ماهنامه هنروتجربه- حسام الدین مقامی کیا: فعالیت گروه سینمایی «هنر و تجربه» دو ساله شده و حالا که گفت وگوهای زیادی درباره مشی و محتوا و هدف «هنر و تجربه» در این مدت انجام شده، شاید فرصت آن رسیده باشد که درباره وجه اقتصادی آن هم بیشتر گفت وشنود کنیم. به همین بهانه میزگردی تشکیل دادیم با حضور امیرحسین علم الهدی، دبیر شورای سیاست گذاری «هنروتجربه»، علی سرتیپی، تهیه کننده و پخش کننده سینما و مدیر سینماهای مجتمع کوروش (که سانس هایی را هم به «هنر و تجربه» اختصاص داده است) و علی حق، اقتصاددان و روزنامه نگار و مدیر روابط عمومی صندوق توسعه ملی. در این میزگرد قصد داشتیم ببینیم که آیا می توان به فعالیت های فیلم سازان و فعالان بقیه مشاغل درگیر در گروه «هنر و تجربه»، به دید مشاغل خُرد اقتصادی نگریست؟ و در این صورت، آیا این فعالیت های خُرد اقتصادی به صرفه اند و آیا رونق بیشتری خواهند یافت؟ آن چه در ادامه می‌خوانید، مشروح میزگرد ماست که پاسخ این سوالات را در دل خود دارد.
اساسا می‌شود به سیستم هنروتجربه به‌عنوان یک کسب و کارِ خُرد، چه برای فیلم‌ساز و چه برای سینمادار نگاه کرد؟ فکر می‌کنید می‌توان به این کسب و کار رونق داد؟
امیرحسین علم‌الهدی: به نظر می‌رسد در بحث کسب وکار خُرد باید بخش سینماداری را حذف کرد. کلا سینماداری نمی‌تواند در بخش کسب و کار خُرد دوام بیاورد. سینمادار به دنبال یک سود منطقی است تا بتواند چرخه حداقلی سرِ ماهش را حفظ کند. ولی در حوزه تولید و نمایش، از منظر تولیدکننده اتفاقا کسب و کار خُرد شکل گرفته. دو سال گذشته نشان داد که سینمای هنروتجربه توانسته بخشی از اقتصاد فراموش‌شده سینمای ایران را رونق ببخشد و باعث کسب وکار خُرد بشود. در سینمای اصلی که عمدتا به دنبال فروش‌های بالای میلیارد هستند و حتی در تولید هم به سمت تولیدات میلیاردی می‌روند، سینمای هنروتجربه با داشتن ۱۲۰۰ صندلی در حدود ۱۰ سینما، نمی‌تواند در اقتصاد کلی سینمای ایران عرض اندام کند. دو سال گذشته حدود سه تا چهار درصد اقتصاد سینمای ایران را در دست داشتیم. از ۱۶۰ فیلمی که تابه‌حال اکران شده‌اند، چیزی حدود ۴۰ درصد از تولیدات سینمای هنروتجربه نه تنها از طریق سینما، بلکه از طریق نمایش خانگی و تلویزیون توانسته‌اند به سود خوبی برسند.

شما می‌گویید این کسب وکار متوجه تولید است و متوجه بخش سینماداری نیست. بنابراین شاید نتوانیم بگوییم هنروتجربه به صنعت سینما رونقی داده یا می‌دهد.
علم‌الهدی
: از ۱۰ سالنی که داریم، حدود شش سالن در اختیار ماست و صددرصد فروش از طریق ما برمی‌گردد. سوبسیدی که دولت به ما داده در اختیار سالن‌دار قرار دادیم و غیرمستقیم از تولیدکننده حمایت می‌کنیم. یعنی در این شش سالن، هر کسی با هر تعداد بلیتی که می‌فروشد، صددرصدش متعلق به سینمادار است. سهم بقیه سینماها با ضرایب مختلف محاسبه می‌شود. این سازوکار ماست که به‌صورت غیرمستقیم ولی منطقی به تولیدکننده سوبسید می‌دهیم. ولی هیچ وقت ادعا نداشتیم که بخواهیم وارد اقتصاد کلان سینمای ایران بشویم و در جهان هم کسی چنین ادعایی ندارد. ضرایب سینمای هنروتجربه در اروپا و آمریکا بسیار محدود است و گاهی تنها چهاردرصد از فروش کل سینما را در بر می‌گیرد. البته فارغ از استثنائات که ممکن است فیلمی با هزینه کم در سینمای مستقل تولید شود ولی ناگهان به سمت اکران گسترده برود. سازوکاری که بعدها می‌تواند به ارتقای کیفی تولید سینمای تجاری کمک کند، چیزی است که نیاز به زمان دارد و قطعا سینمای هنروتجربه از نظر کیفیت، در آینده می‌تواند تاثیر محسوسی در سینمای تجاری بگذارد.

با همه آمار و ارقامی که آقای علم‌الهدی دادند، می‌توان به‌عنوان کسب و کار خُرد به سینمای هنروتجربه نگاه کرد؟ و با توجه به شرایط اقتصادی ما، موقعیت اقتصادی مناسبی برای فیلم‌سازان محسوب می‌شود یا نه؟
علی حق: از چند وجه به سینمای هنروتجربه و شیوه اداره‌اش می‌توان نگاه کرد. برای کسی که از منظر اقتصادی نگاه می‌کند، مهم‌ترین چیزی که در وهله اول به نظر می‌رسد، این است که این سینما از دولت یارانه می‌گیرد و همین مساله می‌تواند انتقادبرانگیز باشد؛ این که اصلا سینمای یارانه‌ای چه فایده‌ای دارد؟ اما خاصیتش متفاوت است و وقتی از بُعد دیگری نگاه می‌کنیم، توجیه دارد. از بُعد کاملا لیبرالی شاید اعتراض‌برانگیز باشد، اما از طرف دیگر می‌بینیم این‌جا عرصه فرهنگ عمومی است و جایی است که در خیلی از نقاط دنیا برایش سوبسید می‌دهند، پس ماهیتا ایرادی ندارد. حالا سازوکارش چگونه است؟ اتفاقی که دارد می‌افتد، شبیه چیزی است که در دنیا روی انکوباتورها اجرا می‌کنند؛ این‌جا هم در قالب پارک‌های علمی و فناوری است. در صنایعی مثل بیوتکنولوژی جوانانی هستند که به آن‌ها یارانه و فضا می‌دهند تا ایده‌شان را به اجرا برسانند، برای این که روزی در بازار رقابت واقعی حضور پیدا کنند. این‌جا هم چنین اتفاقی می‌افتد؛ عملا فضایی است که در آینده می‌تواند به بازار و صنعتی که رقابتی‌تر حرکت می‌کند، وارد شود. الان قدرت رقابت ندارد، اما با حمایت می‌تواند چنین قدرتی پیدا کند. گذشته از این به‌هرحال بخش خفته‌ای از ارزش افزوده را در مجموع صنعت سینما زنده می‌کند که برای خودش تولید ارزش افزوده دارد. قطعا اگر به این سینما میدان داده نشود، تبدیل به یک سینمای زیرزمینی می‌شود، چیزی شبیه به موسیقی زیرزمینی. به‌هرحال جوان‌ها در فیلم‌سازی فعالیت می‌کنند، اما جای عرضه ندارند و چون درآمد کسب نمی‌کنند، نمی‌توانند استمرار داشته باشند و توزیع نقدی -هرچند اندک- از بین می‌رود. اما در این حد حتی فیلمی اگر صدمیلیون تومان بفروشد، گذشته از این مبلغی که بین عوامل می‌چرخد، شاید برای به دست آوردن این صدمیلیون تومان به‌راحتی حدود سیصدمیلیون تومان در بخش خدمات ایجاد ارزش شده تا آن آدم‌ها این صدمیلیون را به یک فیلم اختصاص بدهند. اگر همه این‌ها را با هم ببینیم، ارزش بازارش بزرگ‌تر می‌شود. بخشی از آن در خود سینما است و بخشی دیگر از سینما خارج می‌شود. یعنی بازارش بزرگ‌تر از چیزی است که بخواهیم تنها به فروش در اکران محدودش کنیم. در بلندمدت قطعا می‌تواند وارد بخش رقابتی‌تر سینما شود و ارزش افزوده بیشتری تولید کند. بر خلاف بخش‌های وسیع دیگر اقتصادی ما، فکر می‌کنم یارانه‌ای که این‌جا با این شیوه داده می‌شود، اثرگذار است.

علم‌الهدی:سوبسیدی که دولت به ما داده در اختیار سالن‌دار قرار دادیم و غیرمستقیم از تولیدکننده حمایت می‌کنیم. یعنی در این شش سالن، هر کسی با هر تعداد بلیتی که می‌فروشد، صددرصدش متعلق به سینمادار است. سهم بقیه سینماها با ضرایب مختلف محاسبه می‌شود. این سازوکار ماست که به‌صورت غیرمستقیم ولی منطقی به تولیدکننده سوبسید می‌دهیم

بازار بیرون سینما در جایی مثل مجتمع کورش قابل تعریف‌تر است که مجموعه خدمات دیگری هم ارائه می‌دهند تا آدم‌هایی که به سینما می‌روند، از آن‌ها استفاده کنند.
علم‌الهدی
: آقای سرتیپی به دلیل تجربه زیادی که در حوزه پخش دارند، نزدیک‌ترین آدمی هستند که همیشه با مشکلاتی از این جنس سروکار دارند. مثلا فیلم «خواب تلخ» حدود ۱۲ سال در دفتر آقای سرتیپی بود. ایشان دوسه سال است که سینمادار شده‌اند و قبلش با سینمادارها همیشه سر پخش فیلم‌ها درگیری داشتند. نمونه بارزش فیلم «خواب تلخ» محسن امیریوسفی است که ۱۲ سال می‌ماند ولی هیچ کس پخشش نمی‌کند.

آقای سرتیپی! در مورد این بخش از صحبت‌های آقای علم‌الهدی که گفتند هنروتجربه شاید برای سینمادارها به لحاظ کسب وکار خُرد جذاب نباشد، موافقید؟
سرتیپی
: صدردرصد. اگر ظاهر قضیه را نگاه کنیم این مساله آن‌چنان برای سینمادارها جذاب نیست. در همین دوسه سال اخیر هم غیر از چند استثنا، فیلم‌های هنروتجربه نشان دادند که نمی‌توانند جواب‌گوی بخش مالی باشند. با توجه به رونقی که در دوسه سال اخیر در سینماها به وجود آمده، الان خیلی به نفع سینمادار نیست که سالنش را در اختیار هنروتجربه قرار بدهد. اما اگر از منظر دیگری به این قضیه نگاه کنیم، شاید بتوانیم بگوییم به نفع سینما است. تعدادی از فیلم‌ها در هر صورت توقع ظرفیتی حداقلی از سالن‌های سینما دارند. مثلاً فیلم «سایه» با ضرب و زور، دو هفته از سالن‌های عمومی ما را گرفته و اکران شده و برگشت سرمایه‌اش صفر بوده. تعدادی از این فیلم‌ها می‌توانسته برای سینمای ایران خسارت داشته باشد و وقت سینمای بدنه و تجاری را بگیرد. گروه هنروتجربه از این نظر حسن محسوب می‌شود که بارش از روی دوش گروهی دیگر برداشته شده و جایی برای خودش به آن اختصاص داده شده.

با این که اجاره سالن از طرف «هنروتجربه» کاملا به سینمادار پرداخت می شود، باز هم برای سینمادار سودی ندارد؟
علم‌الهدی: قطعا نمی‌صرفد.
سرتیپی: با توجه به موقعیت خاصی که سینمای ایران از سال ۹۴ به بعد پیدا کرده، قطعا ارزش سالن‌ها بالا رفته و اگر داریم در کورش یا سینماهای دیگر مکانی به هنروتجربه اختصاص می‌دهیم، به خاطر کمک است. در شروع می‌خواستیم پای یک عده از آدم‌ها را به سینما باز کنیم، وقتی این مرحله را گذراندیم، بیشتر احساس مسئولیت است تا تعدادی از فیلم‌ها فرصتی برای نمایش پیدا کنند. با این همه سوبسیدی که دولت در زمان تولید داده و هزینه‌های غیر منطقی انجام داده، خصوصا در دولت قبل، همیشه این بحث را داشتیم که اگر این هزینه در بخش سالن و نمایش به کار برده شود، جواب بهتری می‌دهد. سال‌های قبل بودجه‌ای برای سینمای تجاری در نظر گرفته می‌شد که متاسفانه همین امسال این بودجه را قطع کردند.

طیفی که انتظار داشتید با اکران فیلم های گروه «هنر و تجربه» پایشان به سینماها باز شود، به سینما کورش آمدند؟
سرتیپی
: درصد زیادی اتفاق افتاده، مخصوصا در سال اول. همین بحث در مورد پخش فیلم‌های خارجی وجود دارد. الان سینماتک ما ۱۰ هزار عضو دارد. اگر دنبال اکران فیلم خارجی در یک یا دو سانس هستیم، به این دلیل است که قشرهای مختلف را به سالن سینماها بکشانیم. الان فیلم‌های هنروتجربه کمتر شده و این گروه یا سراغ فیلم‌های قدیمی می‌رود یا فیلم‌هایی که شرایط اکران در سینمای تجاری را دارند.

پس یکی از دلایلی که آقای سرتیپی پذیرفته‌اند سالن‌ها را در اختیار هنروتجربه بگذارند، این است که این فیلم‌ها در سیستم اکران سینمای تجاری اخلال ایجاد نکنند.
سرتیپی: و فکر می‌کنم به دلیل نبودن فیلم کافی برای گروه «هنروتجربه»، سالن‌ها فیلم‌های قدیمی را پخش می‌کنند؛ فیلم‌هایی که از طرف تهیه‌کننده و صاحب فیلم هیچ توقعی برای پخش‌شان وجود ندارد. الان داریم فضا را در اختیار این نوع فیلم‌ها قرار می‌دهیم. این یک موضوع متفاوت است و چیزی نیست که به آن فکر می‌کردیم.

احتمالا آقای سرتیپی فکر می‌کنند بعضی از سالن‌هایشان را برای فیلم‌هایی که رونق بیشتری دارند، نگه دارند.
علم‌الهدی: الان انتقادی که به ما وارد می‌شود، این است که چرا هم‌زمان با اکران عام، تعدادی از فیلم‌ها را اکران می‌کنیم. مثل «ایستاده در غبار»، «فروشنده» یا «لانتوری»‌.

امیرجسین علم الهدی-علی سرتیپی

ولی آقای سرتیپی می‌گویند غیر از فیلم‌های روز، فیلم‌های قدیمی که در گروه هنروتجربه اکران می‌شوند، سانس‌ها را اشغال می‌کنند.
علم‌الهدی:
قطعا اشغال می‌کنند. اجازه بدهید از منظر اقتصادی صحبت کنم. بحث اقتصاد یک بخشش اکران است. یکی از مشکلات سینمای ایران این بوده که همه انتظار برگشت سرمایه و تولید فیلم، در اکران بوده و نه رایت‌های دیگر. تلویزیون تقریبا قفل است. نمایش خانگی هم یکی دو سالی است که بهتر شده. همه جای دنیا چیزی حدود ۴۰ درصد از ظرفیت اقتصادی یک فیلم در اکران اتفاق می افتد و بقیه‌اش به عهده رایت‌های دیگر است. ما در خارج از کشور هیچ امکانی برای برگشت سرمایه نداریم. در داخل، می‌ماند تلویزیون و رایت ویدیویی که رایت ویدیویی به‌تازگی بهتر شده، اما تلویزیون هم‌چنان تعطیل است. تا الان حدود چهارصد فیلم سینمایی را برای گروه هنروتجربه دیده ایم و بررسی کرده ایم. چیزی حدود ۷۰ درصد فیلم‌ها با جواب منفی ما مواجه شدند. چون وقتی به ما مراجعه می‌کنند یعنی از سینمای تجاری قطع امید کرده‌اند و حالا پیش ما آمده‌اند و ما هم جواب منفی داده‌ایم. آن‌ها برای بار دوم که مراجعه کنند، قطعا می‌دانند یا باید به سمت سینمای تجاری بروند یا با آدرس‌هایی که به آن‌ها داده‌ایم، می‌دانند با چه نوع فیلمی باید مراجعه کنند. از حدود صدوسی فیلمی که پذیرفته‌ایم تا الان حدود ۶۰ فیلم به نمایش درآمده‌اند. البته یادتان باشد ما تولیدکننده نیستیم، بالاخره در سال اول و دوم تعدادی از فیلم‌هایی را که سالیان سال از اکران‌شان جلوگیری شده بود، به اکران درآوردیم. البته هم‌چنان فیلم‌های خوبی تولید می‌شود، ولی شاید زمان می‌خواهد تا «ماهی و گربه» دومی بیاید به این معنا که هفتصد میلیون بفروشد. وقتی مبلغی حدود ششصد تومان دست تهیه‌کننده برسد، یعنی نزدیک یک‌میلیارد و هشتصد تومان فروش داشته. چون ضریب تقسیم بلیت در اکران عادی ۳۱  درصد است، اما برای ما نزدیک به ۹۰ درصد می‌شود، یعنی تا الان تقریبا گره صدوسی فیلم را باز کردیم که بتوانند نگاهی به بازار نمایش خانگی و تلویزیون داشته باشند. این نگاه اقتصادی متفاوتی است که فقط مختص اکران نیست.

یعنی برخلاف این که تصور می‌شود هنروتجربه با اکران فیلم‌های قدیمی فقط فرصت نمایش ایجاد می‌کند، جدا از بحث اکران، امکان اقتصادی هم ایجاد می‌کند.
علی حق
: یعنی به نوعی بازاریابی هم می‌کند.

اتفاقاً فکر می‌کنم هنروتجربه یکی از نقش های مهمی که برای خودش تعریف کرده، پخش‌کنندگی است.
علم‌الهدی
: بله، تقریباً می‌شود گفت ما دفتر پخش هستیم. مثلاً فیلم «رقص در غبار» اصغر فرهادی هیچ وقت وارد نمایش خانگی نشد. به محض این که اکرانش کردیم، فضا برای پخش در شبکه نمایش خانگی برایش باز شد. حالا این یک نمونه است و فیلم‌های دیگری هم چنین امکانی پیدا کردند.

سرتیپی: ولی هنروتجربه قرار بوده باری را از دوش سینمای روز ما بردارد. مثلا «رقص خاک» یا «رقص در غبار» هیچ وقت توقع اکران نداشتند.

علم‌الهدی: یکی از بحث‌های ما بار برداشتن است. پارسال ۵۸ فیلم در اکران سراسری به نمایش درآمد و ما به تنهایی ۳۶ فیلم اکران کردیم. همین الان هم نزدیک به ۴۰ عنوان فیلم در نوبت اکران داریم که چیزی حدود ۲۵ تا ۳۰ تای آن‌ها فیلمِ اوّل هستند. وقتی «فروشنده» اصغر فرهادی اکران می‌شود، مخاطب نسل جدید که «رقص در غبار» و «شهر زیبا» را روی پرده ندیده، الان برایش امکان اکران فراهم می‌شود. کل سانس‌هایی که به این فیلم‌ها دادم، پنج سانس در ۵۰ روز بوده. پس این جای کسی را تنگ نمی‌کند. فیلم‌های اکرانِ یک ما الان حدود ۱۵ تا است. نمی‌توانم این ۱۵ فیلم را به ۲۵ فیلم برسانم، چون آن‌ها از من پنچ سانس نمی‌خواهند، ۵۰ سانس می‌خواهند. همه جای دنیا فیلم‌های قدیمی بعد از مدتی دوباره نمایش داده می‌شوند، چه آن‌هایی که از نظر تکنیکی به‌روز شدند مثل «گاو» و چه آن‌هایی که هیچ وقت اکران نشدند مثل «ایران سرای من است‌». بالاخره باید تنوع ایجاد کنیم. باید بگوییم فرهادی از کجا به این‌جا رسیده. شما بهتر از من می‌دانید دو فیلم اول فرهادی با چه شکستی مواجه شدند. پس بچه‌هایی که امروز می‌آیند، باید متوجه شوند فرهادی الان، ۲۰ سال پیش کجا ایستاده بود.

با تمام شرایط و امکاناتی که برای نمایش وجود دارد، آیا «هنروتجربه» برای فیلم‌سازها می‌تواند کم‌کم تبدیل به یک کسب و کار گسترده‌تری شود و آدم‌های بیشتری وارد این حوزه شوند؟
علی حق
: فکر می‌کنم مهم‌ترین شاهدی که بتواند موفقیت یا عدم موفقیت در این عرصه را تضمین کند، خود فیلم‌ساز است؛ بستگی دارد به ویژگی‌هایش، حرفه‌ای بودنش، نوآوری در کار و این که نگاه درستی به کاری که می‌کند داشته باشد و به فیلم‌سازی به عنوان یک بیزنس نگاه کند.

به گروه «هنروتجربه» می‌شود به‌عنوان یک فرصت شغلی جدید در سینما نگاه کرد؟
علی حق
: دولت فضایی ایجاد کرده برای آزمون و خطای جوان‌های جویای نام یا بااستعداد، که از این طریق خودشان را در بازار کار محک بزنند.

فارغ از بحث محتوایی، با همین سطح فیلم‌هایی که می‌بینیم، می‌شود بگوییم فرصت شغلی جدیدی در سینمای ایران ایجاد شده؟ می‌تواند گسترده‌تر شود؟
علی حق: اگر بخواهیم از منظر فرصت نگاه کنیم، باید اِلِمان‌هایی را بررسی کنیم و بفهمیم آیا طیف جدیدی از مخاطب جذب شده یا نه؟ که آمار نشان می‌دهد شده. بعد باید دید آیا مشکلی را از صنعت سینمای ما حل کرده؟

این‌طور که آقای سرتیپی می‌گویند تا حدی حل کرده، چون یک‌سری از سینماها را آزاد کرده.
علم‌الهدی
: هم تعدادی از سینماها را آزاد کرده و هم تکلیف چهارصد فیلم را روشن کرده و چیزی حدود ۶۵ فیلم را وارد چرخه اقتصادی در حد خودش کرده.

علی حق: و حالا فاکتور سوم که به‌طور عمومی وجود دارد، این است که آیا محصولی ارائه کرده که قبلی‌ها نمی‌کردند؟ شاید این موضوع در مورد سینما خیلی مصداق نداشته باشد.

علم‌الهدی: تقریبا می‌شود گفت این اتفاق افتاده، چون تجارب جدید در زبان سینما اتفاق افتاده.

با همه محدودیتی که «هنروتجربه» دارد می‌تواند اقتصاد سینمای تجاری را تحت تاثیر مثبت یا منفی قرار بدهد؟
سرتیپی
: منفی که قطعا نیست، ولی با توجه به اتفاقاتی که در ارتباط با سینمای بدنه و تجاری می‌افتد، تاثیرگذاری این بخش بسیار کم شده. حضور سالن‌هایی مثل خانه هنرمندان، در شهرستان‌ها می‌تواند تاثیر بهتری داشته باشد، چون این مقوله اصولا پاتوق می‌پذیرد. پردیس کورش را خیلی نمی‌توانیم تبدیل به پاتوق کنیم، چون همه قشر آدمی به آن‌جا می‌روند، ولی فرهنگ‌سراهایی را که الان فعالیت چندانی ندارند می‌شود، تبدیل به پاتوق کرد. چون ظرفیت این مکان‌ها در اختیار ظرفیت فیلمی ایران نیست. از این‌ها می‌شود هم به‌عنوان سالن استفاده کرد و هم به‌عنوان پاتوق.

به عقیده من کافه‌ها مکان مکملی برای سینماهای هنروتجربه هستند. اگر مکانی شبیه کورش که برای سینمای تجاری بازده زیادی دارد و غیر از سینما مکان‌هایی مثل شهربازی، مراکز خرید و رستوران دارد، در تناسب با «هنر و تجربه» هم ساخته شود، شاید بشود مجموعه‌هایی با امکانات تعریف‌شده و متناسب برای بخش هنروتجربه تعریف کرد.
سرتیپی:
تا چند سال پیش احداث سالن سینما دردسرهای زیادی داشت؛ باید آپارات‌خانه می‌داشتید و فضایی مناسب تهیه می‌کردید یا دردسرهایی برای کپی فیلم داشتید. اما الان همین اتاق را به‌راحتی ظرف یک هفته می‌شود تبدیل به یک سالن سینما کرد. اتفاقا این نوع کارها شاید جذابیت بیشتری برای هنروتجربه ایجاد کند، چون فضا محفلی‌تر می‌شود. چون ذات هنروتجربه متفاوت است، پس می‌شود با ایجاد فضاهای متفاوت جذابیت بیشتری ایجاد کرد.

علی حققطعا اگر به این سینما میدان داده نشود، تبدیل به یک سینمای زیرزمینی می‌شود، چیزی شبیه به موسیقی زیرزمینی. به‌هرحال جوان‌ها در فیلم‌سازی فعالیت می‌کنند، اما جای عرضه ندارند و چون درآمد کسب نمی‌کنند، نمی‌توانند استمرار داشته باشند و توزیع نقدی -هرچند اندک- از بین می‌رود

یعنی با همان ذهنیتی که پردیس کورش به وجود آمده، شاید بشود مکانی مختص گروه هنروتجربه دایر کرد.
سرتیپی:
اگر چنین اتفاقی بیافتد که بسیار عالی است. مکانی که مخاطبان و فیلم‌سازها در آن رفت‌وآمد کنند و با هم صحبت کنند. به نظرم ایده‌آل‌ترین شکلش همین است و فکر می‌کنم می‌شود چنین امکانی فراهم کرد که در کنارش به سینمای بدنه هم لطمه‌ای وارد نشود. اختصاص دادن سینما فرهنگ به هنروتجربه دو سال پیش درست بود، چون می‌خواست حضور خودش را اثبات کند. ولی الان که خودش را اثبات کرده و مخاطبان اعتماد پیدا کرده‌اند، به نظرم الان باید دوستان همت کنند و به سمتی بروند که…

علم‌الهدی: نکته‌ای که آقای سرتیپی می‌گویند، نکته درستی است، چون سینمای بدنه هم‌چنان به دنبال دویست صندلی سینما فرهنگ است و حاضر نیست از خودش سهمی برای این سینما بدهد.

از نگاه بی‌طرف باید به آن‌ها حق داد.
علم‌الهدی
: نه، این‌طور نیست. به این دلیل که سینمای ایران خیلی قابل خط‌کشی نیست. برای این که باری که می‌خواهیم برداریم برای صاحبان فیلم جذاب‌تر باشد، چاره‌ای نداریم که دوسه اسم خاص در جدول نمایش باشد.

سرتیپی: از آن مرحله گذشته‌ایم.

علم‌الهدی: نه، هنوز هست. واقعیتش دو سال است به دنبال مرکزی هستیم که در یک مکان دوسه سالن فقط مربوط به هنروتجربه را ایجاد کنیم تا پاتوق و محفلی که مد نظر است شکل بگیرد و اگر فیلم‌های پرفروشی داشتیم، آن موقع از ظرفیت‌های کورش، فرهنگ و… هم استفاده کنیم. در دو سال گذشته نزدیک به ششصد هزار مخاطب داشتیم که با هزارودویست صندلی، عددی حدود ۲۵ درصد ضریب بهره‌برداری را نشان می‌دهد. الان ۱۰ سالن رسمی داریم که پنج تای آن‌ها در تهران است و پنج تای دیگر در شهرستان‌ها. اگر تا پایان سال بتوانیم با همین برنامه‌ریزی پیش برویم، هفت‌هشت مرکز استان دیگر هم به ظرفیت‌مان اضافه می‌شود. به سمت جاهایی می‌رویم که اصلا به سینمای بدنه ربطی ندارند، مثل شیراز، اصفهان، بابل، که رونقی باورنکردنی دارند. ما تنها دو سانس در اختیار هنروتجربه گذاشتیم و بقیه سانس‌ها در اختیار سینمای عام فرهنگی است که استقبال بسیار خوبی هم اتفاق افتاده. نکته‌ای که آقای سرتیپی اشاره کردند، درست است. هنروتجربه بعد از دو سال که آدرس محتوایی خودش را به اثبات رسانده، حالا باید به سمت آدرس جغرافیایی برود. یعنی پاتوقی که دارد شکل می‌گیرد، کاملا معرفی کند و اگر کسی می‌خواهد ورود پیدا کند، بتواند به آدرس مشخصی مراجعه کند. الان داریم امکانی فراهم می‌کنیم که تعدادی از کافی شاپ‌ها سالن‌های ۱۰ یا ۲۰ نفره برای نمایش فیلم‌ها داشته باشند. حالا می‌خواهیم کسب و کار خرد را به مکان ببریم.

بعد از عملی شدن این طرح‌ها، ممکن است این چشم‌انداز وجود داشته باشد که بشود سوبسید را حذف کرد یا به حداقل رساند؟
علم‌الهدی:
نه. ما که جلوتر از سینماهای اروپا نیستیم. حدود ۱۰ درصد از سالن‌های فرانسه در اختیار سینمای هنروتجربه است. همین امروز اگر دولت فرانسه بگوید دیگر سوبسید نمی‌دهد، هنروتجربه کامل بسته می‌شود. اگر به‌دنبال اقتصادی کردن هنروتجربه باشیم، به نظرم آدرس اشتباهی است. هنروتجربه نمی‌تواند اقتصادی شود، چون در اقلیت و محدود است.

الان چقدر از بودجه سینمایی به هنروتجربه اختصاص دارد؟
علم‌الهدی: از صدوپنجاه میلیارد تومان بودجه سینمایی کشور، دو میلیارد به هنروتجربه اختصاص داده می‌شود.

به نظرتان آیا این بودجه منطقی است؟
علم‌الهدی: چیزی کمتر از دو درصد کل بودجه سینمایی کشور است. این بودجه تنها پول ساخت یک فیلم سینمایی است. به نظرم مدرن‌ترین روش سوبسید به سینمای ایران، در هنروتجربه اتفاق می‌افتد. ما به کسی پولی نمی‌دهیم، می‌گوییم با همین هزارودویست صندلی برو به حوزه رقابت، هر چقدر توانستی بفروش.

علی سرتیپی

با این نگاه، شاید برخی فیلم‌سازها بدعادت بشوند و جذب این روش از فیلم‌سازی بشوند. یعنی فیلم ارزان می‌سازند و به هنروتجربه می‌دهند.
علم‌الهدی: اگر فیلم ارزان بسازند و مورد استقبال مخاطب هنروتجربه قرار بگیرد، چه ایرادی دارد؟ به غیر از آمریکا نهضتی در سینمای دنیا جریان دارد به نام نهضت ارزان‌سازی. سینمای ایران در خیلی از موارد از نظر تولید بی‌خودی گران است. فیلمی برای ما آوردند به نام «چهارشنبه»‌. کاری ندارم که شهاب حسینی برای این فیلم پول نگرفت؛ حدود صدمیلیون تومان هزینه تولید این فیلم بود. تا الان در اکران سیصد میلیون تومان فروخته و رایت ویدیویی‌اش را هم دویست‌وپنجاه میلیون تومان فروخته. چه ایرادی دارد فیلم بعدی‌اش را هم این‌طور بسازد؟ ما پولی به او نمی‌دهیم که بدعادت بشود. تولیدکننده‌ای بدعادت می‌شود که از دولت پول بگیرد و کاری به توزیع نداشته باشد که نمونه‌هایش در تاریخ سینمای ایران فراوان است، مخصوصا در سه دهه گذشته. اتفاقا یکی از سیاست‌های غیرمحسوس ما این است که داریم نیروی انسانی سینمای ایران را سرند می‌کنیم. یادمان باشد خیلی‌ها اشتباه آمده‌اند. در سه دهه گذشته جایی نبوده که یک‌سری از آدم‌ها متوجه شوند راه را درست رفته‌اند یا غلط. ما برای این افراد مثل یک آزمایشگاه عمل می‌کنیم. این‌ها وارد چرخه صدوبیست هزار صندلی نمی‌شوند؛ وارد عرصه هزارودویست صندلی می‌شوند و خودشان را محک می‌زنند. دو حالت دارد؛ یا می‌گویند فیلم‌مان را سوزاندی و نفروخت، که در این مواقع می‌گویم ان شاءالله فیلم بعدی‌ات را ببینیم. من می‌دانم او می‌رود و دیگر فیلم‌سازی نمی‌کند. طیف دیگری هم داریم که می‌دانند در فضای اکران تجاری امکان نمایش پیدا نمی‌کنند. می‌گویند می‌دانستم در سینمای تجاری امکان نمایش پیدا نمی‌کنم، اما میلیاردها تومان در همین هزارودویست صندلی تجربه کسب کرده‌ام؛ حالا می‌دانم فیلم بعدی‌ام را چطور بسازم که یا بتوانم با طیف بیشتری از مخاطبان ارتباط برقرار کنم، یا از نظر کلاس هنری و تجربی به رده‌های بالاتری وارد شوم. اتفاقا این اثری است که با هیچ مکانیسم مالی‌ای نمی‌توانید پیدا کنید. کم‌کم این بچه‌ها بلوغ پیدا می‌کنند و به جای این که ظرفیت سینمای تجاری را بگیرند، در این‌جا ظرفیت اصلی خودشان را نشان می‌دهند.

در سینمای تجاری گاهی فیلم‌هایی داریم که حتی از بعضی از فیلم‌های هنروتجربه کمتر می‌فروشند.
سرتیپی
:‌ نمونه‌اش فیلم «سایه» است یا «دوازده صندلی». این‌ها فیلم‌هایی هستند که ظرفیت سینما را اشغال می‌کنند و به قول معروف نه دنیا دارند، نه آخرت. متاسفانه کارگردان هم فکر می‌کند بهترین فیلم دنیا را ساخته و حق فیلمش خورده می‌شود. این یک مشکل اساسی است.

علم‌الهدی: اشتباهی که بر خلاف تمام نقاط دنیا این‌جا دارد رخ می‌دهد، این است که سالی حدود صد تا صدوبیست پروانه ساخت صادر می‌کنند. به این معنا که سینمای ایران باید سالی صد تا صدوبیست فیلم نمایش بدهد. در صورتی که هیچ جای دنیا تعداد فیلم تولیدی با تعداد فیلمی که اکران می‌شود، یکی نیست. از ششصدوپنجاه فیلمی که در آمریکا تولید می‌شود، نهایتا دویست فیلم اکران می‌شود. بقیه فیلم‌ها به جاهای دیگری می‌روند.

سرتیپی: قبلا همه فکر می‌کردند هر فیلمی می‌سازند، باید اکران شود. الان فضایی به وجود آمده که می‌شود به اکران غیرگسترده فکر کرد. حتی می‌شود فیلم را اکران نکرد و فقط به نمایش خانگی فکر کرد. شاید یک فیلم‌ساز دوست داشته فیلمی بسازد؛ این هزینه دوست داشتن او را که نباید سینمادار پرداخت کند. کاری که برای سینمای کودک انجام شده، این است که از ۴۰ فیلمی که فارابی ساخته، پنج یا شش تای آن با ارفاق اکران می‌شود و بقیه می‌مانند تا در جاهای دیگر عرضه شوند. بارها گفته‌ام سازوکار تولید ما شبیه قیف است؛ هر چه داخلش می‌‌رود، پروانه می‌گیرد. سر این قیف باید بسته شود، چون ظرفیت اکران این‌ها را نداریم. الان در شرایط بحرانی هستیم. اتفاقی افتاد به اسم مجتمع کورش، که نقطه عطف بزرگی در سینمای ایران به وجود آورد. اگر امسال و سال آینده بتوانیم وضعیت فروش را به شکلی که الان هست، حفظ کنیم، انقلاب عظیم ساخت سالن در ایران به‌پا می‌شود و مجتمع‌های زیادی ساخته می‌شوند. اگر سینما را دوست داریم، باید این وضعیت را حفظ کنیم.

امکان دارد سوبسیدی که به این بخش تعلق می‌گیرد، سودآوری‌اش در جای دیگر مثل مشاغل جانبی و رایت‌های دیگر مانند تلویزیون و نمایش خانگی به ثمر برسد؟ یعنی ممکن است چرخه اقتصادی که آن طرف شکل می‌گیرد، از چرخه اقتصادی اکران بالا بزند؟
سرتیپی
: چیزی داریم به نام ارزش افزوده. گاهی اوقات ارزش افزوده‌ای که در سینما داریم، از خود سالن بیشتر است. مثلا بوفه‌ها و اتفاقات دیگر ممکن است ارزش افزوده بیشتری ایجاد کنند. هنروتجربه هم به نظرم ارزش افزوده‌اش از خودش بیشتر است.

یعنی از سوبسید بالاتر می‌رود؟
سرتیپی: قطعا. ما فقط فروش خود سالن سینما را نگاه نمی‌کنیم. ولی بالاخره هنروتجربه بعد از دو سال باید پوست بیندازد و مسیرش را مشخص کند.

علی حق: در این مواقع می‌گویند به‌صورت تصاعد حسابی یارانه اضافه می‌شود و از آن طرف اثرش مثل تصاعد هندسی است. به دلیل تکثری که در بخش‌های مختلف دارد با شیب بیشتری جهش می‌کند.

پس چرخه اقتصادی که این طرف اتفاق می‌افتد با فاصله زیاد می‌تواند از سوبسید بالاتر برود.
علی حق
: قطعا همین‌طور است. ساده‌ترین مثالش همین است؛ وقتی تنها می‌روید سینما چقدر هزینه می‌کنید، وقتی دو نفری می‌روید چقدر، و وقتی چهار نفری می‌روید چقدر. این کاملا خودش را در مشاغل جانبی نشان می‌دهد.

علی سرتیپی:چیزی داریم به نام ارزش افزوده. گاهی اوقات ارزش افزوده‌ای که در سینما داریم، از خود سالن بیشتر است. مثلا بوفه‌ها و اتفاقات دیگر ممکن است ارزش افزوده بیشتری ایجاد کنند. هنروتجربه هم به نظرم ارزش افزوده‌اش از خودش بیشتر است

این شاید برای کسانی که آشنایی سطحی دارند، نتیجه جالبی باشد که بر خلاف این که به نظر می‌رسد دولت پولی می‌دهد و دور می‌ریزد، اتفاقا چرخه اقتصادی و رونق ایجاد می‌کند.
علی حق: وقتی علمای سینما می‌گویند با هم فیلم دیدن یک فرهنگ است و موثر است، بخشی از تاثیراتش همین مساله است.

چطور می‌شود این چرخه را رونق بیشتری داد و تا کجا می‌شود رشد آن را پیش برد؟ می خواهم ببینم اگر راه کارهای اقتصادی مشخصی برای این اتفاق وجود دارد، سقف رشدش چقدر است؟
علی حق: بخشی از آن برمی‌گردد به این که چقدر به این مراکز آزادی بدهیم. اگر اجازه بدهند چنین محافلی راه بیافتد و آزادتر بگذارند، قطعا جای رشد زیادی خواهد داشت، چون بحث کافه‌نشینی دارد گسترش پیدا می‌کند. اگر بتواند تبدیل به کافه فیلم بشود، تاثیرگذارتر می‌شود. حتی فرهنگ کافه‌نشینی ما دارد شکل پاتوق و محفل و قشریت خودش را پیدا می‌کند.

آقای علم الهدی! به نظر شما که با مواضع سینمایی دولت آشناترید، امکان این اتفاق سهل است؟
علم‌الهدی: در دو سال گذشته خیلی‌ها سینمای هنروتجربه را به معنای سینمای ممیزی می‌شناختند. الان سعه صدر دولت و حاکمیت بالاتر رفته.

وقتی در مورد کسب وکار خُرد صحبت می‌کنیم، می‌توانیم در همین میزگرد و توی مجله اعلام کنیم: کسانی که کافه دارند، برای پخش فیلم‌های هنروتجربه به شما مراجعه کنند؟
علم‌الهدی: بله. چند پیشنهاد هم داده شده تا این اتفاق بیافتد. الان داریم با ارشاد هم صحبت می‌کنیم تا همان‌طور که در حوزه تولید، کسب وکار خُرد شکل گرفت، حالا در حوزه خدمات‌دهی و نمایش هم این امکان را ایجاد کنیم تا تعداد دسترسی به سالن‌ها بیش‌تر شود. ما الان پنج سالن داریم و شاید بعد از این اتفاق تبدیل به ۵۰ سالن شود. این یعنی طیف اقتصادی گسترده‌تر و چرخه اقتصادی بهتر. ولی یادمان باشد ما فعلا عمر دو ساله داریم. در این مدت، مخصوصا در حوزه فرهنگ داریم وارد تغییر ذائقه می‌شویم. ایرانی ها سخت‌ترین مردم در حوزه تغییر ذائقه هستند. به نظرم سه‌چهار سال دیگر زمان نیاز داریم تا تغییراتی را که مد نظر است، ایجاد کنیم و به اثرات هنروتجربه برسیم. همین که طیف سینمای بدنه این سینما را پذیرفته، چند قدم جلوتر رفته‌ایم. این چیزی بود که اصلا نمی‌پذیرفتند، در صورتی که نمی‌دانستند این نیروی جوانی که هم با استعداد است و هم تعدادشان زیاد است، آینده سینما را تضمین می‌کنند.

الان مخالفت‌ها کمتر شده؟
علم‌الهدی: قطعا کمتر شده. البته به یک‌سری از بحث‌های سیاسی عادت کرده‌ایم. ولی برای ارزیابی درست یک فعالیت فرهنگی دو سال زمان کافی نیست. با این که در دو سال، حرکت‌هایمان روبه‌جلو بوده، ولی واقعا در حوزه فرهنگ، فعالیت ها ۱۰ سال دیگر اثرات اصلی خودشان را نشان می‌دهند. دو سال پیش که گروه «هنروتجربه» را راه‌اندازی کردیم، جایی که الان ایستاده‌ایم برای خودمان هم جزو محالات بود. بعضی‌ها ممکن است در ظاهر مخالفت کنند، ولی در باطن می‌پذیرند که سینمای هنروتجربه الان تبدیل به یک برند سینمای متفاوت شده. ولی تا اطلاع ثانوی به سوبسید دولت نیاز داریم، چون سینمای ایران عملا به دولت وابسته است. علی‌رغم این که خیلی‌ها پز این را می‌دهند که ما با دولت کاری نداریم، ولی همه حساب و کتاب‌هایشان با دولت در یک کاسه است. سینمای عام ایران نمی‌تواند از دولت جدا شود، چه برسد به ما که سینمای خاص هستیم. تمام این‌هایی که می‌گویند بازترین سینمای دنیا سینمای آمریکاست، باید معافیت‌های مالیاتی را ببینند و متوجه شوند دولت چطور پشت سینمایش ایستاده. ارتش، نیروی نظامی، وزارت امور خارجه و… همه در اختیار سینمای آمریکا هستند.

علی حق:‌ ما دائم روی درآمد این قضیه بحث می‌کنیم، اما در اقتصاد، درآمد و هزینه دو سوی یک جریانند. شاید بعضی از فیلم‌ها که با رقم کم تولید می‌شوند و این جا خودشان را تست می‌زنند، باعث شوند از هزینه بزرگ‌تری جلوگیری کنیم. مثلا یک کارگردان شاید بر اثر ارتباطاتی که دارد، برای سوژه‌اش یک بودجه میلیاردی از حوزه هنری بگیرد و تولید کند. وارد سینمای بدنه شود، کلی هم سینما بگیرد، اما هیچ اتفاقی نیافتد و این هزینه برنگردد. اما هنروتجربه فرصتی است که وقتی کارگردانی نام و نشانی ندارد، اول خودش را تست می‌کند، بعد شروع به فیلم‌سازی در عرصه‌های گسترده‌تر می‌کند.

علم‌الهدی: سینمای هنروتجربه در آینده بیشتر باعث ارتقای کیفی سینمای تجاری خواهد شد. چون همه عوامل آینده سینمای ایران، الان این‌جا کار می‌کنند. اول با بودجه اندک خودشان کار را شروع می‌کنند، بعد که جلوتر می‌روند، می‌دانند باید چگونه هزینه و تولید کنند. البته عده‌ای هم در این فضا می‌مانند، چون اصلا نمی‌خواهند وارد فضای سینمای بدنه شوند. مثل همه جای دنیا که سینمای هنری اصلا نگاهی به سینمای تجاری ندارد. از این همه فیلم‌های پرفروش، بالاخره «هامون» است که به یادها می‌ماند. فیلمی به یاد می‌ماند که بعد هنری‌اش قوی‌تر از بعد تجاری است. بعد تجاری موجی است که بعد از یک سال تمام می‌شود. بعضی‌ها سینمای هنروتجربه را با پول حساب و کتاب نمی‌کنند، بلکه با ماندگاری در ذهن‌ها برایش اهمیت قائل می‌شوند. به همین دلیل اثرات نامشهودش خیلی بیشتر از اثرات اقتصادی است.

کسانی که گفتید ممکن است در این فضا بمانند، درواقع «هنروتجربه» برایشان تبدیل به یک شغل می‌شود و فیلم می‌سازند تا در این گروه اکران شود.
علم‌الهدی:
این اتفاق می‌افتد و طیف زیادی هم هستند.

یعنی شما در «هنر و تجربه» بدون این که پولی برای تولید بپردازید، به تولید رونق می دهید.
علم‌الهدی:
بله درست است. عمده بچه‌ها با پول‌‌های بسیار کم این فیلم‌ها را می‌سازند. خیلی بخواهند هزینه کنند، چیزی حدود سیصد تومان می‌شود که این مبلغ در سینما شوخی‌ای بیش نیست. اما با همین میزانِ کم سرمایه، صد تومان از اکران به دست می‌‌آورد، صد تومان از نمایش خانگی، صد تومان از تلویزیون، و ممکن است در چند جشنواره شرکت کند، و به این صورت حتی بیشتر از میزانی که هزینه کرده، به او برمی‌گردد.

خیلی از این‌ها حتی فروش‌شان چند برابر هزینه تولید است؛ حتی با این که فروش کمی دارند.
علم‌الهدی
: این سینما به‌شدت سودده است. شاید از نظر مبالغ میلیاردی سودده نباشد، اما از نظر برداشت سود بیش از هزینه تولید کاملا سودده است.

علی حق: عددش بزرگ نیست، اما درصدش بالاست.

عکس:یاسمن ظهورطلب

نسخه pdf ماهنامه شماره ۳۰ هنروتجربه