هنروتجربه:  پی‌گیری پرونده پزشکی عباس کیارستمی توسط خانواده‌اش و حواشی پیش آمده  مهم‌ترین خبر سینمایی بود که روزنامه‌ها و خبرگزاری‌های بسیاری چون ایران، آفتاب یزد، جهان صنعت، جوان، بانی‌فیلم، کائنات، روزان، تعادل، مهر، ایسنا، خبرآنلاین و… امروز (۲۶ تیر) به انتشار بازتاب‌های آن پرداخته‌اند.

در ادامه برخی خبرهای منتشر شده در رسانه‌ها که مرتبط با گروه هنر و تجربه هستند را به روال هر روز مرور می‌کنیم.

در خبرگزاری ایسنا میزگردی با عوامل فیلم «ایستاده در غبار» به کارگردانی محمدحسین مهدویان منتشر شده است. محمدحسین مهدویان (کارگردان)، هادی بهروز (فیلم‌بردار)، سجاد پهلوان‌زاده (تدوین‌گر) و هادی حجازی‌فر و ابراهیم امینی (بازیگر) از عوامل حاضر در این میزگرد بودند. در این گفت‌وگو مهدویان به دلبستگی خود پیرامون ساخت فیلم تاریخی اشاره کرد: «این را بگویم که جنگ موضوع تاریخی- حماسی و از مهم‌ترین حماسه‌های تاریخ ما است، چون یک جنگ کاملاً دفاعی بود. معاصربودن آن هم مهم است چون آدم‌هایی که این حماسه را خلق کردند زنده هستند و اطراف ما حضور دارند. ضمن اینکه ماجرا وجه ملی دارد و می‌بینید که در سینمای دنیا وجه حماسی جنگ خیلی مهم است چون روحیه ملی را تقویت می‌کند. از طرفی خودم هم رویکردی فلسفی دارم و آن، مسئله‌ مواجهه‌ با مرگ است. یکی از دغدغه‌های هر کسی که به فکر کردن علاقه دارد، مرگ است. بخصوص در سنین جوانی مواجهه با مرگ خیلی مهیب و ترسناک است. من هم بارها به آن فکر کرده‌ام و این همزمان شده بود با پژوهش‌های من درباره‌ جنگ و برایم جالب بود که چطور عده‌ زیادی از جوانان هم سن و سال من می‌توانند به استقبال مرگ بروند و این موضوع به یک اپیدمی تبدیل شود. علاوه بر این‌ها، اغلب فیلم‌های جنگی جدی در مورد کشمکش انسان با مرگ است و زندگی. من هم به عنوان یک فیلم‌ساز  دوست دارم فیلم جنگی بسازم. در دنیا فیلم‌سازان باتجربه و باسابقه فیلم جنگی می‌سازند چون کار سخت و پرهزینه‌ای است ولی من هم دلم می‌خواهد راجع به جنگ فیلم بسازم و این جنگ، نزدیک‌ترین جنگ به ماست.»

حجازی‌فر نیز درباره حضور خود در فیلم گفت: « مدت‌ها بود که اصلاً دغدغه‌ بازی در کار تصویری نداشتم، اما برای خودم در بازیگری اصولی داشتم و خالی از ایده و طراحی نبودم، اما فکر می‌کردم اتفاقی که من دلم می‌خواهد، پیش نمی‌آید تا اینکه این پیشنهاد مطرح شد و من هم اصلاً فکر نمی‌کردم کار انجام شود، چون هیچ شباهتی به متوسلیان ندارم ولی با این حال برای تست گریم رفتم. یک بار در فیلم «مزرعه پدری» رسول ملاقلی‌پور نقش شهید زری‌باف را بازی ‌کرده بودم و با اینکه تجربه‌ای خوب و همه‌چیز حرفه‌ای بود، اما دیگر کار نکردم تا همین فیلم «ایستاده در غبار». جایی گفته بودم بازیگر اگر در موقعیت قرار گیرد و استرس داشته باشد، بهترین عملکردش را نشان می‌دهد. اینجا هم اصلاَ فرصت نداشتیم و از زمان قرارداد تا فیلم‌برداری کمتر از یک هفته طول کشید.»

بهروز نیز به عنوان فیلم‌بردار فیلم عنوان کرد: «ایده‌ اصلی از تصاویر آرشیوی و مستندات آن دوره می‌آمد که دیده بودیم و سعی کردیم به آن‌ها نزدیک شویم. البته تفاوت‌های زیادی وجود دارد و برای آنکه حضور دوربین احساس نشود، سبک فیلمبرداری هم اهمیت زیادی داشت. همین متریال و دوربین در اختیار دانشجویان سینما هم قرار دارد و شاید جنس تصاویری که می‌گیرند تا حدی شبیه به همین تصاویری باشد که ما گرفتیم، ولی ما در پروسه‌ای که در «آخرین روزهای زمستان» شروع شد و به «ایستاده در غبار» رسید، پی بردیم که از چه لنزهایی استفاده کنیم تا به آن بافت تصویری که می‌خواستیم برسیم و سبک فیلم‌برداری‌مان چطور باشد. در هر دو کار دوربین ۱۶ میلیمتری داشتیم، اما دوربین «ایستاده در غبار» ‌سالم‌تر و لنزی هم که استفاده کردیم مناسب‌تر بود و به دلیل تجربه‌هایی هم که داشتیم می‌دانستیم حرکات دوربین تا چه میزان باید کنترل شود و سبک اجرا چطور باشد که در نهایت با همراهی کارگردان به این سبک رسیدیم. بخش عمده‌ای از باورپذیری فیلم بر روی دوش سبک تصویربرداری و جنس تصویر است. اگر دوربین دیجیتال بود شاید گریم، ‌صحنه‌آرایی و نورها متفاوت دیده می‌شد، اما نگاتیو به خاطر جنس خاص و مخمل‌گونه‌ای که دارد، این‌ها را در خود حل می‌کند و به دلیل استفاده از لنز کهنه، لایه‌ای روی تصاویر ایجاد می‌شود که آن را به فضایی که مد نظر داشتیم نزدیک‌تر می‌کند؛ بنابراین دوربین ۱۶ میلیمتری و لنز کهنه‌ای که استفاده کردیم کمک کرد تا فضای بصری فیلم باورپذیرتر باشد.»

در روزنامه خراسان نیز گفت‌وگویی با هادی حجازی‌فر منتشر شده است. حجازی‌فر در گفت‌وگویش اشاره کرد: « هیچ الگویی برای ایفای این نقش نداشتم و باید آن را از صفر می ساختم. فیلم‌نامه و شخصیت‌پردازی خوب، باعث ارتباطم با این نقش شد. یک حرکت بی‌مورد می‌توانست بازی مرا از حالت مستند نمایی خارج کند و باید تلاش می‌کردم شبیه آدم‌های آن موقع شوم. تخیل مهدویان به عنوان نویسنده و کارگردان، باعث شکل‌گیری این نقش شد. تلاش کردیم شبیه آدم‌های دوست‌داشتنی آن دوران باشیم که در مستندهای روایت فتح دیده‌ایم. ضمن این که  این آدم‌ها نمونه‌های مشابهی نداشتند و ریسکی بود که انجام شد.»

در هنرآنلاین هم نقدی بر فیلم «بدون مرز» به قلم نزهت بادی منتشر شده‌، در بخش از این نقد نوشته شده‏‌است:«فیلم «بدون مرز» ساخته امیرحسین عسگری بر مبنای هم‌جواری اجباری چند شخصیت با تفاوت‌های نژادی و زبانی و مذهبی شکل می‌گیرد که جمع شدن آن‌ها در کشتی متروکی در یک نقطه مرزی این امکان را فراهم می‌آورد که از اختلافات و تضادهایشان راهی به درک و همدلی یکدیگر بیابند و با چنین رویکردی فیلم ما را به این احساس می‌رساند که آنچه میان انسان‌ها فاصله انداخته و آن‌ها را از هم جدا کرده است، تفاوت‌هایشان نیست. بلکه مرزهای خودساخته‌ای است که میان خود و دیگران کشیده‌اند و جهان را به قطب‌بندی دوست و دشمن تبدیل کرده‌اند. کشمکش‌های اولیه میان پسر و دختر نوجوان بر سر تصاحب کشتی امنی است که به خاطر قرار داشتن در مرز دو کشور، هر یک از شخصیت‌ها آن را متعلق به خود می‌دانند و می‌خواهند دیگری را از آنجا بیرون کنند و از آن موطن آرامی برای خود بسازند که در جهان پرآشوب اطرافشان از آن‌ها دریغ شده است و این نحوه برخورد شخصیت‌ها دقیقاً مبتنی بر همان فضای انحصارطلبانه حاکم بر دنیا است که کشورها را رو‌در‌روی هم قرار می‌دهد و به جنگ و خشونت و کشتار وامی‌دارد. پس طبیعی است که در ابتدا شخصیت‌ها به روی هم اسلحه می‌کشند و قلب هم را نشانه می‌گیرند اما بعد می‌بینند آنکه دشمن خود فرض کرده‌اند، بی‌پناه‌تر و درمانده‌تر از خودشان است و همین در کنار هم قرار گرفتن در یک موقعیت ناگزیر مشترک باعث می‌شود که خشونت به مهرورزی میان‌شان تغییر ماهیت بدهد. تمام کوشش فیلم در این جهت است که مخاطب را به این نتیجه برساند که اگر آدم‌ها که روبه‌روی هم می‌ایستند و می‌جنگند، کمی به هم نزدیک‌تر شوند و با هم سخن بگویند، دنیای امن‌تری خواهیم داشت. درواقع شخصیت‌ها که هیچ‌کدام زبان دیگری را بلد نیستند و نمی‌توانند در ظاهر با هم مکالمه‌ای داشته باشند، بر اساس حس تک افتادگی‌شان در جایی که هم به آن‌ها تعلق دارد و هم ندارد، به هم نزدیک می‌شوند و آرام‌آرام رابطه‌شان از مرز زبان و ملیت فراتر می‌رود و درد مشترک‌شان آن‌ها را به هم می‌پیوندد و آن کشتی رهاشده به اتوپیای دست‌نیافتنی تبدیل می‌شود که نوید همزیستی مهربانانه آدم‌ها با وجود همه تفاوت‌ها و اختلافات‌شان را می‌دهد. فیلم‌ساز از لحظه گریستن شخصیت‌ها به عنوان نشانه تکرارشونده‌ای برای برقراری پیوند میان آن‌ها بهره می‌برد. پسرک با شنیدن صدای گریه نوزاد به سمت او کشیده می‌شود و برای اولین بار وقتی به دختر از سر مهر نزدیک می‌شود و با او حرف می‌زند که دخترک در حال گریستن است و جایی ترس و نفرت پسرک از سرباز آمریکایی از بین می‌رود و جای خود را به حس شفقت و همدردی می‌دهد که او را در حال گریه کردن در خلوتش می‌بیند. کاهش دیالوگ‌ها در فیلم به چند جمله کوتاه و تأکید بر سکوت میان شخصیت‌ها باعث می‌شود که ما فقط بر نشانه‌های احساسی و عاطفی که بین آن‌ها ردوبدل می‌شود، تمرکز کنیم و ارتباط انسانی را نه در هم‌زبانی بلکه در همدلی جست‌وجو کنیم…..»

در روزنامه بانی‌فیلم خبری از پیش‌تولید فیلم جدید مزدک میرعابدینی به نام «حلزون» منتشر شده است و به گفته محمد احمدی، تهیه‌کننده، این فیلم تا ۱۵ روز آینده مقابل دوربین می‌رود. در حال حاضر میرعابدینی فیلم «خواب است پروانه» را در گروه هنر و تجربه اکران دارد.

همچنین در روزنامه سایه نیز به معرفی فیلم دونده زمین به کارگردانی کمال تبریزی پرداخته شده است.