هنر و تجربه، محمدعلی فروزیا: هو شیائوشین نزدیک به یک دهه درگیر تولید فیلم جدیدش بوده است؛ فیلمی رزمی با عنوان «آدمکش»که درباره ارتباط سه‌جانبه‌ی هویت، جنگ و مقاومت در چین قرن نهم است.تأخیر در تولید، افزایش تدریجی بودجه و محدودیت وسایل ارتباط جمعی در هنگام تولید، باعث شد که فیلم به گونه‌ی اسرارآمیزی در کانون توجه قرار گیرد بدون این‌که حتی یک تصویر از آن دیده شده باشد.
سرانجام بعد از انتظاری طولانی «آدمکش»در ماه مه ۲۰۱۵ در جشنواره‌ی فیلم کن به نمایش درآمد و مورد ستایش قرار گرفت. این فیلم به علت برداشت‌های بلند در حرکت،قرار دادن دوربین دور از موضوع و ضرباهنگ باطمأنینه‌اش مورد توجه قرار گرفت.سینمای شیائوشین قراردادهای زمان و فضا را به‌هم می‌ریزد. البته بر آن واقع‌گرایی حکمفرماست و بافت‌ها، طراحی و نور با پیکرهایی که عرض و طول قاب‌ها را می‌پیمایند برخورد پیدا می‌کنند. فیلم داستان کلاسیکی از انتقام را به پیچیده‌ترین شیوه روایت می‌کند و با محدود کردن اطلاعات درباره پیرنگ و بستر روایت، اولویت را به حرکت و جنبش عینی و آسیب‌های احساسی می‌دهد. مبارزه‌ها و پروازهای مؤثری در فیلم وجود دارد اما این صورت‌ها و نگاه‌های عمیق شخصیت‌هاست که در کانون توجه قرار می‌گیرند.
کی برای اولین بار فیلم‌های رزمی را تجربه کردید؟
من تا زمان دبیرستان و دانشکده دیدن یک فیلم رزمی واقعی را تجربه نکرده بودم. البته دیدن فیلم‌های کینگ هو و برادران شاو را به یاد می‌آورم. قبل از آن هم، داستان‌های رزمی جذاب و پرمایه‌ای بودند که به‌شدت من را جذب می‌کردند و تأثیر چشم‌گیری روی من گذاشته بودند. من این کتاب‌ها را از زمان دبستان می‌خواندم و مثل اغلب فیلم‌هایی که بعدها در زندگی‌ام تماشا کردم، این شخصیت‌ها بودند که بیش از هر چیز دیگری مرا تحت تأثیر قرار دادند.
«آدم‌کش» از نظر نقد گرایش‌های ارتجاعی کسانی که در قدرت هستند، به اندازه‌ی یک فیلم ضدجنگ جانانه، مرا تحت تأثیر قرار داد. چه‌قدر با این نظر موافقید؟
بله، تا حدی با این برداشت موافقم. در فیلم عناصری وجود دارند که می‌توانند آن را به عنوان اثری ضدجنگ نشان بدهند. اما عناصر لزوماً  دلیل و چرایی ساخت  فیلم نیستند. در واقع فیلم را قبل از هر چیز به این خاطر ساختم که داستانی را درباره شخصیت‌های پیچیده‌ای روایت کنم که با فکر انتقام دست‌وپنجه نرم می‌کنند.
در بیش‌تر صحنه‌های فیلم، دوربین شما از دور به نظاره می‌نشیند و اجازه می‌دهد کنش‌ها با فاصله به نمایش درآیند. چرا این روش را انتخاب کردید؟
کار دیگری از دستم برنمی‌آمد! من به چنین کاری عادت دارم و مدت‌هاست به این صورت فیلم می‌سازم؛ چه درام و چه اکشن، اجازه می‌دهم صحنه به صورت واقع‌گرایانه‌ای ثبت شود. علاوه بر آن، هرچه دوربین به صحنه نزدیک‌تر باشد فشار بیش‌تری روی بازیگران وارد می‌شود.دوست دارم به بازیگران فضا بدهم تا احساس راحتی کنند.


لطفاً در مورد کاربرد رنگ در فیلم صحبت کنید.
کارگردان هنری فیلم در جست‌وجوی اونیفورم‌های ابریشمی قدیمی عازم سفر به هند و کره شد چون من به دنبال رنگ‌های نظرگیر و لباس‌های بافت‌دار بودم. این اونیفورم‌های ابریشمی در نور خاصیت‌های ویژه‌ای دارند به‌ خصوص در بعضی صحنه‌های خارجی. ما با استفاده از رنگ‌ها یک لحن بصری خاص را خلق کردیم. ما فهمیدیم که رنگ‌های قرمز،طلایی و سبز چه‌طور می‌توانند به تصویر خاصی منجر شوند. صحنه‌های مختلفی از فیلم بر همین اساس شکل گرفتند.
فیلم‌برداری در این همه لوکیشن‌های مختلف،چه‌طور تجربه‌ای بود؟
می‌خواستیم شکوه و عظمت موجود در آن‌ها را به بیننده انتقال دهیم. ما در استان «هوبی» صحنه‌های داخلی بسیاری را فیلم‌برداری کردیم و هم‌چنین فصل‌های بسیاری که در کوه‌ها و دریاچه‌ها روی می‌دادند. ما با دقت به جزییات هر مکان توجه می‌کردیم؛ موضوعی که شما می‌توانید آن را در شکاف‌های موجود در دیوارها یا رشد نی‌ها در ستون‌ها و دیرک‌ها مشاهده کنید. این واقعیت زندگی در آن‌جاست و همان چیزی‌ست که من از تجربیاتم در فیلم‌برداری به دست آوردم.
خشونت در «آدمکش» خیلی سریع، بی‌سروصدا، ناگهانی و بدون خون‌ریزی است. چرا این نوع بیان را انتخاب کردید؟
می‌خواستم فیلمی بدون خون‌ریزی بسازم چون از دیدن این همه خون و خون‌ریزی در فیلم‌های مختلف و روی پرده‌ی سینما خسته شده‌ام. این نوع افراط‌کاری‌ها دیگر برای من معنا و مفهومی ندارند. شما می‌توانید این نوع تصاویر و پرداخت‌های خونبار را در فیلم‌ها و مکان‌های بسیاری پیدا کنید اما من نمی‌خواستم وارد این مسیر شوم.
احساسی‌ترین خاطره‌تان از جریان تولید فیلم را بیان می‌کنید؟
هر لحظه از فیلم‌برداری با یک غافل‌گیری و شگفتی همراه بود.مکان‌های جدید بسیار زیادی را در چین کشف کردم؛جنگلی با درختان سندر سفید و دریاچه‌هایی پوشیده از مه. فقط وقتی در چنین مکان‌هایی قرار می‌گیرید می‌توانید چنین احساساتی را از عظمت چین به دست آورید. من در این کشور متولد شده‌ام اما تا پیش از این فیلم و پروژه هرگز در چنین مکان‌هایی حضور پیدا نکرده بودم.عظمت و زیبایی این مکان‌ها تأثیر چشم‌گیری روی من گذاشتند و به‌نوعی مایه‌ی مباهاتم شدند.
منبع: گلن هیت جونیور، راجر ایبرت دات کام