هنروتجربه -بهزاد وفاخواه: جشنواره‌ها به دیده شدن و رشد فیلم‌های خوب کمک می‌کنند. اتفاقی که در جشنواره اخیر فیلم فجر برای «چهارشنبه» ساخته سروش محمدزاده افتاد. پیش از جشنواره سی‌وچهارم فیلم فجر،کمتر کسی اسم سروش محمدزاده را شنیده بود و از فیلم‌اش جز یک خلاصه داستان و این‌که شهاب حسینی در این فیلم بازی کرده، چیزی نمی‌دانست. حالا یک ماه بعد از پایان جشنواره فجر، «چهارشنبه» از نام‌های آشنا در بین اهالی سینماست. فیلم سروش محمدزاده یکی از سه فیلم منتخب هنروتجربه برای اکران نوروز است و برنده تندیس یهترین کارگردانی هنروتجربه. در گفت‌و‌گو با سروش محمدزاده سعی کردیم، او را بیشتر بشناسیم و نظراتش درباره سینما، فیلمی که ساخته و سختی‌های وارد شدن به جرگه سینما و ساخت فیلم اول را جویا شویم.

فیلم اول یک فیلم‌ساز همیشه اهمیت خیلی زیادی دارد و فیلم‌ساز مدت‌ها به آن فکر کرده‌است. چرا این ایده را برای ساخت فیلم اول انتخاب کردید؟
در حقیقت برخلاف روند معمول، ایده سراغ من آمد و چندان برنامه‌ای برای ساخت فیلم در این حوزه نداشتم. آقای وجدان‌دوست که چندسالی است با هم کار می‌کنیم و رابطه دوستی داریم، از قبل به من گفته بود که دوست دارم کاری با هم انجام بدهیم و فیلمی بسازیم. یک‌بار ایده‌ای برای من آوردند که برادرشان فرامرز مطرح کرده بود، درباره فرد موتورسواری که به پولی احتیاج دارد و مجبور است به این در و آن در بزند. داستان اولیه به این صورت بود که خواهر آن فرد به قتل رسیده بود و بایستی برای جور کردن مابه التفاوت پولی که برای قصاص مرد قاتل لازم بود پولی فراهم می‌شد. ایده سه خطی داستان همین بود. دلیل اصلی که ما به این سمت رفتیم، این بود که بتوانیم خودمان تولیدش کنیم. یک داستان خیابانی که قابلیت تولید داشته باشد، چون نمی‌توانستیم هزینه‌های گزاف داشته باشیم. هدف‌مان هم تولید یک فیلم سینمایی به معنای عام کلمه نبود و می‌خواستیم یک فیلم ویدئویی ساده و جمع و جور بسازیم که حتی شاید فیلم اول من هم به آن معنای جدی‌اش محسوب نمی‌شد و یک‌جور دست‌گرمی می‌توانست باشد. این ایده را دوست داشتم اما داستان پشت سرش و این‌که خواهرش کشته شده باشد را نه. وقتی مواد قانونی را برای تحقیق بیشتر نگاه می‌کردم به قانونی برخوردم درباره قصاص که مربوط به اولیای متعدد بود و این‌که اگر عده‌ای از اولیا مخالف قصاص باشند و یکی موافق قصاص، باید سهم دیه آن‌ها را بدهد. دیدم این محمل خوبی است برای این‌که بتوانیم اعضای یک خانواده را مقابل هم قرار داده و بحران ایجاد کنیم. پس رفتیم سراغ این داستان و آقای پیمان ناجی برای نوشتن فیلم‌نامه به ما اضافه شدند و فیلم‌نامه را نوشتیم.

خود شما از چه مسیری وارد سینما شدید؟ دانشگاه، دستیاری، ساخت فیلم کوتاه یا از راه سینمای جوان؟
در دانشگاه رشته مهندسی برق خواندم. اما از همان ابتدا به سینما علاقه داشتم. چندبار هم در کنکور هنر شرکت کردم ولی هیچ‌وقت جدی دنبال ناین نبودم که دانشگاه رشته هنر قبول شوم. نهایتا از طریق آموزشگاه‌های آزاد سینمایی دوره کارگردانی را شروع کردم و دوره دوساله گذراندم. وقتی سینما برایم جدی‌تر شد به عنوان دستیار وارد تلویزیون مشهد شدم.

اصلا سرمایه‌گذار به چه دلیلی باید برای فیلم شما سرمایه‌گذاری کند؟ این مهم‌ترین سوال است که یک سرمایه‌گذار می‌پرسد که چرا من باید برای «شما» و نه کس دیگر سرمایه بگذارم؟ باید بتوانیم او را قانع کنیم:به واسطه نوشتن یک فیلم‌نامه خوب. برای ساخت فیلم اول، فیلم‌ساز باید به شدت مولد باشد

یعنی کار مهندسی را دیگر رها کردید؟
بله البته آن موقع هنوز در حال تحصیل بودم. تا سال ۸۳ درس می‌خواندم و سال ۷۸ دو سه ماه بعد از ثبت نام در دوره کارگردانی خیلی اتفاقی وارد تلویزیون شدم. اول قرار بود به‌عنوان بازیگر وارد شوم ولی آن‌جا با برنامه‌های مختلف همکاری می‌کردم و شاید در یک مقطع سه چهارساله در جریان ساخت بالای ۷۰ فیلم کوتاه حضور داشتم. هرجایی در مشهد فیلم کوتاه ساخته می‌شد، من هم بودم. دستیاری می‌کردم، صدابرداری می‌کردم، گاهی حتی تدارکات می‌ایستادم، چون دوست داشتم حضور داشته باشم. بعد که در تلویزیون بیشتر جا افتادم از حدود سال ۸۵ یا ۸۶ اولین طرح برنامه تلویزیونی‌ام را سرپرستی کردم و ۲۶ قسمت برنامه جوان ساختم که آن سال بهترین برنامه سال در خراسان انتخاب شد. آن موقع همزمان دوره‌های مختلف تکمیلی در تلویزیون برگزار می‌شد که از اساتید دانشکده صداوسیما استفاده می‌کردند و ما دوره‌های تکمیلی تدوین، کارگردانی و مستندسازی و غیره را مثل یک دانشجوی صداوسیما طی می‌کردیم. همزمان تدوین را یاد گرفتم و شروع  به تدوین مستند کردم.

پس از تلویزیون آمده‌اید و پرکار هم بوده‌اید.
علاقه‌مند بودم در همه حوزه‌های تلویزیون و برنامه‌سازی کار کرده باشم. هفت تا مستند برای تلویزیون و شبکه‌های مختلف‌اش ساختم. حدود بیست و سه مستند هم تدوین کرده‌ام که تعدادی تلویزیونی بودند و  تعدادی سینمایی. مهم‌ترین‌اش «اتاق صعود» به کارگردانی رضا فرهمند بود که سال ۸۷ سیمرغ بهترین مستند فجر را گرفت. اتفاقا امسال من نامزد بخش هنروتجربه بودم و ایشان هم نامزد بهترین مستند فجر با فیلم «آزادی».

حالا به نظر شما ساخت فیلم اول، زمانش چه وقتی است؟ کی فیلم‌ساز باید فیلم اولش را بسازد؟
خیلی درونی است. من شاید از ده سال پیش تصور می‌کردم که می‌توانم فیلم بسازم و خوشحالم که این اتفاق نیفتاد. فکر می‌کنم به یک پختگی احتیاج دارد و مهم‌تر از همه این‌که آدم به خودش ایمان داشته باشد. من زیر سی سالگی را مناسب نمی‌دانم، مگر این‌که یک نبوغی وجود داشته باشد. مثل آقای روستایی که به نظر من یک نابغه است یعنی کمی از نُرم درجه هوشش بالاتر است. البته پختگی به نظر من بعد از سی‌سالگی به وجود می‌آید و تا چهل سالگی به اوجش می‌رسد. خوشحالم که در این سن توانستم فیلمم را بسازم، در سی‌وپنج، شش سالگی که مسیر پخته شدن است. البته شاید هنوز هم فیلم خیلی جدی‌ای نباشد و روی آن حساب نشود.

پیدا کردن سرمایه برای فیلم اول چه سختی‌هایی دارد؟
اصلا سرمایه‌گذار به چه دلیلی باید برای فیلم شما سرمایه‌گذاری کند؟ این مهم‌ترین سوال است که یک سرمایه‌گذار می‌پرسد که چرا من باید برای «شما» و نه کس دیگر سرمایه بگذارم؟ باید بتوانیم او را قانع کنیم:به واسطه نوشتن یک فیلم‌نامه خوب. به همین دلیل فکر می‌کنم برای ساخت فیلم اول، فیلم‌ساز باید به شدت مولد باشد و خودش ایده، طرح و فیلم‌نامه را تولید کند و در این فرایند تاثیرگذار باشد. البته ما سرمایه‌گذاری نداشتیم و آقای وجدان‌دوست خودش هزینه لازم را در حد شروع کار، فراهم کرد. منتهی فیلم‌نامه ما به اندازه‌ای مورد توجه قرار گرفت که آقای شهاب حسینی پسندید و وقتی شهاب حسینی آمد، فیلم‌بردار خوب هم آمد، صدابردار خوب هم آمد و گریمور خوب هم و خوش‌شانسی ما در این حوزه بود.

چهارشنبه

شهاب حسینی چطور بازی در این فیلم را قبول کرد؟ شما فیلم‌نامه را خیلی عادی برایش فرستادید یا واسطه‌ای داشتید؟
آقای وجدان‌دوست سر سریال «سرزمین کهن» حدود دوسال با شهاب حسینی همکاری کرده بود. ایشان دستیار بودند و شهاب حسینی بازی می‌کرد. برای بازیگران متعددی فیلم‌نامه را مطرح کردیم اما نشد. آقای حسینی ایران نبود و وقتی برگشتند فیلم‌نامه را در خانه‌شان بردند و فردا هم جواب دادند که من نقش یک را بازی نمی‌کنم و به درد من نمی‌خورد اما نقش دو را حاضرم بازی کنم. بنابراین تغییر جدی در چیدمان ما اتفاق افتاد.

یعنی سنین را جابه‌جا کردید؟
بله برادر کوچک‌تر سن‌اش پایین‌تر آمد و اتفاقا درست‌تر هم شد.

حالا این‌جا برادر بزرگ‌تری داریم که پخته‌تر رفتار می‌کند و مصلحت تمام خانواده را می‌خواهد در نظر بگیرد و برادر کوچک‌تر که احساسی و جوشی است.
آن خامی و ناپختگی که در برادر کوچک‌تر است با این چیدمان درست‌تر از آب درآمد. وقتی آقای حسینی گفت نقش دو را بازی می‌کند، آرمان درویش را هم پیشنهاد داد. مدت‌ها بود شهاب حسینی می‌خواست آرمان درویش را به کارگردانی معرفی کند. یک مقدار شباهت‌های ظاهری هم به یکدیگر دارند و می‌خورد که برادر باشند. با گریم هم این شباهت تشدید شد. خانم نسیم ادبی و هستی مهدوی هم که از قبل به عنوان خواهرها انتخاب شده بودند.

آمدن شهاب حسینی از لحاظ مالی چه شرایطی برای پروژه ایجاد کرد؟ به هرحال ایشان بازیگر درجه اول هستند و دستمزد بازیگران درجه اول را می‌گیرند.
از آقای حسینی در تیتراژ با عنوان سرمایه‌گذار یاد شده، در حالی که سرمایه‌گذاری ایشان، بازی در فیلم بوده است و در واقع دستمزدشان را در فیلم سرمایه‌گذاری کردند. خیلی دیگر از دوستان هم یا دستمزدی نگرفتند یا کمتر از دستمزد واقعی‌شان گرفتند. برآورد هزینه فیلم ما حدود ۶۰۰ یا ۷۰۰ میلیون تومان است اما به لحاظ مالی ما ۴۰۰ میلیون کمتر هزینه کردیم که بعد از فروش فیلم و اکران باید بعدا پرداخت شود. البته این روش در فیلم اول فقط جواب می‌دهد و برای فیلم دوم کسی این‌طوری کار نمی‌کند.

فیلم شما درباره طبقات پایین‌تر و ساکنین حاشیه شهرهاست. با مشاغلی مثل پیک موتوری و راننده وانت که دو برادر دارند. شناخت شما از این طبقات در چه حد بود و از کجا این شناخت را داشتید؟ تجربه زندگی در این طبقه را دارید؟
البته طبقه خانوادگی خودم، طبقه متوسطی است. مادرم معلم و پدرم کارمند بودند. من در مشهد زندگی می‌کردم و در شهرستان‌ها معمولا طبقه متوسط یک مقدار پایین‌تر از طبقه متوسط در تهران است. بیست سال پیش طبقه متوسط اندازه‌هایش با طبقه پایین امروزی برابری می‌کرد. بخش عمده‌ای از شناخت من مربوط به همان دوران نوجوانی است.درباره این آدم‌ها تحقیقی نکردم، آدم‌هایی که می‌شناختم را وارد داستان کردم و برای خلق این کاراکترها کار شاقی نکردم. بازیگرها سعی کردند خودشان و نقش را به هم نزدیک کنند.

چهارشنبه 2

بازیگرها چه سعی‌ای کردند؟
شهاب حسینی که بازیگر بسیار حرفه‌ای است. این‌که در درونش چه اتفاقی افتاده را نمی‌دانم، حتما ایشان هم شناختی دارد، اما وقتی که نقش را اجرا می‌کردند،می‌دیدیم که به شدت نزدیک است. حتی سر صحنه که بودیم عده زیادی از مردم که می‌ایستادند کار را تماشا می‌کردند، آقای حسینی را با این گریم و این هیبت نمی‌شناختند. مگر این‌که خیلی دقت می‌کردند. خودِ آرمان درویش هم تجربه‌های زیادی دارد. این طبقه را زندگی کرده و اصالتا از یکی از شهرستان‌های غرب کشور است. بقیه بازیگران هم در شمایل‌شان به قدری خوب بودند که  متوجه شدم روی شخصیت‌ها کار کرده‌اند. از جوان‌ترها خواستم بیشتر بروند پایین شهر را ببینند و با لباس‌های عادی‌تری بروند و مثلا کسی که قرار است چادر سر کند، از مدتی قبل از فیلم‌برداری چادر سرش کند و عادت کند.

یک‌سری از فیلم‌هایی که در هنروتجربه اکران شدند، یک بازیگر چهره و مطرح دارند که باعث دیده شدن‌شان می‌شود. الان فیلم «دو» در حال اکران است که پرویز پرستویی را دارد. «بهمن» و «یحیی سکوت نکرد» فاطمه معتمدآریا را داشتند. اکثرا هم فیلم‌اولی هستند. به نظر شما حضور بازیگر شاخص در این فیلم‌ها، اولا لازم است و بدون بازیگر شاخص این فیلم‌ها موفق نیستند؟ و ثانیاً اگر از بازیگر مطرح استفاده شود چه تاثیری دارد؟
در طول نوشتن فیلم‌نامه مشاوری داشتیم به نام علیرضا شمس شریفی که بعدا مجری طرح همین فیلم هم شدند. سالیان دراز است در سینما و تلویزیون در نقش برنامه‌ریز فعالیت می‌کند و خیلی آدم باتجربه‌ای است. توصیه اکید کردند که حتما یک چهره شاخص در فیلم بگذارید وگرنه فیلم دیده نمی‌شود. شهاب حسینی اگر در فیلم ما نبود، کسی به این راحتی سمت دیدن فیلم ما نمی‌آمد. بعد که آمدند و دیدند شاید نکات مثبت دیگری هم در فیلم دیدند. بیننده دوست دارد به یک دلیلی سراغ فیلمی برود چون هنوز از درون آن اطلاعی ندارد و تا زمانی که فیلم را ندیده‌، نمی‌تواند قضاوتی کند. آقای حسینی می‌تواند برای فیلم تماشاگر بیاورد، بعد که تماشاگر آمد، آن وجوه مثبت دیگر هم می‌تواند دیده شود.

برای یک‌دستی بازی‌ها چه کاری کردید؟ به هرحال یک بازیگر حرفه‌ای دارید که در چندسال اخیر خیلی موفق بوده و امسال با وجود سریال شهرزاد و بازی در فیلم اصغر فرهادی در اوج است و بقیه به هرحال کم‌تجربه‌ترند.
اولین نگرانی من همین بود. نسیم ادبی از بازیگران خوب تئاتر است و هستی مهدوی هم در تلویزیون بازی کرده بودند. بقیه بازیگران ما کم‌تجربه‌تر بودند. سه گروه بازیگر داشتیم. یکی بازیگران تئاتر، یکی بازیگران کم‌تجربه و یک بازیگر مطرح و حرفه‌ای سینما مثل شهاب حسینی با بازی رئالیستی که دارد. به همه بازیگرها توصیه کرده بودم، جنس بازی رئالیستی و فضاها باورپذیر است و از نوع گفت‌وگوهای روزمره و نباید هیچ تاکیدی روی هیچ نقطه‌ای از بازی باشد. به همه بازیگرها و به‌خصوص خانواده اصلی و به ویژه برادر کوچک‌تر گفتم ملاک‌شان در بازی شهاب حسینی باشد.درواقع ایشان یک نقطه شاخص و میزان باشد تا بقیه بتوانند اندازه بازی‌شان را تنظیم کنند. از آرمان درویش که خواسته بودم تمام مدت در چشم شهاب حسینی نگاه کند و تاثیر چشمی بگیرد. خوشبختانه بدون کمتری اذیتی همه بازیگرها جنس فیلم را دریافت کرده بودند و چندان دردسری جز در یکی دو روز اول نداشتیم.

انتقادی این روزها مطرح می‌شود که به فیلم شما هم برنمی‌گردد و متوجه جایزه هنروتجربه است. بعضی از منتقدها و کارشناسان نوشتند که جایزه را به فیلمی دادند که نه تجربی و نه هنری است و روایت کاملا کلاسیکی دارد. نظر شما در این باره چیست؟
البته که می‌گویید منتقدان نوشته‌اند. من یک منتقد را دیده‌ام که در تمام نوشته‌ها این‌طور با فیلم برخورد کرده است. ما حتی در مورد پذیرفته شدن در این بخش هم تردید داشتیم. پروانه ساخت ما ویدئویی بود و زمانی که مقررات را دیدیم گفتیم تلاش کنیم ببینیم چه می‌شود. چون فیلم ما نه تجربی است و نه یه ظاهر شاخصه‌های هنروتجربه دارد. فکر می‌کردم ممکن است فیلم ما بد نباشد اما بعید است در این بخش پذیرفته شود اما پذیرفته شد. من نه در شورای سیاست‌گذاری‌ هنروتجربه هستم نه عضو هیات داوران و نه تاثیری روی آن‌ها گذاشته‌ام و نه آدم شناخته شده‌ای هستم. وقتی آن‌ها که هفت نفر آدم حسابی هستند که گاهی حتی وزن‌شان از داوران بخش سودای سیمرغ سنگین‌تر است، چنین تصمیمی می‌گیرند،من که نمی‌توان بگویم چرا این تصمیم را گرفتید! ولی جایزه را به کارگردانی فیلم دادند و مساله‌شان اصلا مساله تجربه‌گرا بودن نبوده، از آن‌جهت که جایزه را دادند به نیم‌رخ‌ها.البته این را باید از داوران پرسید. اما تا جایی که  اطلاع دارم، با رای بالا هم این جایزه را به فیلم «چهارشنبه» دادند. به هرحال همه جا وقتی جوایز داده می‌شود عده‌ای عجب می‌کنند، عده‌ای پوزخند می‌زنند، ولی واقعیت این است که جایزه است دیگر. خیلی هم این جایزه مساله من نیست.

شهاب حسینی اگر در فیلم ما نبود، کسی به این راحتی سمت دیدن فیلم ما نمی‌آمد. بعد که آمدند و دیدند شاید نکات مثبت دیگری هم در فیلم دیدند. بیننده دوست دارد به یک دلیلی سراغ فیلمی برود چون هنوز از درون آن اطلاعی ندارد و تا زمانی که فیلم را ندیده‌، نمی‌تواند قضاوتی کند

فیلمی که ساخته‌اید فیلمی قصه‌گو است. زمانی که فیلم‌نامه را می‌نوشتید تا چه حد به توزیع اتفاقات در داستان فکر کردید؟ آنچه داشتید برای فیلم بلند کافی بود؟
وقتی با محدودیت بخواهی فیلم بسازی طبعا ایراداتی به فیلم‌ات وارد می‌شود. موقع نوشتن هم می‌دانستم که لحظاتی از فیلم دچار کندی و لختی خواهیم شد. ولی تصمیم داشتیم این فیلم را بسازیم. حتی می‌دانستیم امکان ورود به لوکیشن‌هایی را هم نداریم. حتی برای این‌که داخل لوکیشن نشویم، ایده‌ سمپاشی خانه را وارد فیلم‌نامه کردم تا مجبور نباشیم در فضای داخلی قرار بگیریم. بله، می‌دانم که مقداری ماتریال ما  برای یک فیلم بلندکم بوده، ولی با این حال سعی کردم، با به وجود آوردن تعلیق‌های مناسب و لحظات جذاب بحرانی و چالش‌های بین اعضای خانواده را جبران کنیم. از طرفی پایان‌بندی فیلم را خودم هم‌چنان دوست دارم و فکر می‌کنم پایان‌بندی موثری است؛ هرچند ممکن است با یک‌سری قواعد کلاسیک سازگار نباشد. تمام فضای فیلم رئالیستی است، بدون موسیقی و بدون حضور هیچ عنصر اضافه دراماتیک، از لحظه‌ای که برادر کوچک‌تر از خانه بیرون می‌آید و در بسته می‌شود، موزیک به فیلم اضافه می‌شود و شکل بصری فیلم تغییر می‌کند و دیگر آن فرم روایی کلاسیک نیست.

صحبتی هم در مورد گروه هنروتجربه داشته باشیم. پیش از تعطیلات نوروز،برنامه هفت مناظره‌ای داشت درباره گروه هنروتجربه و آقای علی معلم به عنوان نماینده مخالفین اعتقاد داشت هنروتجربه جریانی در سینما به وجود می‌آورد که به سمت فیلم‌های آماتوری ساختن و دور شدن از مخاطب می‌رود و به سینمای جریان اصلی ضربه می‌زند. چقدر با این دیدگاه مخالف یا موافقید؟
چنین اعتقادی ندارم و اتفاقا فکر می‌کنم در گروه هنروتجربه خیلی مراقب هستند که فیلم‌های باکیفیت به نمایش دربیایند. فیلم‌ها را سرند می‌کنند. فیلم‌های که قصه‌گو هستند و هنرپیشه چهره دارند و به جریان اصلی نزدیک‌ هستند، در کنار فیلم‌هایی که تا حدی تجربی‌تر هستند مثل فیلم‌هایی از قبیل «ممیرو» یا «گاهی» که در جشنواره امسال دیدیم. اساسا این فیلم‌ها هم حق دارند که دیده شوند. فیلمی که خوب نباشد و مخاطب پیگیرش نباشد، اصلا نمی‌تواند هم آسیبی بزند. روی پرده می‌آید، اکران می‌شود و می‌رود و تمام می‌شود.
از طرف دیگر اصلا اعتقاد ندارم فیلمی که خیلی مخاطب دارد، لزوماً فیلم خوبی است، ولی فیلمی که خوب نباشد دیده نمی‌شود و در نتیجه تاثیری هم نمی‌گذارد. پیش از جشنواره به همه گفته بودم اطمینان دارم امسال بهترین فیلم‌ها از بین فیلم‌های نگاه نو انتخاب می‌شوند و اگر ده فیلم برتر انتخاب بشوند، یکی از بین هنر و تجربه‌ای‌ها است.

سروش محمدزاده،آیین دیدار چهارشنبه

بهترین فیلم و بهترین کارگردانی هم از نگاه نو شد.
بهترین‌ها از بخش نگاه نو بودند و اتفاقا در بین ده فیلم برتر مجله فیلم که چهل و پنج منتقد انتخاب کردند، «نیم‌رخ‌ها» هم بود. حالا ما فیلم خودمان را از این بازی کنار می‌گذاریم. هنروتجربه یک جریان جدی در سینمای ایران خواهد شد. این‌که جشنواره مستقلی برای هنروتجربه برگزار شود را کار ندارم و شاید زود هم باشد، اما هنروتجربه جزو جریان‌های اصلی سینمای ایران خواهد شد و سینماهایش زیاد می‌شود.

شما چرا اکران عمومی را انتخاب نکردید؟
پیشنهادهایی به ما می‌شد که برای اکران عمومی می‌توانید سعی‌تان را بکنید چون فیلم دیده شده و بازیگر معروف دارید. واقعیت‌اش این است که ما از موقع ساخت فیلم، فکرمان اکران هنروتجربه بود. اکران محدود، ولی با شخصیت. بعد از جشنواره هم در صحبتی که با آقای علم‌الهدی داشتیم، به این نتیجه رسیدیم که اکران هنروتجربه برای فیلم ما مناسب‌تر است و لطف کردند به دو فیلم برگزیده هنروتجربه در جشنواره فیلم فجر، اکران نوروز دادند که برای ما خوب است و از این تماشاچی نیمه اول سال و تعطیلات بهره ببریم و فروش بهتری در کنار بقیه داشته باشیم. من به اکران گسترده در مدت کوتاه و آن هم بدون پشتوانه تبلیغاتی اعتقادی ندارم و قطعا شکست می‌خوردیم و اکران هنروتجربه برای ما مفیدتر است.

کار جدیدی هم در دست ساخت دارید؟
ما تعطیل که نکرده‌ایم! بعد از تمام شدن تدوین فیلم که اردیبهشت گذشته تمام شد و رفت برای صداگذاری، شروع به تشکیل یک گروه نویسندگان در دفترمان کردیم و یک‌سری جوانی که نوشتن بلد بودند را جمع کردیم و فعلا یک تیم سه‌نفره‌ شده‌ایم و روی یک فیلم‌نامه کار می‌کنیم که مراحل نهایی‌اش را می‌گذراند و در حال دیالوگ نویسی است. کار سینمای بدنه است و یک ملودرام خانوادگی که کار سختی هم هست که ما را وارد یک کار سینمایی جدی می‌کند. ولی هم‌چنان علاقه‌مندیم که در این دفتر فیلم‌های تجربی‌تر و کم‌هزینه و شخصی‌تر کار کنیم.