هنر و تجربه : «کفش‌هایم کو؟» آخرین ساخته کیومرث پوراحمد با بازی درخشان رضا کیانیان در سی‌وچهارمین جشنواره فیلم فجر نمایش داده شد و یکی از کاندیدا‌های اکران نوروز است. پور احمد در گفت‌وگویی با روزنامه شرق با اشاره به نگرانی‌هایش درباره سینما عنوان داشته‌است به آینده سینمای ایران با حضور جوانان فیلم‌ساز امروز امیدوار است.

 

* قبلا گفته‌ام که هیچ جایزه‌ای در جهان کوچک‌ترین اهمیت بنیانی ندارد، به جز اسکار. اسکار تنها جایزه‌ای است که کاندیدایش هم که می‌شوی زندگی‌ات از این رو به آن رو می‌شود[…] اصغر فرهادی اسکار گرفته، مسیر زندگی‌اش تغییر کرده. هر قصه‌ای را در هر جای جهان بخواهد بسازد، امروز برای او سرمایه هست. فقط اسکار این ویژگی را دارد. بسیاری را می‌توان اسم برد که نخل طلای کن گرفتند و رفتند و امروز دیگر هیچ اثری و خبری از آنها نیست یا شیر ونیز و خرس برلین گرفتند و باز همین وضعیت را دارند. پس این جایزه‌ها تأثیری ندارند مگر اینکه در مواردی که برنامه‌ریزی می‌شود از سوی دولتها که یک فیلم‌سازی را مطرح و جهانی کنند و آن فیلم‌ساز هم ظرفیتش را داشته باشد، برایش هزینه و برنامه‌ریزی می‌شود، آن وقت این جوایز تأثیر می‌گذارد.

* از یک طرف خوشبینم به آقای ایوبی و آقای ایل‌بیگی و آقای تابش. آدم‌هایی فرهنگ‌مدارند و با قبلی‌ها زمین تا آسمان فرق دارند. قبلی‌ها می‌گفتند برو بنشین توی خانه‌ات، تو اصلا حق نداری فیلم بسازی! امروز آقای ایوبی نگران است که من فیلمم را بسازم حتما. این تفاوت امروز با گذشته است؛ ولی واقعا از طرفی هم این را که برنامه‌ریزی‌شان چه قدر درست است را نمی‌دانم. پول هم که نیست، چون دولت قبل جارو کرد؛ وقتی پول نیست خیلی چیزها نیست. از طرفی می‌بینیم وزارت ارشاد نمی‌تواند جلوی خیلی چیزها بایستد. روزگاری فیلم که می‌ساختیم فقط یک مبصر داشتیم و آن هم وزارت ارشاد بود و والسلام. امروز همه مُبصر سینما شده‌اند. کاش لااقل خودشان فیلم‌ها را ببینند. در این شرایط واقعا کارکردن سخت است، هم برای ما و هم برای وزیر ارشاد و معاونش و باقی مسئولان.

می‌بینیم وزارت ارشاد نمی‌تواند جلوی خیلی چیزها بایستد. روزگاری فیلم که می‌ساختیم فقط یک مبصر داشتیم و آن هم وزارت ارشاد بود و والسلام. امروز همه مُبصر سینما شده‌اند. کاش لااقل خودشان فیلم‌ها را ببینند. در این شرایط واقعا کارکردن سخت است، هم برای ما و هم برای وزیر ارشاد و معاونش

 ‌
*به‌هرحال این فیلم با یک قصه چندلایه، تأویل‌پذیر است و می‌توان از این فیلم چنین برداشتی کرد. برای من بخش حدیث نفس‌گونه‌اش، به مادرم مربوط است. مادرم ١٠ سال آلزایمر داشت که در واقع ١٠ سال از زندگی ما را درگیر خودش کرده بود. یک رمان هم سال گذشته خواندم با عنوان «هنوز آلیس» که به قدری تکان‌دهنده بود که ذهن مرا به سمت ماجرای آلزایمر مادرم برد و ترغیبم کرد که تحقیق کنم و درباره این بیماری فیلم بسازم. نهایتا یک بهاریه نوشتم برای مجله فیلم که نوروز گذشته منتشر شد و آن بهاریه، فصل اول این فیلم شد و ادامه فیلم‌نامه را هم به کمک فرید مصطفوی نوشتم. این تفاسیری هم که می‌گویید، می‌تواند صدق کند و عوالمی است که برای منِ فیلم‌ساز جاری می‌شود. فیلم‌ساز متأثر از زمانه خودش است. ما هم سال‌هاست به آلزایمر تاریخی دچار بودیم و هستیم متأسفانه. ما همیشه چرخ را از اول اختراع می‌کنیم.

* علی عصمت زمانی یک فیلم ساخته که رؤیا تیموریان در آن یک ظاهر مردانه‌ای دارد و موهایش را از ته تراشیده،  گفته‌اند اشکال دارد. پیش از این زهرا داوودنژاد در «بچه‌های بد» موهایش را تراشیده بود، در فیلم «سرب» آقای کیمیایی هم فریماه فرجامی موهایش را تراشیده بود یا مثلا در «زندان زنان» هم این بود… برای هیچ‌یک از این فیلم‌ها موردی پیش نیامد و حالا به یکباره فهمیده‌اند که چنین چیزی ممنوع است!

*به آینده سینما که خیلی امیدوارم. با این همه استعدادهای جوانی که به عرصه فیلم‌سازی آمده‌اند به آینده امیدوارم. مجید برزگر، شهرام مکری، هومن سیدی، ابراهیم ابراهیمیان، امیر ثقفی و… در این سال‌ها فیلم‌های خارق‌العاده‌ای ساخته‌اند. ممکن است الان هنوز چندان مخاطبی نداشته باشند اما به‌زودی راهشان را پیدا می‌کنند.

 

برچسب‌ها: