هنر و تجربه: داریوش مهرجویی این روزها در تدارک ساخت یک فیلم جدید است و رمان جدیدی را هم در نمایشگاه کتاب عرضه می‌کند. ده سال بعد از ساخت «سنتوری»، حالا او در تدارک ساخت دنباله‌ای بر این فیلم با عنوان «سنتوری ۲» است و رمان جدیدش «آن رسید لعنتی» نام دارد که به گفته مهرجویی درباره حرص و آز است و داستانی درباره گذر از برزخ. به همین بهانه داریوش مهرجویی با روزنامه اعتماد درباره رمان‌نویسی و انتشار سومین رمانش  و روزنامه قانون درباره فیلم‌سازی و هزینه‌های رو به گسترش آن گفت وگو کرده است. خواندن بخش‌هایی از این دو گفت وگو خالی از لطف نیست.

موضوع رمان جدید مهرجویی
رمان «آن رسید لعنتی» تم حرص و آز دارد که از طریق دیگر سفر به یک زندگی جدید را دنبال می‌کند. موضوع داستان، یک کارگردان تلویزیونی است که سریالی ساخته و صداوسیما قرار است پولی را بابت آن بپردازد. کارگردان براساس اینکه این پول به دستش خواهد رسید، زندگی‌اش را دگرگون می‌کند و برای همین با چالش‌ها و مشکلاتی مواجه می‌شود. این داستان در واقع درباره گذر از برزخ و رسیدن این پول به شخصیت اصلی رمان است.

کتاب‌های بعدی مهرجویی
دو کتاب خاطره هستند که یکی از آن‌ها مربوط به سال‌های اول بعد از انقلاب می‌شود. من یک دوره سه‌چهار ساله را در پاریس بودم. آن زمان ما را به فستیوال کن برای فیلم «مدرسه‌ای که می‌رفتیم» دعوت کردند و با وجود اینکه ویزای ما صادر شد فیلم توقیف شد و به جشنواره نرسید و در آنجا ماندگار شدیم. این خاطره، داستان سه یا چهارسالی است که من در آنجا بودم. داستان «عوج کلاب» هم سوءتفاهمی است که در دوبی رخ داد و من را به خاطر چند قرص آسپرین و سرماخوردگی دستگیر کردند و خلاصه چهار شب من را بازداشت کردند. «جهان هولوگرافیک» هم تا الان به چاپ چهلم رسیده و فکر می‌کنم که چاپ جدیدتر آن این روزها بیرون بیاید

آرزوی من رمان‌نویسی بوده
هرکسی می‌تواند در عین حال چند کار را همزمان انجام دهد و مجبور نیست که تنها در یک حوزه کار کند. در واقع من بیشتر نویسنده‌ام و تمام سناریوهایم را هم خودم نوشته‌ام. همیشه آرزویم این بوده که یک رمان‌نویس شوم و بنویسم. در این میان به سینما هم خیلی علاقه داشتم. اما شما تا بخواهید یک فیلمی را شروع کنید و به سرانجام برسانید یکی دو سال زمان می‌برد. در این بین شما چه کار باید کنید؟ من ترجیح می‌دهم بنشینم رمان بنویسم و ترجمه کنم.

من یکی را می‌خواهم مثل خاندان مدیچی در ایتالیا
سنتوری پروژه‌ای است که در این شرایط و با وجود بالارفتن مقدار تورم و افزایش قیمت‌ها حدود یک میلیاردونیم هزینه دارد و من برای ساخت آن به تهیه‌کننده‌ای دست و دلباز نیازدارم. یکی مانند خانواده‌ «مدیچی» در ایتالیا که از میکل آنژ حمایت کرد تا شاهکارهای خود را خلق کند لازم است تا من بتوانم فیلمم را بسازم. به جای آنکه پول‌هایشان در بانک‌ها ذخیره شود اندکی از آن را خرج فرهنگ کنند. حالا تا خرداد منتظرم ببینم چه پیش می‌آید.

هزینه‌های ساخت فیلم خیلی بالا رفته است
دستمزد عوامل فیلم خیلی بالاست و به تناسب افزایش قیمت‌های همه عرصه‌ها، این هزینه‌ها هم افزایش پیدا کرده است. کرایه آژانسی که تا دیروز ۲۰هزار تومان بوده امروز ۷۰هزارتومان شده، پس افزایش هزینه فیلم‌ها هم در این شرایط کاملا منطقی است. از طرفی پولدارها هم تمایلی به هزینه کردن سرمایه‌شان در بخش فرهنگی ندارند

سنتوری پرفروش هم می‌شود
مطمئنم که سرمایه اصلی آن بازمی‌گردد. «سنتوری ۱» با اینکه اکران نشد جزو پرفروش‌ترین فیلم‌های تاریخ سینمای ایران بود. دی‌وی‌دی‌های آن به طرز عجیبی تکثیر و بارها دیده شد. «سنتوری ۲» هم ادامه همان داستان است ‌و به نظرم به همان نسبت و حتی خیلی بهتر می‌فروشد. از بازیگران «سنتوری ۲» می‌توانم به بهرام رادان، لیلا حاتمی و احتمالا حسن پورشیرازی اشاره کنم.

ساخت فیلم به روش سهامی عام
اگر کار به مرحله آخر برسد و چاره‌ای برایم باقی نماند ممکن است فیلم را به صورت سهامی عام بسازم یعنی از مردم برای ساخت فیلم کمک بگیرم و سرمایه‌گذار و سهامداران اصلی مردمی باشند که همیشه از سینما حمایت کرده‌اند.