ماهنامه هنروتجربه – شادی حاجی‌مشهدی: وقتی صحبت از فجایع انسانی مثل جنگ، کشتار، تجاوز و غارت به میان می‌آید فارغ از ابعاد تلخ انسانی و پیامدهای ناگوار اجتماعی و جغرافیایی که برای مردمان آن قوم و اقلیم رخ داده است، مخرب‌ترین پیامد‌ها تنها خسارات مادی و جسمی را شامل نمی‌شوند، بلکه آزردگی‌های دیگری که برآمده از بحران‌های عاطفی و روحی هستند، زخم عمیق این فجایع را دردناک‌تر و گاه درمان‌ناپذیر می‌سازد.

بحران هویت، بی‌خانمانی و تنهایی، سرنوشت شوم اغلب بازماندگان فجایع عمومی جوامع انسانی است؛ سرنوشت محتومی که سایه سنگین و تاریک خود را از بمباران شیمیایی مردم بی‌دفاع حلبچه در ۱۶مارچ ۱۹۸۸ (۲۵اسفند ۱۳۶۶) تاکنون بر سر بازماندگانش انداخته است.

دستمایه فیلم مستند مهدی قربان‌پور، «زمناکو»، تلاش برای بازیابی هویت ازدست‌رفته طفلی است که در چهل‌روزگی از آغوش مادرش در جریان بمباران شیمیایی حلبچه جدا شده و خانواده‌اش را گم کرده است. قربان‌پور آگاهانه سراغ سوژه‌ای زنده و واقعی می‌رود؛ این فیلم ذاتا حاوی درامی جذاب است و در بافت خود ریتم پرکششی را برای پاسخ دادن به پرسش‌های مخاطبش دنبال می‌کند.

فیلمساز می‌داند واکاوی در زندگی «علی» – کودکی که با خوش‌اقبالی در دامان مادری آبادانی الاصل و در شهر مشهد پرورش یافته است، فردی که بیست‌ودو سال بعد مادر حقیقی خود را در اقلیمی دیگر و با زبانی ناآشنا بازمی‌شناسد – زحمت دوچندانی را می‌طلبد. پژوهش و ملاقات با خانواده و مردمی که هویتی غیرایرانی دارند به همراه چالشی که علی در مواجهه با مردم و فرهنگی که هرگز فرصت شناختن آن‌ها را نداشته و صبوری برای یافتن پاسخ این پرسش که او چگونه از آغوش مادر ناپدید شده است، حس متضاد رنج‌آوری را برای مخاطب پدیدمی‌آورد که درعین‌حال برای حل معمای هویت، تا پایان او را‌‌ رها نمی‌سازد.

قصه، مستندوار روایت می‌شود و حتی تصاویر آرشیوی و پلان‌های بازسازی‌شده در فیلم که برخی شاید پس از شکل‌گیری راف کات‌های اولیه و در روند پژوهشی در فیلم گنجانده شده‌اند، آن‌قدر با جنس تصاویر و کلیت فضای فیلم همخوانی دارند که ابدا خدشه‌ای به آن واردنمی‌کنند. هویت بخشیدن به اتفاقات و حوادث فیلم به همراه معرفی آدم‌های دیگر، در همراه شدن با نریشن گوینده‌ای که صدایی مشابه کاراکتر اصلی فیلم دارد، از نقاط قوت فیلم است.

کارگردان آگاهانه در ثبت هر کنش و واکنشی که به لحظه‌های فیلم کمکی کرده است، می‌کوشد و گویی پیش از رخ دادن حوادث در انتظار ضبط و ثبت آن لحظه است (اشاره می‌کنم به ری اکشن‌های «علی» در مواجهه با حضور اولیه خانواده‌های مدعی کرد و ابراز احساسات آنان در برنامه مستند تلویزیونی یا لحظات فصل مواجهه و گپ و گفت با مادر حقیقی‌اش و…)

تصاویری که با تنوع جغرافیایی بین شهرهای تهران و مشهد در ایران و سلیمانیه و کردستان در عراق با توجه به تفاوت‌های اقلیمی و فرهنگی می‌کوشند تا روند بازیابی هویت علی را که نزدیک به سه دهه از دوری او از وطن می گذرد، بازخوانی کنند کار تولید را دشوار و زمان‌بر می‌سازند. این تنوع و حرکت در حفظ ریتم و کشش فیلم مؤثر است و ذخیره و ثبت تصاویر بی‌شماری که در این جست‌و‌جو ممکن است به کار هم نیایند، درک و توجه ویژه تهیه‌کننده‌ای آگاه همچون محمد شکیبانیا را می‌طلبد.

موسیقی «زمناکو» ساخته مجید پوستی، اندک ولی تأثیرگذار است. تدوین فیلم که بهتر بود با روند زمانی اتفاقات فیلم مطابقت می‌داشت، دستخوش پستی‌وبلندی‌هایی همچون همسان‌سازی فضا‌ها و چهره‌ها و جای گذاری مناسب فیلم‌ها و تصاویر آرشیوی شده است؛ چراکه به دلیل ساخته‌شدن فیلم دوسال بعد از آگاهی علی از هویت و خانواده واقعی‌اش و سفر کارگردان و عوامل به کردستان عراق و آشنایی با زمناکو که نام علی را ۲۲سال در ایران، به عاریه گرفته بود، تدوین فیلم به شکلی است که در روایت داستان، ریتم دراماتیک قصه را تا پایان جذاب نگاه داشته و انسجام آن را خدشه‌دار نمی‌سازد.

سکانس مواجهه علی با خانواده و مادر واقعی‌اش در برنامه زنده تلویزیون کرد، اشک هر بیننده‌ای را از چشمانش جاری می‌سازد و تعلیق ناشی از عدم آگاهی از نتایج آزمایش دی ان ای بر القاء این حس می‌افزاید. علی، کودک خوش‌اقبال دیروز که شانس این را داشته است تا زمناکو را بازیابد، با ریشه‌هایی از ایران و علاقه قلبی به مادری که او را در دستان پرمهرش پرورش داده است، برای شناخت هویتی که به جبر جنگ از او دریغ شده بود، قدم در راهی تازه می‌گذارد؛ راهی که این بار در آن تنها نیست.

به‌یادماندنی‌ترین بخش فیلم، فصل پایانی آن است، آنجا که درد و رنجی نهان با چاشنی امید ذهن مخاطب را تحریک می‌کند؛ نمایی از بازی زمناکو با کودکان پناه جوی آواره – از جنگی تازه – که دردی دیرینه را دوباره و هنوز روایت می‌کنند با لبخندهای معصومانه شان درحالی‌که به‌سوی دوربین می‌دوند و درپس امید به فردایی بهتر، بر هر ذهن بیداری تازیانه می‌زنند.

نمایش فیلم مستند داستانی «زمناکو» در بخش سینمای هنر و تجربه، اتفاق مبارک و خوشایندی است، چراکه به فیلم‌هایی که این‌چنین پرزحمت ساخته می‌شوند و کمتر به سینمای بدنه وابستگی دارند، مجال نمایش و چه‌بسا امکان جذب مخاطب و اقبال عمومی می‌دهد. سینمای هنر و تجربه می‌تواند مأمنی برای فیلمسازانی باشد که از تجربه کردن هراسی ندارند و برای افزودن به وزنه فرهنگ و سینمای ایران در تلاشند.

نسخه pdf شماره بیست‌وپنجم ماهنامه هنروتجربه