشر شده است. محمدزاده درباره ایده فیلمش توضیح داد:« امروزه سینما این قابلیت را دارد که فیلم‌ها را با توجه به نزدیک بودن به اتفاقات جامعه نشان دهد. «چهارشنبه» بارها باعث می‌شود تا مخاطب خود را در جایگاه یک خانواده و آدم‌ها قرار دهد. موضوع اصلی این داستان این است که پدر یک خانواده در مراسم عروسی به قتل می‌رسد و بعد از دو سال که حکم قاتل آمده، بین فرزندان اختلاف ایجاد می‌شود. »

علی فرهمند نیز نقدی بر «قیچی» نوشته است: «پلان‌های ابتدایی «قیچی» غیرقابل دیدن است، حرکت‌های سریع دوربین، فوکوس و فلو شدن‌های ناشی از کم سوادی در تصویربرداری و فقدان زیباشناسی در کمپوزیسیون باعث می‌شود تا مفهوم «ابتذال» در همان دقایق اولیه، «شکل» فیلم را محاصره کند. آن‌چه می‌ماند، قصه است:« مردی که با یک قیچی، چشم‌های همسرش را کور کرده و پس از مدتی با وثیقه ۸۰۰ میلیونی پدرش از زندان آزاد شده است، می‌خواهد از مرز کشور به طور غیرقانونی خارج شود… قیچی از آن دسته آثاری است که متریال تاویل پذیر زیادی را در اختیار منتقد قرار می‌دهد.»

هادی محقق کارگردان فیلم «ممیرو» در گفت و گو با خبرگزاری مهر به توضیح درباره فضای فیلم خود پرداخته است.او درباره معنی ممیرو گفت:««ممیرو» یعنی نامیرا. کسی که قرار نیست بمیرد و دخالتی در مرگ خودش ندارد. پس باید بگذارد طبیعت کار خودش را بکند و از طبیعت جلو نزند. مفاهیمی که در این فیلم وجود دارد در نهایت مخاطب را به شناخت درست تر از نام فیلم سوق می دهند.» فیلم ممیرو بدون دیالوگ است، هادی محقق اما عقیده دارد که هیچ دخالتی در دیالوگ داشتن سا نداشتن فیلم نداشته است:«این آدم‌های داستان بودند که با هم حرفی نداشتند که بزنند چون اگر با هم دیالوگ برقرار می کردند که مشکلات شان حل می شد. زمانی که افراد با هم حرف بزنند می توانند از مشکلات و نیازهای یکدیگر مطلع شوند اما وقتی دیالوگی بینشان برقرار نشود نمی توان فهمید چه می خواهند و چرا برخی اعمال را انجام دهند. بنابراین آدم های «ممیرو» خودشان انتخاب کرده بودند که با هم دیالوگ برقرار نکنند. قصد من این نبود که فیلم از ابتدا دیالوگ نداشته باشد و یا از این طریق بخواهم پُز روشنفکرانه بدهم بلکه این خودِ کاراکترها بودند که تصمیم گرفتند صحبت نکنند چون حرفی نداشتند که با هم بزنند. معتقدم که نویسنده حق ندارد برای شخصیت هایش تصمیم گیری کند. او می تواند فقط آن ها را خلق کند اما این خودِ کاراکترها هستند که در ادامه راه خودشان را می روند و تصمیم می گیرند چگونه عمل کنند. به عنوان نمونه نویسنده یک شخصیت روانی در فیلم نامه اش دارد که تنها توسط او خلق شده است اما در ادامه این فرد روان پریش است که راهش را در داستان باز می کند و براساس رفتارهایی که بروز می دهد داستان را جلو می برد.»