هنر و تجربه، رضا حسینی: فیشر استیونز که یک بازیگر توانمند در ایفای نقش‌های مکمل است و عنوان‌هایی مانند «اتصال کوتاه» (جان بدهام، ۱۹۸۶) و «هتل بزرگ بوداپست» (وس اندرسن، ۲۰۱۴) را در کارنامه دارد، در سال‌های اخیر به‌شدت علاقه‌مند شده است که تغییرهای آب‌وهوای کره زمین و عواقبی را که برای بشر در پی خواهد داشت را به دیگران گوشزد کند. او که سال گذشته تهیه‌کنندگی مستند نامزد اسکاری با نام «انقراض شتاب‌گیرنده» (Racing Extinction) (لویی سیهویوس) را بر عهده داشت، امسال خودش با جدیدترین فیلمش در مقام کارگردان با عنوان «پیش از سیل» به جشنواره فیلم تورنتو رفت و خون همه را به جوش آورد! لئوناردو دی‌کاپریو راوی و شخصیت مرکزی این مستند است که پیرامون زیان‌های گرم شدن دمای زمین و شرایط آخرالزمانی توضیح می‌دهد که ممکن است برای همه‌ی مردمان این کره خاکی به وجود بیاید، اگر به‌سرعت همه وارد عمل نشوند و برای جلوگیری از این فاجعه اقدام نکنند. استیونز در این باره می‌گوید تأثیر گرم شدن زمین بر حشرات خودش می‌تواند سوژه‌ یک فیلم مستقل باشد، به‌خصوص با در نظر گرفتن شیوع ویروس زیکا. در گفت‌وگویی که در پیش رو دارید، فیشر استیونز داوطلبانه با مت فِیگرهولم از سایت «راجرایبرت‌دات‌کام» صحبت کرده و به جنبه‌ها و موضوع‌های مختلفی درباره فیلم پرداخته است.

فیلم شما در واقع ادامه‌ی ضروری گفت‌وگویی است که یک دهه پیش با «حقیقت ناخوشایند» اثر دیویس گوگنهایم به راه افتاد.

به همین خاطر می‌خواستیم این فیلم را بسازیم. همان طور که لئو (لئوناردو دی‌کاپریو) می‌گوید، ال گور توجه او را به این موضوع جلب کرد. آن فیلم نقطه‌ی عطفی را در زندگی گور ثبت کرد و او واقعاً این مسأله‌ی مهم را به موضوع روز بدل کرد؛ از این نظر، این فیلم هم لحظه‌ای است در زندگی لئو. او این موضوع را درک نمی‌کند که چرا ما توجه بیش‌تری به تغییرهای آب‌وهوای زمین نمی‌کنیم و او به‌سادگی دیگران نمی‌تواند این بی‌تفاوتی را تحمل کند. لئو حالا به‌واسطه‌ی شهرت و محبوبیت گسترده‌اش، تریبون خوبی در اختیار دارد. او یکی از معدود آدم‌هایی است که می‌تواند این مسأله و اهمیت دادن به آن را گرم نگه دارد و توجه‌های بیش‌تری را معطوف آن کند. اگر او را بشناسید می‌دانید که چرا این حرف را می‌زنم؛ او شخصیت سحرآمیزی دارد. در زمینه‌ی فیلم‌سازی تنها مشابهت فیلم ما به «حقیقت ناخوشایند» این است که می‌خواستیم با لئو همراه شویم و خیلی شخصی به این مقوله بپردازیم؛ و فکر می‌کنم فیلم ما حتی شخصی‌تر هم از کار درآمده است. او در فیلم به تقصیرهای خودش اعتراف می‌کند و در جریان گفت‌وگویش با فعال محیط‌زیست هندی، سونیتا نارین، بی‌تردید می‌توان بار گناه را بر دوش او احساس کرد.

لئو حقیقتاً وقتی سونیتا نارین با او درباره ریاکاری آمریکایی صحبت می‌کند، گاردی ندارد؟

سونیتا زن فوق‌العاده‌ای است. او در کشورش یک مبارز و فعال واقعی در زمینه‌ی حفظ محیط زیست است و یک سازمان غیردولتی (NGO) را اداره می‌کند که میزان مصرف در کشورهای مختلف را بررسی می‌کند. وقتی او نظرهایش درباره آمریکا را می‌گوید، لئو موافق اوست و بعدش هم از سهم خودش در تولید دی‌اکسید کربن می‌گوید. ما باید در جایی از فیلم به چنین چیزی می‌رسیدیم و من شیفته‌ی روش لئو در طرح آن هستم. در ضمن می‌خواستیم فیلم تا جایی که ممکن است احساسی شود. ترنت رزنر، آتیکس راس، گوستاوو سانتائولالا و ماگ‌وای کمک‌های زیادی به من کردند و موسیقی متن‌شان برای فیلم واقعاً به من در رسیدن به حال‌وهوای احساسی که می‌خواستم کمک کرد.

لئوناردو دی‌کاپریو در فیلم به تقصیرهای خودش هم اعتراف می‌کند و در جریان گفت‌وگویش با فعال محیط‌زیست هندی، سونیتا نارین، بی‌تردید می‌توان بار گناه را بر دوش او احساس کرد

برقراری توازن میان حضور لئو در فیلم و مسائلی که می‌خواستید بررسی کنید، چالش‌برانگیز بود؟

ده روز در جنگل‌های بارانی اکوادور بدون لئو فیلم‌برداری کردیم و نتوانستیم بدون حضور او فیلم را به‌درستی پیش ببریم و به نتیجه‌ی دلخواه‌مان برسیم. سعی کردیم از صدای او به عنوان راوی استفاده کنیم اما به این نتیجه رسیدیم که فیلم باید درباره سفر او باشد. چالش‌برانگیز بود چون مکان‌های دیگری هم هستند که می‌خواستیم برویم و در آن صورت حتی می‌توانستیم یک مجموعه‌ی دوبخشی بسازیم اما هدف‌مان ساختن یک فیلم بود. ما دنبال یک تجربه‌ی سینمایی بودیم که فکر می‌کنم این موضوع از شیوه‌ی فیلم‌برداری و موسیقی متن فیلم برمی‌آید و در ضمن یک ستاره‌ی سینما هم در مرکز فیلم قرار دارد.

before-the-flood_poster

«تایتانیک» برای من حکم استعاره‌ی تمام‌عیاری از غرق شدن بشر در بادسری و غرور خودش را دارد که در آن آدم‌های فقیر و بی‌نوا اولین کسانی هستند که به زیر آب می‌روند.

ما لحظه‌ای درباره این موضوع حرف زدیم اما به دلایلی از آن صرف نظر کردیم. لئو خیلی شجاع است و همان طور که در فیلم خواهید دید خیلی مورد توهین  راست‌گرایان قرار می‌گیرد. لازم نبود او این کار را انجام دهد و من واقعاً سرسختی او در ادامه‌ی مسیر را ستایش می‌کنم. اما او اهمیتی به این موضوع نمی‌دهد چون  آن چیزی که برایش مهم است رساندن و پخش پیام این فیلم به عموم مردم است.

اگر یکی مثل دانلد ترامپ انتخاب شود، با توجه به سوابق و آن‌چه از او دیده‌ایم، بی‌تردید سیاره‌ی ما هم زودتر در آتش خواهد سوخت. ما باید آدم‌هایی را که به اهمیت تغییرهای آب‌وهوا باور ندارند از دور خارج کنیم

عنوان فیلم در جشنواره فیلم تورنتو «نقطه‌ی عطف» (The Turning Point) بود.

بله. بعد از آن در جریان افزودن و کار دوباره روی صدای راوی بود که به عنوان‌های دیگری فکر کردیم و در نهایت با اشاره‌ی لئو به عنوان فعلی رسیدیم؛ که عنوان آلبوم فوق‌العاده‌ای از باب دیلن از سال ۱۹۷۴ هم هست.

چه زمانی تصمیم گرفتید در فیلم با اوباما هم مصاحبه کنید؟

همیشه می‌خواستیم این اتفاق بیفتد. او در طول چهار سال ابتدایی ریاستش هیچ کاری در زمینه‌ی تغییرهای آب‌وهوا انجام نداد اما پس از آن خیلی فعال شد. او باعث توافق پاریس در این رابطه شد و خیلی جالب بود که می‌دیدیم در جریان ساختن این فیلم چه‌طور هر روز فعال‌تر می‌شود. برای من نزدیک به یک سال زمان برد تا بتوانیم آن گفت‌وگو را انجام دهیم. من نمی‌خواستم بشینیم و با او گفت‌وگو کنیم. برای همین قدم زدیم و صحبت کردیم. صحنه‌ی زیبایی است که آن را با سه دوربین گرفتیم. به هر حال ما این فیلم را به نشنال جئوگرافیک فروختیم و آن‌ها موافقت کردند که پیش از انتخابات آن را روی آنتن بفرستند؛ چون اگر یکی مثل دانلد ترامپ انتخاب شود، با توجه به سوابق و آن‌چه از او دیده‌ایم، بی‌تردید سیاره‌ی ما هم زودتر در آتش خواهد سوخت. ما باید آدم‌هایی را که به اهمیت تغییرهای آب‌وهوا باور ندارند از دور خارج کنیم.