هنروتجربه: روزنامه شرق در صفحه سینمای ایران امروز(۲۲ اسفند) به بهانه اکران فیلم «دو » در گروه هنروتجربه با پرویز پرستویی بازیگر و تهیه‌کننده این فیلم گفت‌وگو کرده‌است.البته فرانک آرتا در این گفت‌وگو فقط به «دو » نپرداخته و به بحث‌هایی که بعد از جشنواره فیلم فجر و اهدای سیمرغ بلورین بهترین بازیگری به پرستویی مطرح شده نیز اشاره دارد.

در ابتدای این گفت‌وگو پرسشی پیرامون چرایی همکاری با فیلم «دو» و اساسا حمایت از نسل جوان مطرح شده‌است، پرستویی در پاسخ می‌گوید:«  از زمانی که وارد دنیای نمایش شده‌ام، بازیگری برایم نوعی آرمان‌گرایی بوده و هست. این‌گونه نبود که بازیگر شدم تا فقط دیده شوم یا صرفا به‌عنوان شغل به آن نگاه کنم. در مسیر کاری‌ام به‌کرات با دختران و پسران جوان مواجه شده‌ام که درباره «چگونگی» حضورشان در دنیای نمایش و سینما از من پرسیده‌اند. من هم قبل از هر چیز آن‌ها را به «چرایی» حضورشان رهنمون کرده‌ام و اینکه اساسا باید نقطه هدف‌شان را در این حرفه روشن کنند. چون در غیر این صورت با وجود سختی‌های غیرقابل‌توصیف، در این حرفه به درِ بسته خواهند خورد! وقتی به گذشته‌ام نگاه می‌کنم، با ادعا می‌توانم بگویم هیچ‌کس در سینما دستم را نگرفت تا مرا به فیلمی معرفی کند یا فرصتی در اختیارم قرار دهد.»

در بخش دیگری از این گفت‌وگو پرستویی مشخصا درباره تهیه‌کنندگی فیلم دو توضیح می‌دهد:«قبل از اینکه با خانم گلستانی کار کنم، بازی ایشان را در سریال «وضعیت سفید» دیده بودم که در ذهنم مانده بود. زمانی که دوستان برای فیلم «مهمان داریم» بحث خانم گلستانی را مطرح کردند، پرسیدم منظورتان همان خانم سهیلا گلستانی است که در سریال «وضعیت سفید» بازی کردند؟ گفتند همین‌طور است، من هم تأیید کردم که درست انتخاب کرده‌اید. بعد از آن بلافاصله فیلم «امروز» آقای میرکریمی پیش آمد، البته ایشان قبل از من انتخاب شده بودند. همان زمان من در نقش شهید چمران در انیمیشن «چمران» به کارگردانی آقای میرکریمی صحبت می‌کردم، میان حرف‌ها‌مان فیلم «امروز» مطرح شد که حتما بقیه ماجرا را می‌دانید. در آخر هم قرعه به نام من افتاد. بعد از آن به حساب رفاقتی که با خانم گلستانی و همسرشان داشتم به کار «شب بیرون» دعوت شدم. کاوه سجادی‌حسینی از من خواست تهیه‌کننده فیلم «شب بیرون» شوم، من هم تهیه‌کننده آن کار شدم تا بتوانیم کار را به جایی برسانیم. بعد از مدتی خانم گلستانی درباره فیلم «بیداری برای سه روز» با من صحبت کرد؛ قصه یک‌خطی فیلم را برایم تعریف کرد، من هم گفتم عاشق چنین ایده‌هایی هستم. خانم گلستانی موضوع را با آقای امینی‌تیرانی در میان گذاشت و به ایشان گفت ایده فیلم برای آقای پرستویی جذاب است. آقای امینی هم گفت اگر آقای پرستویی در این فیلم حضور داشته باشند ما راحت‌تر می‌توانیم با حوزه کنار بیاییم. بعد این حرف را به من انتقال داد و من هم گفتم حاضرم این کار را انجام بدهم، به همین سادگی! بعد از همکاری در «بیداری برای سه روز» همسر خانم گلستانی، آقای سجادی‌حسینی، گفت قصد دارم فیلمی کارگردانی کنم به نام «بوفالو»؛ واقعیت این است که به شما فکر کردم؛ من هم تصمیم گرفتم کنارشان باشم، سر موضوع هم به کرات باهم صحبت کردیم. در نهایت خود را به‌عنوان سرمایه‌گذار معرفی کردم و آقای اسعدیان هم تهیه‌کننده فیلم شدند. آخر این کار بود که خانم گلستانی به من گفت، ایده‌ای دارم درباره زن و مردی که به‌طور موازی کنار هم قرار می‌گیرند و مشغول نوشتن آن هستم. البته این‌طور هم نیست که هرکسی فیلم اول می‌سازد با او کار کنم. متر و معیاری برای خودم دارم که با آن می‌سنجم، اگر ببینم طرف توانایی و استعداد کافی داشته باشد حتما با او همکاری می‌کنم.»

او در پاسخ به سوالی درباره نقش و تاثیر رفاقت در شکل‌گیری یک همکاری عنوان می‌کند:« با قاطعیت می‌گویم برایم در کار، رفاقت هیچ نقشی ندارد، هرچند در دنیای خارج از کار برای من رفاقت جایگاه ارزنده‌ای دارد. بارها شده به کارگردان‌هایی که با هم کار کرده‌ایم و ارادت زیادی هم به آنها دارم، با وجود پیشنهاد بازی در فیلم بعدی‌شان پاسخ «نه» دادم؛ یعنی ادعای بازیگر مهم‌بودن را ندارم، ولی ادعا دارم به غیر از خودم، فقط آقای انتظامی به‌راحتی نه می‌گوید.»

و سپس می‌افزاید:« برخی‌ها به من می‌گویند اگر قرار باشد به کاری نه بگویی، جوری بگو که دست‌کم در کار بعدی دوباره بهت زنگ بزنند. من عاشق مردم هستم، اما در این زمینه مردم‌داری بلد نیستم. وقتی دلم با کاری نیست، چرا باید بپذیرم؟ وقتی فیلم‌نامه «دو» کامل شد، آن را خواندم و دیدم مرا جذب کرده. برخی‌ها می‌گویند فیلم اول، پدر و مادر ندارد، اما من می‌گویم از کجا معلوم می‌شود که همین کار اول، کار درستی نباشد؟ من به قضاوت آدم‌ها کاری ندارم، فقط عملکرد آدم‌ها برایم مهم است. آن چیزی که برایم اهمیت داشت توانایی‌ها و قابلیت خانم گلستانی در کار بود. به نظرم وقتی فردی فیلم‌نامه‌ای می‌نویسد که برای بازیگر جذابیت دارد، حتما هنگام کارگردانی هم می‌تواند موفق شود. چون تراوشات ذهنی اوست و می‌داند چه می‌خواهد. به همین دلیل پذیرفتم تهیه‌کنندگی «دو» را عهده‌دار شوم؛ ضمن اینکه تمامی عوامل فیلم حرفه‌ای هستند. اگر به تیتراژ فیلم توجه کنید با اسامی درجه یک روبه‌رو می‌شوید. طراح صحنه با آقای فرهادی کار کرده، خانم صفی‌یاری، تدوینگر فیلم، یکی از بهترین تدوینگران سینمای ایران هستند و همین‌طور دیگر عوامل. خانم گلستانی اصرار داشت خانم نصیرپور نقش «پری» را بازی کند. من با خانم نصیرپور تئاتر و فیلم کار کرده بودم، ایشان از بازیگران با اخلاق حرفه‌ای و کاربلد هستند. من از سال ١٣۶٢ تا ١٣٩۴ با کارگردانان مختلف قریب به ۴٠ فیلم کار کرده‌ام، گاهی اوقات سر صحنه کارگردانان باسابقه باید منتظر می‌ماندیم تا تصمیم بگیرند پلان بعدی را چطوری فیلم‌برداری کنند، اما من یک‌بار در طول کار با خانم گلستانی ندیدم گروه را منتظر بگذارد، از قبل همه‌چیز را در ذهنش ساخته بود. آقای پیمان شادمان‌فر در فیلم زحمت کشید؛ چون یک‌بار نبود که دوربین ثابت باشد و مدام در حال حرکت بود. ضمن اینکه فیلم میزانسن‌های شلوغ داشت که کارگردانی را سخت می‌کرد. یادم می‌آید در آن سال که فیلم به جشنواره فیلم فجر راه یافته بود، اعضای هیأت انتخاب از آقایان احسانی و صدرعاملی گرفته تا بهزادی و رضابالا با ما تماس گرفتند و برای فیلمی که ساخته بودیم، تبریک گفتند، اما در داوری در حق این فیلم اجحاف شد، زیرا به اعتقاد من کارگردانی بی‌نظیری داشت. متأسفانه تنگ‌نظری‌ها در سینمای ما فراگیر شده؛ این نقطه‌نظرات ارزشی ندارد، اما تأسف می‌خورم از این بابت که افراد مستعد و کاربلد را قربانی می‌کنیم.»

دو

در ادامه این گفت‌وگو بحث به شرایط امروز سینمای ایران و حواشی آن کشیده می‌شود:« با این نگاه می‌گویم بهتر است همیشه توپ را در زمین دولت نیاندازیم. خودمان هم مقصریم. گاهی خودمان دولت را علیه خودمان تحریک می‌کنیم. اگر بدانیم حرفه و شرح وظایف‌مان چیست، دیگر برای ما تعیین تکلیف نمی‌کنند؛ چون گاهی خودمان باعث می‌شویم که دیگران به حریم ما وارد شوند؛ ضمن اینکه وقتی خانم گلستانی فیلم بلند می‌سازد، یک‌شبه خواب‌نما نشده تا فیلم بسازد. فیلم‌های کوتاهش در بسیاری از جشنواره‌های دنیا جایزه گرفته و به آن توجه شده؛ مثلا وقتی در فیلم «دماغ» بازی می‌کرد، شاید کسی حاضر نمی‌شد خودش را آن‌گونه به نمایش بگذارد؛ پس دنیایش با دنیای دیگران فرق می‌کند؛ به‌همین‌دلیل می‌گویم کارگردان فیلم «دو» همیشه برایم محترم بوده و هست. حتی معتقدم این آدم از بسیاری از کارگردان‌های باسابقه کاربلد‌تر است. در غیر این صورت هرگز راضی نمی‌شدم کارنامه هنری‌ام را خراب کنم. الان هم فیلم «دو» در گروه «هنروتجربه» اکران شده و باید به آقای علم‌الهدی و همکاران‌شان دست‌مریزاد گفت که فرصتی فراهم کرده‌اند، فیلم‌های خوب بهتر دیده و عرضه شوند. فیلم ما جایگاه خاص خودش را دارد. ما هم آگاهانه این کار را کردیم. قرار هم نیست دنیا را دگرگون کنیم؛ ولی مهم بود که فیلم شریف و حرفه‌ای ساخته شود؛ ولی متأسفانه نخبه‌کشی در جامعه ما به رویه تبدیل شده‌است. مثل هجمه‌هایی که علیه فیلم «ابد و یک روز» شد. من این فیلم را دیدم و دوستش داشتم؛ اما جوی راه‌انداخته‌شده، این‌گونه بود که فیلم سیاه‌نمایی می‌کند و اگر در خارج از ایران به نمایش درآید، باعث می‌شود مانند فیلم «بدون دخترم هرگز» به ریش ما بخندند! درصورتی‌که اگر منصفانه به این فیلم نگاه کنیم، اتفاقا فیلم بسیار شریفی است. من طبقه اجتماعی خانواده فیلم را مثل کف دست‌هایم می‌شناسم. در آن محیط زندگی کردم. اگر با دقت به فیلم نگاه کنید، می‌بینید که همه افراد خانواده درعین‌ اینکه مشکل دارند، به یکدیگر عشق می‌ورزند. یک برادر ترک اعتیاد کرده و امیدوارانه می‌خواهد به زندگی‌اش سروسامان بدهد. برادر دیگر اعتیاد دارد و همه سعی دارند به او کمک کنند. یک خواهر برای بقای این برادر می‌خواهد ازدواج کند. خب حالا چنین فیلم باشرافتی ساخته شده. چرا نمی‌خواهید از آن حمایت کنید؟!»
پرستویی در بخش دیگری از این گفت‌وگو در پاسخ به سوالی که از لطمه احتمالی حضور در عرصه تهیه‌کنندگی به حرفه بازیگری پرسش می‌کند، تهیه‌کنندگی را شغل دوم خود نمی‌داند و تاکید می‌کند خلوت بازیگری را با هیچ بخشی در سینما عوض نمی‌کند:«دغدغه من تهیه‌کنندگی نیست؛ ولی در مواردی حس کردم از عهده من برمی‌آید که به کمک فیلمی بیایم؛ البته آرمان‌هایی برای حضورم در مقام تهیه‌کننده دارم که اگر محقق شود، وارد عمل می‌شوم. اصولا آدمی هستم که هنگام فیلم‌برداری حتی روزهایی که بازی ندارم، سرصحنه حضور پیدا می‌کنم؛ چون خلوت بازیگری‌ام را با هیچ بخشی در سینما عوض نمی‌کنم…… بعد از فیلم «دو» عده‌ای غرض‌ورز و از روی حب و بغض حاشیه‌هایی ایجاد کردند؛ به‌طوری‌که برخی از مسئولان و دست‌اندرکاران سینما به من مراجعه ‌کردند و پرسیدند ما شنیده‌ایم شما به فیلم‌اولی‌ها کمک می‌کنید. من هم پاسخ دادم اگر دست به چنین کاری زده‌ام به این علت بوده که یا وقتش را داشته‌ام و یا آن فیلم اقتضا می‌کرد که کمک کنم؛ ضمن اینکه اگر هم به قانون اساسی مراجعه کنید، می‌بینید فرقی میان زن و مرد وجود دارد. در جامعه کنونی ما اگرچه بانوان ما در بسیاری از موارد توانایی‌های بیشتری از مردان دارند؛ ولی در عمل چندان به آن‌ها کمکی نمی‌شود. ضمن اینکه مردان در ساخت نخستین فیلم بلند سینمایی‌شان کلی اذیت می‌شوند، چه برسد به بانوانی که به لحاظ بینش و معرفت مثال‌زدنی‌اند؛ ولی حمایت‌گر کمتری دارند.»

او در پایان این گفت‌وگو به سوالی درباره دلیل انتخاب نقش بهمن با توجه به مشابهت آن با نقش‌هایی پرستویی در فیلم‌هایی چون «پاداش سکوت»و «امروز» می‌گوید:« تنهایی بهمن از جنس دیگری است. حس بهمن در فیلم «دو» به این شکل بود که آدمی رفته آن‌طرف آب، شکست خورده و حالا برگشته به وطنش. اینجا هم خانه‌ای متروکه دارد. ضمن اینکه فشار روی او خیلی زیاد است. آدم‌های پیرامونش هم دنبال منافع خود هستند. بهمن آن‌قدر ویران هست که اینجا نیامده تا لقمه چربی را برای خودش ببرد، بلکه آمده از این مخمصه خلاص شود. با صحبت‌هایی که با خانم گلستانی داشتیم، او آدم بی‌تفاوتی نیست. اگر بود نمی‌آمد تا میراث را تقسیم کند و همه به سهم‌شان برسند. اولین سکانسی که در فیلم شاهدش هستیم موقعی است که پری (مهتاب نصیرپور) پشت در خانه هست و زنگ می‌زند و می‌خواهد داخل شود. می‌گوید من هم مثل تو هستم. ولی بهمن محلش نمی‌گذارد و بیرونش می‌کند. خودم این‌طور برداشت کردم زمانی هست که آن آدم را می‌فهمم و چون می‌فهمم، نمی‌خواهم با او مواجه شوم. اما بهمن آن‌قدر پر است که دیگر کشش مواجهه با فرد دیگری در این شرایط را ندارد. هرچقدر در فیلم جلو می‌رویم، پی می‌بریم چون بهمن دیگر پری را می‌فهمد حاضر می‌شود به دیگران فکر کند. این فیلم خوشبختانه همه‌چیز را توضیح نمی‌دهد. شاید تماشاگر ما حوصله دقت‌کردن ندارد. ولی شکل دیگری از سینماست که قابل‌تأمل است. به نظرم پایان زیبای فیلم این است که وقتی بهمن به خانه برمی‌گردد، در را برای پری باز می‌گذارد که برود.»