هنر و تجربه -رضا حسینی : برادران کوئن این مهارت را دارند که موضوعی تیره‌وتار و تراژیک را بگیرند و آن را به‌گونه‌ای فانتزی و شیرین آرایش کنند تا ما بتوانیم به آن بخندیم. از این رو است که وقتی شخصیتی، آدمی را در فیلم‌هایشان داخل دستگاه رنده‌ی چوب می‌اندازد، با این‌که اصلاً کارخوشایند و جالبی نیست، با اجرای کوئن‌ها (که حتی پای لعنتی نیز از دهانه‌ی دستگاه بیرون افتاده) به یک ایده کمدی نبوغ‌آمیز تبدیل می‌شود. پس حتماً تصویر کردن چنین ایده‌های جنون‌آمیزی پیرو قاعده و روشی است که  نتیجه می‌دهد.
تونی ژو (یکی از علاقه‌مندان و پژوهشگران سینما که فایل‌های آموزشی ویدئویی بسیاری در فضای مجازی دارد؛ و در سایت‌های مختلف، از جمله یوتیوب، می‌توان آن‌ها را یافت) به چگونگی فیلم‌برداری صحنه‌های دیالوگ‌محور توسط برادران کوئن پرداخته است. از رویکرد آن‌ها در فیلم‌برداری فصل‌های کلاسیک «نما/ نمای معکوس» به‌نوعی می‌توان به این موضوع پی برد که آن‌ها چگونه به حال‌وهوای کارناوال‌گونه‌ی آثارشان دست می‌یابند؛ احساس «من وحشت‌زده‌ام، اما دارم می‌خندم.» که در همه‌ی فیلم‌های کوئن‌ها یافت می‌شود.
۱- نماهای‌شان را ساده اما دقیق می‌بندند
شما در صحنه‌های دیالوگ‌محور کوئن‌ها، حرکت‌های دوربین زیاد، دوربین روی دست یا فوکوس‌های غیرعادی نمی‌بینید. آن‌ها دکور و صحنه‌ی ساده‌ای (متشکل از دو یا چند نفر که در حال گفت‌وگو هستند) دارند اما در مورد طراحی صحنه، لباس‌ها و محل قرارگیری دوربین بسیار دقیق و سنجیده عمل می‌کنند.

o-brother-where-art-thou
۲- نماهای تک‌نفره‌ی زیادی می‌گیرند
کوئن‌ها دوست دارند دیالوگ‌ها را از «درون فضای گفت‌وگو» به تصویر بکشند. صحنه‌های دیالوگ‌محور زیادی در قالب نماهای اورشولدر فیلم‌برداری می‌شوند و مطمئناً جای خودشان را دارند، اما کاری که یک نمای تک‌نفره انجام می‌دهد، دست‌کم در مورد کوئن‌ها، این است که شخصیت‌ها را ایزوله و تک‌افتاده می‌کند؛ و به این ترتیب در خدمت هدف دیگری هم قرار می‌گیرند…
۳- با لنز واید فیلم‌برداری می‌کنند
…که آن هدف دیگر، به کوئن‌ها اجازه می‌دهد تصویرشان را با لنز واید بگیرند. آن‌ها ترجیح می‌دهند دیالوگ را با لنزهای ۲۷ یا ۳۲ میلی‌متری بگیرند، و شمایلی که به این طریق به دست می‌آید، تأثیر روان‌شناختی چشم‌گیری بر تماشاگر می‌گذارد. در ضمن این کار به دلیل اعوجاج،ته‌رنگی کمدی به نما اضافه می‌کند؛ اما علاوه بر این‌ها، بیش‌تر قاب‌بندی را به چشم می‌آورد و به تماشاگر فرصت نگاه کردن به فضای اطراف و کسب اطلاعات بیش‌تر درباره لوکیشن و شخصیت را می‌دهد. همان طور که راجر دیکینز، مدیر فیلم‌برداری اصلی کوئن‌ها، آن را این طور توضیح می‌دهد: «این کار هم”حس حضور” را به صحنه می‌دهد و هم احساسی عجیب و مرموز.»
۴ از دالی برای نزدیک شدن بهره می‌برند
دیگر مزیتی که فیلم‌برداری با لنزهای واید در اختیار کوئن‌ها قرار می‌دهد این است که حرکت دوربین می‌تواند اغراق‌شده باشد. به عبارت دیگر، در نماهای «پیش‌روی» (Push-in) که از مؤلفه‌های کوئن‌هاست، ما نه‌فقط می‌بینیم که ویژگی‌های سوژه به‌گونه‌ای کمیک دفرمه می‌شوند، بلکه سرعت آن هم خیلی سریع به نظر می‌رسد. این چیزهاست که باعث ایجاد فضایی به‌شدت کارناوال‌گونه می‌شود (مواردی از این حرکت‌های دالی را می‌توانید در فصل رؤیای «لبوفسکی بزرگ» ببینید).
۵- واقعاً در مرحله‌ی «پس از تولید» به ریتم کمدی مورد نظرشان می‌رسند
البته که این نماها به خودی‌خود فاقد آن لحن کمدی‌ای هستند که کوئن‌ها در تدوین و به‌واسطه‌ی زمان‌بندی‌های سنجیده‌شان به آن می‌رسند. این هم یکی دیگر از ویژگی‌ها و مؤلفه‌های این دو فیلم‌ساز بزرگ است. متأسفانه در این مورد توضیح بیش‌تری درباره چگونگی دستیابی به این کیفیت کمدی نمی‌توان داد، همان طور که شانتال آکرمن می‌گوید: «وقتی کات می‌زنم،  احساس می‌کنم، احساس می‌کنم، احساس می‌کنم و می‌گویم این‌جا. هیچ دلیل خاصی ندارد. فقط این طور احساس می‌کنم.»

برچسب‌ها: