هنر و تجربه: نمایش و نشست نقد و بررسی مستند «جایی برای زندگی» کاری از محسن استادعلی یکشنبه عصر ۲۶ اردیبهشت توسط کانون فیلم مردمک در فرهنگسرای اخلاق برگزار شد.

پس از نمایش این مستند ۷۰ دقیقه‌ای جلسه نقد با حضور علی علایی کارشناس و منتقد، محسن استادعلی کارگردان و میناقاسمی زواره مجری آغاز شد. ابتدا استادعلی کارگردان فیلم در مورد پیدا کردن ایده و چگونگی ساخت این مستند توضیح داد: «دغدغه ساختن فیلمی با مضمون تنهایی آدم‌ها در جامعه‌ای شلوغ و شهر بزرگی مثل تهران را داشتم که یکی از عوامل فیلم درباره این خوابگاه که توسط یکی از اقوام‌شان اداره می‌شد برایم صحبت کرد موضوع به نظرم جالب آمد به دیدن خوابگاه رفتم و جرقه تولید فیلم جایی برای زندگی زده شد.»

علی علایی در ادامه به ساختارمند بودن این فیلم اشاره کرد که فضا و نوع روایت مستند به گونه ای طراحی شده بود که دقیقا تنهایی آدم‌های فیلم را می‌شد به خوبی حس کرد و صداهای طبیعی فیلم خیلی اثرگذار بودند. این منتقد اضافه کرد: «من اگر این فیلم را قبل از ارائه و پایان تدوین می‌دیدم حتی پیشنهاد می‌کردم قاب صوتی رادیویی را از آن حذف کنند که هیچ صدایی جز خود کاراکترها در فیلم دخیل نباشد.»

مینا قاسمی در ادامه به اعتیاد چند کاراکتر داخل فیلم اشاره کرد و افزود مشخصا دغدغه فیلم‌ساز در این فیلم اعتیاد نبوده اما اعتیاد به عنوان یک عامل اساسی تنهایی آدم‌های فیلم مطرح می‌شود. استادعلی نیز توضیح داد: «برای من اعتیاد در این فیلم، بخشی از واقعیتی بود که باید درباره این شش نفر می‌پذیرفتیم. یعنی اعتیاد را انگی به پیشانی فرد فرض نکردیم و به‌عنوان یک خصیصه به آن نگاه کردیم. این آدم‌ها در مقطعی از زندگی دچار مخمصه‌ای شده و به اشتباه به مواد مخدر پناه آورده‌اند و اعتیاد، از آن به بعد با زندگی آنها همراه شده است. سعی نکردم اعتیاد را بیش از اندازه بزرگ کنم و به‌عنوان بخشی از شخصیت آن آدم‌ها با آن برخورد کردم. ابتدا موضوع اعتیاد سنگین برخی آدم‌ها برایم مهم بود. چون گویی اعتیاد به مواد مخدر بر آنها چیره شده بود. اما می‌دیدم که در کنار این اتفاق، زندگی برای آنها جریان داشت.»

IMG_2785

علایی در مورد نوع مسنتد مشاهده گر و تعاملی توضیحاتی ارایه داد و بیان داشت: «طراحی سکانس‌ها و اتفاقات به گونه‌ای است که مشخص بود کارگردان می‌داند می‌خواهد چکار کند اما در برخی قسمت‌های فیلم بیننده شک می‌کند که این‌ها بازی می‌کنند یا خود واقعی‌شان هستند.» استاد علی نیز درباره نحوه طراحی فیلم مستند و ساختن چهارچوب روایی برای فیلم و میزان دخالت خودش در هدایت  این پروسه گفت: «قبل از فیلمبرداری می‌دانستم که قرار است امروز کجا برویم و کجاها فیلم بگیریم اما این که چه اتفاقی در این سکانس‌ها می‌افتد کاملا مستند و بدون هماهنگی بوده است به عنوان مثال سکانس مسجد و یا ملاقات پدر و دختر فقط به همین شکل کلی روی کاغذ نوشته شده بود و آن چه در این سکانس‌ها رخ داد بدون دخالت گروه فیلم سازی بوده و فقط توسط دوربین ثبت شده است.»

مینا قاسمی درمورد انتخاب و نوع گزینش این افراد سوال کرد که چگونه و چطور این افراد مخصوصا چند کاراکتر که افراد خاص‌تری بودند حاضر شدند جلو دوربین بیایند. استادعلی درباره نحوه انتخاب آدم‌های فیلم گفت: «آن‌ها را از میان ساکنین خوابگاه مردانه انتخاب کرده است؛‌ علاوه بر این‌که سعی کرده شخصیت‌های جذابی را به لحاظ نوع زندگی برای نزدیک شدن و تعریف داستان زندگی انتخاب کند، سمپاتیک بودن آن‌ها در انتخابش بی‌تاثیر نبوده است.»
کارگردان مستندهایی از قبیل «دم صبح» ادامه داد:‌ «در غربال‌ها به ده نفر و در نهایت شش نفر که در فیلم هستند برای نمایش روزمرگی و زندگی در خوابگاه مردانه رسیدم. این آدم‌ها کاملا مستند و واقعی بوده‌اند و هیچ کجا از آن‌ها بازی گرفته نشده است و این که خوب و راحت جلوی دوربین ظاهر شده‌اند مربوط به رابطه و صمیمیت از قبل ایجاد شده بین من و آن‌هاست.»

استادعلی در توضیح این‌که چطور توانسته به این راحتی جلوی دوربین برسد گفت: «دوربین را همیشه حتی در دوره پیش‌تولید و تحقیق همراهم به خوابگاه می بردم و سعی داشتم تا ساکنین خوابگاه به حضور دوربین عادت کنند و کم کم حتی آن را از یاد ببرند که این اتفاق در میان شخصیت‌های فیلم جایی برای زندگی به خوبی افتاد.»

 

برچسب‌ها: