هنروتجربه- کامبیز حضرتی: نشست نقد و بررسی فیلم«گِشر» ساخته وحید وکیلی‌فر روز یکشنبه ۲۵ مهر در خانه هنرمندان برگزار شد. در این نشست وحید وکیلی‌فر و ایلیا محمدی‌نیا منتقد سینما حضور داشتند.

وحید وکیلی‌فر برگزاری نشست‌های نقد و بررسی آثار سینمایی درگروه هنروتجربه را دلگرم کننده دانست و درباره فیلم «گشر»گفت: «فیلم‌نامه «گشر» پیش از شروع فیلم‌برداری مدون شده بود اما به مروز زمان و هرچه جلوتر رفتیم، نقش فیلم‌نامه کمرنگ شد تا به چیزی برسد که ارتباط مستقیمی با زیست کارگرهای عسلویه داشته باشد. ما در این فیلم زندگی افرادی که در لوله‌های پایشگاه زندگی می‌کردند را به تصویر کشیدیم. این افراد کارگران روزمزدی هستند که خارج از نظام کارگری و استخدام عسلویه زندگی می‌کنند.»

او درباره معنای این فیلم، توضیح داد: ««گشر» در زبان محلی به یک موجود آبزی لزج و نرمی گفته می‌شود که به صخره‌های نزدیک ساحل می‌چسبد. این موجود در ابتدا بسیار آسیب پذیر است اما به مرور پوسه سختی به دور خودش می‌تند که از او حفاظت می‌کند. در اصطلاح محلی به هر چیز تیز، برنده و مقاوم گشر گفته می‌شود.»

برنده جایزه «هوبرت بال فاند» از جشنواره بین‌المللی فیلم «روتردام» هلند، افزود: «در این فیلم داستان زندگی آدم‌هایی را می‌بینیم که در یک محیط خشن و زمخت زندگی می‌کنند و علیرغم آسیب‌ها و مشکلات سعی می‌کنند از وجود خودشان حفاظت کنند.»

کارگردان فیلم «تابور» درباره وفاداری مستندگونه فیلم به زندگی واقعی، توضیح داد: «آدم‌های«گشر» واقعی هستند اما به دلیل این که مخاطب این افراد را چندان نمی‌شناسد نیاز به معرفی طولانی‌تری در فیلم احساس می‌شود. فیلم از میانه وارد فضای زندگی آدم‌ها می‌شود و پس و پیش آن را نشان نمی‌دهد. قرار نیست در این فیلم قصه‌ای گفته شود بلکه ما براساس پرتره کارکترها جلو می‌رویم. وقتی قرار است حالتی از مستند در فیلم وجود داشته باشد قاعدتا شناخت هر آدمی در جهان واقعی زمان می‌برد و مخاطب باید صبورتر باشد.»

او در ادامه پیرامون عدم بهره‌گیری از بازیگران چهره و شناخته شده، عنوان کرد: «در فیلم «گشر» با آدم‌هایی مواجه هستیم که برای اولین‌بار آن‌ها را روی پرده می‌بینیم و هرکدامشان زندگی منحصربه فردی دارند. قصد من این نبود که فیلم متعارف و مرسومی به شیوه رایج  بسازم. هنگام  ساختن این فیلم جوان‌تر بودم و فکر نمی‌کردم بتوانم گروه خیلی بزرگی را هدایت کنم و با بازیگرهای سینمایی کنار بیایم. علاوه بر این در صورت استفاده از بازیگران شناخته شده، به روحی که در فیلم وجود دارد، نمی‌رسیدیم. به عنوان مثال دیدن یک بازیگر چهره در این لوله‌های زندگی کارگری باورپذیر نیست و فیلم از هدفش دور می‌شود. همیشه رویای مستقل بودن را داشته‌ام و نتیجه این کار حتی از نظر تولیدی برای خودم شیرین بود.»

کارگردان فیلم«یونس» تحلیل برخی منتقدان از آثار سینمایی را فاقد توجه به قواعد و قراردادهای سینمایی دانست:« فکر می‌کنم هر اثر هنری مختصات خودش را دارد و باید براساس قواعد آن جنس از سینما به آن اثر نگاه کنیم. سینما شکل‌های روایی متعددی با قواعد مخصوص به خودش دارد اما متاسفانه ما در ایران براساس یک الگوی مشخص به سراغ فیلم‌ها می‌رویم. در واقع یک شابلون داریم که می‌خواهیم ببینیم انواع  فیلم‌ها با آن الگو مطابقت دارد یا ندارد.»

وکیلی فر در ادامه افزود: « تجربه زیادی در برخورد با مخاطبان داخل کشور ندارم. منتقد و مخاطب سینما در خارج از کشور وارد مسائل توضیحی فیلم نمی‌شود چون سینما متعلق به آن‌ها است و می‌دانند چه طور باید با فیلم روبه‌رو شوند.»

وحید وکیلی فر

او ذات سینما را تصویر دانست و گفت: «فیلم قبلی من «تابور» حدود ۵ هزار تماشاگر داشت اما «گشر» بعد از گذشت دوماه حدود هزار مخاطب داشته است. آن‌هم در شرایطی که این فیلم موضوع سهل‌الوصول‌تری دارد. دلیل آن شاید این است که ما به این فرم سینمایی عادت نکرده‌ایم .زبان سینما است که فیلم‌های من را برای مخاطب سخت کرده و نه محتوای آن. اگر فیلم‌نامه «۵۰ کیلو آلبالو» را به من بدهید از آن فیلمی مثل «گشر» درمی‌آورم.»

این کارگردان هم‌چنین از  عدم توجه دانشجویان سینما به آثار تجربی انتقاد کرد:« هر هنرمندی باید فیلم را در درجه اول برای خودش بسازد. آدم‌هایی که تفکراتی از جنس من داشته باشند می‌توانند با فیلم ارتباط برقرار کنند. نمی‌دانم چرا هیچ اشتیاقی برای تماشای چنین فیلم‌هایی در بین دانشجویان سینمای کشور به‌وجود نمی‌آید .چرا این عزیزان به تماشای این فیلم‌ها نمی‌آیند؟زمانی که دانشجو بودم قرار بود عباس کیارستمی به دانشگاه سوره بیاید اما دانشجویان علاقه نداشتند که در آن جلسه شرکت کنند و از قهوه و سیگارشان بگذرند. در حالی که دانشجویان دانشگاه میشیگان قدر کیارستمی را بهتر می‌دانستند.»

کارگردان فیلم کوتاه«هه وری» ضمن تجلیل از سینمای صامت، عنوان کرد:«آگاهانه به سازماندهی سکوت در فیلم‌هایم فکر نکرده‌ام و تصور می‌کنم بخشی از آن از دل فیلم‌ساز  و جهان ذهنی او می‌آید. در سینمای کیارستمی آدم‌ها از ابتدا تا انتهای فیلم حرف می‌زنند و فیلم برمبنای گفت‌وگو پیش می‌رود اما در سینمای تارکوفسکی گفت‌وگوی کمتری وجود دارد. به نظر من اقتضای قصه‌ است که فیلم را پیش می‌برد.»

وکیلی‌فر در بخش دیگری از صحبت‌هایش نشست‌های نقد و بررسی هنروتجربه را محل رویارویی منتقد، مخاطب و سینماگر دانست و بیان کرد: « مشکل ژورنالیسم ما این است که به چنین جلساتی به شکل محاکمه نگاه می‌کنند.در این حالت فیلم‌ساز متهم ردیف اول است و مخاطبان اعضای هیات منصفه.من به دوستانم در گروه هنروتجربه از روی علاقه‌ای که به آن‌ها دارم بسیار انتقاد کرده‌ام. اما به نظر من مهم‌ترین مشکل این است که مخاطبان این نوع سینما را تربیت نکرده‌ایم.»

او در ادامه این نشست مستندسازی را سخت‌ترین شیوه فیلم‌سازی خواند و یادآور شد: «تا همین اواخر جرات ساختن فیلم مستند را نداشتم. در زمان ساخت «گشر» قصه‌ای داشتم و دوست داشتم که آن را با زندگی واقعی افراد از طبقه کارگر مخلوط کنم. همین امروز می‌شود به عسلویه رفت و ده‌ها مستند درجه اول ساخت،نمی‌دانم چرا مستندسازها به سراغ این منطقه نمی‌روند؟ در عسلویه  فاجعه‌ای انسانی در جریان است که «گشر» در برابر آن  مثل یک عروسی می‌ماند. این فجایع در فیلم‌نامه اولیه من هم وجود داشت اما آن امید و سکونی که درون آدم‌ها وجود داشت، بر فیلم غلبه کرد.»

او موضوعات فیلم را جهان‌شمول و کلی عنوان کرد: «این فیلم در چند پلان با ممیزی مواجه شد که در حدود یک دقیقه از زمان فیلم را شامل می‌شد. بیشتر این ممیزی‌ها درباره موسیقی و صدای خواننده‌های  قدیمی ترک و عرب بود. ما ناچار شدیم که این بخش‌ها را ازنو صداگذاری کنیم  و موسیقی را عوض کنیم.»

گشر -خانه هنرمندان

در ادامه این نشست نوبت به ایلیا محمدی‌نیا رسید تا درباره فیلم «گشر» صحبت کند. او این فیلم را پرتره‌ای جذاب با تصاویری زیبا توصیف و تاکید کرد:«این فیلم ولی قصه کم رنگی دارد و  معرفی کارکترها طولانی است به طوری که مخاطب دچار خستگی و بی‌حوصلگی می‌شود.انتظار ما از فیلمی که به سینمای مستند تنه می‌زند این است که درام آن پررنگ‌تر باشد. درام مختصات خاص خودش را دارد و به نظر من کارگردان«گشر» تعمدا به سراغ قواعد درام نمی‌رود و به دنبال این نیست که با نشان‌دادن وضعیت اسفبار کارگران اشک مخاطب را دربیاورد.»

او فیلم را برشی از زندگی آدم‌های فراموش شده دانست:«گشر یک فیلم شریف محسوب می‌شود و در واقع فیلم تلخی است اما این تلخی توی ذوق مخاطب نمی‌زند و حتی او را به فکر وادار می‌کند. چه طور می‌شود در سرزمینی که پر از نفت و گاز است، «قباد» نگران نفت مصرفی خانواده‌اش است؟ چطور می‌شود آدم‌هایی که در جغرافیای عسلویه قرار دارند انگار متعلق به جهان دیگری هستند و برایشان مهم نیست که ما به انرژی هسته‌ای دست پیدا کرده‌ایم یا نکرده‌ایم؟ تمام هم و غم آن‌ها این است که شامی فراهم کنند تا جلو مهمان‌شان بگذارند.البته درعین‌حالی که فیلم فضای تلخی دارد اما آدم‌ها امیدوار هستند و تلاش دارند پوسته خودشان را بشکنند تا وارد جهان دیگری شوند. این جهان تازه برای مخاطب فیلم دنیای عجیب و غریبی نیست اما این دنیا برای خود کارکترها اهمیت ویژه‌ای دارد.»

محمدی‌نیا با اشاره به این تکته که پیام «گشر» جهانی است، عنوان کرد: «کارگردان در تمامی سکانس‌ها با نورپردازی خاصی به حضور زنی که شوهرش را طی یک حادثه از دست داده، می‌پردازد.در تمام این سکانس‌ها نور کمی وجود دارد.در واقع  کارگردان برای کاراکترهایش حریمی قائل می‌شود که بسیار ارزشمند است.»

او در بخش دیگری از صحبت‌هایش تشکیل گروه هنروتجربه را یک اتفاق میمون در سینمای کشور خواند و درباره برگزاری نشست‌های نقدوبررسی گفت:«پیش از این، چنین نشست‌هایی در سینمای ما وجود نداشت. مثلا نشست‌های بعد از اکران فیلم در جشنواره فیلم فجر جلساتی صرفا خبری است و قرار است که اطلاعات کلی را از دست اندرکاران به مخاطبان انتقال دهداما جلسات هنروتجربه اتفاق نویی در سینمای ما است.» البته انتقادهایی هم به فیلم‌های نمایش داده شده در این گروه داشت:«گروه هنروتجربه در حال آزمون و خطا است و بعضی از فیلم‌های آن در حد و اندازه‌ای نیست که اصلا روی پرده را به خود ببیند. این گروه سینمایی پایگاه خوبی برای سینماگران تجربی و مستقل است اما باید در این زمینه آسیب‌شناسی صورت بگیرد تا ما شاهد این نباشیم که فیلم‌هایی که به هر دلیلی از اکران بازمی‌مانند در این گروه نمایش داشته باشند.حتی نباید به این فیلم‌ها به اندازه سایر فیلم‌ها زمان و سالن نمایش اختصاص داد. فیلم‌های گروه هنروتجربه باید از نظر ساختاری رتبه‌بندی شوند.البته به حسن نیت مدیران این گروه هیچ شکی ندارم و امیدوارم نهال هنروتجربه درخت تنومندی در سینما کشور شود.»