هنروتجربه – سوگند نیازمند: جلسه نقد و بررسی فیلم «بیست و یک اینچ» به کارگردانی ابوذر صفاریان، که بعد ۱۵ سال بالاخره در گروه هنر و تجربه فرصت نمایش یافت، عصر دیروز پنجم اردیبهشت در خانه هنرمندان ایران با حضور کارگردان، فاطمه غفاری (تهیه‌کننده) و امیر پوریا (منتقد) برگزار شد. با توجه به همزمانی برگزاری جشنواره جهانی فیلم فجر با این جلسه، مخاطبان قابل توجهی در این نشست شرکت کرده‌بودند. جلسه نقد و بررسی بعد از نمایش فیلم،با مقدمه‌ای از امیر پوریا پیرامون ایده و سیری که فیلم طی می‌کند، آغاز شد:« به خاطرم می‌آید در همان سال‌ها و امروز که فیلم را دیدم با وجود همه تغییرات، ایده فیلم چشمگیر، قابل توجه و مهم است. در حقیقت بیست و یک اینچ ایده‌ای دارد که یک حرکت رسانه‌ای و عکس‌العمل مخاطبان را به تصویر می‌کشد و با موضوع گروگان‌گیری بستری برای این طرح فراهم می‌شود اما نکته‌ای که وجود دارد این است که سیری که فیلم طی می‌کند، به معنای دراماتیک کلاسیک سیر و روند خاصی ندارد. از یک جایی که مخاطب درگیر تعلیق است و باید با سرنوشت هیجان‌انگیز شخصیت‌ها همراه شود، نمی‌داند که منتظر چه چیزی است و وقتی که فیلم با یک پایان نامشخص تمام می‌شود، این احساس در مخاطب تکمیل می‌شود و ما هم‌چنان با یک ایده چشمگیر مواجه هستیم. این نوع فیلم‌ها با توجه به ویژگی‌های درگیرکننده با مخاطب خیلی به این مساله که در زمان خود دیده شوند وابسته است.»
صفاریان در تکمیل صحبت‌های پوریا پیرامون فضای فیلم افزود:«باید بگویم که بعد از گذشت چند سال از ساخت «بیست و یک اینچ»، این فیلم از من فاصله دارد اما شاید این نوع از فیلم‌سازی از شخصیت من برمی‌آید زیرا فیلم‌سازی نیستم که ایده‌ها و نظراتم دائما منتشر شده باشد. برای من یکسری کدها در فیلم‌نامه مشخص بود و به تصویر کشیدن رسانه برای من به نوعی یک بستر بود تا خیلی از چیزها که خودشان را پنهان می‌کنند، اصطلاحا دستشان رو شود. البته این مساله را که فیلم بسیاری ارجاعات بیرون از خودش دارد را می‌پذیرم که به دلیل کم سن بودن و بی‌تجربگی من بوده‌است. البته شخصیت‌ها به جای خود قرار گرفته‌اند و فیلم سعی ندارد چکیده‌ای از جامعه باشد که البته این نکته در «بیست و یک اینچ» کاملا اتفاقی است.»

نشست نقد 21 اینچ

حمایت از یک ایده برایم مهم بود
فاطمه غفاری تهیه کننده فیلم که مادر کارگردان نیز هست، در ادامه از چرایی حمایت از این ایده و مراحل تولید فیلم گفت:«به طورکلی شغل من تهیه‌کنندگی است و سال‌های گذشته تهیه‌کنندگی در تلویزیون را انجام می‌دادم. در دوران نوجوانی جناب صفاریان علاقه‌مند به هنر سینما و فیلم‌سازی بودند و در ایام تابستان و در اوقات فراغت حدود ۲۰۰ فیلم می‌دیدند و به نوعی همیشه در حال مطالعه بر روی مقوله سینما بودند. طبیعتا هر تهیه‌کننده‌ای بخواهد به‌صورت تخصصی به این مساله نگاه کند، مساله اقتصادی برایش حائز اهمیت است اما اگر بخواهیم بعد تربیتی را در نظر بگیریم، نوجوانان در سنین خاص نیاز به حمایت و همراهی دارند و می‌طلبید که استعداد و توانمندی ایشان از نظر اقتصادی حمایت شود تا «بیست و یک اینچ» تولید شود. برای ساخت فیلم استودیو تکنولوژی آموزشی را در اختیار گرفتیم و فیلم‌برداری را براساس زمانی که داشتیم آغاز کردیم. چند سال که برای اکران فیلم وقفه ایجاد شد شرایط چندان برای نمایش چنین فیلم‌هایی مهیا نبود و حضور هنروتجربه خیلی به این اتفاق کمک کرد. پانزده سال زمان کمی برای اکران نشدن یک فیلم نیست و حمایت‌ها به هر صورت باید امکانپذیر شود.»

نشست نقد 21 اینچ

هدایت بازیگران شبیه به سینما کیارستمی است
پوریا در بخش دیگری از این نشست به نوع هدایت بازیگران و نابازیگران و شباهت آن با سینمای کیارستمی اشاره کرد:« در فیلم قسمت‌هایی بازیگران یا نابازیگران با توجه به واکنش خودشان ایفای نقش می‌کنند و به گونه‌ای هدایت شدند که زمانی که دیالوگ را می‌گویند کاملا روان‌شناسانه آن را بیان می‌کنند و این‌گونه نیست که فیلم‌نامه‌ای داشته باشند تا آن را حفظ کنند. در حقیقت مانند سینما کیارستمی چون فیلم، شخصیت‌ها را به سمتی می‌برد که خودش می‌خواهد.»
کارگردان بیست و یک اینچ در ادامه توضیح داد:« نوع چیدمان نابازیگران برایم مهم بود. اینکه چگونه پرحرف‌ها و کم‌حرف‌ها را در کنار هم قرار دهم. روز چهارم یا پنجم فیلم‌برداری چندتا از دوستان برسر ما ریختند و من و چندتن از دوستان دیگر که نقش گروگان‌گیر را داشتیم، کتک زدند و فکر کردند که ما را دستگیر کردند، یعنی در این حد همه چیز باورپذیر جلوه کرده بود. در حقیقت نابازیگران فیلم را که بازی کردند، انتهای آن را هم مشخص کردند. جادوی سینما و هر بستری دیگری این اتفاق را ممکن می‌سازد و باید آن را جدی گرفت.»

تجربه و همکاری با «دنگ شو» نزدیک است
صفاریان در این نشست به فعالیت‌های موسیقیایی خود نیز اشاره کرد:« فعالیت موسیقی من ادامه دارد. یک دلیل عمده‌ای که خیلی راه موسیقی را ادامه ندادم این بود که سن تحقیق و پژوهش در من خیلی ادامه‌دار شده و چون چند کار مانند نقاشی، موسیقی و نوشتن را در کنار هم ادامه می‌دادم. هرکدام از این کارها برای من از یک جنس است. بعد از اتمام فیلم «بیست و یک اینچ» تمرکزم بر روی کار موسیقی را بیشتر کردم زیرا حس کردم که شاید هنوز بی‌سواد باشم و در سینما دچار این شده بودم که نمی‌دانستم می‌خواهم چه کنم و با یک مخروبه روبه‌رو شده بودم، به همین دلیل به سمت موسیقی و نقاشی رفتم. در موسیقی چند فرصت خوب مانند ساخت تیتراژ فیلم «اشکان، انگشتر متبرک و چند داستان دیگر» به کارگردانی شهرام مکری برایم پیش آمد. خیلی هم جدی کار ترانه را ادامه دادم که بیشتر آن در کامپیوترم است و هیچوقت بیرون نیامده اما قرار است با گروه دنگ‌شو  همکاری‌هایی داشته باشم. در چند سال اخیر به علت ذهن پرسوال و بی‌نظمی که داشتم نتوانستم پروژه‌ای را کامل پیش ببرم که امیدوارم رفته رفته این اتفاق ممکن شود.»

نشست نقد 21 اینچ

بداهه‌ها شبیه‌سازی شده‌است
صفاریان در ادامه این نشست پیرامون شیوه بداهه‌پردازی فیلم خود صحبت کرد:« فیلم شبیه‌سازی یک بداهه است و چندان بداهه نیست. در حقیقت فیلم دارای یک‌سری بداهه‌های دروغین است و تدوین آن حدود یک‌سال اندی زمان برده‌است، نود درصد فیلم صداگذاری شده است و یک حجم زیادی جلوه‌های ویژه بصری دارد. مخاطبان نیز حجم زیاد کات‌ها را متوجه نمی‌شوند. اما اگر با سواد حال حاضر به گذشته برمی‌گشتم، «بیست و یک اینچ» را نمی‌ساختم. اگر چندین سال است، فیلم تازه نساختم، چون به یک جهان و بستری جدید نیاز داشتم تا برای همیشه در آن جهان خانه کنم و در آن بمانم. واقعیتش مفهومی چون ویدئو و دیجیتال به داد من رسید و فرصتی که به من دست داد تا مادرم تهیه‌کنندگی فیلم مرا به عهده بگیرد به من کمک کرد تا این اتفاق بیافتد.»

برگشت به ماهیت کلاسیک سینما
پوریا در پایان جلسه درباره برگشتن به ماهیت کلاسیک سینما توضیح داد:« همیشه یک سیر تمایل به شکستن پوسته‌ها و اضمحلال ساخته‌ها در جوانی وجود دارد و درستش همین است. در یکی از کارگاه‌ها جشنواره جهانی فیلم فجر مجید برزگر گفت: در دانشگاه‌ها می‌گویند خط فرضی را رعایت کنید و همه اصول و قواعد سرجای خودش باشد، اما فیلم‌ساز دلش می‌خواهد در دوره دانشجویی کارهای متفاوتی انجام دهد، البته این به این معنی نیست که او  آدم چارچوب‌مندی در دوران فیلم‌سازی بلند خود شود اما حداقل هیجان برخوردهای اولیه‏‌اش باید در دوران دانشجویی ریخته باشد. باید بدانند نکته جذاب در تاثیر آوانگاردیسم در کار بعدی خودشان چیست؟ اگر پایان فیلم «هانت» معروف را برداریم، باید فکر کنیم آیا می‌توانیم جور دیگری این درام را به پایان ببریم و بدون درنگ متوجه می‌شویم این مساله جز از کسی که در فیلم‌هایش تجربه‌های دیوانه‌وار داشته‌است، بر نمی‌آید.»

 

عکس: یاسمن ظهورطلب