هنر و تجربه – سعیده شهسواری: سرانجام انتظار سینمادوستان و علاقمندان به گروه هنر و تجربه در اراک به پایان رسید و در روز چهارشنبه ۱۹ اسفند ماه طی مراسمی با نمایش فیلم سینمایی «پرویز» به کارگردانی مجید برزگر، اکران فیلم‌های گروه هنر و تجربه در سینما عصرجدید اراک آغاز شد.

در این مراسم که با حضور امیرحسین علم‌الهدی دبیر شورای سیاست‌گذاری گروه هنر و تجربه، میثم مزلقانی مدیر پخش این گروه و مجید برزگر برگزار می‌شد، پس از نمایش فیلم، برزگر و علاقمندان اراکی درباره فیلم به صحبت پرداختند.

مجید برزگر کارگردان «پرویز» صحبت‌های خود را با تعلق خاطری که به شهر اراک دارد آغاز کرد: «من در اراک که نزدیک‌ترین شهر به شهرِ محل تولد من یعنی همدان است، در آغاز کار سینمایی‌ام همیشه دوستان و رقیبان خوبی داشته‌ام.»
برزگر سپس مقدمه کوتاهی در مورد فیلم و انتخاب بازیگران و به طور کلی آن نوع سینمایی که می‌توان «پرویز» را در آن گنجاند صحبت کرد. برزگر همچین از نمایش فیلم در کشورهای مختلف و نظرات منتقدین در مورد این فیلم که از «فیلمی درخشان» تا «اثری فاقد ارزش» در نوسان بوده است صحبت کرد.

بعد از این صحبت‌های کوتاه حاضرین پرسش‌های خود را از مجید برزگر مطرح کردند. پرسشی که در ابتدا مطرح شد در مورد ایده شکل گیری فیلم و این‌ بود که چرا بعد از «فصل باران‌های موسمی» ،فیلمی با موضوع «پرویز» ساخته شد. مجید برزگر در پاسخ به این سوال از ناملایمات دورانی که این فیلم در آن ساخته شد و وضعیت روحی خود که ناشی از وضعیت آن دوره بود و جرقه ساخت این فیلم را زد صحبت کرد. او در ادامه افزود: «پرویز، محصول نادیده انگاشته شدن از جانب اطرافیان و جامعه و به طور جهان‌شمول‌تر، از سمت مراجع قدرت است.»

برزگر در مورد شخصیت‌پردازی «پرویز» از خاطره‌ای در رادیو گفت: «در طول ضبط یک برنامه رادیویی، زمانی که بعد از استراحت همه به سرکار برگشتیم و کار را شروع کردیم متوجه شدیم که افکتور که وظیفه‌اش ایجاد صداهای جانبی‌ست حضور ندارد، افکتوری که تا آن لحظه نقش پر رنگش نادیده گرفته شده بود و تنها در صورت غیابش دیده شد و اطرافیان متوجه اهمیت جایگاه او شدند. همین اتفاق، جرقه‌ی شخصیت «پرویز» را در ذهن من زد.»
برزگر در پاسخ به سوال یکی از حاضرین که آیا «پرویز» اثری اقتباسی ست یا نه، گفت: «فیلم‌نامه پرویز به طور مستقیم از هیچ اثری اقتباس نشده ست و حتی در پیش نویس‌های فیلم‌نامه، داستان و شخصیت‌ها شکل دیگری داشته‌اند. ولی بدون شک این اثر وامدار هر آن‌چه که نویسنده پیش از آن خوانده و دیده به طور غیر مستقیم و ناآگاهانه هست.»
یکی از حاضرین پرسش خود را این‌گونه مطرح کرد: «آیا می‌توان پرویز را جزء فیلم‌هایی دانست که همه مسئولیت رفتارهای فرد را بر گردن جامعه می‌دانند؟ و آیا شما اگاهانه تصمیم به القای چنین نظری داشتید؟» برزگر در پاسخ گفت: «این فیلم قصد بیان اثر جامعه در تبدیل شخصیت سالم یک فرد به یک هیولا را دارد. به همین دلیل در ابتدای فیلم شخصیت پرویز به شکلی به نمایش درآمد که هیچ‌گونه مشکل روانی ندارد و از نظر اخلاقی و رفتاری فردی سالم و بی‌مشکل است و پس از اتفاقاتی که محیط بر او تحمیل می‌کند به آن سراشیبی که شاهدش بودیم می‌افتد.» این کارگردان در ادامه افزود: «من فیلم را از زاویه دید پرویز ساختم و بدون شک اگر قرار بر ساختن فیلم از دریچه چشم پدر یا دیگر شخصیت‌های فیلم باشد، طور دیگری می‌توان قضاوت کرد. ولی چون داستان من در مورد پرویز است من در این فیلم از او دفاع کرده‌ام به این معنا که هیچ قضاوت منفی‌ای در مورد رفتارهای او حتی آدم کشی‌اش نکنم.»
پرسش دیگری که مطرح شد این بود که «چرا ایزوله بودن پرویز در دکوپاژها و میزانسن‌ها لحاظ نشده است و این تنهایی را تنها می‌توان از خلال دیالوگ‌ها دریافت؟» برزگر به این سوال این‌گونه پاسخ گفت: «تمام این فیلم تنها با یک لنز فیلم‌برداری شده است، لنزی که گستره‌اش به اندازه چشم انسان است و همین باعث می‌شود که مخاطب هر چه بیشتر با فیلم و با پرویز همراه شود. در این فیلم همه صحنه‌ها به استثنای یکی دو صحنه، از دریچه چشم پرویز است و دوربین حرکت نمی‌کند مگر با حرکت چشم و بدن پرویز. پرویز در همه صحنه‌های فیلم حضور دارد. این تصمیم سختی بود که باید می گرفتم و به قیمت رسیدن به هدفی که گفتم یعنی همراه کردن مخاطب و همذات‌پنداری هر چه بیشتر او با پرویز که قصه در مورد اوست، چشم از دیگر انتخاب‌ها پوشیدم. مثلا به دلیل همین انتخاب ممکن است کار طراح صحنه کمرنگ دیده شود گرچه به نظر من کار طراحی صحنه این فیلم درخشان است.»
کارگردان فیلم‌هایی از قبیل «یک شهروند کاملا معمولی» و «فصل باران‌های موسمی» اضافه کرد: «من در این فیلم سعی کردم که از صحنه‌های کلیشه‌ای که در آن انسان‌ها در لانگ شات و در گوشه‌ای از تصویر نمایش داده می‌شوند بپرهیزم. گرچه این تنهایی و جدا افتادگی در میزانسن‌ها هم لحاظ شده، مثلا سکانس‌های اولیه فیلم که پرویز در خشکشویی روی صندلیش بین دو ماشین لباس شویی، نشسته و فقط صدای مشتریان شنیده می‌شود و خود آن‌ها دیده نمی‌شوند و پرویز بعد از این‌که لباس مشتری را به او تحویل داد دوباره به صندلی و تنهایی‌اش برمی‌گردد و تلاش شده است که این اشارات در جاهای مختلف فیلم گنجانده شود. ولی سعی من این بود که هیچ چیز در این فیلم به صورت گل‌درشت و برجسته نمایش داده نشود.»

سینمای ایران همیشه به من بی‌توجه بوده است، من هم می‌خواهم به سینمای ایران بی‌توجه باشم. من در گوشه‌ای در حال انجام دادن کارم هستم و دیگر در شرایط و سنی هم نیستم که نیاز به جوایز و اقبال در جشنواره‌ها داشته باشم

یکی از حاضرین در مورد اشارات فرامتنی و سیاسی فیلم پرسید و برزگر با گفتن «پاسخ گفتن به این سوال لذت این اشارات و بیان آن‌ها در فیلم را برای خودم هم از بین می‌برد» از پاسخ دادن به این سوال سر باز زد.
یکی دیگر از مخاطبین، از برداشت متفاوت و روانشناختی خود از شخصیت پرویز گفت و عنوان کرد: «پرویز، محصول نادیده انگاشته شدن نیست، بلکه رفتارهای او در ۵۰ سالگی، شبیه رفتار یک پسربچه است. پرویز رشد پیدا نکرده وهمچنان کودک مانده است و عقده ادیپ را نتوانسته در سن مناسبش حل کند و در نتیجه در سن ۵۰ سالگی با رانده شدن توسط پدرش این عقده سرباز می‌کند.»
برزگر با تایید وجود این نکته روانشناختی در فیلمش، گفت: «من به این مسئله در فیلمم بسیار فکر کرده‌ام و واقف به آن هستم. مثلث اصلی ادیپ طبق روانکاوی کلاسیک و همچنین بر اساس کهن‌الگوها و اساطیر، شامل پدر، پسر و مادر می‌شود. و در اسطوره ادیپ هم ،ادیپ برای به دست آوردن مادرش ناگزیر به کشتن پدرش است. این مثلث در این فیلم به صورت پرویز، پدر و زنی که قصد ازدواج با پدر را دارد یعنی آذر، درآمده ست. پرویز معتقد است که آذر بیش از آن‌که به درد ازدواج کردن با پدرش بخورد، برای او مناسب است. میل به پدرکشی که مبنای عقده ادیپ است پس از رانده شدن پرویز توسط پدر، تا پایان فیلم با اوست.»
پرسش دیگری که توسط حاضرین در نشست مطرح شد در مورد نقص در شخصیت پردازی سایر شخصیت‌های فیلم به خصوص شخصیت پدر بود که برزگر هم با اشاره به این نکته که کم پرداختن به سایر شخصیتها کاملا عمدی بوده است عنوان کرد: «قصه در مورد پرویز است، به همین دلیل شخصیت‌پردازی پرویز با دقت و جزئیات زیاد انجام شد و همه سعی من این بود که شخصیت پرویز هر چه کامل‌تر به مخاطب نمایانده شود، ولی در مورد سایر شخصیت‌ها لزومی به پرداخت بیشتر ندیدم. در مورد شخصیت پدر هم تشخیص من این بود که همین اندازه شناخت از پدر برای مخاطب، جهت درک داستان کفایت می‌کند.»
در پایان هم مجید برزگر در پاسخ به سوالی در مورد کارهای بعدی خود گفت: «سینمای ایران همیشه به من بی‌توجه بوده است، من هم می‌خواهم به سینمای ایران بی‌توجه باشم. من در گوشه‌ای در حال انجام دادن کارم هستم و دیگر در شرایط و سنی هم نیستم که نیاز به جوایز و اقبال در جشنواره‌ها داشته باشم.»