هنر و تجربه، محمدعلی فروزیا: «شب‌به‌خیر مامان»یک فیلم ترسناک جانانه، پرخشونت و خوش‌ساخت است به نویسندگی و کارگردانیسورینا فیالا و ورونیکا فرانتساتریشی، که مارتین گشلاکت سرشناس فیلم‌برداری آن را به طریقه‌ی ۳۵ میلی‌متری انجام داده است. فیلم حال‌وهوایی کابوس‌وار دارد و در مسیری تحمل‌ناپذیر به سوی پایان‌بندی به‌شدت آزاردهنده‌اش پیش می‌رود.دوقلوهای همسان الیاس و لوکاس شوارتس در زمره‌ی دیگر دوقلوهای هراس‌انگیزتاریخ سینما قرار می‌گیرند. مادر آن‌ها نیز (با بازی سوزانه وست)در شکل‌وشمایلی عجیب و نامتعارف ظاهر می‌شود. اوبعد ازیک عمل جراحی مرموز با سری که کاملاً باندپیچی شده است به خانه برمی‌گردد و بیش‌تر روز را در بستر استراحت می‌کند و در این بین دوقلوها متقاعد می‌شوند که او مادر واقعی‌شان نیست.

 
به عنوان یک تیم دونفره چه‌گونه در نوشتن فیلم‌نامه هم‌کاری می‌کردید؟
فرانتس:ایده اصلی فیلم به یک برنامه‌ی تلویزیونی آلمانی برمی‌گردد که زندگی واقعی مردم را به صورت سریال پخش می‌کرد. این برنامه درباره مادرانی بود که وقتی به خانه برمی‌گشتند بچه‌های‌شان آن‌ها را نمی‌شناختند یا به آن‌ها شک می‌کردند چون آن‌ها از جمله‌ی زنانی هستند که جراحی صورت انجام می‌دهند،دندان‌ها و موهای‌شان را درست می‌کنندو پس از گذشت ماه‌ها وقتی در مقابل خانواده قرار می‌گیرند به طور کلی تغییر کرده‌اند.
بچه‌ها در چنین مواجهه‌ای با مادران‌شان به گریه می‌افتند؟
فرانتس: البته تصور می‌شدلحظه‌ای شاد در پیش باشد، چون طبق استانداردهای جامعه مادر بسیار زیبا شده است و دوباره جوان به نظر می‌رسد ولی اگر به‌دقت به بچه‌ها توجه کنید همیشه می‌توانید رنجشی شدید را در آن‌ها ببینید چون…
…او مادرشان نیست.
فرانتس: بله، مادرشان نیست؛ و لحظه‌ای در سریال وجود دارد که بچه‌ای واقعاً می‌گوید: «او مادر من نیست. او مادر من نیست.»
این یک ضربه‌ی روحی‌ست.
فرانتس: این شروع کار بود. ما به اتفاق شروع به نوشتن و بحث درباره این ایده کردیم و جالب بود که ایده‌های‌مان به‌واسطه یک تجربه‌ی مشترک بیست‌ساله در تماشای فیلم‌ها و بحث راجع به‌شان، خیلی نزدیک به هم بودند.
فیالا:ما به هم اعتماد داشتیم. تا حدی که اگر من نسبت به یک صحنه حس خوب یا بدی پیدا می‌کردم نیازی نبود درباره‌اش با فرانتس صحبت کنم چون می‌دانستم که احساس او نیز همین است.
فرانتس: من هم اگر ایده‌ای داشتم و آن را بافیالا در میان می‌گذاشتم و اومی‌گفت:«چرنده» آن را دور می‌انداختم چون می‌فهمیدم ایده‌ی مناسبی نیست.غرور، منیت و محق بودن مسأله‌ی مهمی نبود چون می‌خواستیم به اتفاق فیلمی واقعاً هیجان‌انگیز بسازیم.
فیالا:برخی بر این باورند که همکاری مشترک باعث کندی روند کار می‌شود چون شما ناچارید در مورد هر چیزی به اتفاق تصمیم بگیرید.اما به نظر ما، کارها واقعاً سریع‌ترپیش می‌رود. نگارش فیلم‌نامه به صورت فردی واقعاً کسل‌کننده به نظر می‌آید.اگر به تنهایی اقدام به نوشتن می‌کردم و ایده‌ای را در سر می‌پروراندم نمی‌توانستم نسبت به آن مطمئن باشم. ممکن بود یک هفته طول بکشد تا تصمیم بگیرم آن را دور بیندازم یا نگهش دارم.
فیلم از نظرهمسانی بسیار جالب توجه است. در هر صحنه بازتاب عنصر دیگری به چشم می‌خورد مثل تصاویر روی دیوار که بازتاب عروسک‌های درون شومینه هستند و… صورت مادر با ماسک پوشانده شده است.پسران کوچک او هم در صحنه‌ای ماسک به صورت می‌زنند و اصلاً چون دوقلوهای همسان هستند، کاملاً به هم شبیه‌اند. صرفنظر از این‌که دوقلوهای همسان تاریخچه‌ی طولانی در فیلم‌های ترسناک دارند،درشگفتم که چه‌طور با این دقت همه‌ی این عناصر را در کنار هم چیدید و جواب گرفتید.
فیالا:اولین ایده،بازگشت مادر به خانه بود و سپس به دو پسر (پسرانش) رسیدیم ودر ادامه این‌که آن‌ها باید مثل هم باشند و دوقلو؛ چون همان طور که اشاره کردید فیلم درباره همسانی است. ما از ماسک‌هااستفاده کردیم تا نشان بدهیم زیر این ظاهرهای زیبا چه چیزی پنهان شده است؛ مثل سوسک‌هایی که در زیر می‌خزند.
فرانتس: ما فکر می‌کنیم هرکس چندشخصیت دارد و وابسته به شرایط متفاوت، یک شخصیت و وجه از خودش را به نمایش می‌گذارد.این همان چیزی‌ست که تلاش کردیم با استفاده‌ی مکرر از تصاویر مشابه و همسان در فیلم به آن اشاره کنیم.
فیالا:نمی‌خواستیم فیلمی بسازیم که شما بتوانید بافاصله به تماشای آن بنشینید. دراولین قدم قصد داشتیم فیلمی مهیج بسازیم تا پس از پایان ماجراهای هیجان‌انگیز فیلم، شما بتوانید تمام این مضامین و جزییات را درفیلم شناسایی و مشاهده کنید.به همین علت است که ما سینما را دوست داریم؛ سینما قدرتی دارد که می‌تواند واقعاً شما را تحت تأثیرقرار دهد.

goodnight-mommy
چه‌طور این برادران دوقلو،الیاس و لوکاس، را انتخاب کردید و چنین بازی طبیعی از آن‌ها گرفتید؟
فرانتس: با روش‌های کاربردی به چنین بازی و حضور طبیعی‌ای رسیدیم. با آن‌ها خیلی بازی کردیم، فیلم‌نامه را به ترتیب فیلم‌برداری کردیم و در نهایت داستان را روز به روز در اختیارشان قرار دادیم تا به‌تدریج از نحوه‌ی پیشرفت وقایع مطلع شوند.
فیالا:پیدا کردن آن‌ها در واقع کار ساده‌ای بود. اما شاید در ظاهر واقعاً دشوار به نظر برسد. ما به مدارس زنگ می‌زدیم و از آن‌ها دربارهحضور دوقلوهاییبا سن‌وسال مورد نظرمانپرس‌وجو می‌کردیم.ما به ۱۳۰ دوقلوی اتریشی رسیدیم و الیاس و لوکاس را از بین آن‌ها انتخاب کردیم.
فرانتس: انتخاب آن‌ها بسیار جالب بود چون با آن‌ها بازی‌های زیادی انجام دادیم. عنوان اصلی فیلم «من جاسوسی می‌کنم» (IchsehIch she)بود که از یک بازی گرفته شده بود: «من با چشمان کوچکم جاسوسی می‌کنم.» ما این بازی را در فیلم داشتیم ولی آن را حذف کردیم. در جریان انتخاب دوقلوها این بازی را انجام می‌دادیم و دوقلوها نمی‌توانستند این بازی را به‌درستی انجام دهند چون یکدیگر را به‌خوبی درک می‌کردند و در نتیجه همیشه جواب را می‌دانستند.
مثل بازی سنگ کاغذ قیچی.
فرانتس: بله. دوقلوها نمی‌توانند این بازی را انجام دهند چون هر دو همیشه یک چیز را انتخاب می‌کنند! و این شرایط انتخاب بازیگر را جالب می‌کرد. ما به دنبال بچه‌های زیبا و ظریفی بودیم که شما دربرخورد نخست، نسبت به آن‌ها احساس نزدیکی کنید؛ و البته آن‌ها باید مرموز هم به نظر می‌رسیدند. ما سه‌تا دوقلو را آزمایش کردیم و به نوبت آن‌ها را به جایی که بازیگر زنی را به صندلی بسته بودیم دعوت کردیم. سپس به آن‌ها گفتیم که او مادر شما را دزدیده است و باید بفهمیداو کجاست.
فیالا:ما به آن‌ها گفتیم هر کاری می‌خواهید با او انجام دهید. اما به طور طبیعی این کار برای بچه‌هامشکل بود چون نمی‌خواستند به او آسیبی برسانند.
فرانتس: قصد داشتیم شجاع‌ترین جفت را انتخاب کنیم. یکی از بچه‌ها مدادی برداشت و آن را به دست او فرو کرد.
فیالا:مهم‌ترین موضوعی که باید برای کار کردن با بچه‌ها در نظر گرفت این است که آن‌ها باید به داستان و کل ماجرا علاقه‌مند شوند؛ و اگر ما در ابتدای کار تمام ماجرا را برای آن‌ها تعریف می‌کردیم، دیگر اشتیاقی به آن نشان نمی‌دادند. بجز این مورد، کار کردن با بچه‌ها واقعاً آسان است چون آن‌ها به عنوان یک بزرگ‌تر به شما اعتماد دارند. اگربه بچه‌ها بگویید کاری را به این طریق انجام دهید آن‌ها واقعاً سعی می‌کنند کار را به همان شکل انجام دهند. این وضعیت با بازیگران بزرگ‌سال همیشه به این شکل نیست چون آن‌ها عقاید خودشان را دارند و یقیناً آن‌ها را با شما در میان خواهند گذاشت.
منبع: شیلا اومالی، راجر‌ایبرت‌دات‌کام

برچسب‌ها: