ماهنامه هنروتجربه – سحر عصرآزاد: «چهارشنبه» فیلمی است که تلاش کرده از زاویه دید همیشگی به موضوع آشنای قصاص فاصله گرفته و سویه‌ای جدید به این بحران بدهد اما تا تبدیل شدن به یک اثر تمام وکمال فاصله دارد.
نخستین فیلم سینمایی سروش محمدزاده براساس فیلم‌نامه‌ای مشترک با پیمان ناجی و طرح اولیه فرامرز وجدان دوست ساخته شده است. فیلم‌ساز جوانی که فیلم‌های مستند متعددی را ساخته یا تدوین کرده است. محمدزاده این بار تلاش کرده با قصه‌ای دراماتیک سینمای داستانگو را در عرصه حرفه‌ای تجربه کند و موضوعی آشنا را برای تجربه جدید خود انتخاب کرده است.
«چهارشنبه» فیلمی است که به قصاص و کشمکش‌های رایج دو خانواده برای گرفتن رضایت و پرداخت دیه می‌پردازد که در فیلم‌ها و سریال‌های متعددی موردتوجه قرارگرفته است.
نویسنده و فیلم‌ساز با اشراف به تکراری  بودن این موقعیت و درگیری‌های متداول دو قطب ماجرا در کش‌وقوس مرگ و زندگی، تلاش کرده‌اند خوانش اولیه قصه را بهروز و واجد سویه‌های جدید کنند. به همین دلیل بااینکه مبنای بحران اولیه همان درگیری بین دو خانواده بر سر رضایت دادن یا ندادن و گرفتن یا نگرفتن دیه است، اما بحران در این سطح متوقف نمی‌ماند بلکه با چینشی جدید ارتقا پیداکرده و احیا می‌شود.
درواقع بحران اصلی فیلم نه بین خانواده قاتل و مقتول بلکه بین اعضای یک خانواده یعنی خواهران و برادرانی است که بر سر رضایت  دادن و گرفتن دیه پدرشان با یکدیگر توافق ندارند و همین عدم توافق و علت اصلی آن، موقعیتی را شکل  می‌دهد که باعث تغییر در روند بحران می‌شود؛ بحرانی که لزوما بر سر زنده ماندن یا نماندن قاتل نیست بلکه به شکل درونی‌تر بر سر مواجهه این خانواده با ماجرای بارداری دختر کوچک است که شوهرش با قاتل پدرشان نسبت فامیلی دارد و قصاص می‌تواند زندگی این دختر باردار را دچار مخاطره کند.
این خوانش جدید هرچند سطح روابط را تغییر داده و جنس بحران را متمایز و محدود به حریم اعضای یک خانواده کرده، اما پیچیدگی در روابط به وجود آورده که ارتباط برقرارکردن با آن نیازمند منطقی قوی و محکم در درام است.
درواقع این پیچیدگی همان‌طور که بحران را تبدیل به کلافی سردرگم می کند در قصه نیز منجر به رفت‌وبرگشت‌های مداوم در مواجهه کاراکترها و کنش و واکنش‌های آن‌ها شده که انرژی درام را می‌گیرد و باعث درجازدن می‌شود. درحالیکه درگیری اعضای این خانواده برای راضی کردن برادر کوچک که طبعی سرکش دارد، می‌توانست کشمکش‌های منحصربه‌فردی را بین این دو خواهر و دو برادر شکل بدهد که در نوع خود بدیع باشد.
اما فیلم با عبور از گره کلیشه‌ای اولیه میان خانواده قاتل و مقتول برای گرفتن رضایت و ورود به سطح جدیدی از روابط بین اعضای یک خانواده برای راضی کردن برادر کوچک به گذشتن از خون پدر و گرفتن خون‌بها، در همان گره ثانویه متوقف می‌شود و حتی ردوبدل اطلاعات و گره‌گشایی نیز به شکل دراماتیکی انجام نمی‌شود.
به گفته بهتر، رفت‌وبرگشت‌های تکراری و غیردراماتیک قصه بین موقعیت‌های مشابه به شکلی در طول فیلم قرارگرفته که باعث درجازدن درام در یک موقعیت و ساکن شدن این قصه ملتهب شده است؛ التهابی که دو خواهر و دو برادر را مقابل هم قرار داده. دیگر بحرانی پشت در خانه نیست بلکه در حریم خانه‌ای است که بزرگتری به مفهوم پدر و مادر ندارد و همین غیبت باعث می‌شود این درگیری و کشمکش مرکز ثقل تعیین‌کننده‌ای نداشته باشد.
همچنین سؤال‌های متعددی در طول فیلم به‌واسطه کنش و واکنش‌های کاراکترها شکل  می‌گیرد که تا انتها بی‌جواب می‌ماند درحالیکه می‌توانست منطق این درام را قوی و بحران موجود را پرکشش کند. نمونه آن انعطاف‌پذیری برادر بزرگ در برابر بارداری خواهر کوچک و تلاش او برای پنهان  کردن این ماجرا از برادر کوچک است، به‌گونه‌ای که حتی هماهنگی بین او و دو خواهر وجود ندارد و وقتی از برادر کوچک، سهمش را از دیه طلب می‌کند تا بلکه او را از قصاص منصرف کند، دو خواهر از سهم دیه خود صرف‌نظر می‌کنند تا به این طریق دو برادر مقابل هم قرار بگیرند. این رفتار بیش از هر چیز این حس را به وجود می‌آورد که انگار دو خواهر از کلیت بحرانی که خواهر کوچک زمینه سازش شده و تلاش یک‌سویه برادر بزرگتر بی‌خبرند!
نکته دیگر در مورد حجم دیالوگ‌های فیلم است که به‌نوعی قرار است مرتب اطلاعات ردوبدل شده را مرور کرده و علامت سؤالی برای مخاطب باقی نگذارد، اما همین دیالوگ‌ها به‌واسطه اطلاعات دهی مداوم به دام تکرار افتاده و جان اصلی درام را می‌گیرد، درعین‌حالی که برخی پرسش‌های اساسی فیلم را هم بی‌جواب می‌گذارد.
درواقع فیلم «چهارشنبه» می‌توانست با خوانش جدیدی که سعی کرده از این قصه و روابط آشنا داشته باشد، تبدیل به درامی تلخ و ملتهب و همراهی برانگیز شود اما تنها به تلخی بسنده کرده و نتوانسته التهاب و جذابیتی فزاینده به دستمایه‌های مستعد اولیه ببخشد.
ضرب‌الاجل زمانی قصه که در سه روز اتفاق می‌افتد از نقاط قوتی است که می‌تواند این التهاب را شدت بخشیده و شکل گرفتن این بحران را در زمان متعارف یک فیلم سینمایی واقعی و باورپذیر جلوه دهد تا در انتها با نام فیلم و روز خاص چهارشنبه گره بخورد.
ای کاش فیلم «چهارشنبه» در کنار دقت نظر در انتخاب و ترکیب بازیگران حرفه‌ای، تئاتری و تازه‌کار، در درام پردازی نیز یک‌دستی در پرداخت را مدنظر قرار می‌داد تا تبدیل به اثری تجربی و کامل و یک‌دست شود؛ درحالیکه در حال حاضر یک فیلم تجربی است که با هدف احیای یک بحران موقعیت آشنا و تکراری، در پیچ‌وخم‌های درام پردازی متوقف شده است.

نسخه pdf شماره بیست‌وسوم ماهنامه هنروتجربه

برچسب‌ها: