هنر و تجربه- رضا حسینی: در جریان جشنواره فیلم «سان ولی» ۲۰۱۶ دو نویسنده و کارگردان الیور استون (اسنودن) و مارک دوپلاس (هم‌زیستی) و دیوید سایدلر فیلم‌نامه‌نویس (سخنرانی پادشاه) و کاشن الوس تهیه‌کننده (باشگاه مشتریان دالاس) توصیه‌ها و راهنمایی‌های بی‌پرده‌شان را که حاصل سال‌ها تجربه در صنعت فیلم‌سازی است با فیلم‌نامه‌نویسان و فیلم‌سازان مستقل در میان گذاشتند که در ادامه هفت توصیه‌ی جالب‌تر را به انتخاب مت برنان از «ایندی‌وایر» مرور می‌کنیم:
۱- پایان‌بندی پیش از آغاز نگارش فیلم‌نامه باید مشخص باشد
فرانسیس فورد کوپولا به دیوید سایدلر چنین گفته است: «نگارش فیلم‌نامه را تا پیش از روشن شدن پایان داستان آغاز نکنید؛ یا دست‌کم آن‌چه پیش از پایان‌بندی روی خواهد داد. لحظه‌ی بزرگ فیلم در پایان آن است که جمع‌بندی داستان به شمار می‌رود و همه‌ی خطوط و عناصر داستانی به آن ختم می‌شوند.»باید پیش از آغاز سفر، مقصدتان را بدانید چون آن وقت است که می‌توانید راه رسیدن درست به آن‌جا را پیدا کنید. اگر هدف و پایان داستان را بدانید می‌توانید راه رسیدن به آن را در ساختار فیلم‌تان درست ترسیم کنید. از این رو هر چیزی که در خدمت مسیر رسیدن شما به پایان داستان قرار می‌گیرد، سودمند است و هر آن‌چه (اصلاً مهم نیست چه‌قدر جذاب، زیبا و تکان‌دهنده) کمکی به تقویت مسیرتان نمی‌کند باید از آن حذف شود.
۲- بدانید چه زمانی باید دست از کار بکشید
پند الیور استون این بود که نباید بیش از حد درگیر یک فیلم‌نامه شوید. باید محدودیتی برای خودتان بگذارید. همین که ایده‌تان را پیاده کنید کافی است. وقتی سروشکل فیلم‌نامه مشخص می‌شود، جذابیتش را نشان می‌دهد و همین برای جلب نظر خریداران کافی است. اگر حسابی درگیر یک فیلم‌نامه شوید و آن را با تمام جزییات کامل کنید،در صورت راه نیفتادن پروژه کاملاً دلسرد خواهید شد.
۳- «خانوادگی» وارد این صنعت شوید!
مارک دوپلاس: من برای ورود به صنعت فیلم‌سازی راهی جز ساختن فیلم کوتاه با برادرم با دوربین ویدئویی والدین‌مان بلد نیستم. ما در نهایت فیلم کوچکی ساختیم که به جشنواره ساندنس راه یافت؛ و بعدش به‌شدت تحت تأثیر این دنیای خودمانی قرار گرفتیم که با جمع کردن دوستان‌مان موفق به خلق آن شده بودیم. بنابراین بخشی از فیلم‌سازی برای من این است که می‌دانم آدم‌هایی دور و برم را خواهند گرفت که بلافاصله میزان غرور و خودپسندی مرا می‌سنجند، و بخش دیگرش این است که ما واقعاً همدیگر را دوست داریم. زندگی کوتاه است و ساختن فیلم‌های مستقل و آثار تلویزیونی واقعاً دشوار. من ده‌دوازده سال است که به این کار مشغولم و دیر یا زود شما به این نتیجه خواهید رسید که روال و چگونگی فیلم‌سازی تقریباً به اندازه‌ی خود اثر مهم است. ما دوست داریم بارها و بارها با دیگران کار کنیم و شمار این همکاری‌ها به ما احساس قدرت می‌دهد.
۴- از راهی جز نویسندگی کسب درآمد کنید
دیوید سایدلر: از انرژی نویسندگی‌تان برای امرار معاش استفاده نکنید. از کار کردن در حوزه‌های تبلیغات، روزنامه‌نگاری، تدریس، خواندن فیلم‌نامه‌های وحشتناک دیگران و کارهای مشابه پرهیز کنید، چون شما هر روز میزان مشخصی از انرژی خلاقه را در خودتان دارید و اگر از آن برای امرار معاش استفاده کنید، وقتی به خانه می‌رسید می‌گویید بعد از شام دو ساعت روی فیلم‌نامه‌ام کار خواهم کرد ولی مطمئناً این کار را نمی‌کنید و در عوض به تماشای تلویزیون می‌نشینید و در نهایت خواب‌تان می‌برد. مهارتی بیاموزید. کفاش یا لوله‌کش شوید و قطعاً از انجام این کارها حسابی خسته خواهید شد اما در نهایت فیلم‌نامه‌تان را به بهترین شکل خواهید نوشت و موفقیت را تجربه خواهید کرد.
۵- کارتان را ساده و کوچک شروع کنید تا به «چاشنی ویژه»ی خودتان دست یابید
مارک دوپلاس: من فقط می‌توانم از تجربه‌ی شخصی‌ام بگویم؛ اما فکر می‌کنم موضوع خوشایند درباره توصیه‌ی این راه و روش، این است که به چیزی جز این موارد نیاز ندارید: سختکوشی بسیار، مهارت و استعداد فردی، امتناع مطلق از تسلیم شدن و دوز خوشایندی از ناامیدی.من و برادرم وقتی هنوز بیست‌وچندساله بودیم، تصمیم گرفتیم فیلم بلند آمریکایی بزرگ‌مان را بسازیم. آن زمان تدوین می‌کردیم و شصت هزار دلار پس‌انداز داشتیم. اسم فیلم ما «Vince del Rio» بود با داستانی دراماتیک و خیلی تند‌وتیز درباره دونده‌ای از منطقه‌ی مرزی تگزاس جنوبی که من نقش او را بازی کردم. چیز زیادی درباره سوژه‌ی فیلم‌مان نمی‌دانستیم، فقط می‌خواستیم فیلمی با حال‌وهوای «راکی» بسازیم. واقعاً نمی‌دانستیم چه کار می‌کنیم و در نهایت فاجعه‌ای آفریدیم! یک سال و نیم تا دو سال طول کشید تا دوباره بتوانیم خودمان را جمع‌وجور کنیم. به همین دلیل نمی‌خواهم این اتفاق برای دیگران هم بیفتد. شاید شما بتوانید بروید و اولین فیلم بلندتان را به‌خوبی بسازید و ایده‌های‌تان را به‌راحتی و درست اجرا کنید اما اغلب نمی‌توانند از عهده‌ی این کار برآیند. پس پیشنهاد من این است که با استفاده از آی‌فون، آی‌مووی و به کمک باهوش‌ترین دوستان‌تان (که لازم نیست فیلم‌ساز و بازیگر باشند و فقط باید آدم‌هایی باشند که شما را خوب می‌شناسند و امنیت و راحتی شما را به همراه می‌آورند و می‌توانید شکست را در مقابل آن‌ها تجربه کنید)صحنه‌ای پنج‌دقیقه‌ای یا کم‌تر را که بین دوسه نفر روی می‌دهد اجرا کنید. صحنه‌ای را فیلم‌برداری کنید که از زندگی خودتان می‌آید و در آخرین گفت‌وگوی‌تان با آدم‌هایی که دوست‌شان دارید آن را تجربه کرده‌اید. جایی در این میان به صدا و لحن و چاشنی ویژه‌ی خودتان دست خواهید یافت و راه‌تان را پیدا خواهید کرد.
۶- پخش آنلاین را جدی بگیرید
کاشن الوس: اگر مردم نتوانند به سینما بروند، فیلم‌ها را در خانه‌ها و روی رایانه‌ها و آی‌فون‌های‌شان تماشا خواهند کرد. به نظر من این بهترین راه تماشای فیلم‌ها نیست اما در این روزگار راهی است که مردم رفته‌رفته برای دیدن فیلم‌ها انتخاب می‌کنند. فیلم‌های مستقل می‌توانند خوراک خوبی برای تجربه تماشای آنلاین فیلم‌ها باشند چون احتمالاً فیلم‌هایی هستند که کم‌تر کسی خودش را به زحمت می‌اندازد تا آن‌ها را روی پرده تماشا کند. فیلمی مثل «جنگ ستارگان: فورس بیدار می‌شود»قطعاً باید در سینما دیده شود ولی اگر فرصت تماشای فیلم مستقلی در سینما مهیا نشد، مردم می‌خواهند آن را به صورت آنلاین تماشا کنند. این شرایط صنعت سینما در این دوره و زمانه است.
۷- به خودتان یاد بدهید که چیزی بیش از یک نویسنده باشید
مارک دوپلاس: کار فیلم‌نامه‌نویسان بسیار سخت است چون هیچ کس علاقه‌ای به خواندن فیلم‌نامه‌شان ندارد؛البته تا زمانی که خودی نشان بدهید. تا آن زمان شما برای هر کسی که می‌خواهید فیلم‌نامه‌تان را بخواند مایه‌ی آزار هستید. پس باید راهی پیدا کنید تا اعتبار و ارزشی برای خودتان دست‌وپا کنید. می‌دانم که اولین پاسخ‌تان این است که «خب، من یک کارگردان یا بازیگر نیستم. من فقط یک نویسنده‌ام.»اگر این طوری کار و فکر کنید، راه به جایی نمی‌برید. پس توصیه‌ی من این است که بهترین فیلم‌نامه‌ای که می‌توانید را بنویسید و به هیچ موضوعی فکر نکنید، از محدودیت‌های خلاقه گرفته تا کمبود بودجه و… بعد از آن فیلم‌نامه‌ای بنویسید که با کم‌ترین هزینه‌ی ممکن بتوان آن را ساخت. صحنه‌ی محبوبی از این فیلم‌نامه‌ی ارزان را خودتان کارگردانی کنید. از هر طریقی که می‌توانید کارگردانی را یاد بگیرید و آن قدر صحنه‌ی محبوب‌تان را بگیرید تا به نتیجه‌ی قابل‌قبولی برسید. آن وقت می‌توانید به یک جشنواره بروید و آن را به دیگران نشان بدهید و در پاسخ به این سؤال «پس کارگردانی می‌کنی؟» بگویید:‌ «نه، واقعاً یک کارگردان نیستم، تمرکز اصلی‌ام روی فیلم‌نامه‌نویسی است. این صحنه را گرفتم تا بتوانم این‌جا بیایم. دوست دارم شما فیلم‌نامه‌ی من را کارگردانی کنید. این نسخه‌ای از آن است.» جز این، کار شما بسیار دشوار و حتی غیرممکن خواهد بود.