هنروتجربه -سوگند نیازمند: جلسه نقد و بررسی فیلم «بهمن» به کارگردانی مرتضی فرشباف عصر دیروز (۹ اسفند) با حضور کارگردان و محمدرضا مقدسیان (منتقد) در پردیس سینمایی چارسو برگزار شد.

محمدرضا مقدسیان در ابتدا صحبت هایش به جنس خاص نگاه گارگردان فیلم بهمن اشاره کرد:«من فیلم را سال گذشته در جشنواره فیلم فجر دیدم و تا به امروز فرصتی پیش نیامده بود تا دوباره فیلم را ببینم. «بهمن» به به عنوان فیلم دوم فرشباف درست از جنس فیلم اول او به نام «سوگ» است. جنس خاص نگاه کارگردان به سینما، نوع صدا و تصویر، بازی‌ها، کشمکش درونی شخصیت‌ها، شیوه خاصی که برای فیلم‌نامه‌نویسی و شخصیت‌پردازی دارد و… را باید در نظر گرفت و سپس با اثر روبه‌رو شد.»

فرشباف هم درباره ایده فیلم و دغدغه‌ای که سبب ساخت این اثر شدف توضیح داد:«بعد از ساخت «سوگ» که متاسفانه هنوز در ایران شانس اکران نداشته اما در جشنواره های خارجی اتفاق‌های خوبی برایش افتاد و به ساندنس رفت. در ساندنس لابراتواری بود که به من گفتند از فیلم‌نامه‌ام حمایت می‌کنند. من یک داستان کوتاه خارجی به نام «برف» خوانده بودم که قصه زنی بود که یک شب برفی، پشت پنجره منتظر همسرش می‌ماند تا بیاید. از طرف دیگر  رابطه مادر و مادربزرگم را می‌دیدم،که  برای گذراندن روزهای آخر زندگیش از لندن به ایران آمده بود.در واقع ترکیبی از همه این اتفاقات منجر به نوشتن یک طرح ۴۰ صفحه‌ای شد که آن را به لابراتوار ساندنس فرستادم و پذیرفته شد. ادعای جشنواره ساندنس  حمایت از سینمای مستقل است و ما حدودا ۱۲ فیلم‌ساز فیلم اولی و دومی بودیم که طرح هایمان قبول شد.من اولین فیلم‌ساز ایرانی هستم که توانستم آنجا قبول شوم. شش ماه آمریکا بودم و زمان ساخت آن که فرا رسید به ایران برگشتم. البته شاید در نتیجه برای پخش فیلم، ساختن آن در خارج از کشور به نفع مان بود چون شرکت های پخش‌ ما ضعیف هستند.»

فرشباف که به گقته مقدسیان فیلم‌هایش از لحاظ شیوه روایت بصری و داستان‌گو بودن قابل بررسی است، در ادامه  به توضیح شخصیت‌پردازی فیلم‌هایش و چرایی نداشتن حرکات بیرونی کاراکترهایش پرداخت: «البته در فیلم بهمن نداشتن حرکت بیرونی بیشتر است. به نظرم سینما می‌تواند این شانس را به فیلم‌ساز بدهد تا راه‌های متفاوتی را برای گفتن حرف‌هایش و بروز دادن احساسات انتخاب کند. در بهمن هم یکی از علل‌هایی که دوست داشتم حتما خانم معتمدآریا این نقش را بازی کنند این بود که بازیگر بتواند ۹۰ دقیقه این فیلم را با خود بکشد، بدون اینکه مخاطب بتواند از لحاظ رفتاری و حسی او را بررسی کند. زیرا به نظر من باورپذیرتر است که هر مخاطبی بتواند از لحاظ رفتاری قضاوتی بر روی شخصیت‌های قصه داشته باشد و ما فکر می‌کردیم که فیلم همه محدودیتش بر روی کاراکتر هما است و من دوست داشتم کمی باوقار به کاراکترم نگاه کنم که مخاطب نه خیلی از آن دور شود و نه خیلی به آن نزدیک باشد. تقریبا فاصله باید رعایت می‌شد. من در بهمن احتیاج به صورتی داشتم که بتواند با تغییر میلی متری خطوطش، قصه را پیش ببرد تا از طریق دیالوگ گفتن. به همین علت احتیاج ما شخصیتی تکنیکال بود که بتواند میلی متری بازی کند.»

مرتضی فرشباف

فرشباف در پاسخ به پرسش مقدسیان راجع به اینکه چه میزان از زوایای شخصیت‌ها در فیلم‌نامه نوشته شده است، گفت: «خانم معتمدآریا سینما را خوب می‌داند و حدودا سی سال است که در جشنواره کن حضور دارند و همیشه فیلم‌ها را به روز می‌بینند، شخصیت ایشان تا حد بسیاری در فیلم‌نامه بهمن آورده شده بود. ما یک جدول بزرگ داشتیم که ۹۰ سکانس در آن نوشته شده بود و من و نسیم مرعشی ریز به ریز همه نکات را در آن نوشته بودیم و مدام در تولید به این فکر می‌کردیم که بحران‌های هما را طوری بچینیم که برای مخاطب فراموش نشود و حواس مان هم بود که بعضی از این بحران‌ها را هم بیش از اندازه پررنگ نکنیم. همه این‌ها وابسته به بحران میانسالی است که به پدیده فرهنگی و اجتماعی مربوط نیست و یک پدیده جهان شمول است. این بحران دارای نکات کوچکی هستند که برایش بزرگ می‌شوند.»

در بخش دیگری از این نشست مقدسیان به ریسک فرشباف در مواجهه با مخاطب اشاره کرد: «در فیلم تا قبل از سکانس‌هایی که در بحران‌های میانسالی به صورت کاملا عیان مشخص می‌شود، دقیقا نمی‌دانیم ک دغدغه اصلی شخصیت چیست فقط می‌بینیم که بسیار مشوش و آشفته است و این خطر وجود دارد که ما هم مانند همسر هما ناگهان عصبانی شویم و بگوییم:حرف حسابت چیست؟ این مساله خیلی جرات می‌خواهد و به نظرم شما ریسک بزرگی کردید که چنین کاری کردید. شما در ذائقه مخاطب کلاسیک چیزی را از او می‌گیرید و می خواهید یک بار دیگر فیلم را با عینک دیگری ببیند. اگر مخاطب عصبانی شود و به ایستگاه آخر نرسد چه؟! فکر می‌کنم شما چنین آمادگی‌ای را داشتید. در جشنواره جفایی که به این فیلم شد این بود بهمن در ساعت نامناسبی به نمایش درآمد و شاید کمی در حق فیلم ظلم شد و مخاطبی که فیلم را می‌دید با آمادگی لازم در سالن نبود.»

فرشباف درباره چرایی کند پیش رفتن ریتم فیلم نیز گفت: «به علت اینکه انرژی کمک‌های معمول نمی‌رسد، مخاطب فکر می‌کند که قصه پیش نمی‌رود در صورتی که از لحاظ بصری شاید بتوان به چرایی اتفاقات پی برد. من در سکانس‌هایی سعی داشتم منطق خود را با تقلب به مخاطب برسانم اما در قسمت‌هایی هم مخاطب نباید دنبال علت و معمول باشد. در حقیقت هنر یک بستر است و من با قصه‌ای که یقه مخاطب را بگیرد و همه چیز را مستقیم و سر راست بگوید، مشکل دارم.»

کارگردان «بهمن» پیرامون مشاوره‌های روان شناختی بحران میانسالی توضیح داد: «ما برای پیاده کردن این بحران در فیلم، به جز کتب روان شناختی‌ای که وجود دارد، تیپ‌های زیادی را بررسی کردیم. پژوهش‌هایی صورت گرفت و المان‌های چنین شخصیتی را جز به جز بیرون کشیدیم و بررسی کردیم.»

مقدسیان در انتهای جلسه تاکید کرد: «فیلم بهمن نمونه آشنایی در سینما نیست و اگر به دنبال یک فیلم ساده هستید شاید از دیدن بهمن خوشحال نشوید. اما اگر به معنای واقعی در پی کشف و کنجکاوی هستید فیلم بهمن نمونه خوبی در سینما ایران محسوب می‌شود.»

 

عکس:یاسمن ظهورطلب