ماهنامه هنروتجربه – سحر عصرآزاد: «بدون مرز» فیلمی است با قصه‌ای آشنا و در عین حال نمادین در ذم جنگ و مرزبندی‌های جغرافیایی و هر آن‌چه انسان‌ها را با وجود نقاط مشترک به تقابل و تخاصم وامی‌دارد، نه یک اثر منحصربه‌فرد.

فیلم «بدون مرز» به نویسندگی و کارگردانی امیرحسین عسگری، اولین تجربه این فیلم‌ساز جوان محسوب می‌شود که بیان‌گر نگاه ضدجنگ و دغدغه‌مندی اصیل او نسبت به مفاهیم انسانی و فرامرزی است که نه تاریخ مصرف دارند، نه محدود به جغرافیا و محدوده‌ای خاص می‌شوند. به همین دلیل اصالت دارند.

«بدون مرز» قصه پسرکی است که در یک کشتی به‌گل‌نشسته در نقطه مرزی خانه کرده و آداب روزانه خاصی برای زندگی دارد. اما ورود چند مهمان ناخوانده این تنهایی و آرامش را برهم می‌ریزد. یک سرباز آمریکایی، یک دختربچه و یک نوزاد، تازه‌واردانی هستند که به حریم امن پسرک وارد می‌شوند و آن‌چه از حضور این جمع در کنار هم شکل می‌گیرد، تعبیری جدید از خانواده، هم‌جواری و امنیت است.

با توجه به این‌که فیلم از یک الگوی آشنا برای روایت قصه‌ای ضدجنگ و انسانی بهره می‌برد، به‌طبع روندی مشخص و قابل پیش‌بینی دارد. به همین دلیل نقطه قوت آن نه لزوما روایت قصه‌ای تکراری و نمادین، بلکه امکانی است که این بستر برای بروز مهارت‌های اجرایی، کارگردانی و دغدغه‌مندی‌های بدون تاریخ مصرف فیلم‌ساز فراهم کرده است.

این الگوی آشنا که بر مبنای هم‌جواری اجباری انسان‌هایی با نیازهای دراماتیک متضاد شکل گرفته، این‌بار نمایندگانی از سه جغرافیا، سه قومیت و سه زبان مختلف را در رده‌های سنی متفاوت کنار هم قرار داده تا ابعاد نمادین فیلم بسط پیدا کند. به این ترتیب، در فیلم شاهد شکل گرفتن یک جمع خانواده نمادین هستیم که هرچند زبان مشترک به مفهوم رایج آن را ندارند، اما کلام مشترک آن‌ها همان مفاهیم اصیل انسانی است که روابط‌شان را در این «نقطه صفر» پیش می‌برد.

به همین دلیل است که می‌توان از این موقعیت چیده‌شده نمادین، به‌عنوان موقعیتی آخرالزمانی یا «نقطه صفر» یاد کرد که انسان‌ها را ورای تضادهای آشکار به واسطه مشترکات ذاتی نهان به یکدیگر پیوند می‌زند.

به این ترتیب، وقتی قصه بر مسیری مشخص حرکت می‌کند، آن‌چه اهمیت پیدا می‌کند، وجه انسانی ذاتی آدم‌هاست که ورای تضادها و مرزبندی‌ها آن‌ها را به هم نزدیک می‌کند و درنهایت نقد اصلی معطوف می‌شود به جنگ و تفکرات جنگ‌افروزانه از هر جنس و طیف و با هر انگیزه‌ای.

از سوی دیگر وقتی محور فیلم یک درام قابل پیش‌بینی است که در طول زمان به اشکال مختلف در فیلم‌های مختلف مورد استفاده قرار گرفته، توجه مخاطب بیش از هر چیز به کیفیت عرض مسیر این درام، وجوه شخصیت‌پردازانه، جزئیات قصه و خرده‌داستان‌های فرعی جلب می‌شود؛ وجوهی که قرار است به نوعی تامین‌کننده جذابیت فیلم در کنار مفاهیم نمادین و دغدغه‌مندی محوری این اثر باشند.

فیلم «بدون مرز» از همین نقطه دچار کاستی و ضعف است، چراکه به جهت دراماتیک جذابیت منحصربه‌فردی برای پی‌گیری مخاطب ندارد و همه چیز بر مسیری قابل انتظار با کیفیتی آشنا پیش می‌رود. درنهایت هم همان سویه نمادین و لایه‌های مفهومی کار است که به‌شدت خودنمایی می‌کند و ذهن مخاطب را درگیر می‌کند، نه قصه‌ای با حداقل تعلیق و غافل‌گیری که منحصربه‌فرد باشد.

به‌خصوص که درام محوری بیش از آن‌که متکی بر دیالوگ و جاری شدن کلام باشد، بر جذابیت‌های بصری استوار است. درواقع فیلم‌ساز تلاش کرده با توجه به اهمیت محدود ماندن در یک لوکیشن واحد که همان کشتی به‌گل‌نشسته است، با میزانسن‌های متنوع و ریتم پویایی که به واسطه تدوین هم وارد کار شده، سکون ذاتی این درام را به فرمی به‌ظاهر پیش‌رونده پیوند بزند. این تمهید به‌تنهایی جواب‌گو نیست، چراکه با فیلمی سروکار داریم که قرار است با کمترین دیالوگ و درام بیرونی، به مواجهه آدم‌هایی که اجبار موقعیت آن‌ها را کنار هم قرار داده، رنگ‌وبویی جدید بدهد، اما درنهایت قاب‌های زیبا، میزانسن‌های هوشمندانه و مفاهیم نمادین نمی‌توانند به‌تنهایی فیلم را پیش ببرند و فقدان یک درام پیش‌رونده و جذاب در کلیت فیلم خودنمایی می‌کند.

به گفته بهتر «بدون مرز» فیلمی است که به تناسب نامش، مفهومی همه‌شمول و اصیل را به واسطه جذابیت‌های بصری بر بستری تکراری پیش می‌برد و اصراری هم به دراماتیزه کردن این مسیر فراتر از الگوهای متداول ندارد. به همین دلیل هم تاثیری که بر مخاطب می‌گذارد، وام‌دار نمونه‌های مشابه قبلی است نه بیشتر، و به شکلی اجتناب‌ناپذیر با آن‌ها قیاس می‌شود. درحالی‌که چه بسا با اندکی تغییر در فرم و ساختار روایی و دراماتیزه کردن این مسیر فراتر از الگوهای موجود، می‌توانست کاستی جذابیت را جبران کند و تبدیل به اثری برآمده از زاویه نگاه خاص فیلم‌سازی جوان در فرم و محتوا باشد. در این صورت می‌توانست تبدیل به خوانشی جدید از یک الگوی آشنا با درامی اصیل و متکی بر مهارت‌های فیلم‌سازی شود، که در هر زمان ارزش دیده شدن را داشته باشد. اما در شکل حاضر تنها می‌تواند در راستای فیلم‌هایی از این دست قرار بگیرد، درحالی‌که منحصربه‌فرد بودن آن به‌سختی قابل تفکیک و تمیز است.

نسخه pdf شماره بیست‌وششم ماهنامه هنروتجربه