هنروتجربه – سوگند نیازمند: «بن‌بست» فیلمی به کارگردانی آرمان خوانساریان است که در دوره جدید فیلم‌های کوتاه گروه هنروتجربه اکران خود را آغاز کرده‌است. خوانساریان در فیلمش ارزش‌های شخصی  را به تصویر کشیده است و به گفته خودش «بن بست حاصلِ دوره‌ای‌است که نوستالژی‌هایم خنده‌دار جلوه می‌کرد…» او در گفت‌وگو با سایت هنروتجربه پیرامون ایده فیلم‌نامه خود توضیح می‌دهد: «بن‌بست به تصویر کشیدن چیزهایی است که برایمان بسیار ارزشمند است و ممکن است در نظر دیگران عجیب و یا جالب جلوه کند. وقتی این ارزش‌ها را نمی‌توان به دیگران فهماند و برای دیگران خنده‌دار جلوه می‌کند، پررنگ‌تر می‌شود. حقیقتا قصه بن‌بست برایم از مواجهه با یک زندگی واقعی می‌آید. زمانی که به آموزشگاه رانندگی می‌رفتم، پسر چاقی را می‌شناختم که با وضع مالی نسبتا خوبی که داشت همیشه با یک ماشین رنو می‌آمد. حتی به سختی در ماشین جای می‌گرفت. یک روز از او پرسیدم چرا با ماشین دیگری نمی‌آیی و او جواب داد چون ماشینم «یادگار داداشی» است. در آن لحظه تمام موقعیت‌های خنده‌داری که برایم پیش آمده بود شکست و به فکر دراماتیک کردن این قصه افتادم.»

او که از دانش اموختگان کارگاه‌های آموزشی عباس کیارستمی است، در ادامه درباره تاثیر حضورش در این کلاس‌ها و ساخت «بن‌بست» می‌گوید: «زمانی که شاگرد آقای کیارستمی بودم باید در هر جلسه یک طرحی را آماده داشتیم. من تصمیم گرفتم همین قصه را به عنوان طرح مطرح کنم. بعد از آن جلسه زمانی که داشتم از پارکینگ خارج می‌شدم، آقای کیارستمی مرا دید و گفت فیلم‌نامه را چه زمانی می‌نویسی؟ این سوال از جانب ایشان بیشتر مرا تشویق کرد تا هرچه زودتر شروع به نگارش فیلم‌نامه بن‌بست کنم. بعد از پایان نگارش آقای کیارستمی فیلم‌نامه را خواند و تایید کرد. طبق محاسبه‌ای که کردم فیلم ۴۰ دقیقه می‌شد و در آن زمان پولی برای ساختش نداشتم. با امیرحسین کرمی که در کلاس‌های آقای کیارستمی آشنا شده بودم، صحبت کردم و چون ایده را دوست داشت به عنوان تهیه‌کننده در کنار من قرار گرفت و بالاخره بن‌بست ساخته شد. البته آقای کیارستمی از فیلم‌برداری بخشی از فیلم که مواجهه عکاس با کاوه است، راضی نبودند به همین خاطر آن سکانس را برای بار دوم فیلم‌برداری کردیم.»

این کارگردان جوان بازخورد مخاطبین بعد از تماشای فیلم را هم خوب توصیف می‌کند:«اولین بار فیلم را در یازدهمین جشنواره نهال با مخاطبان دیدم و آن زمان سالن فارابی پر شده بود. همه لحظه به لحظه می‌خندیدند و برای من و همه عوامل خیلی تعجب‌برانگیز بود. برخی برای سانس دوم آمدند تا فیلم را دوباره ببینند. در اکران گروه هنروتجربه هم بسیار نمایش خوبی داشتیم و چون اولین تجربه اکران من بود بسیار راضی بودم. البته در جایی که مخاطب بلیت می‌خرد و برای تماشا فیلم می‌آید به طور مسلم یک گاردی هم دارد اما چنین مخاطبانی شسته رفته‌تر هستند. زمانی که فیلم را برای اکران به گروه هنروتجربه دادم هیچ امیدی به اکران آن نداشتم و فکر می‌کردم یک واسطه باید برای اکران فیلم‌هایم داشته باشم اما با اکران شدن بن‌بست متوجه شدم هنروتجربه تنها جایی است که به جوانان فیلم‌ساز بها می‌دهد.»

انتقال اکران فیلم‌های کوتاه به خانه هنرمندان، سبب ایجاد پاتوقی برای مخاطبان چنین فیلم‌هایی شده که به نظر من این فوق‌العاده و یکی از درست‌ترین اصول اکران فیلم کوتاه است

در ادامه این گفت‌وگو خوانساریان به فعالیت‌های اخیر خود نیز اشاره می‌کند:«بعد از ساخت فیلم نیمه‌بلند «سبز کله غازی» که جایزه نهال را در بخش بهترین فیلم از نگاه تماشاگران و همچنین جایزه جشن تصویر سال را گرفت، به سراغ نگارش فیلم‌نامه اولین فیلم بلند سینمایی‌ام رفتم. تهیه‌کننده این فیلم ایرانی نیست و به محض فراهم شدن شرایط آن را کلید می‌زنم. نام موقت فیلم «خداحافظی پرتقال» است که البته ممکن است تغییر کند.»

او البته تاکید می‌کند:«هیچ‌وقت ساخت فیلم کوتاه را پلی برای رسیدن به ساخت فیلم بلند قرار ندادم و همه آن‌چه که تا به حال ساخته‌ام حاصل دلمشغولی‌هایم است و هیچ‌گاه آن‌ها را مشقی برای فیلم بلند سینمایی نکرده‌ام. »

خوانساریان ضمن اشاره به این نکته که همه کارگردانان ایرانی در حال تجربه کردن هستند، خود را فیلم‌ساز تجربه‌گرایی نمی‌داند: «به نظر من همه هنر سینما و فیلم‌سازی تجربه است، حتی فیلم‌سازان بزرگ هم وقتی شروع به ساخت فیلمی می‌کنند در حال تجربه کردن هستند. من هدفم از فیلم‌سازی این است که به آن حس و حالی که مدنظرم است برسم و متقابلا آن را به مخاطب هم منتقل کنم و صرفا مبنا تلاش و خواسته‌ام این نیست که تجربه‌گرا باشم. »

او در بخش دیگری از صحبت‌هایش  ایجاد پاتوقی برای مخاطبان فیلم کوتاه را از اقدام‌های اصولی گروه هنروتجربه عنوان می‌کند:«آمار سالانه تولید فیلم کوتاه  در ایران عجیب است و فکر می‌کنم در کل دنیا ۱۰ کشور هستند که چنین رقمی را سالانه در تولید فیلم کوتاه دارند. این نکته که با این میزان از تولید فیلم کوتاه بالاخره بعد از سال‌ها مانند سینماتک‌های پاریس برای فیلم کوتاه هم اکرانی در نظر گرفته شد، جای تقدیر و تشکر دارد. انتقال اکران فیلم‌های کوتاه به خانه هنرمندان، سبب ایجاد پاتوقی برای مخاطبان چنین فیلم‌هایی شده که به نظر من این فوق‌العاده و یکی از درست‌ترین اصول اکران فیلم کوتاه است. به هرحال این مصاحبه بهانه‌ای است تا از گروه هنر و تجربه تشکر کنم و دست مریزاد بگویم. »

خوانساریان در پایان اضافه می‌کند: «به نظر من مهم‌ترین ویژگی هنروتجربه این است که هم به تولیدات سالانه سینما اضافه کرده و هم تولید برخی فیلم‌ها که برای دروغ گفتن در آن سوی آب‌ها ساخته می‌شد، کمرنگ شده است. من چندان به واژه سیاه‌نمایی اعتقاد ندارم اما برخی از فیلم‌ها آن چیزی که در واقعیت نبودیم را نشان می‌دادند و خب به نظر من این یک نوع دروغگویی است. با حضور گروه هنروتجربه در سینما ایران به نوعی از دروغ گفتن برای خارجی‌ها دور شدیم که این نکته خودش امتیاز بزرگی محسوب می‌شود.»