ماهنامه هنر و تجربه – رکسانا خوشابی: منوچهر رهنما، شخصیت محوری فیلم «احتمال باران اسیدی»، به تازگی بازنشسته شده. یک جورهایی انگار تمام قصه از همین جا جان می گیرد: بازنشستگی منوچهر و حالات روحی و روانی متأثر از بازنشستگی. برای آنکه ببینیم منوچهر رهنمایی که بهتاش صناعی ها و مریم مقدم شخصیت  پردازی کرده اند، چقدر به تیپ کارمند بازنشسته نزدیک است، از رکسانا خوشابی، کارشناس ارشد مشاوره، خواستیم تا درباره روانشناسی بازنشستگی تیپ کارمند برایمان بنویسد .

سرم گیج رفت. انگار دنیا تمام شده بود. وقتی حکم بازنشستگی را به دستم دادند در یک لحظه، سی سال از زندگی ام جلوی چشمانم مرور شد و بعد: تمام. حالا باید چکار کنم؟ تا ظهر بخوابم و بعد هم لوازم خراب منزل را تعمیر کنم و عصرها با همسن هایم در پارک، وقت تلف کنم؟ آیا دیگر باید منتظر مرگ باشم؟!

***
بسته به نگاهی که افراد نسبت به دوران بازنشستگی دارند ممکن است دچار بحران یا نوعی سرخوردگی شوند. ممکن است آنها حس کنند نه تنها شغل و کارایی اجتماعی خود را از دست داده اند بلکه عادات مثبت (مانند صبح زود برخاستن)، همکاران، دوستان و ارزش اجتماعی خود را هم از کف داده اند. همین بازنشستگان هستند که مستعد افسردگی و برخی بیماری های جسمانی و گاه روانی نیز هستند. همچنین دوران بازنشستگی می تواند به صورت دورانی شاد و پرانرژی همراه با استراحت و تفریحات بیشتر تجربه شود. هرقدر فرد قدرت بیشتری برای لذت بردن از زندگی و انعطاف بیشتر داشته باشد، بهتر می تواند از این دوران بهره ببرد و اگر جزو آن دسته از افراد باشد که همیشه در حال برچسب زدن منفی به شرایط و موقعیت ها هستند، طبیعی است که این مقطع زندگی هم با برچسب منفی ای که می خورد غیر قابل تحمل تر خواهد شد.
در این دوران فرد می تواند دست از کار چندین ساله خود بکشد و با گرفتن مستمری و بدون دغدغه مالی، اوقات خود را صرف انتقال تجربیات به دیگران، شادی بیشتر، تفریح، سفر و مهمانی های متناسب با سن خود کند. می تواند به کارهایی مشغول بشود که در زمان اشتغال، فرصت انجام آنها برایش فراهم نشده و می تواند زمان بیشتری را با خانواده و دوستانش بگذراند. اما برای انجام این کارها یعنی برای تفریح و لذت بیشتر باید حتماً تفریح و لذت را بلد باشد! چون متأسفانه بسیاری از افراد بلد نیستند برنامه ریزی مناسبی برای تفریح، استراحت و شادی خود داشته باشند و این دوران را هم با بی مهارتی یا نگرش منفی، مبدل به دورانی غمناک و توأم با افسردگی می کنند، این ها معمولاً خود را بیکار یا از کار افتاده تلقی می ‌کنند و گمان می کنند ناکارا یا به بیانی به دردنخور شده اند و همین نگرش فرصت شادی و تفریح را از آنها می گیرد. متأسفانه این حالت در مردان کارمند بازنشسته بیشتر دیده می‌شود. بنابراین شاید اضطراری ترین کار بعد از فراغت از اشتغال این باشد که فرد نگاه خود را نسبت به این دوران مثبت تر کرده و با علاقه و اشتیاق و برنامه ریزی های سازنده وارد آن شود. این کار می تواند با نوشتن فهرستی از علائق و امور عقب افتاده، کارهایی که هرگز فرصت انجام آنها فراهم نشده و امور شادی آور و اولویت بندی آنها آغاز شود.

بازگشت به دوران نوجوانی و جوانی
برخی بازنشستگان از این که علاقه های دوران جوانی را در سنین بعد از اشتغال دنبال کنند خجالت می کشند. آنها معتقدند که برای این کار دیگر خیلی دیر شده است! در حالی که اینطور نیست.
دکتر ران مانهایمر، مدیر مرکز خلاقیت ها و کارایی های بازنشستگی در آمریکا اعلام کرده که «برخلاف باورهای بعضی از دانش پژوهان مسائل بازنشستگی، بازگشت به دوران جوانی و نوجوانی نه تنها زیان آور نیست بلکه نشانه سلامت جسم و روح سالمندان بازنشسته است. دکتر مانهایمر می افزاید: افراد در دوران بازنشستگی به خاطر داشتن زمان کافی، پس از سال ها انتظار، به رویاهای خود تحقق می بخشند و برخی به سرگرمی های دوران کودکی و نوجوانی روی می آورند.
نتایج بررسی های جدید کارشناسان در این مرکز، نشان داده که برخلاف گذشته، بازنشستگان امروز از آمادگی بیشتری برای فعالیت های گوناگون برخوردارند و دلیل آن، افزایش امید به زندگی و میانگین طول عمر است که خود ناشی از پیشرفت های دانش های پزشکی و تغذیه است. دکتر مانهایمر در ادامه گفته است: بیشتر بازنشستگان، نه تنها آمادگی خود را برای اشتغال، شرکت در امور خیریه به صورت داوطلبانه، فعالیت های اقتصادی و اجتماعی ابراز داشته اند بلکه برخی از آنان آماده ادامه تحصیل و بازگشت به دبیرستان و دانشگاه شده اند.
این یافته ها نشان می دهند که خوشبختانه دوران پس از اشتغال می تواند دورانی برای سازندگی و بالندگی و تحقق برخی آرزوهای محقق نشده باشد. برخی نویسندگان و نظریه پردازان مانند ناپلئون هیل هم معتقدند که نیروی خلاقه انسان در دوران بعد از میانسالی به دلیل توجه کمتر افراد به روابط جنسی، صرف خلق و آفرینش خواسته ها و حتی رسیدن به توانگری و پول می شود.
گرچه دوران بعد از اشتغال می تواند دوران سازندگی باشد اما منظور این نیست که فرزندان افراد بازنشسته باید بار مسئولیت خود را بر دوش آنها انداخته و خود با تنبلی و بدون تلاش لازم، والدین خود را مجبور به اشتغال مجدد کنند. بنابراین افراد بعد از دوره اشتغال باید متوجه باشند که چنانچه مسأله جدی در کار نیست، انتخاب تفریح، کار، سفر، هنر یا… باید مستقل از اجبار اطرافیان یا تحمیل ها انجام شود و این، خود فرد است که باید برای این دوران، تصمیم گیری و انتخاب داشته باشد، نه دیگران.

نسخه pdf شماره بیست و دوم ماهنامه هنر و تجربه