هنروتجربه- کامبیز حضرتی: نشست نقد و بررسی فیلم«چاله» ساخته علی کریم روز یکشنبه ۱۶ آبان در خانه هنرمندان برگزار شد. در این نشست علی کریم، بهزاد مصلح تدوینگر و علی علایی منتقد سینما حضور داشتند.

علی علایی نشست را با صحبت درباره مرحوم محسن سیف منتقد پیشکسوت سینما آغاز کرد و اشاره داشت: «فیلم چاله پس از هشت سال به اکران رسید. در تیتراژ فیلم اسامی افرادی دیده می‌شد که از میان ما رفته‌اند. همان‌طور که محسن سیف از میان ما رفت. او مردی متواضع با تحمل بالا بود و ارزش قلم را به هیچ چیزی نفروخت. دوست دارم یاد او را در این سالن گرامی بداریم.»

او در ادامه با اشاره شیوه روایت‌پردازی در سینما عنوان کرد: «فیلم چاله یک روایت اصلی دارد که به خرده روایت‌های مختلف تقسیم شده است. چیدمان قصه‌ها در کنارهم روایت اصلی را می‌سازد. فیلم‌هایی که از خرده پیرنگ بهره می‌گیرند باید تنوعی از نظر رخدادها داشته باشند اما در این فیلم تیپ‌هایی مثل نماینده مجلس، نوازنده و… وجود دارند که به فیلم آسیب زده است. چون واکنش آن‌ها برای مخاطب قابل پیش‌بینی است.»

این منتقد با اشاره جسارت عباس کیارستمی در پرداختن به روایت خارج از قاب، بیان کرد: «روایت خارج از قاب در «چاله» اهمیت زیادی دارد و جهان بزرگ‌تری را می‌سازد که مخاطب با اینکه آن را نمی‌بیند اما می‌تواند به خوبی آن را درک کند. روایت خارج از قاب اتفاقا از سینمای ما آغاز شد و کیارستمی در «زیر درختان زیتون» آن را به کار برد. جسارتی که توجه کوئنتین تاراتینو را جلب کرد و او به کیارستمی گفت: از این تجربه در فیلم بعدی‌اش استفاده خواهد کرد.»

او در ادامه افزود: «وقتی فیلمی بخشی از رخدادهایش را به خارج از قاب منتقل می‌کند ناخودآگاه در فرآیندی می‌افتد که جهان خارج در بیرون از صحنه تعریف می‌شود. در «چاله» با اتفاق مهیبی مانند زلزله روبه‌رو هستیم که خارج از قاب است و فیلمساز برای اطوار فرمی به سراغ آن نرفته است. بلکه با نمادگرایی مجموع جهان را در خارج از قاب روایت کرده است. آن هم با سکانس-پلان‌های بدون تقطیع و میزانسن متحرک که برخلاف تصور ما کار بسیار سختی است.»

علی کریم-بهزاد مصلح -خانه هنرمندان

این منتقد با اشاره به مکتب کنش متقابل نمادین در جامعه‌شناسی، توضیح داد:«در این مکتب اشاره می‌شود که هر کنشی، کنش متقابلی را برمی‌انگیزد و ترکیب آن‌ها کنش متقابل نمادین را به وجود می‌آورد. در روایت کلاسیک از کنش و کنش متقابل نتیجه می‌گیرند اما کارگردانی مثل روبر برسون در فیلم «پول» کنش اولیه را انتخاب و روی آن تمرکز کرده و بقیه کنش‌ها را حذف می‌کند. او بدین طریق جامعه را تحت تاثیر قرار می‌دهد.»

علایی ضمن اشاره به نقدهای سینمایی ناروا نسبت به آثار هنری عنوان کرد: «متاسفانه صداوسیما به شخصی اجازه داده است تا بی‌ادبانه‌ترین الفاظ را به جای نقد به خورد دیگران بدهد. در این شرایط افراد جامعه فکر می‌کنند منتقد یعنی کسی که فیلم را می‌کوبد. این خشونت و استفاده از الفاظ کریه به فضای نقد ما آسیب زده است.»

در ادامه این نشست علی کریم درباره شرایط ساخت «چاله» صحبت کرد: «در این فیلم اصرار زیادی داشتم تا تاثیر یک فاجعه را بر روی کسانی ببینیم که خارج از آن اتفاق قرار دارند. به نظر من نشان دادن تلخی و مصیبت راحت ترین کار است اما نشان دادن تاثیرات و برداشت‌های متفاوت از آن واقعه هدف من بوده است. همان طور که کاراکتر فیلم می‌گوید؛ برای اینکه قضاوت بهتری از یک فاجعه داشته باشیم باید از آن فاصله بگیریم.»

او درباره شیوه شخصیت‌پردازی در فیلم توضیح داد: «تمام افرادی که پایشان به صحنه باز می‌شود برای کامل‌تر کردن شخصیت اصلی فیلم یعنی غلامرضا وارد قصه شده‌اند. انتخاب صحنه‌های مختلف انتخاب کارگردان است تا بتواند ذهنیاتش را بیرون بریزد. مثلا صحنه ریش تراشیدن در فیلم مثل یک آیین عزاداری است که بعد از این عمل شخصیت وارد فضای زندگی عمومی می‌شود. گروه نوازنده فیلم نیز آمده بودند تا عمق فاجعه را نشان دهند. من فکر می‌کنم در شرایط فاجعه اگر ما حتی یک قدم برداریم این کار وظیفه و سهم ما است.»

کارگردان فیلم«من از سپیده صبح بیزارم» درباره نشست‌های گروه هنروتجربه، گفت:« وقتی یک محفل نشست برگزار می‌کند طبیعتا از منتقدان و ژورنالیست‌های هم راستا با فیلم دعوت می‌کند. مبنای این انتخاب هم به سیاستگذاران آن برنامه‌ها برمی‌گردد. به نظر من از این کار گریزی هم نیست و این شکل برگزاری عادلانه‌تر است چون در همه جا به فیلم‌های ما حمله می‌شود. ما باید مراقب باشیم تا خشونت منتقدان بی‌ادب که کریه‌ترین الفاظ را به کار می‌برند روی ما تاثیر نگذارد.»

او اضافه کرد: «زمانی که این فیلم را می‌ساختم می‌دانستم مخاطبان اندکی دارم. چون سعی داشتم یک هیولای دوست‌داشتنی در یک موقعیت خاص بسازم و نمی‌خواستم مخاطب را احساساتی کنم. من چون شاگرد کیارستمی هستم سیاه نمایی نمی‌کنم. به نظرم اگر درباره فیلمی که هشت سال اکران نشده منفی بگوییم نسبت به این فرصت ناسپاسی کرده‌ایم.»

در ادامه این نشست نوبت به بهزاد مصلح رسید. او با اشاره به سختی تدوین «چاله» گفت: « در این فیلم روایت در میزانسن اتفاق می‌افتد و در واقع تدوین پیش برنده روایت نیست. به ظاهر این طور است که ۴۰ یا ۵۰ برش در فیلم داریم اما انتخاب جای کات، در فیلم خیلی سخت است. وقتی ما کات را برمی‌داریم، کات زدن سخت می‌شود. تجربه این فیلم پس از چندین کار تجاری، سخت و ارزشمند بود و حکم هوای تازه را برایم داشت.»

او با اشاره به اهمیت تدوین در سینما عنوان کرد: «تقریبا تمام چیزهایی که در فیلم می‌بینیم مابه ازای خارجی دارند. ما رنگ، نور، صدا، حرکت و… را در زندگی روزمره تجربه کرده‌ایم اما تدوین از معدود چیزهایی است که افزوده به واقعیت است.»

تدوین گر فیلم سینمایی «نیمه شب اتفاق افتاد» ماهیت تدوین را تجربی دانست: «تدوین گر با توجه به فضای فیلم و درک بصری مخاطب پس از چند برش در روایت، قراردادی را با مخاطب می‌گذارد و براساس آن پیش می‌رود. اما وقتی برش‌ها کم هستند، نگه داشتن ریتم درونی فیلم مهم است. ما در این فیلم اتاق تدوین جالب و هنرجویانه‌ای داشتیم.»

عکس:یاسمن ظهورطلب