هنر وتجربه – قاسم فتحی: جلسه نقد و بررسی فیلم «آمین خواهیم گفت» عصر روز شنبه در سینما هویزه مشهد با حضورسامان سالور(کارگردان) ساسان سالور(تهیه‌کننده) علیرضا مهران(بازیگر) در سالن شماره پنج سینما هویزه برگزار شد.

سال‌هاست که به سلیقه‌های متفاوت بی‌توجهی می‌شود

سامان سالور در ابتدا صحبتش سینمای متفاوت و فیلم‌هایی از جنس آثار گروه هنروتجربه را پرچم‌دار سینمای ایران در دنیا دانست : «این فیلم پنجمین کاری است که من ساختم. سال‌هاست که به سلیقه‌های متفاوت و فیلم‌هایی ازاین جنس بی‌توجهی می‌شود. خوشبختانه تا حدودی  در گروه هنروتجربه این فیلم‌ها مورد توجه قرار می‌گیرند ، هرچند که تبلیغات فیلم آن چنان که باید نیست. سه فیلم از چهار فیلم من نمایش داده نشده است.امیدوارم گروه هنروتجربه کمک کند تا این گونه آثار دیده شوند تا کسانی که نگاه و سلیقه متفاوتی دارند جایی برای اکران فیلم‌هایش داشته باشند. هرچند که دیدن این فیلم‌ها در این گروه کمی سعه صدر بیشتری می‌خواهد. به هر حال نباید منتظر فیلم‌هایی باشیم از جنس آن‌هایی که در دیگر سالن‌های همین مجموعه به نمایش در می‌آید. همین جا این را بگویم اگر پرچم سینمای ایران در دنیا بالاست به خاطر  فیلم‌های متفاوت است.

وی در ادامه افزود: «این‌گونه فیلم‌ها با رفاقت و همدلی ساخته می‌شوند. ساسان برادرم از اولین فیلمم که مدیر تولید بوده تا الان کنار من است، حالا به عنوان تهیه‌کننده. این لوکشینی که شما دیدید جایی بود نزدیک سد «دِز» که امیدوارم الان سیل آن را نبرده باشد. ساسان طرحی نوشته بود که قصه متفاوتی داشت. درباره یک وسیله ابتدایی که آنجا بهش می‌گفتند، گَرگَر».

از همان ابتدا ساخت فیلم با چالش همراه بود

ساسان سالور هم در ادامه به پروسه ساخت«آمین خواهیم گفت» اشاره کرد:«از همان ابتدای کار ما با چالش همراه بود. آن دوره آقای سجادپور مدیر اداره نظارت و ارزشیابی بودند. مقداری از ممیزی‌ها همان اول انجام شد تا زمانی که پروانه ساخت را گرفتیم. به نظرم گرفتن پروانه ساخت را می‌توان تازه به خان اول تشبیه کرد. فیلم ما در جشنواره سال ۹۲، ۲۵بار اکران شد. بعدش آقای سجادپور زنگ زد که فیلم شما نمی‌تواند به نمایش درآید! گفتیم می‌توانیم مطرح کنیم؟ گفتند نه. فیلم ما از این جهت مظلوم واقع شد که دقیقا عین فیلمنامه تصویب شده را ساختیم. بعد از اینکه دولت تغییر کرد توانستیم فیلم را اکران کنیم در صورتی که اگر همان دوره اکران می‌شد من می‌توانستم سرگروه بگیریم و فیلم بیشتر از این‌ها دیده شود. از آن طرف پروانه بین‌المللی فیلم را لغو کردند و به همین خاطر ما از شرکت در فستیوال‌های مهم دنیا محروم شدیم.»

وی افزود:« با احترام به همه اهالی سینما و مخاطبانش ،می‌خواهم بگویم فیلم ما خیلی فلسفی نیست، ولی خب می‌تواند کمی مخاطب را ترغیب کنیم فقط مثلث یا مربع عشقی نبیند.»

«ارتباط» مشکل جدی انسانِ معاصر است

علیرضا مهران بازیگر فیلم که اولین تجربه بازیگری در سینما با این فیلم آغاز شده است درباره نوع بازی و شیوه کارگردانی سالور گفت:«برای هر بازیگری مهم است که شروع بازیگری‌اش در سینما با کدام فیلم‌سازی باشد. من این شانس را داشتم که با سامان سالورکارم را شروع کنم. ایشان جز آن دسته از فیلم‌سازانی است که تئاتر زیاد می‌بیند و امیدوارم این رویه بین باقی کارگردانان بیشتر شود. موقعی که خواستم این نقش را بازی کنم مثل هر بازیگر دیگری خودم را به دست کارگردان سپردم و جلو رفتم.»

مهدی رضایی کارشناس و مجری جلسه هم  از سامان سالور سئوال کرد دغدغه کاراکترهای فیلم شما از کجا می‌آید. این‌که در اکثر فیلم‌هایتان با یک جای عجیب و غریب و  آدم‌های دور افتاده طرف هستیم. سالور در پاسخ گفت:« به نظر من در کارنامه هر کارگردانی می‌توانید سلیقه متفاوتی را پیدا کنید ولی لزوما این نیست که آن کارگردان درباره این تفاوت‌ها و طرز نگاهش نشسته فکر کرده و بعد به این نتیجه رسیده است که باید آن طور فکر کند.  فکر می‌کنم که مشکل انسانِ معاصر«ارتباط» است و ربطی هم ندارد که حتما در یک جغرافیای عجیبی زندگی می‌کند یا نه. فکر می‌کنم بخشی از این عجیب و غریبی جغرافیا برمیگردد به منطق داستان. مثلا نگاه کنید اگر در فیلم« چند کیلو خرما برای مراسم تدفین» نامه نوشتنِ یدی خیلی توجیه نداشت یا اینکه در آمین ما یک منطقه انتخاب می‌کردیم که مدرن‌تر باشد این قدرتی که یک هفته‌ای حسن گَرگَر پیدا می‌کند بعد از خراب شدن پل طبیعتا خیلی منطق داستانی ندارد.مثالی یکی از دوستان ما می‌زد که توی تهران ده میلیون نفری هیچ‌کس را ندارد. استاد دانشگاه است و خیلی خوب هم حرف می‌زند ولی آدم تنهایی است. فکر می‌کنم که این مشکل ارتباط و تنهایی فصل مشترک خیلی از آدم‌هاست.»

سالور - مشهد -آمین خواهیم گفت (3)

تِمِ تنهایی در همه کارهای من وجود دارد

سامان سالور در ادامه گفت:«این نکته را من باب مزاح عرض کنم که بهتر است فیلمی بسازید که نه درش جغرافیا و مکان مشخص نباشد . چون بعدش هزار جور تفسیر می‌شود. خلاصه اینکه دوستان طوری فیلم بسازند که اصلا مشخص نباشد کجاست! شاید باورتان نشود ولی برای نمایش فیلم« چند کیلو خرما برای مراسم تدفین» یک دیالوگی بود که در واقع صدری نشسته دارد با یدی صحبت می‌کند و می‌گوید:« چیه همین طور زل زدی به اون جاده؛ اون جاده یک زمانی برو بیایی داشته» نمی‌دانید که از همین یک دیالوگ چه نماد و تفسیری درست کردند؛ آدم شاخ درمی‌آورد.  برای ما چطور شگفت‌انگیز که یک عده با همه چیز شوخی می‌کنند و دست می‌گذراند روی همه چیز تا تماشاچی را قلقلک بدهند و یک، دو، سه، چهارِ فیلمی را می‌سازند و هیچ ‌کس هیچی نمی‌گوید.»

وی افزود: « تم تنهایی که در اغلب کارهای من وجود دارد.حتی نام یکی از کارهایم« ترانه تنهایی تهران» است  و  «ساکنین سرزمین سکوت» ، «سیزده پنجاه نه» و حتی در کارِآخرم «تمشک» این تم وجود دارد.»

سامان سالور درباره بازی آزاده زارعی و نقد برخی از منتقدان درباره لو رفتن جنسیت دختر، گفت:« ما واقعا به هیچ عنوان نمی‌خواستیم تماشاچی را گول بزنیم.او بنا شرایط زندگی دختر در قطار مجبور  استکه پسرپوشی کند. خانم زارعی را که الان خوشبختانه دیگر همه می‌شناسند و کارهایشان را هم دیده‌اند و موقع دیدن فیلم هم حتما او را به جا آورده‌اند.واقعا او برای این نقش خیلی زحمت کشید و متحیرم که چگونه بازی او در جشنواره دیده نشد. صادقانه بگویم که خیلی از دوستان گفتند که بیا فیلم را دوبله کن و به جایش یک پسر صحبت کند. در صورتی که من چنین قصدی نداشتم که بخواهم یک‌هو غافلگیری کنم. اصلا خودِ شخصیت فیلمِ ما یک جایی می‌گوید من خودم می‌دونستم. من واقعا سر این فیلم آدم بیرحمی بودم. چون چیز حدود چهار ماه به خانم زارعی اجازه ندادم که زنانگی و دخترانگی کند یا لباس زنانه بپوشد و در محافل دخترانه شرکت کند.  سر این کار سه چهار نفر را کچل کردیم. یکی از آنها فرزاد حسنی که بود می‌گفت من برنامه شبِ عید دارم!»

عکس:حسام جمالی