هنروتجربه -شراره داودی: امیرحسین صدیق، با آقای پدرِ «قصه‌های تابه‌تا» سال‌های ابتدایی دهه ۷۰ مهمان خانه‌های‌مان بود. حالا از آن روزها بیشتر از ۲۰ سال می‌گذرد و صدیق در برنامه‌های تلویزیونی مختلف و فیلم‌های سینمایی زیادی بازی کردهاست، اما هربار که صدایش را می‌شنوم، خاطرات شیرین و دوست‌داشتنی زی‌زی‌گولو در ذهنم زنده می‌شود. او که متولد سال ۵۱  است، در سینما نسبت به قاب تلویزیون کم و گزیده‌کار است، اما این روزها می‌توانیم او را در یکی از فیلم‌های اکران شده در گروه هنروتجربه ببینیم، فیلمی از علی خامه‌پرست، یک کارگردان اولی که «دربست» را از میان بحث‌های عامینه مابین راننده‌های تاکسی و مسافران درباره موضوعات مختلف ساخته است. در ابتدای گفت‌وگو با توجه به پرونده کاری او در سایت‌های مرجع، پرسیدم که سال ۸۷ در فیلم «بیداری» به کارگردانی فرزاد موتمن بازی کرده و بعد از تقریبا ۵ سال «دربست» را در کارنامه ثبت کرده‌است، پاسخش به چرای این اتفاق بسیار متفاوت‌تر از چیزی بود که انتظار داشتم.

من با آقای موتمن کار نکردم!
جالب شد، در پرونده شما در سایت‌های مختلف هست که در «بیداری» بازی کرده‌اید.
بیشتر عجیب شده! عجیب از این‌که نامم در اثری وجود دارد که اصلا بازی نکرده‌ام.

ممکن است بازی کرده باشید در خاطرتان نمانده باشد؟ نیکی کریمی، شقایق فراهانی، حامد بهداد هم در آن بازی کرد‌ه‌اند.
نه به طورقطع بازی نکردم! چون با حامد تا به حال کار مشترکی انجام نداده‌ام.

عجب، فکر می‌کنم بهتر باشد اطلاعات دقیق فیلم‌های‌تان را به این مرجع‌ها بدهید. حالا فیلم اکران نشده‌ای هم دارید؟
«آشوب» به کارگردانی کاظم راست گفتار و «دزد و پری» کاری از حسین قناعت را در نوبت اکران دارم و حتی یادم نمی‌آید که آخرین کاری که روی اکران داشته‌ام، چه بوده‌است.

اما یادتان هست که در «دربست» به کارگردانی علی خامه‌پرست بازی کرده‌اید؟
کارهایی که بازی کرده‌ام را به یاد دارم!

«دربست» با اینکه از نظر مالی چیزی نداشت، اما با توجه به این‌که کارگردان جوان بود و دوستان دیگری هم در کنار او و در این پروژه قرار گرفته بودند، من هم رفتم. سکانسی هم که قرار بود بازی کنم را دوست داشتم

چطور شد با وجود کم بودن آثار سینمایی که در آن‌ها حضور داشتید، در اثر اول یک کارگردان جوان حضور پیدا کردید؟
خودم همیشه اعتقاد دارم که باید به جوان‌ها فرصت دهیم تا بتوانند خوب کار کنند. «دربست» هم با اینکه از نظر مالی چیزی نداشت، اما با توجه به این‌که کارگردان جوان بود و دوستان دیگری هم در کنار او و در این پروژه قرار گرفته بودند، من هم رفتم. همچنین سکانسی هم که قرار بود بازی کنم را دوست داشتم، به هر حال خمس و زکات مال‌مان از لحاظ فرهنگی را باید به شکلی بپردازیم که فکر می‌کنم، این‌طوری انجام می‌شود.

مدتی است که در سینمای ایران فیلم‌هایی بدون حمایت نهادهای مختلف ساخته می‌شوند و با عبارت «سینمای مستقل» از آن‌ها یاد می‌شود، فکر می‌کنید چقدر در ایران سینمای مستقل داریم و اصلا چقدر به آن بها داده می‌شود؟
اصلا سینمای مستقل نداریم، سینمایی داریم که کمی دولتی نیست و شخصی است ولی نمی‌توان نام سینمای مستقل را بر روی آن گذاشت. سینمای مستقل یعنی سینمایی که به راحتی و به دور از ممیزی و در حال و هوایی که کارگردان می‌خواهد بتواند حرفش را بزند. سینمای مستقلی که اغلب ما درباره آن صحبت می‌کنیم و البته در نام، نمونه‌برداری از آثار خارجی است، فکر می‌کنم مستقل نیست و زمانی می‌تواند مستقل باشد که بتواند حرفش را به شکلی که دوست دارد بزند و سینمایی که به عنوان سینمای مستقل امروز در ایران از آن نام برده می‌شود، این‌طور نیست و درگیر ممیزی‌های دولتی و نگرانی‌هایی از این دست است. برای همین این سینما مستقل نیست و بیشتر عنوان سینمای تجربی را می‌توان بر آن گذاشت.

دربست

یعنی سینمای تجربی داریم که می‌خواهد مستقل کار کند؟
بله می‌خواهد و البته سینمای حرفه‌ای داریم که آن هم می‌خواهد کار سینمایی در همین شرایط انجام دهد.

البته در همین شرایط پای صحبت تهیه کننده‌ها که می‌نشینیم می‌بینیم در برخی موارد سینما به سمتی می‌رود که تهیه‌کننده‌ها فیلم‌هایی با بودجه کم را تهیه می‌کنند و خیلی روی میزان فروش آن حساس نیستند و تنها می‌خواهند فیلم ساخته شود و چرخه فیلم‌سازی اتفاق بیافتد. در این شرایط مخاطب کجاست و چقدر به سلیقه او توجه می‌شود؟
مخاطب سرجای خودش است و کسی به او کاری ندارد. مخاطب دلش می‌خواهد فیلم واقعی ببیند. وقتی نمی‌تواند فیلم واقعی ببیند همه چیز برمی‌گردد به سیاست گذاری‌ها اشتباه و ممیزی‌هایی که اتفاق می‌افتد. مخاطب می‌خواهد فیلم خوب ببیند و برای او فرقی نمی‌کند چقدر در یک فیلم خرج شده، چیزی که برای او مهم است، حرفی است که یک فیلم می‌زند، چگونگی به تصویر کشیدن حرف فیلم است. بنابراین رد شدن فیلم از نگاه مخاطب از منشاهای دیگری آب می‌خورد و این طور نیست که بگوییم چون فیلمی بودجه بالایی دارد یا بودجه کمی دارد تاثیری در جذب یا دفع مخاطب دارد. البته هزینه کردن به هر حال تاثیراتی برای جذب ابتدایی مخاطب دارد اما چیزی که در نهایت اهمیت پیدا می‌کند حرف فیلم است که باعث می‌شود بیننده از فیلمی تعریف کند و یا از فیلمی بد بگوید. من این را شامل هزینه‌اش نمی‌دانم، شامل نگاه هنرمندانه‌ فیلم در وهله اول از ایده و فیلم‌نامه تا ساخت و اجرا می‌دانم.

ولی امروزه می‌بینیم که ویترین در سینما مهم شده و سرمایه‌گذاری بیشتر باعث حضور ستاره‌های شناخته شده‌تر می‌شود و خیلی‌ها این را نکته مهمی در فروش فیلم می‌دانند؟
درست است، همان‌طور که در سینمای جهان هم این موضوع صدق می‌کند. اما فکر می‌کنم چیزی که باعث می‌شود کاری دیده نشود یا با عنوان بد از آن نام برده شود، این است که به فیلم‌ساز و نویسنده اجازه داده شود حرف و برداشت خودشان را از یک موضوع بزنند، وقتی این طور نباشد، به عقیده من بیشتر به سینمای ما لطمه وارد می‌شود تا اینکه با هزینه زیاد بشود فیلم خوبی ساخت. در هالیوود هم گاهی فیلم‌هایی با هزینه‌های چند میلیاردی ساخته می‌شود که مورد توجه قرار نمی‌گیرد و در مقابل گاهی  فیلم‌های خیلی کم هزینه‌ای هم ساخته می‌شود که هم مورد توجه مخاطبان و هم منتقدین قرار می‌گیرد. بنابراین بودجه خیلی مهم نیست و حرفی که می‌زنند مهم‌تر است.

رد شدن فیلم از نگاه مخاطب از منشاهای دیگری آب می‌خورد و این طور نیست که بگوییم چون فیلمی بودجه بالایی دارد یا بودجه کمی دارد تاثیری در جذب یا دفع مخاطب دارد. البته هزینه کردن به هر حال تاثیراتی برای جذب ابتدایی مخاطب دارد اما چیزی که در نهایت اهمیت پیدا می‌کند حرف فیلم است

شما در ابتدای صحبت‌های‌تان گفتید که باید به جوان‌ها بها بدهیم، فکر می‌کنید گروه «هنروتجربه» که از زمان راه‌اندازی به پتانسیل جوان‌ترها توجه زیادی داشته، تا اینجای کار چطور پیش آمده است؟
اصلا فرصت نکردم فعالیت‌های «هنروتجربه» را دنبال کنم، اما این خوب است که جوان‌‌ها فرصت داشته باشند که ساخته‌های‌شان را به نمایش بگذارند و کمک خوبی است. ولی فکر می‌کنم سینمای تجربی، مستند و انیمیشنی که داریم و بیشتر هم جوان‌ها در آن فعالیت می‌کنند، احتیاج به حمایت بیشتر دارند. چون ما سینمای مشخصا دولتی یا تحت نظارت دولت داریم، به همین دلیل اینکه من و دیگر کسانی که در سینما هستیم، در فیلم‌های جوان‌ترها حضور پیدا کنیم و بخواهیم حمایتی داشته باشیم، به خودی خود راه به جایی نمی‌برد، در نهایت تنها اثری ساخته می‌شود و با اکران خوب یا بد هم دیده می‌شود. اما بعد چه؟ احتیاج به برنامه‌ریزی دقیق و نگاه درازمدت‌تری نسبت به مسائل وجود دارد و وقتی از طرف دولت نظارت صورت می‌گیرد باید از طرف دولت هم حمایت شود. چون به هر حال ما همکارها در کنار هم هستیم و کمک می‌کنیم. البته این موضوع تنها در رشته سینما نیست و در رشته‌های دیگر هم به یکدیگر کمک می‌کنیم ولی تا کجا می‌توانیم پیش برویم و تا کجا می‌توانیم حرف‌مان را به گوش مخاطب برسانیم.

الان هنروتجربه می‌توان مکانی برای حمایتی باشد که به آن اشاره دارید؟
بله می‌تواند باشد. امیدوارم مدیریت آن به درستی صورت بگیرد و چون نمی‌دانم چطور مدیریت می‌شود نمی‌توانم خیلی دقیق بگویم ولی تا جایی‌که می‌دانم برای مثال درباره فیلم «دربست» مشکلی وجود داشت مبنی بر اینکه در سانس‌هایی که قرار بوده در سینما نمایش داده شود، فیلم‌های دیگر را جایگزین کرده بودند و این اتفاق باعث ناراحتی شده‌بود. پس اگر قرار است کار فرهنگی انجام دهیم واقعا کار فرهنگی باشد.

البته هنروتجربه هم برای این‌که پا بگیرد و ریشه‌ بدواند، نیاز به زمان بیشتری دارد؟
بله وقتی گیاهی خیلی ضعیف و نورَس است، مطمئنا نیاز به حمایت دارد مخصوصا اگر در شرایط آب و هوایی و باد و توفان و خورشید سوزان باشد.