هنروتجربه: روزنامه فرهیختگان امروز(۱۵ آذر) مطلبی منتشر کرده درباره هشت فیلمی که می تواند ما را به زندگی امیدوار کند و تیتر«ببین و بخند و گریه‌کن و امیدوار باش» را برای این مطلب انتخاب کرده است.در مقدمه مطلب دلایل انتخاب این فیلم ها چنین عنوان شده است:«ما در اینجا می‌خواهیم چند فیلم منتخب را که حال شما را خوب می‌کنند، معرفی کنیم. شاید خیلی‌ها تصور کنند تنها ژانر کمدی می‌تواند این کار را بکند ولی در ادامه خواهید دید فیلم‌های هنری و مستقل، فیلم‌های تجاری و پرهزینه، فیلم‌های موزیکال و حتی فیلم‌هایی درباره مصائب طبقات پایین جامعه، می‌توانند حال شما را خوب کنند و بذر امید برای تلاش بیشتر را در دل شما بکارند.»

در میان اسامی این آثار نام دو فیلم هنری وتجربی هم دیده می شود.«طعم گیلاس» ساخته زنده یاد عباس کیارستمی و «خواب تلخ» به کارگردانی محسن امیر یوسفی که این روزها در گروه هنروتجربه در حال اکران است.دیگر فیلم های این فهرست «راکی یک»،«فارست گامپ»،«یک محکوم به مرگ گریخت» و «بازداشتگاه شماره ۱۷ »،«ای‌تی موجود فرازمینی»و «حسن کچل» هستند.

درباره «طعم گیلاس» می خوانیم:«فیلم هنری «طعم گیلاس» به قلم و کارگردانی عباس کیارستمی به‌عنوان یک اثر مینی‌مالیستی در سینمای جهان معروف است. این فیلم سال ۱۳۷۶ تولید شد و توانست نخل طلای جشنواره ۱۹۹۷ کن را هم به چنگ بیاورد. فیلم از نقطه مرگ آغاز می‌کند و در نهایت به ستایش زندگی می‌نشیند. بدیعی با بازی همایون ارشادی با ماشین خود به دنبال فردی می‌گردد که در قبال ۲۰۰ هزار تومان او را پس از خودکشی دفن کند. در جایی از فیلم مرد میانسالی از زندگی و لذت میوه خوردن می‌گوید. گویی طعم گیلاس در ذهن مرگ‌زده بدیعی می‌پیچد. کیارستمی سکانس نهایی را با پایانی باز برگزار می‌کند اما بسیاری از طرفداران این فیلم اعتقاد دارند که بدیعی در پایان از خودکشی منصرف می‌شود.»

در مورد«خواب تلخ» هم  صبوری کارگردان برای اکران فیلمش به عنوان درسی برای امیدواری اشاره شده است:« فیلم هنری – کمدی «خواب تلخ» به قلم و کارگردانی محسن امیریوسفی سال ۱۳۸۲ ساخته شد و در جشنواره فیلم کن هم اکران شد. در ایران هم سال ۱۳۹۴ در گروه هنر و تجربه به نمایش درآمد. در این فیلم به‌طور مستقیم با مرگ روبه‌رو می‌شویم؛ اما کارگردان دست به شوخی با مرگ می‌زند و حال و هوایی متفاوت را ایجاد می‌کند. اسفندیار که یک مرده‌شور پیر است بالاخره خودش با عزرائیل مواجه می‌شود و می‌خواهد که از چنگ مرگ بگریزد. دوربین در نقش چشمان خیره تماشاگر و خود عزرائیل عمل می‌کند و شوخ‌طبعی‌های اسفندیار فضایی امیدبخش به زندگی را روایت می‌کند. کارگردان این فیلم برای اکران فیلمش ۱۲ سال صبر کرد و این خود درس بزرگی برای امیدوار بودن است.»