هنروتجربه: مستند «مهرجویی، کارنامه چهل ساله» به کارگردانی مانی حقیقی از ۱۴ دی در گروه هنروتجربه اکران شده است. ماهنامه هنروتجربه به این بهانه با فرهاد توحیدی فیلم‌نامه نویس نام آشنای سینمای ایران که تهیه‌کنندگی این فیلم را برعهده دارد، گفت‌وگو کرده است. علی اصغر کشانی در مقدمه این گفت‌وگو درباره تجربه توحیدی در عرصه تهیه‌کنندگی می‌نویسد:« توحیدی که سال‌هایی از زندگی حرفه ای اش را به فعالیت‌های صنفی در خانه سینما اختصاص داده، این سال‌ها بدش نمی ‌آید در کنار علاقه‌مندی همیشگی‌اش فیلم‌نامه نویسی، دست به تجربه تهیه‌کنندگی هم بزند، برای همین این سال‌ها باهدف حفظ و اشاعه میراث انسانی سینما با همکاری مانی حقیقی، دست به تهیه مستند باارزشی درباره یکی از ماندگارترین و مشهورترین کارگردانان سینمای ایران، داریوش مهرجویی زد.»
پیشنهاد اولیه «کارنامه چهل‌ساله» با شما بود یا مانی حقیقی؟
با مانی حقیقی بود. او خیلی از کارهای این مستند را آغاز کرده بود که من به او پیوستم. البته همکاری ما از «پنجاه کیلو آلبالو» شروع شده بود و وقتی او پیشنهاد داد، من با کمال میل پذیرفتم، من همه خلاقیت این اثر را با مانی می‌دانم و در حقیقت من فقط با او همراه شدم.

سینمای مهرجویی را دوست داشتید؟
بله، فیلم‌های او ویژگی مهمی دارند، طوری که هم تماشاچی عام و هم تماشاچی خاص آن را می ‌پسندد و این رخداد بسیار مهم و کم یابی در سینمای ماست.

پیشتر هم تهیه‌کنندگی مستند کرده‏‌اید؟
پروژه‌های کوچک‌تر بوده، من در شرکت رسانه پویا به‌عنوان شخص حقوقی و همین‌طور در تلویزیون، هم به‌عنوان شخصیت حقیقی و هم حقوقی تجربه تهیه داشتم.

تهیه‌کنندگی برای من شغل به‌حساب نمی ‌آید، من سعی کرده‌ام روی پروژه‌هایی کارکنم که عاشقانه و عاقلانه دوست‌شان داشته‌ام، خودم را حرفه‏‌ای این عرصه نمی‌دانم. نویسندگی شغل اصلی‌ام است و بیشتر سراغ کارهایی در تهیه‌کنندگی می ‌روم که از عهده‌اش بربیایم و به جهان فکری من هم نزدیک باشد

تهیه‌کنندگی را هم مثل فیلم‌نامه می ‌خواهید جدی دنبال کنید؟ اوضاعش چطور هست؟
به نظرم عرصه‌ای است که در سینمای ایران به آن کم توجهی می شود، همه از بحران فیلم‌نامه حرف می ‌زنند درحالی‌که بحران تهیه‌کنندگی جدی تر است.

قرار است از فیلم‌نامه نویسی به تهیه‌کنندگی عزیمت کنید؟
تهیه‌کنندگی برای من شغل به‌حساب نمی ‌آید، من سعی کرده‌ام روی پروژه‌هایی کارکنم که عاشقانه و عاقلانه دوست‌شان داشته‌ام، خودم را حرفه‏‌ای این عرصه نمی ‌دانم. نویسندگی شغل اصلی‌ام است و بیشتر سراغ کارهایی در تهیه‌کنندگی می ‌روم که از عهده‌اش بربیایم و به جهان فکری من هم نزدیک باشد.

کدام فیلم مانی را دوست دارید؟
«کنعان» را دوست ندارم. کارهای مانی را خیلی می پسندم، او خیلی تیزهوش، باسواد و باشعور است. او فیلم‌نامه نویس است. ببینید، کارگردانی که فیلم‌نامه بفهمد، خیلی مهم است و کم هم پیدا می شود و مانی از آن دست است.

شهرت شما در فیلم‌نامه داستانی است، به نظرتان چه تفاوتی بین فیلم‌نامه داستانی و مستند هست؟
من از آن فیلم‌نامه نویسانی هستم که به ساختار خیلی اعتقاددارم، درحقیقت من یک فیلم‌نامه نویس ساختارگرا هستم، البته در ساختارگرایی ارتودوکس نیستم، می دانید که در فیلم‌نامه داستانی شما با دو عنصر واقعیت و خیال سروکار دارید، در سینمای داستانی شما فقط بازآفرینی واقعیت نمی کنید، درحالیکه در سینمای مستند (به‌جز مستند بازسازی که به عالم سینمای داستانی نزدیک است)، فیلم‌نامه حتما باید متکی به پژوهش باشد. البته در برخی از گونه‌های مستند، تصویر گرفته می شود و سپس فیلم‌نامه و طرح روی میز تدوین شکل می گیرد، مثل مستندهای گزارشی که در لحظه اتفاق می افتد، در لحظه شکار می شود و بعد روی چگونه بیان کردنش فکر می شود، درحالی‌که در سینمای داستانی سهم خیال بیشتر از دیگر چیزها است. این دو رویکرد در سمت‌گیری در نحوه ارائه داده‌ها به تماشاچی هم متفاوت هستند.

به نظر می آید که چون «کارنامه چهل‌ساله» به لحاظ تولید در یک لوکیشن ثابت می گذرد، باید آن را جزو مستندهای کم هزینه طبقه بندی کرد، علت چنین انتخابی به محدودیت‌های تولید برمی گشت یا چنین ساختاری انتخاب شده بود و ربطی به تولید ندارد؟
این مستند، مستند کم‌هزینه‌ای که نیست، پرهزینه هم هست. ما دوران تصویربرداری طولانی داشتیم، بیش از یک سال طول کشید و گرد هم آمدن این دوستان برای گفت وگو ساده نبود. علاوه بر ساخت تصاویر پویانمایی، از بسیاری از فیلم‌هایی که در مستند می بینید باید نسخه‌های باکیفیتی تهیه می شد. فیلم‌خانه نسخه‌های روبه‌راه و قابل قبولی ندارد و این برای ما مشکلاتی داشت و آن را به یک پروسه دشوار برای ما تبدیل کرد. به‌هرحال بحث، بحث «کارنامه چهل‌ساله» مهرجویی بود و شک نکنید که ساختاری است که خود آقای حقیقی انتخاب کردند.

در این مدت تغییر جای فیلم‌برداری هم داشتید؟
نه جای ما ثابت بود.

سرمایه را چطور تأمین کردید؟
سرمایه شخصی بود، آقای حقیقی از منابع شخصی خودشان که حاصل کار حرفه‌ای‌شان بود و بنده هم از منابع کمی که از دستمزد فیلم‌نامه‌هایم به دست آورده بودم، گذاشتم.

سرمایه پنجاه‌،پنجاه بود؟
بله.

نمی‏‌خواستید اسپانسر داشته باشید؟
نه.

چقدر هزینه کردید؟
به هرحال برای ما زیاد بود [با خنده].

این اثر را یک مستند چهره نگار می دانید؟
شاید چهره نگار نباشد، اما عملا فیلم پرتره هم هست. مستندی که دارد کارنامه چهل ساله یک فیلم‌ساز بزرگ را ارزیابی می کند، کار پرحجم و وسیعی می کند و این کم نیست.

کارنامه چهل ساله مهرجویی

چرا به کارنامه پیش از «دایره مینا»ی مهرجویی نپرداخته‌اید؟
آنچه در حال حاضر شما دیدید بخشی از تصاویری است که گرفته شده. از مواد خام ما در حدود چهار ساعت مستند درمی آید که قرار بود در قالب یک بسته عرضه شود که متأسفانه امکانش فراهم نشد. ما در این نسخه تا لحظات آخر «دایره مینا» را هم حفظ کرده بودیم. این مستند اتفاقا با «دایره مینا» شروع می شود، اما این امکان پیش نیامد که آن فیلم را داشته باشیم. حتی پایان بندی ما با «سنتوری» تمام می شود که آنجا هم روایت گلشیفته فراهانی از سنتوری حذف شده و اثر ما را ناقص کرد. به نظرم با این‌جور برخوردها لطمه بزرگی به سینمای ما می خورد، مثل نحوه برخوردی که در کاشان با خانم معتمدآریا شد.

به هرحال چون درنهایت ما بخشی از کارنامه مهرجویی را در این مستند نداریم، نمی شد اسم «کارنامه چهل‌ساله» را عوض کرد؟
به هرحال این متریال آماده هست و من امیدوارم در شکل کاملی بشود این اثر را عرضه کرد که شامل همه فیلم‌های مهرجویی از ابتدا می شود. امروز این امکان نیست، اما ممکن است در سال‌های بعد این اتفاق بیافتد و آنوقت دو اسمه شدن اثر لطمه زننده است و درست نبود.

در همین آثار دوران کنونی هم به بخشی از کارنامه مهرجویی پرداخته نشده، مثل «دختردایی گمشده»، «بمانی»، «مهمان مامان» و… چرا؟
بله این فیلم‌ها را هم داشته‌ایم، همانطور که گفتم باید منتظر آن شکل نهایی باشیم. ما با محدودیت زمان برای اکران هم روبه رو هستیم و این اکران کنونی هم به مدد «هنروتجربه» فراهم شد.

چه بخشی از مهمان‌های حاضر در مستند را شما دعوت کردید؟
این مهمان‌ها همه به دعوت و اعتبار مانی حقیقی آمدند، من در اجرا دخالتی نداشتم.

چرا جای کسانی مثل علی نصیریان، همایون ارشادی، هوشنگ مرادی کرمانی، فردوس کاویانی، اردوان کامکار و… خالی است؟
بخش دیگری از دوستان هم هستند، اما اگر می خواستیم برای بررسی کارنامه چهل ساله، سراغ همه این عزیزان برویم پروژه گسترده‌ای می شد و برای ما با همه محدودیت‌ها ناشدنی بود. به نظرم می آید این نقطه کنونی به لحاظ امکان و توانایی کامل است.

بخش‌هایی از تصاویر آرشیوی برای اولین بار دیده می شوند، مثل جایی که داریوش شایگان و سهراب سپهری و گلی ترقی و دیگران را اواسط دهه پنجاه لابه‌لای درختان می بینیم، این تصاویر را چطور به دست آوردید؟
آن فیلم هشت میلی‌متری در انبار خانم گلی ترقی در خانه‌شان در پاریس پیدا شد. و از خوشبختی‌های ما بود که در فیلم توانستیم استفاده کنیم.

 در فیلم‌نامه داستانی شما با دو عنصر واقعیت و خیال سروکار دارید، در سینمای داستانی شما فقط بازآفرینی واقعیت نمی‌کنید، درحالی‌که در سینمای مستند (به‌جز مستند بازسازی که به عالم سینمای داستانی نزدیک است) فیلم‌نامه حتما باید متکی به پژوهش باشد


از مخملباف یک انیمیشن بانمک و نامه جالبش را می بینیم، تلاش نکردید با او هم گفت وگویی در مورد نظرات آن دورانش در مورد مهرجویی داشته باشید؟

نه، او آن موقع ایران نبود.

برای بحث درباره توقیف سکانس مشهور «درخت گلابی» به دستور منوچهر محمدی که آن زمان مسئول نظارت و ارزشیابی وزارت ارشاد بوده، چرا دیگر سراغ او نرفتید؟
نه نرفتیم، همان مسائلی که می بینید مطرح می شود.

و چند کلمه درباره گروه «هنروتجربه»…
از گروه «هنر و تجربه» و برادر بسیار عزیزم آقای علم الهدی و آقای مزلقانی که امکان اکران این مستند را فراهم کردند که ما در جریان بازخورد تماشاچیان فیلم قراربگیریم سپاسگزارم و می خواهم از این فرصت استفاده کنم و توجه مدیران فرهنگی را به این نکته جلب کنم که سرمایه‌ها و دارایی‌های سینمای ایران سالن‌ها و سخت‌افزارها نیستند، بزرگ‌ترین منابع سینمای ایران و هر کشوری در هر زمینه‌ای، سرمایه انسانی است که هم فرهنگ‌آفرین و هم سرمایه‌افز است. ما داریم بی‌آنکه توجهی بکنیم سرمایه‌های انسانی را به‌راحتی از دست می دهیم. البته من متوجه هستم که موزه سینما به همت بسیاری مثل زنده‌یاد زاون تلاش کرده‌اند این مهم را انجام دهند و بخش‌هایی را حفظ کنند، اما این یادگارها هیچ برون دادی ندارند و ما باید در این زمینه کوشا باشیم و باید بتوانم تاریخ شفاهی سینمای ایران را ثبت و عرضه کنیم. باید به این موضوع کمک کنیم تا دیگر مجبور نشویم چرخ را از نو اختراع کنیم. درواقع ما باید روی تجربیات پیشینیان‌مان بایستیم و از نقطه‌ای که آن‌ها به کارشان پایان دادند کار را آغاز کنیم یا ادامه بدهیم. وقتی بخش خصوصی توان پرداختن به این مهم را به خاطر کم بضاعتی مالی و انگیزه ندارد، امیدوارم در خلأ بخش خصوصی مدیران دولتی به این نکته حساس شوند و همت کنند که به یاری خدا این مهم تحقق پیدا کند. ما افراد بزرگی چون مهرجویی، تقوایی، بیضایی، فرمان آرا، کیارستمی و خیلی دیگر از هنرمندان را داریم که جزو سرمایه‌ها و میراث‌های زنده فرهنگی ما هستند و لازم است به شکل عمیق به آن‌ها پرداخته شود.

عکس:یاسمن ظهورطلب

نسخه pdfماهنامه شماره ۲۳ و۲۴