هنروتجربه: سومین نشست سمینار کارگردانی جشنواره سما با حضور همایون اسعدیان عصر سه‏‌شنبه ۲۴ فروردین، با همراهی جمعی از فیلم‌سازان و علاقه‌مندان در سالن اصلی سینما فلسطین برگزار شد.
اسعدیان این جلسه را با اشاره به ایده فیلم‌ساز و تفاوت کارگردان خوب و متوسط آغاز کرد:«فیلم‌ساز اگر فکر می کند با یک ایده جهانی می‌خواهد وارد عرصه سینما شود و دنیا را متحول کند، سخت در اشتباه است و باید این ایده را کنار بگذارد. اما اگر فیلم‌سازی یک حس خوب از یک ایده دارد که فکر می‌کند تاثیرگذار است باید برود سراغ ایده خود و روی پرده آورد. تفاوت یک کارگردان خوب با یک کارگردان متوسط در آگاهی به ابزار و تکنیک نیست. بلکه تفاوت در خلاقیت، شیوه اجرا و درک درست از فیلم‌نامه است.از همین رو فکر می کنم کارگردانی تخصص پنهان در سینمای ایران است.البته ناگفته نماند وقتی یک کارگردان برای گرفتن تصاویر مورد نیاز سر صحنه می‌رود همه فکر می‌کنند کارگردان حق آن‌ها را خورده و تصور می‌کنند هر کاری که فیلم‌ساز می‌کند آن‌ها نیز می توانند انجام دهند. بنابراین کارگردان‌های جوان اگر با برخوردهای غیر متعارف همکاران خود مواجه شدند، شوکه نشوند.»

او در ادامه فیلم‌سازان جوان حاضر در این نشست را خطاب قرار داد:«مهم‌ترین کار کارگردان در سینما درک درست از فیلم‌نامه و حفظ تداوم بازی است و در این راستا بهتر است کارگردان پیشنهادی را که از سوی عوامل فیلم می‌شود، به خوبی گوش دهد و در صورتی که با آنچه در ذهن برای اجرا دارد، هماهنگ بود، در کار مورد استفاده قرار دهد. البته تجربه نشان داده خیلی وقت‌ها پیشنهادهای جذابی ارائه می‌شود که این پیشنهادها به طور مستقل جذاب است اما به کاربردن آن‌ها ایجاد آشفتگی می‌کند و باید پرهیز کرد. یکی از مشکلات عمده کارگردان ‌های جوان در عرصه سینما این است که در نوع اجرا سعی دارند، خود را به رخ بکشند. به همین دلیل است که برخی از کارگردان‌ها تمایل دارند بعضی از صحنه‌ها را بی‌دلیل سیاه و سفید فیلم‌برداری کنند و یا در قاب‌بندی و استفاده از لنزهای دوربین کارهای عجیب بکنند و معلوم نیست منشا این همه علاقه‌مندی برای به رخ کشیدن چیست. این در حالی است که اگر یک مخاطب عادی سینما که کیارستمی را نمی‌شناسد سر صحنه فیلم این فیلم‌ساز وارد شود حتما خواهد پرسید که کارگردان چه کسی است؟ چون کیارستمی کارگردانی است که اساسا اهل به رخ کشیدن نیست.»

اسعدیان در بخش دیگری از صحبت‌هایش گفت:«درک درست از فیلم‌نامه، انتخاب دقیق لوکیشن فیلم‌برداری براساس شخصیت پردازی‌هایی که در فیلم‌نامه شده‌است و نیز موقعیت زمانی که برای تعریف کاراکتر و بازی بازیگر تعریف می‌شود، از مهم‌ترین فاکتورهای یک کارگردانی هوشمندانه است. بنابراین یک کارگردان هوشیار کسی است که ابزار کار او، پیرامون و جهان اطرافش باشند. اما هر زمان که یک کارگردان صرفا به تکنیک متوسل شد، راه به اشتباه رفته است. البته در یک دوره‌ای از سینما به رخ کشیدن تکنیک از ابزارهای سینما بوده‌است و به عنوان نمونه می‌‌توان به فیلم «همشهری کین» اورسون ولز اشاره کرد. اما در حال حاضر چنین نیست و کارگردان نباید توجه و حواس تماشاگر را به تکنیک به کار برده شده در فیلم جلب کند.»

کارگردان «بوسیدن روی ماه» ادامه این جلسه به شیوه‌های متفاوت فیلم‌سازی اشاره کرد: «یکی از نکات مهم در سینما این است که شیوه فیلم‌سازی کارگردان‌های مختلف متفاوت است و نباید از دو ذهن صاحب ایده، یک نوع شیوه فیلم‌سازی را خواست و نکته مهم‌تر اینکه کارگردان‌های جوان باید به یاد داشته باشند که همه چیز لزوما تحت کنترل کارگردان نیست. یادم هست وقتی می خواستم فیلم «طلا و مس» را بسازم با یکی از بازیگران زن تماس گرفتم تا درباره فیلم صحبت کنیم، این خانم بازیگر گفت اول باید فیلم‌نامه را بخواند. جواب این خانم به من خیلی برخورد و هرگز تماسی با او نگرفتم و درنهایت خانم جواهریان شانس فیلم من شد و اگر غیر از این بازیگر فرد دیگری انتخاب می شد، قطعا به مشکل برمی‌خوردم. به همین دلیل است که می‌گویم همه جریان یک فیلم دست کارگردان نیست.»

اسعدیان در صحبت‌هایش به جایگاه فیلم کوتاه در سینمای ایران هم پرداخت:« نگاه به فیلم کوتاه در سینمای ایران اشتباه است و فیلم کوتاه را به عنوان سکوی پرتاب می‌شناسند. در حالی که چنین نیست. در دنیا کارگردان‌هایی هستند که همه عمر خود فیلم کوتاه ساخته‌اند و اساسا دوست ندارند فیلم بلند بسازند و عدم تمایل به ورود به سینمای داستانی بلند به معنای نابلدی آن‌ها نیست. تفاوت فیلم کوتاه با فیلم بلند مانند داستان کوتاه و رمان است. بنابراین باید تعریف از فیلم کوتاه تغییر کند. به اعتقاد من نگاه غالب جامعه سینمای ایران این است که فکر می‌کنند فیلم کوتاه به معنای فیلم آماتوری است. در حالی که چنین نیست و فیلم کوتاه یک تخصص ویژه و به مراتب سخت‌تر از سینمای بلند است.»