هنر و تجربه، مریم رضایی: سایت «ایندی‌وایر» به‌تازگی چند فهرست منتشر کرده است که ۲۵ فیلم‌ساز زن فعال را معرفی می‌کنند که «آماده»ی ساختن یک بلاک‌باستر هستند. واکنش بسیاری از خوانندگان این بود:«آیا آن‌ها هم می‌خواهند این کار را انجام بدهند؟»به نظر سؤال عجیبی می‌آید؛ آیاتا به حال این سؤال در ذهن کسی مطرح شده است که «کارگردانان مرد به ساخت فیلم‌هایی با بودجه‌ی کلان علاقه‌مند هستند؟» به هر حال جواب فیلم‌سازان زن ذکرشده تقریباً متفق‌القول این بود: «بله، البته.» پس به چه دلایلی فیلم‌سازان زن به‌ندرت موفق به انجام این کارمی‌شوند؟ لکسی الکساندر و آلما هارئل در این خصوص چنین پاسخ داده‌اند:

این رؤیا جنسیت ندارد!

لکسی الکساندر که در سال ۲۰۰۸ فیلم ابرقهرمانی «مجازاتگر: منطقه‌ی جنگی» را کارگردانی کرده می‌گوید: «بیش‌تر فیلم‌سازان آرزو دارند با یک فیلم کوتاه یا فیلم مستقل بلند وارد هالیوود شوند و سپس توسط استودیوها برای ساخت فیلم‌های بزرگ‌تر استخدام شوند.بر خلاف باور عمومی این رؤیا جنسیت ندارد. فیلم‌سازان زن هم جاه‌طلب هستند و آرزوهای‌شان به همان اندازه بزرگ است. اکثر ما نیز این ژانر سینمایی را دوست داریم.»

طی سال‌های گذشته تعدادی از فیلم‌سازان مرد، از کالین تروورو تا گرث ادواردز، از فیلم‌های مستقل کوچک به ساختن فیلم‌های بلند استودیویی رسیده‌اند که به‌ظاهر بدون دردسربوده است. اما این مورد به‌ندرت برای زنان پیش آمده است.

ایوا دوورنی با اقتباس از کتاب «ترفند به‌موقع»(A Wrinkle in Time) به گروه کوچکی از فیلم‌سازان زن پیوست که  تا امروز با بودجه‌ای حدود صد میلیون دلار فیلم ساخته‌اند. تا به حال تنها همراهان او، کاترین بیگلو(کی-۱۹: بیوه‌ساز)، پتی جنکینز(واندر وومن/ زن شگفت‌انگیز) وجنیفر یو نلسن(پاندای کونگ‌فوکار۲) بوده‌اند.

آلما هارئل(ساحل بمبئی)کارگردانِ موفق و تحسین‌شده، به‌تازگی به«ایندی‌وایر»گفته است: «کارگردان‌های بزرگی مانند دیوید لاوری و راین کوگلر هستند که فرصت‌های بزرگی به دست آورده‌اند تا فیلم‌های بزرگ‌تری بسازند. زنان هم باید از همین فرصت‌ها بهره‌مند شوند.کارگردانان زن بسیاری داریم که سزاوار این فرصت‌ها هستند و من حامی و مشوق هریک از آن‌هاهستم.»

در حالی که الکساندر اولین زن کارگردانی بود که مسئولیت کارگردانی یک فیلم ابرقهرمانی از یک فرنچایز مهم را به دست آورد، اما او اصلاً دل خوش و خاطره‌ی خوبی از آن تجربه ندارد. یک دلیل عمده‌اش این است که نمی‌خواهد با تبعیض جنسیتی که در طول تولید فیلم با آن مبارزه کرده، روبه‌رو شود.

بازی با حاصل‌جمع صفر

الکساندر در ادامه‌ی حرف‌هایش می‌گوید: «دلیل این‌که دیگر تمایلی به حتی خواندن یا ملاقات با بانیان بلاک‌باسترها ندارم این است که چنین تجربه‌هایی برای امثال من در نهایت شبیه یک بازی با حاصل‌جمع صفر است. انگار نه خانی آمده و نه خانی رفته است. من به هر حال این تجربه را به کارنامه‌ام افزودم و با طعم آن زمان ساخت «مجازاتگر: منطقه‌ی جنگی» آشنا شدم. برای آن دسته از ما که در این خصوص تجربه‌ای دارندو پیش از این در جریان کار در این صنعت و مواجهه با مسأله‌ی تبعیض جنسیتی بوده‌اند، وقتی حرف و امکان ساختن یک فیلم بلاک‌باستر به میان می‌آید، ناخودآگاه در ذهن‌مان به ارزیابیِ ریسک انجام چنین پروژه‌هایی می‌اندیشیم و این‌که در چنین شرایط و با چنین برخوردهای جنسیتی واقعاً چه‌قدر شانس موفقیت باقی می‌ماند.»

لکسی الکساندر

لکسی الکساندر

الکساندر قاعده‌ی کار را درهم می‌شکند: «فقدان اعتماد، این‌که تعداد کم‌تری از پخش‌کننده‌ها در مقایسه با کارگردان‌های مرد حاضرند با فیلم‌سازان زن همکاری کنند، هزینه‌ها و دستمزدهای کم‌تر نسبت به کارگردان‌های مرد که توأم می‌شود با حجم زیادی از استانداردهای دوگانه‌ی حاصل از تبعیض جنسیتی و سختگیری نسبت به زنان در این باره که چه‌گونه درباره شما قضاوت خواهند کرد ، هرکدام از این موارد سبب نگرانی و بی‌قراری شما سر صحنه شود.»

الکساندرحرف‌هایش را این طور ادامه می‌دهد: «مهم نیست چه‌قدر روی کار وقت بگذارید و به آن پیچ‌وتاب بدهید، محتمل‌ترین نتیجه این است که شما با چنین فیلمی به‌سختی شکست خواهید خورد که این موضوع باعث می‌شود از دور رقابت خارج شوید و دیگر کسی روی شما حساب نکند؛ یا این‌که شما واقعاً موفق می‌شوید و فیلم خوبی می‌سازید و به یک موفقیت تمام‌عیار و بزرگ می‌رسید؛ در این صورت هم همه‌ی آن تهیه‌کنندگان اجرایی که با آن‌ها درباره هر چیزی چک‌وچانه زده‌اید تا به این موفقیت برسید، شما را در فهرست آدم‌هایی قرار می‌دهند که کار کردن با آن‌ها سخت است!»

با توجه به تمام این‌ها، حتی الکساندر هم می‌خواهد دوباره به بازی برگردد: «آیا من با همه‌ی این شرایط باز هم می‌خواهم یک بلاک‌باستر بسازم؟بله، واقعاً دوست دارم. امانمی‌خواهم وقتی سر صحنه می‌روم به عنوان یک ریسک دیده شوم و سپس با همه‌ی عواقبی دست‌وپنجه نرم کنم که این نوع نگاه‌های تبعیض‌آمیز باعث آن می‌شوند.»

چنین تجربه‌ها و داستان‌های هراس‌انگیزی که امثال الکساندر تجربه کرده‌اند، به عنوان نمونه باعث شدند که فیلم‌ساز موفقی چون لین شلتن قید فرصت‌های بزرگ‌ترش را پس از نمایش سومین فیلمش با نام «Humpday» بزند.

ایندی‌وایر