هنرو تجربه- احمدرضا معراجی: جلسه نقد و بررسی فیلم «احتمال باران اسیدی» به کارگردانی بهتاش صناعی‌ها عصر دیروز (چهارشنبه ۱۳ خردادماه) در پردیس پرشین مهرشهر برگزار شد.در این نشست پس از نمایش فیلم رکارگردان و مریم مقدم نویسنده فیلم‌نامه و بازیگر فیلم و پوریا ذوالفقاری به عنوان منتقد سوالات حاضرین را پاسخ گفتند.

درابتدای  جلسه بهتاش صناعی‌ها از حضورش در این جلسه ابراز خوشحالی کرد:«خوشحالم که اینجا هستم ولی شاید بهتر بود این جلسه در شهر کرج زودتر برگزار می‌شد و مخاطبان بیشتری نیز از این جلسه استفاده می‌کردند اما متاسفانه به دلیل پاره‌ای از مشکلات جلسه نقد و بررسی دیرتر برگزار شد.»

در ادامه پوریا ذوالفقاری در مورد فیلم و شخصیت‌های آن گفت:« کاراکتر اصلی فیلم که نقش او را شمس لنگرودی ایفا می‌کند در اوایل فیلم و زمانی که در شهر خود در شمال کشور زندگی می‌کند تنها مشکلش بازنشستگی و بیکاری است اما در تهران و پس از برخورد و معاشرت با دو کاراکتر دیگر پی می‌برد که چقدر تنها است و آن دو نفر نیز همانند او کسانی هستند که از تنهایی رنج می‌برند و به نوعی جامعه آنها را پس زده است. بزرگ‌ترین مزیت فیلم «احتمال باران اسیدی» اندازه نگه داشتن در همه زمینه‌ها بود و کارگردان اجازه نداده بود که هیچ جای فیلم از قاعده بیرون بزند. حتی دیالوگ‌های کم و کوتاه در این فیلم به خوبی اثرگذاری خود را دارد.»

او هم‌چنین درباره شخصیت منوچهر و بازی شمس لنگرودی توضیح داد:«: یکی از نکات کاراکتر منوچهر شغل او است، منوچهر یک کارمند بوده و هیجان خاصی در زندگی‌اش نداشته است. در یک دوره‌ای شرایطی را تجربه کرده و دوباره باز خواهد گشت و روال زندگی گذشته خود را ادامه خواهد داد. این شخصیت یک طنز خیلی ظریف دارد که در لحن فیلم‌نامه موجود است و شمس لنگرودی توانسته آن را به خوبی ایفا کند و طنز شخصیت منوچهر در فیلم خیلی راهگشا بود.

ذوالفقاری ضمن بیان این‌که فیلم‌های شبه روشنفکری بسیار مبهم هستند اما این فیلم توانسته به خوبی با مخاطب ارتباط برقرار کند، گفت: «در مورد کاراکتر اصلی فیلم می‌توان گفت هر کس فیلم را می‌بیند می‌فهمد که منوچهر دیگر آن منوچهر اول فیلم نیست و مخاطب می‌تواند در مورد زندگی که او پیش رو دارد یک نتیجه‌گیری داشته باشد. در ۱۵ دقیقه ابتدایی فیلم «احتمال باران اسیدی» جهان فیلم مشخص می‌شود، سرنخ‌های خوبی از کاراکتر اصلی فیلم به ما می‌دهد و اگر این ۱۵ تا ۲۰ دقیقه ابتدایی فیلم نبود قطعا نمی‌توانستیم به درستی با شخصیت اصلی فیلم ارتباط برقرار کنیم.در واقع  این فیلم با کمترین‌ها، بهترین‌ها را ارائه داده است و از حداقل‌ها به بهترین نحو استفاده کرده است. با قصه‌پردازی خوب توانسته با مخاطب رابطه خوبی برقرار کند. مخاطب بتواند با کاراکترها و شخصیت‌ها برای خودش فیلم بسازد. در سینمای پرحرف ما جایی را برای تخیل تماشاگر نمی‌بینیم اما این فیلم توانسته به خوبی قوه تخیل تماشاگر را تقویت کند.»

در ادامه جلسه سوالی در ارتباط با کندی روند قصه در ابتدای فیلم مطرح شد. بهتاش صناعی‌ها در پاسخ این سوال توضیح داد:«: کندی روند قصه در اوایل فیلم کاملا هدفمند بود و این هدف را دنبال می‌کردیم که مخاطب بتواند تا آخر فیلم حس تنهایی که کاراکتر اصلی از آن رنج می‌برد را درک کند. در واقع می‌خواستم  این کندی و حس کردن انزوای نقش منوچهر را به تماشاگران القا کنم. شاید برخی مخاطبان در اوایل فیلم سالن را ترک کنند ولی تاثیرگذاری که ادامه داستان می‌تواند بر مخاطب داشته باشد این کندی را در آغاز فیلم می‌طلبد.»

پس از آن مریم مقدم در مورد اسم فیلم اظهار کرد:« معنای لغوی اسم فیلم این است که اگر زمانی که هوا آلوده است، باران ببارد، قطعا آن باران اسیدی خواهد بود. در واقع تمثیل کویری است که منتظر باران است اما بارانی که اگر بیاید هم رحمت نیست.»

او هم‌جنین در بخش دیگری از صحبت‌هایش در مورد کاراکترهای فیلم عنوان کرد:« ما کاراکترهای‌مان را شخصیت‌پردازی کردیم و نمی‌خواستیم آن‌ها برای مخاطبان در سینما تکراری باشند. هدف این بود که نقش‌هایی که مردم می‌بینند شبیه افرادی باشند که در واقعیت نیز مشابه آن‌ها را دیده‌اند. با قطع شاخه‌های اضافی توانستیم لایه‌های بیشتری را در فیلم اضافه کنیم که تمام سعی من نیز بر آن بود. هر نویسنده‌ای در هنگام نوشتن داستان قطعا بخش‌هایی از خودش را در داستانش می‌نویسد و ضعف‌ها و قدرت‌های شخصیت خودش را می‌توانیم در فیلم ببینیم.»

بهتاش صناعی‌ها نیز در مورد کم دیالوگ بودن فیلم گفت:« ما در این فیلم علاقه‌مند به دیالوگ نبودیم بلکه بیشتر موقعیت‌ها شخصیت‌پردازی شدند و سعی کردیم کاری کنیم که مخاطب با ایجاد موقعیت شخصیت را برای خودش بسازد و ذهنش درگیر داستان شود. شیوه من و نویسنده این بود که ابزار را به دست مخاطب بدهیم تا خودش کاراکترها را در داستان بسازد. من همیشه دوست دارم فیلم‌هایی را که می‌بینم چیزهای جدیدی را کشف کنم و اگر فیلم چیز جدیدی برایم نداشته باشد، قطعا علاقه‌ای به آن نخواهم داشت. تمام سعی‌ام در این فیلم  بر این بود که بتوانم لایه‌های جدیدی از روایت فیلم را ارائه دهم که وقتی فیلم تمام شد ذهن مخاطب درگیر شود و به آنچه که دیده به خوبی فکر کند.»

این کارگردان ضمن بیان اینکه فیلم «احتمال باران اسیدی» ایهام داشت و این ایهام می‌تواند ذهن مخاطب را درگیر کند، تاکید داشت: «در این فیلم به تنهایی انسان پرداخته شده است. من به شخصه خیلی تنهایی را تجربه کرده‌ام، نویسنده قصه هم همین‌طور؛ ما آدم‌های ضعیفی نبودیم و از تنهایی تجربه کسب کردیم. تنهایی حس بدی نیست و آدم‌های قوی هم می‌توانند تنها باشند.»

او همچنین در مورد شخصیت منوچهر در فیلم و تاثیر انتخاب شمس لنگرودی در پرداخت این نقش عنوان کرد:«در ابتدا موقعی که فیلم‌نامه را نوشتیم قرار بود کامبوزیا پرتوی نقش منوچهر را ایفا کند که به دلایلی نشد و شمس لنگرودی این نقش را ایفا کرد. وقتی که شمس برای این نقش انتخاب شد، بعد از تمرین‌ها توانستیم به طنازی ویژه او دست پیدا کنیم و سعی کردیم به سمت یک طنز کارمندی برویم.»