هنروتجربه: استیون اسپیلبرگ کارگردان مشهور سینما در دیداری با فارغ‌التحصیلان دانشگاه هاروارد از تجربیاتش گفت.

به گزارش مووی نیوز، استیون اسپیلبرگ در دیداری که از کمبریج ماساچوست داشت  در جمع فارغ‌التحصیلان سال ۲۰۱۶ هاروراد حضور یافت. گرچه این کارگردان تحصیلاتش را رها کرد تا کاری رویایی را در استودیو یونیورسال به دست آورد، اما بعدا وارد دانشگاه کال استیت شد و از همین دانشگاه فارغ التحصیل شد.  او می‌گوید:« من به سمت بچه‌هایم بازگشته‌ام. پدر هفت فرزند هستم و همیشه بر اهمیت رفتن به دانشگاه تاکید کرده‌ام اما خودم این راه را کامل نرفتم».

ظاهرا اسپیلبرگ هنوز می‌تواند با یک جفت کفش ورزشی با کت و شلوار حس بودن در کلاس درس را حفظ کند.

او در این نشست گفت:« آنچه شما تصمیم می‌گیرید در آینده انجام دهید کاری است که ما در فیلم از آن به عنوان “لحظه تعریف شخصیت” یاد می‌کنیم. شما با این لحظات خیلی آشنا هستید، درست مثل آخرین “جنگ ستارگان” وقتی ری می‌فهمد نیرو با اوست یا “ایندیانا جونز” که ماموریت را با وجود ترسی که دارد می‌پذیرد و وسط مارها می‌پرد. در یک فیلم دو ساعته ما با تعداد انگشت شماری از شخصیت‌ها لحظات را تعریف می‌کنیم اما در زندگی واقعی شما هر روز با این مسایل چهره به چهره می‌شوید. زندگی یک رشته طولانی از شخصیت‌هایی است که زمان را می‌سازند».

وی افزود:«رسانه‌های اجتماعی که ما آنها را ابداع ‌کرده‌‌ایم درباره اینجا و حالا است. اما من بارها و بارها در درون خانواده خودم جنگیده‌ام تا به بچه‌هایم یاد بدهم پشت سرشان را نگاه کنند و ببینند واقعا چه اتفاقی افتاده است زیرا درک این که آن‌ها چه کسی هستند به معنی درک این است که ما چه کسی بوده‌ایم و پدربزرگ و مادربزرگشان چه کسانی بوده‌اند و این کشور وقتی آنها به اینجا مهاجرت کردند چه بود. ما ملت مهاجران هستیم».

اسپیلبرگ با شوخی ادامه داده است : «حداقل تا حالا که این گونه بوده است. برای من این به این معنی است که هر کدام‌مان باید قصه خودمان را روایت کنیم. ما داستان‌های زیادی داریم که بگوییم. با والدین‌تان صحبت کنید با پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌هایتان اگر می‌توانید صحبت کنید ، از آنها داستان‌هایشان را بپرسید. من قول می دهم، همان‌طور که به فرزندان خودم قول دادم که هرگز خسته نخواهید شد. به همین دلیل است که من اغلب فیلم‌هایم را برمبنای داستان‌های واقعی می‌سازم. من به تاریخ به عنوان یک امر آموزشی نگاه نمی‌کنم چون تاریخ یک پاداش و یک هدیه است. من به تاریخ نگاه می‌کنم زیرا پر از داستان‌های بزرگ است حتی اگر بارها گفته شده باشد. قهرمانان و ضدقهرمانان ساخته‌های ادبی نیستند، آنها در قلب تاریخ جای دارند».

وی در پایان عنوان داشته است:« تا دهه ۱۹۸۰ بیشتر فیلم‌های من غالبا خیالبافانه خوانده می شدند. من هیچ‌کدام از این فیلم‌ها را رد نمی‌کنم . حتی یکی از آن ها را. هر یک از این فیلم‌های دوره اولیه فیلم‌سازی من مبتنی بر ارزش‌هایی ساخته شدند که عمیقا به آنها احترام می‌گذاشتم. هنوز هم همین‌طور است، اما من در سلولویید گیر افتاده بودم چون تحصیلاتم را ناتمام گذاشته بودم. دیدگاه من محدود به چیزی شده بود که می‌توانستم در ذهنم تصور کنم، نه آنچه جهان می‌توانست به من آموزش دهد، اما بعد «رنگ بنفش» را کارگردانی کردم و این فیلم چشم مرا به تجربیاتی که پیش از آن هرگز نداشتم گشود. این فیلم پر از رنج‌های عمیق و باورها و اعتمادهای عمیق‌تر بود و به من نشان داد مردم زیادی نیاز دارند چنین شخصیت‌هایی را ببینند و تجربیات و اعتمادهای آن‌ها را لمس کنند. وقتی این فیلم را می‌ساختم فهمیدم یک فیلم می‌تواند یک ماموریت باشد. امیدوارم همه شما حس ماموریت را درک کنید».

برچسب‌ها: