هنروتجربه: مزدک میرعابدینی که پیش از این بیش‌تر به عنوان بازیگر شناخته می شد که با کارگردانی فیلم «خواب است پروانه» به سینماهای گروه هنروتجربه آمده است. امروز (۱۴ تیر ۱۳۹۴) روزنامه ایران با او به گفت‌وگو نشسته است که فرازهایی از آن را در زیر می‌خوانید.

* فیلم «خواب است پروانه» حاصل دورانی بود که درگیر مسائل روانشناسی و روانپزشکی بودم. روان انسان برای من مسأله مهم و پدیده سینمایی است و احساس می‌کنم نزدیک‌ترین رشته به هنر، روانشناسی و روانکاوی است و من هم مجذوب آن بودم. اما اینکه چطور این فرم و فضا برای ساخت فیلم شکل گرفت، فکر می‌کنم این نوع روایت و استفاده از پلان‌های طولانی را بستر مناسبی برای مطرح کردن موضوعات روانکاوی می‌دیدم.

*از نظر ارتباطی آدم قوی‌ای نیستم. شاید به این دلیل باشد که پدرم دکترای ارتباطات دارد!و مثل معروف کوزه‌گر از کوزه شکسته آب می‌خورد در رابطه من و پدرم دیده می‌شود. دوستان کمی هم دارم و راحت نمی‌توانم با کسی ارتباط و دوستی برقرار کنم. در برخوردهای اجتماعی خیلی زود دوست دارم از این ارتباط فاصله بگیرم و پناه ببرم به گوشه تنهایی‌ام.

*آدم طنازی نیستم و حالا که پروانه ساخت فیلم «حلزون» را گرفته‌ام به نوعی قرار است تمام تخم مرغ‌ها را در سبد فیلم‌های این چند ساله که نصفه و نیمه مطرحشان کردم قرار بدهم. برای بازیگری فیلم حلزون با پیمان قاسم‌خانی صحبت کرده‌ام و او موافقت اولیه خود را نشان داده است. اگر فارابی سریع‌تر بودجه فیلم را پرداخت کند وارد مرحله پیش تولید می‌شویم.

*حضورم در عرصه بازیگری زیاد نیست. اهل رفتن به دفتر تهیه‌کننده و حرف زدن نیستم. به هر حال برای فعال بودن باید به آب و آتش بزنید و خودتان را تحمیل کنید. گزینه دوم تأمل بیشتر روی نوشتن و تفکر کردن است تا نقش مناسب پیشنهاد شود و من این راه را پذیرفتم. شاید با توجه به خصوصیات فردی‌ام، کارگردان‌هایی مثل امیر ثقفی که مرا می‌شناسند این نوع نقش‌ها را بیشتر به من پیشنهاد می‌دهند. البته دوستان نزدیکم می‌گویند در زمینه طنز هم استعداد خوبی دارم و خیلی از طنز‌پردازان بزرگ دنیا در خلوتشان آدم‌های غمگینی هستند.

* در سینما نفر اصلی و محوری کارگردان است وهمه عوامل از جمله بازیگران زیر نظر کارگردان کار می‌کنند و بنابراین بازیگران بعد ازمدتی دوست دارند در قالب فیلم‌سازی اثر خودشان را بسازند وبه همین دلیل برخی به سمت فیلم‌سازی می‌روند که برخی از آنها هم موفق می‌شوند. البته نمی‌توان نسخه صادر کرد که همه بازیگرها به سمت کارگردانی می‌روند اما من بیشتر از موسیقی و ادبیات، به سینما رسیدم. هرچند ازکودکی کلاس‌های بازیگری را تجربه کردم و در نوجوانی فیلم ساختم اما در خانواده‌ای  فرهنگی رشد کردم. شاید به همین دلیل خیلی به جنبه ظاهری بازیگری توجه نداشتم.