ماهنامه هنروتجربه – شادی حاجی‌مشهدی: «سه و نیم» (۱۳۸۹) دومین فیلم بلند نقی نعمتی، پس از «آن سه» (۱۳۸۵) است. او که از کارگردانان نام‌آشنای عرصه فیلم‌سازی آثار کوتاه است، در این فیلم، علاوه بر نویسندگی و کارگردانی، تدوین را نیز به همراه محمود غفاری در تجربه‌ای تازه آزموده است.

نعمتی که مختارانه، چالش‌های حین تولید را پیش‌بینی و آن‌ها را در جهت القای هرچه بیشتر فضاهای رئالیستی آثارش به کار می‌گیرد، در این اثر کوشیده است با تجربه‌گرایی در فرم و محتوا به زبان و لحن خاص خویش نزدیک شود.او در فیلم‌های کوتاهش نشان داده است کار در فضاهای سخت و صعب‌العبور را دوست دارد و این‌بار، در «سه و نیم» به تنگنای هم‌زیستی کوتاه سه دختری می‌پردازد که در راه رسیدن به منطقه صفر مرزی شمال کشور، قربانی تصمیم‌های بی‌بازگشت خود می‌شوند.

هانیه، بنفشه و هما، پس از گرفتن چند روز مرخصی از زندان به شهر مرزی آستارا می‌روند. ‌هانیه که در پی یافتن ناصر – مردی که به‌خاطرش زندانی شده – ناامیدانه هر سرنخی را دنبال می‌کند و به هر کورسویی سرک می‌کشد، با کینه و خشمی که از بارداری، بیماری ناخواسته و بی‌مهری‌های ناصر در دل دارد، با هما و بنفشه راهی این سفر می‌شود تا به امید یافتن او، وضعیت دوستانش را نیز تغییر دهد.

اگر تجربه فیلم‌ساز را در پیشبرد قصه، در قالب یک فیلم جاده‌ای به تماشا بنشینیم، می‌توانیم با شخصیت‌ها و اتفاقات آنان در طول این سفر همراه شویم و فیلم‌برداری روی دست و فضاسازی‌های خاکستری و مغمومش را هم‌گام با موقعیت معلق آدم‌هایش در رسیدن به رئالیسم تلخ و گزنده آن درک کنیم و به نگاه مشترک و قابل درکی با شخصیت‌های فیلم برسیم.

اما چه می‌شود که مخاطب در هم‌ذات‌پنداری با این آدم‌ها و درک موقعیت و رفتار ناپایدارشان مأیوس می‌شود؟! این ناامیدی به دلیل وجود پاره‌ای از ابهامات و فضاهای خالی و ضعف در شخصیت‌پردازی است، که در فیلم سرنخی برای رمزگشایی آن‌ها داده نمی‌شود و با پیرنگ‌هایی که به‌واقع دردی از زخم‌های روحی و جسمی شخصیت‌هایش درمان نمی‌کند، مخاطب را از این درک مشترک دور می‌سازد. به‌طور مثال جرم واقعی هرکدام از دخترها را نه‌تنها با اندک دیالوگ یا اشارات معنایی دیگر، به‌درستی درنمی‌یابیم، بلکه در ادامه با سرگشتگی مخاطب از عدم درک تغییرات رفتاری این سه زن، به‌واقع از تاثیرات دراماتیک فیلم فاصله می‌گیریم.

ارجاعاتی که در فیلم به نماهایی از زیر آب و قل خوردن حباب‌ها به سطح آب می‌شود، مشابه فیلم «نفس عمیق» (پرویز شهبازی) است که به این فیلم اضافه شده است و اگرچه در فرم بصری خود زیباست، اما کارکردی به سود فیلم ندارد.

درحالی‌که این نماها در فیلم «نفس عمیق» ضرورت و کارکردی روایی دارد و با فرم و محتوای فیلم در هم تنیده شده است؛ به‌طوری‌که هم با اختناق فضا هم‌خوان است و هم در دگردیسی پوچ‌انگارانه معانی در فیلم نقش کلیدی دارد. اما در «سه و نیم» صرفا به‌عنوان تمهیدی سلیقه‌ای و در راستای متفاوت‌نمایی کارگردان و نه در خدمت معناگرایی بیشتر است.

اتفاقاتی که قرار است یکی پس از دیگری، پلکانی برای رسیدن به آرامش و رهایی از سردرگمی باشند، رفته‌رفته به جست‌وجویی بی‌فایده و کش‌دار همراه با کشف حقایقی تلخ‌تر می‌انجامند. شنیده شدن صدای گلوله‌هایی که در سکانس آغازین از اسلحه ‌هانیه به سوی ناصر شلیک می‌شوند و گردش دوباره فیلم برای رسیدن به همین بخش در پایان آن، همراه با دیدن کلوزآپ‌های متعدد از چهره نگران و پریشان ‌هانیه، گواه این مدعاست که انتقام هم نمی‌تواند مرهمی بر زخم‌ها و خستگی‌های روحی او باشد.

این فرجام تلخ و غم‌زده که با برش‌هایی از لانگ شات اسکله خالی و خاکستری در پرسپکتیوی منتهی به افقی مه‌آلود، از جنس تصاویر فیلم «گام معلق لک‌لک» (تئو آنجلوپولوس/۱۹۹۱)، در جای جای فیلم نشان داده می‌شود، همچون یک «موتیف» بر پیشانی فیلم حک شده است و کارکرد این موتیف به‌عنوان عنصر مهم تکرارشونده در فیلم «سه و نیم»، نشان دادن این نکته از روایت است که رهایی از این سرگشتگی برای ‌هانیه، جز با تن سپردن به سرنوشت مبهم، خودخواسته و پررنج ِ پیش رو ممکن نیست.

موسیقی فیلم که با اعتماد کارگردان به مسعود سخاوت‌دوست و با به‌کارگیری مینیمالیستی از آن بر فیلم نشسته است، با پرهیز از ساختارهای پیچیده موسیقایی و با یک‌ هارمونی یکنواخت، آهسته و تدریجی برای هم‌راستا شدن با فرم فیلم و تکرار عبارت‌های موسیقی یا بخش‌های کوچک‌تر به کمک این موتیف‌ها آمده است.

بازی‌ها آماتورگونه اما یکدست است و در بیان دیالوگ‌ها، در گفتار و عمل، به جنس آدم‌ها و لحن غیرپایدار و نوگرای آن نزدیک است.

نقی نعمتی از جمله فیلم‌سازان سینمای هنری و تجربی است که همواره سعی داشته لحن و زبان خود را در سینما بیابد. برای او به لحاظ کارکرد، فیلم کوتاه یا بلند تفاوت چندانی ندارد. او می‌خواهد راهی برای بیان حرف‌ها و دغدغه‌هایش، همراه با زیبایی‌شناسی خاص و متفاوتش و با قرار گرفتن در موقعیت‌های فیزیکی و روحی دشوار یا غیرمتعارف جست‌وجو کند.

او که با اولین فیلم بلند خود، «آن سه»، در جشنواره‌های خارجی درخشید، توقع می‌رفت که با «سه و نیم» گامی فراتر از لحاظ کیفیت ساختاری و محتوایی نسبت به فیلم قبلی‌اش بردارد. اما عملا این فیلم، برای او موفقیتی به حساب نمی‌آید.

برای نقی نعمتی، که امیدوارانه با پرکاری در ساخت و تولید فیلم‌های کوتاه و سینمایی، مشاوره و مشارکت می‌کند تا ذره‌ذره تجربه سینمایی و توانمندی‌هایش را شکل دهد، دیدن آثاری ارزشمندتر، آرزوی دور از ذهنی نیست.

نسخه pdf شماره بیست‌وهشتم ماهنامه هنروتجربه