هنر و تجربه – امیر محقق: محمدرضا رحمانی پس از ساخت «ستایش» و «دلخون» سراغ ساخت فیلمی کاملاً تجربی رفته است که یک صفت اولین را با خود یدک می‌کشد: اولین فیلم سلفی سینمای ایران. فیلمی که برای اولین بار حضور فیلم‌بردار در آن حذف شده و نماها توسط خود بازیگران به صورت سلفی (خویش‌انداز) تصویربرداری شده‌اند. رحمانی برای ساخت «گاهی» به گفته خودش سفری دوساله را پشت سر گذاشته و باگروه‌های متعددی برای ساخت فیلمش وارد مذاکره و همکاری شده است. در مورد چالش‌های بر سر راه اولین فیلم سلفی سینمای ایران، نحوه فیلم‌برداری، و شرایط مرتبط با اجرای کار با کارگردان گاهی به صحبت نشستیم.

ایده «گاهی» از کجا شکل گرفت؟ چطور به این نتیجه رسیدید که چنین فرمی را تجربه کنید؟
وقتی که صحبت ساخت فیلم «لاله» به عنوان یک اثر تجربی پیش آمده بود که مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی حمایت از آن را برعهده داشت، به این فکر کردم که معنا و تعریف فیلم تجربی دقیقاً چیست و در چه چارچوبی قرار می‌گیرد. می‌دانید که فیلم تجربی با فیلم تجربه‌گرا فرق دارد و عبارت فیلم تجربی را می‌توان به همه فیلم‌ها اطلاق کرد چون بالاخره در سینما به طور کل دست به یک نوع تجربه می‌زنی. من تا قبل از فیلم لاله، به ساخت یک اثر تجربی فکر هم نمی‌کردم چون این نوع کارها یک نوع جسارتی را ‌می‌طلبد اما وسوسه ساخت فیلمی سراغم آمد که در آن همه چیز جنبه‌ای تجربی داشته باشد؛ یعنی هم از نظر محتوا و فرم  و هم در اجرا،ابزار و حتی اکران هم خلاقانه باشد. پس از آن‌که نمایشنامه‌ای از آرش عباسی را خواندم فکر کردم که قابلیت اجرا از جهتی که گفتم را دارد و این‌گونه ساخت «گاهی» در ذهنم شکل گرفت.

 

با این حساب فرم فیلم، برای‌تان ارجحیت داشته است؟
بله. فرم و تکنیک در فیلم ما مقدم است.

اولین فیلم سلفی سینمای ایران، از چه دوربینی استفاده کرده است که قابلیت‌های لازم برای ساختی فیلم سینمایی را داشته باشد؟
این یکی از سخت‌ترین انتخاب‌های ما بود. در زمان پیش تولید، دوربین‌ها و لنزهای مختلفی را تست زدیم. دوربینی که می‌خواستیم باید ویژگی‌های زیادی را می‌داشت؛ هم باید سبک می‌بود تا بازیگران را در برداشت‌ها اذیت نکند، هم در فوکوس کردنش یاید آسان می‌بود تا کار با آن هم راحت باشد. علاوه بر این‌ها باید از دوربینی استفاده می‌کردیم که داری کیفیت مناسبی باشد و برای اکران هم، شرایط لازم را داشته باشد. اما اصلی‌ترین مشکل انتخاب دوربین این بود که در فیلم، صحنه‌هایی داریم که بدون کات، از فضاهای داخلی به فضاهای خارجی و بالعکس می‌رویم و باید تداوم نوری در زمان فیلم‌برداری حفظ می‌شد. حتی در زمان گرگ و میش روز که بسیار کار را سخت می‌کند هم فیلم‌برداری داشتیم که بر این اساس بعضی دوربین‌ها یا موبایل‌ها جوابگو نبود. آقای مهرداد مقیمی که نورپرداز «گاهی» بودند با خلاقیت خودشان ترکیبی از چند دوربین را برای فیلم‌برداری انتخاب و آماده کردند که فاکتورهای لازم را داشته باشد.

در مورد نحوه فیلم‌برداری توسط بازیگرها توضیح می‌دهید. چطور این پروسه را کنترل می‌کردید؟
بار اول به این فکر می‌کردیم که تا از یک یا چند فیلم‌بردار در نقش‌های اصلی استفاده کنیم تا بابت فیلم‌برداری مشکلی نداشته باشیم اما پس از مدتی منصرف شدیم چون مسائلی از قبیل یکدست نبودن بازی آن‌ها با بازیگران و حساسیت‌ زیادشان برای فیلم‌برداری و … پیش می‌آمد. این را بگویم که ما حدود یک تا دوسال مشغول جمع کردن عوامل مختلف فیلم بودیم. با خیلى‌ها حتی فیلم‌برداری را شروع کردیم اما به دلیل فرم کار و این که نیاز بود تا همه عوامل جلو و پشت دوربین زمان فیلم‌برداری حضور داشته باشند، نمی‌توانستیم همکاری را ادامه دهیم. حدود هفت هشت گروه عوض شد چون باید درون فضا و لوکیشن اتود می‌زدیم. این دو سال و این فیلم ، مانند یک سفر برایم بود؛ سفری که در آن با آدم‌های زیادی برخورد کردم که همدیگر را به نوعی محک می‌زدیم. به دفاتر تولید زیادی سر زدیم و حتی می‌شد که قرارداد هم می‌بستیم اما از وسط کار، می‌دیدیم که نمی‌شود با فلان شخص کار را ادامه داد. این سفر دو ساله برایم ویژگی‌های زیادی داشت و افراد زیادی را شناختم. خیلی‌ها مانند رضا کیانیان، صابر ابر و غیره و غیره به ما کمک‌های زیادی کردند و خیلی‌ها هم حتی دوست ندارم تا نام‌شان را ببرم چون انرژی منفی به من می‌دهند. برنامه‌ریزی کار ما مانند فیلم‌های دیگر نبود، اعتقاد داشتیم فیلم ما باید کارگاهی باشد و همه عوامل سر صحنه حضور داشته باشند و این حضور سوپراستارها را برای بازی کردن در فیلم سخت می‌کرد. از آن طرف می‌خواستیم که هزینه کار هم بالا نباشد و اثر جمع و جوری جلوی دوربین ببریم که میزانسن و همه‌چیز در آن باید به لحاظ تکنیکی درست در می‌آمد.

گاهی

گاهی

انتخاب فرم «گاهی» ریسک بالایی داشته است. آیا برنامه جایگزینی در صورت شکست خوردن این روش (سلفی گرفتن) حین فیلم‌برداری داشتید؟
نه نداشتیم. البته چون «گاهی» در نوع خودش اولین است، ایده‌های بسیار زیادی به فکرمان می‌آمد. حتی به ما گفته می‌شد که از یک دوربین ناظر به جای سلفی کرفتن استفاده کنیم تا همه وقایع فیلم را ضبط کند. دوربینی که خودش حکم یک کاراکتر را داشته باشد. می‌توانستیم همچون یک تئاتر، دوربین را بکاریم تا همه صحنه‌ها را روی سه‌پایه بگیرد. خیلی کارها می‌شد انجام داد و ایده‌های مختلف زیادی را تست زدیم تا نتیجه آن را ببینیم. ساده‌تر از این هم می‌شد، اما وقتی کار را شروع کردیم فقط همین روش مد نظرمان بود. تهیه‌کننده‌های زیادی این ریسک را نمی‌پذیرفتند و آخر سر امیر پورکیان با حمایت از ما، جرات کرد و امکان ساخت گاهی را برایمان فراهم کرد.

اعتقاد داشتیم فیلم ما باید کارگاهی باشد و همه عوامل سر صحنه حضور داشته باشند و این حضور سوپراستارها را برای بازی کردن در فیلم سخت می‌کرد. از آن طرف می‌خواستیم که هزینه کار هم بالا نباشد و اثر جمع و جوری جلوی دوربین ببریم

در خبرهای مرتبط با «گاهی» آمده است که طبق نظر سازندگان، این فیلم، فقط به قصد نمایش در گروه هنروتجربه ساخته شده‌است. حضور گروه هنر و تجربه را در فراهم کردن بسترها برای تجربه‌های جدید چقدر مؤثر می‌دانید؟
گروه هنروتجربه یک دلگرمی واقعی بود. برای ساخت گاهی، پیشنهاد همه تهیه‌کننده‌ها هنروتجربه بود. گروهی به راه افتاده که قرار است تا از ایده‌های جدید استقبال کند و خلاقیت فیلم‌سازان را برانگیخته کند. هر کشوری به این موضوع نیاز دارد که یک مرجع حمایت‌گری فرصت تجربه کردن بدهد. دیدن این حجم از دیدگاه‌های جدید هنری و تجربی که در گروه هنروتجربه فرصت بروز خود را پیدا می‌کنند، باعث خوشحالی است و مسیر فیلم‌سازی تجربی را هموار می‌کند، نکاه خلاقانه و مؤلفانه را پرورش می‌دهد و برای تجربه کردن یک کار تجربی، به فیلم‌ساز جرأت می‌دهد تا خودش را محک بزند. حالا چه فیلم‌ساز با اطمینان وارد گود تجربه کردن شده باشد چه بدون آن. مدت‌ها بود که حمایت ازفیلم‌های تجربی و اول فراموش شده بود و واقعاً امیدوارم تا این اتفاق مجدداً بیافتد و حمایت‌ها برگردند. کسانی که پیشنهاد جدیدی برای سینما دارند، در همه زمینه‌ها از جمله بازیگری، فیلم‌برداری، نورپردازی و …. می‌توانند در هنروتجربه خودشان را نشان دهند. امیدوارم این حرکت ادامه داشته باشد.

به غیر از سلفی بودن، ویژگی فیلم خود را در چه می‌بینید؟
«گاهی» یک شعاری برای مخاطب دارد: «گاهی وقت‌ها خوب است تا آدم‌ها چشم‌های‌شان را به روی یک چیزهایی ببندند. گاهی هم نباید چشم‌شان را برخی چیزها ببندند و از آن چشم‌پوشی کنند. در دنیای پیچیده امروزی دغدغه‌ها و تنش‌های بسیاری وجود دارد. آدم‌ها مسئولیت‌هایی در قبال یکدیگر دارند و سرنوشت‌شان توسط رفتارها و گفتارهای روزمره ما تغییر می‌‌کند که باید خیلی مراقب باشیم.» پیام فیلم ما همین است.