هنروتجربه – بهزاد وفاخواه: «حفره مشترک» از موفق‌ترین فیلم‌های جشنواره سی‌وسوم فیلم کوتاه تهران بود. اسماء ابراهیم‌زادگان به طور مشترک با آرین وزیردفتری فیلم «هنوز نه» برنده تندیس هنروتجربه و ۶۰ میلیون ریال جایزه نقدی شد و جایزه اول جشنواره را هم به صورت مشترک با علی خوشدونی‌فراهانی برای ساخت فیلم «تناوب» گرفت. «حفره مشترک» دو جایزه دیگر هم برای فیلم‌نامه اقتباسی و فیلم‌برداری به دست آورد. اسما ابراهیم زادگان این جایزه را برای ساخت فیلمش اولش به دست آورده است که براساس یک داستان کوتاه نوشته محمدرضا زمانی در مجله همشهری داستان ساخته شده است. ابراهیم‌زادگان در دانشگاه رشته تئاتر خوانده و ابتدا قصد داشته است این داستان را به نمایش تئاتر تبدیل کند. هنروتجربه این جایزه را به دلیل برداشتی امروزی و مدرن از داستانی با الگوی کهن و کارگردانی سنجیده به اسماء ابراهیم زادگان اهدا کرد.

فیلم شما با این که در یک آپارتمان می‌گذرد اما فضایی وهمناک و رازآمیز دارد که در فضای امروز فیلم کوتاه ما کمتر تجربه می‌شود. چندسالی است که بیشتر فیلم‌های کوتاه تبدیل به سکانس‌هایی از یک فیلم بلند شده‌اند. چرا برای ساخت فیلم سراغ این فضا رفتید؟
فیلم من داستان پسری است که مستاجر جدید زن و مرد مسنی می‌شود و کم کم متوجه می‌شود که علت تعمیر نشدن این خانه چیست و راز حفره این خانه و ارتباط آن با پسر گمشده این زن و مرد را درک می‌کند. از عوامل صحنه تا گریم و فیلم‌برداری در خدمت ترسیم فضای فیلم براساس اتفاقات فیلم‌نامه بودند. چیزی که در «حفره مشترک» برای همه ما عوامل پشت صحنه اهمیت داشت این بود که اتفاق غیرعادی‌ای که در جریان فیلم‌نامه می‌افتد، خیلی عادی تصویر شود. یعنی یک برخورد عادی بکنیم با یک موضوع غیرعادی. حتی وقتی حفره نمایان می‌شود، این اتفاق به سادگی برگزار شود. خیلی از ما امروز به مسائل کمتر توجه می‌کنیم و به سادگی به همه چیز عادت می‌کنیم و سعی می‌کنیم در هر شرایطی زندگی خودمان را داشته باشیم. سعی کردم بازیگران جلوی دوربین هم در مقابل حفره رفتار غیرعادی نداشته باشند. همه چیز حول این نکته طرح‌ریزی شد. فیلم ما یک فیلم اجتماعی به تعریفی که عمده فیلم‌های جشنواره امسال بودند،نیست. اتفاقی در فیلم می‌افتد که نمی‌خواهم بگویم سوررئال، اما اتفاق عادی و روزمره‌ای نیست. وقتی در خانه‌ای زندگی می‌کنی که چهارتا چشم از بالا تو را نگاه می‌کنند، زندگی به این راحتی نیست.

حفره مشترک

شنیده‌ام فیلم شما اقتباسی از داستانی است که در مجله همشهری داستان به چاپ رسیده. اقتباس هم در فضای سینمای کوتاه ما کمتر اتفاق می‌افتد. چطور این داستان را انتخاب کردید و چه دلایلی داشت؟ به خصوص که این اقتباس از داستانی صورت گرفته که داستان معروفی نبوده است.
 همشهری داستان را از اولین شماره‌های آن تا الان می‌خوانم و خیلی داستان‌های خاص و خواندنی در این مجله چاپ شده‌اند. خیلی اتفاقی سال ۹۳ این داستان را که هم‌نام فیلم من «حفره مشترک» بود، خواندم. وقتی داستان را خواندم به نظرم به یک نکته داستانی اشاره می‌کند. به حذف فیزیکی انسان‌ها از زندگی بازماندگان در حالی که آن شخصیت در زندگی ما ممکن است وجود داشته باشد. هرکسی در زندگی‌اش ممکن است در یک شکاف با یکی از اعضای خانواده‌اش یا آدمی دیگر قرار بگیرد. نه به این معنا که آن آدم وجود نداشته باشد، بلکه ممکن است در عین وجود داشتن دیگر در زندگی او نقشی نداشته باشد. در برخورد اول این نکته انسانی توجهم را جلب کرد و احساس کردم چقدر در تصویر می‌تواند جذاب باشد. البته در ابتدا قرار بود آن را به یک نمایش‌نامه تبدیل کنم. چون تئاتر خوانده‌ام. حتی این نمایش‌نامه نوشته هم شد و چارچوبش درآمده بود اما احساس کردم در تئاتر امکانش نیست تماشاچی با دوربین و با نقطه دید محمود از پایین نسبت به حفره قرار بگیرد. تنها مدیومی که اجازه تصویرکردن این نقطه دید را می‌داد سینما بود و فیلم کوتاه. این طور شد که تصمیم گرفتم فیلم بسازم.

نویسنده داستان چه کسی بود؟
محمدرضا زمانی

این فیلم چندم شماست؟ اساسا از چه طریقی وارد کار سینما شدید؟
این فیلم اول من بود. قبل از آن البته تیزر ساخته بودم و ساخت تیزر اولین کار با دوربین من است. از لحاظ تحصیلی کارشناسی تئاتر دارم از دانشگاه هنر و معماری. تجربه‌ام از کارگردانی تا چندوقت پیش کارگردانی تئاتر بود. کم‌کم از طریق ساخت تیزر اطلاعات کارگردانی‌ام تکمیل شد.

متولد چه سالی هستید؟ 
سال ۱۳۶۵ به دنیا آمده‌ام.

خیلی از ما امروز به مسائل کمتر توجه می‌کنیم و به سادگی به همه چیز عادت می‌کنیم و سعی می‌کنیم در هر شرایطی زندگی خودمان را داشته باشیم. سعی کردم بازیگران جلوی دوربین هم در مقابل حفره رفتار غیرعادی نداشته باشند

فضای کلی جشنواره امسال را چطور ارزیابی می‌کنید؟ 
دوسال است این جشنواره را جدی‌تر دنبال می‌کنم. پارسال هم بعضی از فیلم‌هایی که از دوستانم شنیده بودم خوب هستند در نمایش دوم‌شان دیدم. ولی حتی پارسال این حد از ازدحام جمعیت وجود نداشت دیگر. شاید هم فیلم‌هایی که دیدم تا این اندازه تماشاگر داشتند. امسال ولی تقریبا در همه سانس‌ها مشکل جا وجود داشت و این از جهتی هم نقطه مثبتی است که جشنواره تا این حد علاقه‌مند دارد.

البته مشکل اصلی به این برمی‌گردد که ظرفیت سالن‌های پردیس چارسو کمتر از جمعیتی بود که علاقه‌مند به حضور در جشنواره بودند. به غیر از فیلم خودتان، چه فیلمی در جشنواره بود که توانست توجه شما را جلب کند؟
فیلمی دیدم که البته شگفت‌زده نشدم چون قبلا از این کارگردان یک فیلم خوب به نام «قمارباز» دیده بودم. فیلم «دختری در میان اتاق» از کریم لک‌زاده که برایم جای تعجب داشت چرا در هیچ رشته‌ای کاندیدا نشده است.

جایزه بهترین فیلم از دید تماشاگران را گرفت.
بله. فیلم خوب زیاد دیدم ولی دو سه تا فیلم برایم سوال شد که چرا در هیچ رشته‌ای جایزه نگرفتند. یکی همین فیلم «دختری در میان اتاق» و یکی «عوارض خروج» محمد نجاریان. نسبت به خیلی از فیلم‌ها کیفیت بهتری داشتند اما متاسفانه انگار درست دیده نشدند.

حفره مشترک

سینمای مورد علاقه شما چه نوع سینمایی است؟
سلیقه سینمایی من آن چیزی است که «حفره مشترک» بخشی از آن را دارد و البته شاید هم نتوانسته باشم سینمای موردعلاقه‌ام را در این فیلم جاری کنم.

اصلا فیلم‌بین هستید؟
به صورت افراطی نه اما فیلم می‌بینم….

فیلم که همه درحدی می‌بینیم اما مثلا کارگردان یا جریان سینمایی مشخصی هست که دنبالش کنید؟
مدل کارگردان‌هایی که می‌پسندم خیلی متفاوت است و گاهی خیلی بی‌ربط می‌شود. از یک طرف عاشق سورنتینو هستم و از طرف دیگر مدل فیلم‌های بیلگه جیلان را خیلی دوست دارم و این‌ها سبک‌های متفاوتی هستند اما در نهایت اعتقاد دارم فیلم خوب، خوب است. حالا در هر ژانر و سبکی. جدیدا علاقمندی‌ام به سورنتینو خیلی زیاده شده مخصوصا با فیلم آخری که از او دیدم به نام «جوانی». وجه انسانی از نوعی که  دوست دارم در فیلمش وجود داشت و برایم جذاب بود.

کار تئاتر را همچنان دنبال می‌کنید؟
تئاتر می‌بینم و بازیگرهای فیلمم خانم فریبا کامران و ایمان صیاد برهانی هردو تئاتری هستند ولی کار کردن به صورت حرفه‌ای نه.