هنروتجربه امسال برای دومین سال پیاپی در جشنواره‌ فیلم فجر، بخشی به فیلم های «هنر و تجربه» اختصاص داده شده است. آثار این بخش از میان فیلم های متقاضی توسط اعضای شورای سیاست‌گذاری هنر و تجربه انتخاب شده اند. عصر دوشنبه اسامی نامزدهای تندیس هنروتجربه سی وچهارمین جشنواره فیلم فجر از سوی داوران اعلام شد. خبرگزاری ایسنا به همین بهانه با هوشنگ گلمکانی از اعضای هیات داوران و شورای سیاست‌گذاری هنروتجربهگفت‌وگو کرده است.

امسال هم گروه «هنرو تجربه» در جشنواره بخشی را به خود اختصاص داد، فکر می‌کنید این حضور به گسترش علاقه فیلم سازان به این شیوه فیلم سازی و نگرش به سینما کمک می‌کند؟
 این یک ضرورت است؛ درست مثل خود تشکیل گروه سینماهای «هنر و تجربه». زمانی هم به دلیل افزایش فیلم‌های اول، بخش مسابقه فیلم‌های اول به جشنواره اضافه شد. شاید این حضور به گسترش علاقه فیلم سازان به این نوع سینما هم کمک کند اما پیش از آن، خود فیلم سازان و به‌خصوص جوان‌ها به این نوع فیلم سازی علاقه نشان داده‌اند که ایجاد چنین گروهی در اکران و چنین بخشی در جشنواره ضروری به نظر رسیده است. حتی سینمای جریان اصلی دنیا و سینمای بدنه ایران هم این گرایش را از خود نشان داده است. این گرایش و ضرورت این روزگار است.

اگر آثار راه یافته امسال را با سال پیش مقایسه کنید، چه نکته‌ای را می‌توانید به عنوان برتری نسبت به سال پیش مطرح کنید؟
 از نظر کمیت که فیلم‌های بیش‌تری امسال در جشنواره بود و امکان انتخاب بیشتری وجود داشت. تنوع روایت‌ها و قالب‌ها هم بیش از سال گذشته بود اما بجز چند فیلم که در همان نگاه اول فاصله‌شان را از بقیه نشان می‌دادند، تعداد فیلم‌های متوسط و هم‌سطح، انتخاب حدود شصت‌درصد فیلم‌ها را دشوار کرد. از آن‌جا که گروه «هنروتجربه» نگاهش به کل سینمای ایران است، فیلم‌هایی از بخش‌های دیگر جشنواره را هم می‌شد در این بخش گنجاند اما بعد قرار شد فیلم‌های تکراری در بخش‌ها نباشند. این قضیه گستردگی گرایش هنری و تجربی در کل سینمای ایران را نشان می‌دهد.

به روزهای پایانی جشنواره نزدیک شده‌ایم و شما نامزدهای دومین دوره فیلم‌های شرکت کننده در بخش هنر و تجربه را اعلام کردید. واقعا این فیلم ها بهترین‌ها در بین این ۱۱ فیلم بودند؟
خب معلوم است که از نظر شورای سیاست‌گذاری هنروتجربه، این‌ها بهترین فیلم‌های این بخش بوده‌اند که انتخاب شده‌اند و گرنه نمی‌شدند یا فیلم‌های بهتری به جای‌شان انتخاب می‌شد. شاید گروهی دیگر، انتخاب‌شان اندکی با فهرست موجود فرق می‌کرد.

انسجام و تناسب کلی فیلم‌ها در چارچوب فرمی و ساختار روایتی‌شان مهم‌ترین معیار انتخاب این فیلم‌ها بود و خوشبختانه چه در انتخاب کل فیلم‌های این بخش و چه در انتخاب نامزدها، تنوع قالب و ساختار به اندازه کافی وجود داشت. شاید فیلم‌های دیگری بودند که به تعبیر افراد دیگری شاید «هنری‌تر» و «تجربی‌تر» به نظر برسند اما انسجام و پختگی و تناسبی در کلیت‌شان به اندازه فیلم‌های انتخابی نداشتند

دلایل این انتخاب‌ها را می‌توانید مطرح کنید؟ به‌خصوص که به نظر می‌رسد واقعا کار سختی در پیش داشتید. حضور فیلمی از مرحوم ایرج کریمی و همین طور اثری از محمد رحمانیان که داعیه‌دار بودند.
انتخاب فیلم «نیم‌رخ‌ها» احتمالاً برای خیلی‌ها این سؤال را پیش می‌آورد که مرگ زنده‌یاد ایرج کریمی چه‌قدر در این انتخاب تأثیر داشته است. راستش نمی‌توانم خودم را در موقعیت کسی بگذارم که نه ایرج کریمی را می‌شناسد و نه از مرگ او خبر دارد، اما واقعاً «نیم‌رخ‌ها» فیلم خوبی است. بله انتخاب این فیلم‌ها کار دشواری بود، تقریباً مثل انتخاب کل فیلم‌های این بخش. در دو سال اخیر، اعضای شورای سیاست‌گذاری گروه هنروتجربه آن قدر در مورد مصداق‌های فیلم هنری و تجربی با هم بحث کرده‌اند که با دیدگاه‌های همدیگر آشنا هستند. اگر جمع دیگری قرار بود چنین تصمیمی بگیرند شاید کارشان دشوارتر می‌بود. به هر حال انسجام و تناسب کلی فیلم‌ها در چارچوب فرمی و ساختار روایتی‌شان مهم‌ترین معیار انتخاب این فیلم‌ها بود و خوشبختانه چه در انتخاب کل فیلم‌های این بخش و چه در انتخاب نامزدها، تنوع قالب و ساختار به اندازه کافی وجود داشت. شاید فیلم‌های دیگری بودند که به تعبیر افراد دیگری شاید «هنری‌تر» و «تجربی‌تر» به نظر برسند اما انسجام و پختگی و تناسبی در کلیت‌شان به اندازه فیلم‌های انتخابی نداشتند. در مورد فیلم «سینما نیمکت»، عقیده شخصی‌ام این است که اگر بر صحنه اجرا می‌شد، تبدیل به یکی دیگر از کارهای دوست‌داشتنی محمد رحمانیان می‌شد که همیشه تحت تأثیرشان قرار گرفته‌ام.

یعنی داوران با همدیگر توافق نظر داشتند یا بر سر فیلم هایی بود که اختلاف یا چالش وجود داشت؟
بر سر دو فیلم برگزیده توافق جمعی وجود داشت اما در مورد کاندیداها خیلی بحث شد؛ درست مثل انتخاب بیش از نیمی از فیلم‌های این بخش. خوشبختانه چون بحث‌های ما در طول سال جریان دارد، همین آشنایی با نظرها باعث می‌شود با وجود اختلاف‌ها به تفاهم برسیم. به هر حال با وجود بحث‌ها، راه حل نهایی هنگامی که اختلاف نظر وجود دارد، رأی‌گیری است. در چند مورد فیلمی با اختلاف یک رأی انتخاب شد.

سه اصلی که در داوری فیلم های «هنروتجربه» به آن تکیه داشتید را می‌توانید تشریح کنید؟
نمی‌دانم عدد سه از کجا آمده. اصولی که در انتخاب فیلم‌های این بخش داشتیم همان است که در کل گروه هنروتجربه اساس کار است. خیلی تلاش می‌شود که نشانی غلط ندهیم و ضمناً تنوع ساختاری و فرمی جاری در کل سینمای هنری و تجربی را در نظر داشته باشیم. در این بخش و بین همین  یازده فیلم، از فیلم‌های سوپر آوانگارد داریم تا فیلم‌هایی که مرز باریکی با فیلم‌های سینمای بدنه دارند. مثلاً به نظر جمع، فیلم‌های «اژدها وارد می‌شود» و «ابد و یک روز» هم می‌توانستند در این بخش باشند. یا «ایستاده در غبار» یک فیلم تجربی است. مهم این است که فیلم در چارچوب قالب و فرم و دنیایی که بنا می‌کند، متناسب و موزون و خوش‌ساخت و محکم باشد. همه فیلم‌ها را نمی‌شود با یک متر اندازه گرفت. سال‌هاست که معتقدم هر فیلم اصول خودش را بنا می‌کند.

این سوال بارها مطرح شده است که در حق فیلم آقای کریمی اجحاف نبود که در گروه «هنروتجربه» به نمایش در بیاید؟
مگر «هنر و تجربه» جای بدی است؟ این‌جا که تبعیدگاه نیست! اتفاقاً به نظر من جای «نیم‌رخ‌ها» دقیقاً در همین بخش است. بخش اصلی مسابقه، بیشتر عرصه‌ای برای فیلم‌های سینمای بدنه است. فیلم ایرج کریمی هیچ ربطی به سینمای بدنه ندارد و نمی‌تواند و نباید با آن نوع فیلم‌ها رقابت کند.

«سینما نیمکت» فیلم دیگری که به نظر می‌رسید، چندان از حضورش در گروه هنروتجربه راضی نبود؛ فکر می‌کنید چند سال باید بگذرد تا فیلم‌ها نسبت به حضورشان در این گروه اعتراضی نداشته باشند.
آقای رحمانیان به عنوان کارگردان فیلم «سینمانیمکت» به دلیل حذف فیلمش از بخش اصلی اعتراض داشت و به دلیل کلنجارهایی که با مدیریت جشنواره پیش آمد فیلمش را مناسب حضور در این بخش نمی‌داند. ما که اگر این فیلم را مناسب این بخش نمی‌دانستیم انتخابش نمی‌کردیم. اما در مورد شرکت فیلم‌ها در جشنواره، از نظر قانونی متقاضی همیشه تهیه‌کننده است که گاهی ممکن است کارگردان فیلم هم باشد. اما تهیه‌کننده «سینمانیمکت» تورج منصوری است و پس از اعتراض رحمانیان از منصوری استعلام شد و او رضایتش را برای نمایش فیلم در بخش هنروتجربه اعلام کرد. اتفاقاً امسال ده‌ها فیلم در فرم تقاضای نمایش در جشنواره، متقاضی حضور در بخش هنروتجربه هم بودند که البته تعدادی از آن‌ها مناسب این بخش نبودند. اما مطمئن باشید که هیچ فیلمی بدون موافقت تهیه‌کننده‌اش برای این بخش انتخاب نشده است. چنان‌چه فیلمی مناسب این بخش باشد و تهیه‌کننده‌اش در فرم شرکت متقاضی نمایش این بخش نشده باشد، حتماً با او تماس گرفته می‌شود و در صورت موافقت او وارد بخش «هنروتجربه» می‌شود. انتخاب فیلم بدون رضایت صاحبش بی‌معنا و غیرممکن است.

امسال فیلم «گاهی» هم بود که به مانند فیلم «روغن مار» (علیرضا داودنژاد) با موبایل و به صورت فیلمبرداری سلفی گرفته شده بود، فکر می‌کنید این تجربه‌ها را باید مدیون گروه هنروتجربه و فضایی که در این مدت ایجاد کرده دانست یا مدیون گسترش مدیوم های تصویری و پیشرفت امکانات؟
این گرایش قوی برای استفاده از تکنولوژی‌های کوچک و کارآمد و در دسترس، از چند سال پیش از آغاز کار گروه «هنروتجربه» شروع شده که حتماً خیلی از آن‌ها را هنوز ندیده‌ایم.

اگر بخواهید آثار شرکت کننده در بخش «هنروتجربه» را یک مرور کلی کنید، به نظرتان چه نکته‌هایی به نظر می‌رسد؟ فکر می‌کنید این نکته‌ها و ویژگی‌ها می‌تواند تکرار شود یا به صورت یک شیوه فیلم سازی گسترش یابد؟
تفاوت جریان اصلی با سینمای هنری و تجربی، غیرکلیشه‌ای بودنش است. شاید در مورد برخی از این فیلم‌ها نتوانیم صفت منحصربه‌فرد را به کار ببریم، اما اغلب این فیلم‌ها بجز همان عنوان تجربی، بی‌شباهت به یکدیگرند. اگر قائل به یک «شیوه» در این نوع سینما باشیم که اسمش تجربی نیست؛ قالب‌سازی است. «شیوه»های فیلم‌سازی در سینمای آوانگارد و غیرمتعارف، محکوم به شکست هستند. جنبش «دُگما ۹۵» نمونه بارز شکست این نوع نگاه است. اصلاً اثری هنری که بر اساس شیوه و الگو و دستورالعملی از پیش معین ساخته شود می‌شود یک کاردستی مصنوع. می‌شود هنر بخشنامه‌ای. مگر فقط آثار پروپاگاندای بخشنامه‌ای مطرود هستند؟ قالب‌ها و سبک‌های هنری به‌مرور و از ناخودآگاه هنرمند سرمی‌کشند و بعد منتقدان و کارشناسان هنری آن‌ها را تحلیل می‌کنند و پس از ساخته شدن تعداد قابل‌توجهی از این آثار، تازه می‌شود ویژگی‌های مشترک و فرم و قالب و ساختار آن‌ها را بررسی و دسته‌بندی کرد. بعد عنوان سبک بر آن‌ها گذاشت و شیوه ساخت‌شان را بررسی کرد. همان اتفاقی که مثلاً در مورد نئورئالیسم ایتالیا و سینمای شاعرانه فرانسه و اکسپرسیونیسم آلمان اتفاق افتاد. اما «دگما ۹۵» چند سال پس از شروعش به بن‌بست رسید و حتی واضعان مانیفست مسخره آن هم اعلام انصراف دادند. و پاسخ مشخص سؤال‌تان: خیر، سینمای هنروتجربه هیچ شیوه و کلیشه‌ای را پیشنهاد و توصیه نمی‌کند. برعکس، پیشنهادش رها بودن تخیل و شیوه‌ها و فرم‌ها و قالب‌ها، تا بی‌نهایت است. با این‌که پس از موفقیت یک فرم و قالب (مثلاً استفاده از پلان/ سکانس) کسانی در صدد قدم گذاشتن در همان مسیر برمی‌آیند که این گونه تقلیدهای غیراصیل خیلی زود لو می‌رود، خوشبختانه تنوع فرم و ساختار در سینمای هنری و تجربی کشورمان بسیار قابل توجه است. اما متاسفانه ایده‌های خوبی وجود دارد که خوب عمل نیامده‌اند و قوام نیافته‌اند. همان اشتباهی که زمانی در تقلید از سینمای کیارستمی اتفاق افتاد، در سینمای تجربی هم دیده می‌شود. بی‌قاعدگی و غیرکلاسیک بودن فیلم‌های تجربی عده‌ای را به اشتباه می‌اندازد که همین جوری یلخی هم می‌شود فیلم تجربی ساخت. باید حتی برای فیلم‌هایی که در نهایت قرار است «همین جوری» و «فی‌البداهه» به نظر برسند، وقت گذاشت و ایده‌ها را ورز داد و عمل آورد. ایده‌های خوبی که خام و نیم‌پز اجرا شده‌اند زود لو می‌روند.

یکی از مسایلی که مطرح است سرنوشت فیلم های شرکت کننده در این گروه است. به خصوص اگر علاقه‌ای به نمایش در این مجموعه نداشته باشند. آیا برایشان محدودیتی ایجاد می‌شود یا این گروه فقط نقش حمایتی دارد؟
عجیب است واقعاً! همه مطمئن باشند که هیچ فیلمی بدون رضایت (و درخواست کتبی) مالکش در گروه «هنروتجربه» نمایش داده نمی‌شود. عرض کردم که: این گروه تبعیدگاه و زندان نیست! هر کس دلش خواست و توانست، می‌تواند فیلمش را ببرد و در یک گروه پنجاه سینمایی نمایش بدهد. اگر متقاضی شرکت در این گروه باشد بررسی می‌شود و چنانچه مناسب نمایش در گروه هنروتجربه باشد در نوبت اکران گروه قرار می‌گیرد که متأسفانه صفی طولانی دارد.

یکی از اتفاق های جالب درخواست شرکت برخی فیلم ها از فیلم سازان جوان اما موفق نظیر مهدی نادری و مجید برزگر فقط در این گروه است. فکر می‌کنید این شیوه را چگونه می‌توان گسترش داد؟
لزومی به تلاش برای گسترش این «شیوه» نیست. برخی از فیلم‌سازان، جایگاه درست و مطلوب خودشان و فیلم‌های‌شان را می‌دانند. چند سال بعد، با تداوم فعالیت این گروه و جا افتادن آن، تعداد این دسته از فیلم‌سازان که به شناخت دقیق‌تری از موقعیت آثارشان و جایگاه گروه هنروتجربه می‌رسند خودبه‌خود بیش‌تر خواهد شد. به طور مشخص، مجید برزگر از چند سال پیش در مورد مخاطبان این نوع فیلم‌ها و ضرورت توجه به آن‌ها در کنار سینمای بدنه حرف و تحلیل داشته و بدون تردید و توهم، جایگاه فیلم‌هایش را در جامعه فرهنگی می‌داند. در همین یک سال و اندی که از عمر گروه هنروتجربه می‌گذرد، فراوان می‌شنویم که فیلم‌سازانی می‌گویند دارند فیلمی برای گروه هنروتجربه می‌سازند. گرچه از قبل و به طور قطع نمی‌توان در مورد نمایش فیلمی که هنوز ساخته نشده در این گروه تصمیم گرفت و اظهار نظر کرد، اما همین عمر کوتاه نشان می‌دهد چقدر نیاز مبرم بوده به وجود چنین امکانی در کنار سینمای بدنه و حالا برای بسیاری از جوان‌های فیلم‌ساز که میانه‌ای با سینمای بدنه ندارند، گروه هنروتجربه یک روزنه حیاتی است که آینده نشان خواهد داد چه تأثیر عمیقی در فضای فرهنگی و اجتماعی جامعه ما خواهد گذاشت.

همه مطمئن باشند که هیچ فیلمی بدون رضایت (و درخواست کتبی) مالکش در گروه «هنروتجربه» نمایش داده نمی‌شود. عرض کردم که: این گروه تبعیدگاه و زندان نیست! هر کس دلش خواست و توانست، می‌تواند فیلمش را ببرد و در یک گروه پنجاه سینمایی نمایش بدهد. اگر متقاضی شرکت در این گروه باشد بررسی می‌شود و چنانچه مناسب نمایش در گروه هنروتجربه باشد در نوبت اکران گروه قرار می‌گیرد که متأسفانه صفی طولانی دارد

سال پیش چند فیلم به عنوان آثار برگزیده در بخش هنروتجربه جشنواره شرکت کردند اما مثلا فیلم «در دنیای تو ساعت چند است؟» نخواست در این گروه اکران شود، فکر می‌کنید چه کمبودی سبب شد تا این اشتیاق وجود نداشته باشد؟
علتش به طور مشخص تعداد اندک سینماهای در اختیار این گروه است. گروه هنروتجربه نیاز به سینماهای بیشتر و اختصاصی خودش دارد که مدیریتش را خود گروه به عهده داشته باشد تا با سینمای بدنه اصطکاک پیدا نکند. در آن صورت دستش بازتر می‌شود و فیلم‌های بیشتری متقاضی نمایش در سینماهای این گروه خواهند شد. به طور طبیعی صاحبان خیلی از فیلم‌ها که قابلیت داشتن فروش و تماشاگر بیشتر را برای فیلم‌شان تصور می‌کنند، خواهان نمایش در گروه‌های سینمایی موجود هستند. بعضی از آن‌ها مثل «در دنیای تو…» به هدف‌شان می‌رسند و پیش‌بینی‌شان درست از کار درمی‌اید و برخی نه. مثلاً گروه هنروتجربه مایل به اکران «من مارادونا هستم» و «چند مترمکعب عشق» بود اما صاحبان آن‌ها نمایش در گروه‌های سینمایی بدنه را ترجیح دادند و به دلیل میزان فروش‌شان بعدش پشیمان شدند. به هرحال گروه هنروتجربه یک گروه نوپاست و چند سال طول می‌کشد جا بیافتد و بر اساس تجربه‌های حاصل از نمایش فیلم‌های مختلف در این گروه، چشم‌انداز روشن‌تری به وجود بیاید تا سازندگان فیلم‌ها بتوانند در این مورد تصمیم بگیرند. به هر حال تخمین میزان موفقیت یک فیلم و چگونگی اکران آن یکی از دغدغه‌های جهانی اهل سینماست که خیلی از فاکتور های آن مبهم است و تصمیم گرفتن در مورد آن مثل فوکوس کردن در تاریک‌روشناست.

یکی از فیلم سازان و تهیه کنندگان شاید به شوخی مطرح کرد که الان همه فیلم ها هنروتجربه شده‌اند، به نظرتان این اتفاق خوبی است یا می‌تواند به مسیر فیلم سازی و سینما در ایران آسیب بزند؟
این‌ها که شوخی است. ما ملتی اهل اغراق، اهل افراط و تفریط هستیم. تا یک نفر کاری را دو بار انجام می‌دهد، می‌گویند «تو که همه‌ش این کار را می‌کنی.» اصلاً امکان ندارد سینمای بدنه و جریان اصلی در ایران و هر جای دنیا، به مسیری بیافتد که گرایش هنری و تجربی در آن قالب شود. اما به هرحال سینمای بدنه هم نیاز به نوآوری دارد. نه فقط در خلق داستان‌ها، بلکه در نوع روایت و فرم آن‌ها. داستان‌های خیلی تازه در دنیا بسیار اندک‌اند. آن‌چه آن‌ها را تازه و جذاب می‌کند، نوع روایت‌شان است. ببینید که در دو دهه اخیر چه‌قدر قالب‌های روایی در سینمای حتی تجاری دنیا متنوع و عوض شده. پیش از آن مگر چقدر داستان‌های متقاطع و رفت‌وبرگشت‌های زمانی و تغییر زاویه‌های راوی و روایت در فیلم‌ها داشتیم؟ خیلی کم. حالا سینمای دنیا پر شده از این نوع قالب‌ها و فرم‌های روایی. اثرش را در سینمای خودمان هم به‌وضوح می‌بینیم. به شوخی می‌شود گفت که «برو بابا! همه سینما شده هنروتجربه!» اما واقعیت این است ک همه این‌ها نشان می‌دهد که در وفور و حتی می‌شود گفت سیلاب رسانه‌های تصویری، سازندگان آثار برای جذب حتی تماشاگر انبوه ناچارند هنر بیشتری به خرج بدهند، تجربه و نوآوری کنند. آن وقت به شوخی، این می‌شود هجوم سینمای هنروتجربه!