هنروتجربه: روزنامه هنرمند در صفحه سینمای روز دوشنبه (۱۷ خرداد) یادداشتی به قلم حسام حاجی‌پور درباره فیلم «پسرانی با گوش‌های شکسته» به کارگردانی نیما شایقی که در گروه هنروتجربه در حال اکران است، منتشر کرده‌است که متن کامل آن‌را می‌خوانید.

«به دلیل نبودن فضایی برای اکران فیلم‌های سینمایی مستند در نگاه عموم مخاطبان، مستند اغلب در قالب مستندهای تلویزیونی تعریف می‌شود؛ مستندهایی که نقش داستان و خط روایی کمرنگی در آن‌ها دیده می‌شود و بیشتر مدت زمان آن‌ها به مصاحبه و گفته‌های شخصیت‌ها اختصاص پیدا می‌کرد. این وضعیت، در بین مستندهای تلویزیونی ورزشی بیشتر به چشم می‌خورد که در نهایت هم از روایت شخصی یک ورزشکار از مراحل زندگی حرفه‌ای و شخصی‌اش فراتر نمی‌رفت. در تجربه‌های سینمایی هم در بین فیلم‌هایی که تا امروز فرصت اکران شدن پیدا کرده‌اند، مستند «من ناصر حجازی هستم» با درونمایه ورزشی بوده که آن هم در دسته‌بندی مستندهای زندگی‌نامه‌ای قرار می‌گیرد. اما دومین مستند با مضمون ورزشی که به کارنامه اکران گروه هنروتجربه اضافه شده، وضعیت دیگری دارد.
«پسرانی با گوش‌های شکسته»داستان تلاش‌های چند کشتی‌گیر نوجوان را به تصویر می‌کشد که برای مسابقات کشتی جهانی آماده می‌شوند. اگر این مستند را در دسته‌بندی مستندهای ورزشی قرار دهیم، نکته مهمی که باعث تمایز آن از دیگر فیلم‌های این گروه می‌شود، روایت داستانی و شخصیت‌پردازی حساب شده آن است. «پسرانی با گوش‌های شکسته»صرفا زندگی روزمره کشتی‌گیران نوجوان را دنبال نمی‌کند و گزارشی ورزشی از مسابقات آن‌ها ارائه نمی‌دهد؛ نیما شایقی در اولین تجربه مستندسازی‌اش کاملا بر اساس الگوهای فیلم‌نامه‌نویسی در سینمای داستانی حرکت کرده. او در ابتدا، در بین تصاویر زندگی ورزشی روزانه کشتی‌گیرهای داستانش، اطلاعاتی را از زندگی شخصی شخصیت‌های اصلی داستان می‌گنجاند. این مستند به جز چند صحنه کوتاه تک‌گویی شخصیت‌ها و مربی‌هایشان، به جای استفاده از این شیوه مرسوم، به صورت موازی به شهرهای محل زندگی شخصیت‌های اصلی و خانواده‌هایش رفته تا با آکسان‌گذاری بر روی لحظه‌های درست، پیش‌زمینه‌ای کافی برای شکل‌گیری اولیه ساختار شخصیت‌هایش ارائه دهد. آن‌ها هر کدام با امیدها و تردیدهایی روبه‌رو هستند که جهان‌شان را در موقعیت پراضطراب نزدیک به مسابقات جهانی و آینده نامعلوم زندگی شخصی و حرفه‌ای‌شان شکل می‌دهد. وضعیت اقتصادی متوسط و رو به پایین خانواده‌های‌شان، مربیانی که در میان‌سالی به کار روزنامه‌فروشی روی آورده و پدر و مادرش هزینه زندگی او را پرداخت می‌کنند و خیلی نشانه‌های دیگر که در اطراف نوجوان‌های اصلی قصه «پسرانی با شکسته» وجود دارد، آن‌ها را در برزخی بین بیم و امید داشتن برای آینده قرار می‌دهد که بالاخره باید تصمیم بگیرند یا کشتی را ادامه دهند یا پا پس بکشند و مسیر دیگری را دنبال کنند. با این‌که فیلم لحظات dreadlock rasta زیادی از زمان بیدار شدن آن‌ها تا کارهای روزانه و تمرین کردن تک‌تک شخصیت‌های اصلی داستان را دنبال می‌کند، اما نیما شایقی با هوشمندی به روایتی ساده از گذران زندگی آن‌ها اکتفا نکرده و مسیری حساب شده و سه پرده‌ای از زندگی هریک از نوجوان‌های فیلم را به تصویر کشیده است. بخش اول فیلم به معرفی و شکل‌گیری شخصیت‌ها می‌پردازد، در بخش دوم حالا نوبت به دست و پنجه نرم کردن آن‌ها با تردیدها و انتخاب‌های‌شان است، و در بخش پایانی هم باید در رویارویی نهایی با حریف‌ها و انتخابی که کرده‌اند، حاضر شوند.
موسیقی متن فیلم هم نقش پررنگی در فضاسازی موقعیت زندگی شخصیت‌های اصلی داستان دارد. «پسرانی با گوش‌های شکسته» برای جلوگیری از بیشتر فرو رفتن در فضای ورزش کشتی و انتخاب موسیقی ایرانی و زورخانه‌ای، به سراغ موسیقی غیر ایرانی رفته که کی‌رون مگوایر آهنگ‌ساز فیلم، به بهترین شکل و با ایجاد فضاسازی‌های تاثیرگذار، موسیقی متنی همراه با لحظات شخصیت‌های اصلی فیلم خلق کرده است .فیلم با اینکه از ریتم خوبی برخوردار است، اما در بخش پایانی پرده میانی‌اش، یعنی موقعیت‌هایی که شخصیت‌ها همراه با تردیدهایشان مشغول آماده‌سازی برای مسابقات هستند، به خاطر توقف طولانی روی این بخش، کمی از ریتم منسجم‌اش فاصله می‌گیرد، اما بلافاصله با آغاز پرده پایانی داستان و شروع مسابقات، لحظات نفس‌گیر رویارویی و شکست و پیروزی‌های نوجوانان «پسرانی با گوش‌های شکسته» شروع می‌شود که جذاب‌ترین پرده فیلم را رقم می‌زند. در بخش مسابقات، هیچ قاب گزارشی تلویزیونی از مسابقه‌ها دیده نمی‌شود. حتی در قسمت‌هایی در لحظات جریان داشتن مسابقات، به واکنش‌های مربی‌ها بیشتر از خود مسابقه پرداخته می‌شود. برگ برنده این بخش از فیلم این است که در آن همهمه ورزشگاه، که هر ورزشکاری در گوشه‌ای مشغول آماده‌سازی یا در حال مسابقه دادن است، به سراغ واکنش‌های شخصیت‌هایش در بیرون گود و لحظات تنهایی‌شان می‌رود. تصاویر و تجربه‌هایی که در هیچ پخش مسابقه کشتی از شبکه‌های تلویزیونی دست یافتنی نیست، در اینجا در مرکز روایت اصلی این بخش از فیلم قرار می‌گیرد. هرچه که از مدت زمان این مستند می‌گذرد، فیلم بیشتر از پوسته ظاهری‌اش فاصله می‌گیرد و از مرز موضوعی به نام ورزش فراتر می‌رود. پسران قصه «پسرانی با گوش‌های شکسته» با این‌که دغدغه ورزش کشتی را دارند، ولی بیم‌ها و امیدهایشان، در قالبی فراتر از ورزش معنا پیدا می‌کند و به باورها و ایمان داشتن‌شان به ادامه مسیر زندگی‌شان می‌رسد که حتی اگر ورزش کشتی و مقوله ورزش را هم از داستان آن‌ها حذف کنیم، باز هم قصه و مسیری قابل لمس و تماشایی برای تعریف کردن دارد.»