هنر و تجربه: تنها یک روز از جشنواره سی و چهارم فیلم فجر باقی مانده و در طی این روزها سایت هنر و تجربه به رصد رسانه‌ها پرداخت تا بازتاب‌های منتشر شده از بخش هنر و تجربه در جشنواره فیلم فجر با مخاطبین همراه باشد. امروز هم (۲۱ بهمن) اخبار منتشر شده در رسانه‌های مختلف از نظرتان می‌گذرد.

در روزنامه شرق گفت‌وگو مجید برزگر، کارگردان «یک شهروند کاملا معمولی» منتشر شده است. برزگر راجع به انتخاب نقش اول فیلمش می‌گوید:«انتخاب یک بازیگر حدود ٨٠ ساله که آداب بازیگری هم بداند کار سختی بود. بازیگران که در این سن‌وسال هستند برای مخاطب آشنا هستند و من مطلقا نمی‌خواستم چهره آشنایی استفاده کنم. بنابراین یک مسئله بزرگی پیش‌روی من بود؛ اینکه شخصی انتخاب شود که هم بازیگری بلد باشد و هم چهره شناخته‌شده‌ای نباشد. من و دستیارانم هفته‌ها و ماه‌ها به‌دنبال بازیگری در این سن‌وسال بودیم و حتی به سراغ بازیگرانی رفتم که در جوانی یکی، دو تک‌سکانس بازی کرده‌اند و دیگر مقابل دوربین نرفته‌اند. از طریق دوستانم با سورن مناساکانیان آشنا شدم و به‌نظرم انتخاب خوبی بود. او تفاوت‌های بسیاری با شخصیت صفری در قصه داشت. هیچ‌وقت نقش بلند بازی نکرده بود و بازیگر و کارگردان تئاتر بوده است و در تئاتر جامعه ارامنه کار می‌کند و در سینما چند تک‌سکانس بازی کرده در نهایت انتخاب شد و از این انتخاب راضی هستم.»

خبرگزاری‌های مهر و فارس نیز گفت‌وگو مفصلی را با حسین کندری، کارگردان «اینجا کسی نمی‌میرد» داشته‌اند. کندری راجع به شکل‌گیری ایده اولیه فیلم به مهر گفت:«بهار کاتوزی فیلم‌نامه‌ای را برای عباس رافعی نوشته بود که موضوع آن درباره دزدی از خط لوله نفت بود. در این داستان یک سربازی در منطقه مرزی پست می داد و از یک خط لوله نفت محافظت می‌کرد که در طول ماموریتش متوجه می‌شود گروهی برای دزدیدن نفت از یک خانم برای گرم کردن سر سرباز که مامور محافظت است، استفاده می‌کرده‌اند. زمانی که بهار کاتوزی این فیلم‌نامه را برای مطالعه به من داد از این داستان خوشم آمد زیرا فیلم‌نامه دارای یک لوکیشن واحد، فضای جذاب و شخصیت‌های کمی بود و در کنار تمام این‌ها موقعیت مناسبی برای تولید آن وجود داشت. از آنجایی که سینمای مورد علاقه من سینمایی است که از نمونه‌های آن می توان به «اسپایدر» اشاره کرد، همیشه وسوسه می‌شدم تا فیلمی بسازم که یک فضای تحلیل گرایانه نسبت به شخصیت‌های روانی داشته باشد. همچنین شخصیت‌هایی که دچار التهاب روانی هستند مانند آنچه در «ضد مسیح» به کارگردانی لارنس فون تریر دیدیم نوع مورد علاقه من در سینما است که این مساله هم مزید بر علت شد تا سراغ فیلم‌نامه «اینجا کسی نمی میرد» بروم.»

همچین او ارزیابی جذب مخاطب گروه هنر و تجربه به فیلمش را در فارس اینگونه توضیح داد:«فیلم در حوزه محتوا بسیار متفاوت است زیرا در گونه سینمای سایکودرام است و ما در سینمای ایران این گونه را کم داریم. از لحاظ فرم نمی‌توانیم بگویم یک اثر تجربی است، یک فیلم هنری است و در سینمای ایران یک فیلم متفاوت محسوب می‌شود. نسبت به مخاطب هنر و تجربه معتقدم که فیلم متناسب با سلیقه هنر و تجربه است و اندیشه مخاطب را درگیر می‌کند و انسان را به چالش وادار می‌کند، طبیعتاً احتمال رضایت مخاطب زیاد است زیرا فیلمی است که مخاطب را مجبور به فکر کردن می‌کند.»

سحر عصرآزاد در روزنامه اعتماد مروری بر برخی فیلم‌های جشنواره داشته است. عصرآزاد راجع به «ممیرو» به کارگردانی هادی محقق نوشت:«ممیرو» دومین فیلم هادی محقق بعد از «او خوب سنگ  می‌زند» است که به روزگار تلخ یک پیرمرد روستایی می‌پردازد که خود را در مرگ خانواده‌اش مقصر می‌داند و نمی‌خواهد زنده بماند. فیلم با انتخاب جغرافیای روستایی بکر، متکی بر فضاسازی و اتمسفری است که بر این جغرافیا و روابط و مناسب جاری در آن حاکم است. در واقع اهمیت فیلم این است که بیش از آنکه در پی شرح و بسط قصه در جهت طولی و پیشرونده باشد، در عرض و بسط موقعیت این پیرمرد حرکت می‌کند تا با تکیه بر تصویرسازی و قاب‌های سینمایی، این حس را به شکلی غیر مستقیم به مخاطب منتقل کند و از این جهت تجربه‌ای متفاوت و رو به جلو برای کارگردان جوانش محسوب می‌شود.»

در روزنامه آفتاب یزد نیز گفت‌وگویی با هادی محقق به بهانه اکران فیلمش در جشنواره منتشر شده که او از ایده فیلم خودش گفته است:«ایده فیلم محصول یک خاطره بود. خیلی تلاش نکردیم به این فرم برسیم چرا که فضای حاکم بر کار خودش این فرم را به وجود آورد. یعنی فرم تابعی از اثر شده است. بعد از ساخت فیلم واکنش‌هایی که می‌گرفتیم و حرف‌هایی که می‌شنیدیم، خوب بود. گفت‌وگوهایی که انجام دادیم نشان می‌داد حاصل فیلم برای تماشاگران رضایت بخش بوده است.»

در قسمت دیگری از این روزنامه گفت‌وگو اشکان خطیبی به چشم می‌خورد. خطیبی راجع به موضوع فیلم «سینما نیمکت» و آیا این فیلم نوستالژی سینما ایران است توضیح داد:«سینما نیمکت» ادای دینی به کلیت تاریخ سینما جهان و نه یک سینما خاص است. داستان فیلم درباره یک گروه دوره‌گرد است که در سراسر ایران در دهه شصت فیلم‌های کلاسیک ایرانی و خارجی را برای مردم نشان می‌دهند که یک جور پرده‌خوانی مدرن می‌توان نامیدش. خیلی از فیلم‌هایی که در خلل داستان مورد بررسی قرار می‌گیرند شاید اغلب مردم آن‌ها را ندیده‌اند و باید فیلم‌باز باشید تا به معنای واقعی کلمه از دیدن فیلم لذت ببرید و مفهوم اشارات کارگردان را متوجه شوید.»

در روزنامه فرهیختگان نیز نقدی به قلم پریوش نظری بر «ممیرو» منتشر شده است. نظری در این یادداشت محقق را کارگردانی خوش آتیه نامید:««ممیرو» با یک اتفاق آغاز می‌شود و این شروع برای «ایاز» بازیگر اصلی؛ یعنی آغاز زندگی دیگر…؛ کسی که خانواده‌اش را در یک تصادف از دست می‌دهد و به این شکل روند زندگی‌اش تغییر می‌کند و در تلاش برای رسیدن است. این فیلم در منطقه دهدشت از توابع استان کهگیلویه‌ و بویراحمد فیلم‌برداری شده است. در این فیلم بیشتر از بازیگران بومی استفاده شده است. تکیه‌گاه اصلی فیلم «ممیرو»،‌ موسیقی دلنشین و پر‌احساس آن است. زیباترین چیزی که آن را متفاوت نشان می‌دهد، این است که بر پایه دیالوگ نیست و در نتیجه این مساله تماشاگران را در ادامه روند فیلم کنجکاو می‌کند؛ یعنی به‌گونه‌ای تماشاگر بخشی از ممیرو را شکل می‌دهد. به‌راستی «ممیرو»، متفاوت‌ترین و پر‌احساس‌ترین فیلمی است که تاکنون در جشنواره بین‌المللی فیلم فجر اکران شده است؛ فیلمی که تماشاگرش نیمی از صحنه را بازی می‌کند. »