هنروتجربه: مستند، ۷۵ دقیقه‌ای «ثانیه‌های سربی» به کارگردانی سید رضا رضوی این روزها در گروه هنروتجربه در حال اکران است. روزنامه فرهیختگان به همین بهانه با کارگردان این مستند گفت وگویی کرده است.در این مستند نرگس ابیار که سومین ساخته او«نفس» در حال اکران است، روایت بخشی از این مستند را که به واقعه ۱۷شهریور ۵۷ می پردازد، برعهده دارد.
فیلم مستند خود را از چه زمانی و چه تاریخی روی کاغذ پیاده کردید و چگونه شد تصمیم گرفتید که با این شیوه مستند بسازید؟
در واقع این فیلم چهار سال پیش کلید خورد. در اصل باید بگویم که از شش سال پیش روی جزئیات این فیلم کار می‌کردم. به صورت دلی وارد ساخت این مستند شدم. یک فیلم ۱۶ میلی‌متری به نام «روز خدا» به کارگردانی سلطانی دیدم که در فیلم «ثانیه‌های سربی» نیز شاهد آن هستید. وقتی این اثر را دیدم؛ آپاراتچی سینما «سیلوانا» میدان ژاله توجه مرا جلب کرد. یک فضای خاصی بود. عکسش را چاپ کردم و روی کتابخانه‌ام چسباندم. مد‌ت‌ها به دنبال این فرد بودم. چهار ماه طول کشید تا او را پیدا کردم. یک سال طول کشید تا راضی شود جلوی دوربین بیاید. اسمش کیمیایی بود. ماه‌ها پیش کیمیایی می‌رفتم و راضی نمی‌شد. پس از هفت ماه به یک باره راضی شد تا جلوی دوربین ما قرار بگیرد.

شما در این فیلم مستند، سنت‌شکنی کردید و در واقع دو قهرمان دارید؛ نرگس آبیار در کسوت یک نویسنده و کیمیایی آپاراتچی که شاهد وقایع میدان ژاله (شهدا) بوده است. چگونه به این ایده رسیدید؟
در واقع کیمیایی آپاراتچی علاقه داشت که فیلم بردار شود اما نشده است؛ بسیار دوست داشت زندگی سالمی داشته باشد که نشده؛ او حالا شکست خورده و به جای یک فیلم بردار بزرگ تبدیل به یک آپاراتچی شده است. همین امر نشان می‌دهد که به دنبال یک محرم راز و یک همدم می‌گردد. او دوست دارد با کسی زخم‌هایش را در میان بگذارد.

نکته بسیار مهم دیگر، ژانر فیلم مستند شماست. چگونه می‌شود این «مستند داستانی» را از این منظر بررسی کرد؛ در واقع فیلم شما دو رگه است؛ نظرتان چیست؟
این مستند یک «داکیو درام» یا «داکیو فیکشن» لقب می‌گیرد، چیز جدیدی است. در اصل یک «درام مستند» است. شما سه عنصر اصلی یک مستند را دارید؛ ولی داستان تعریف می‌کنید. شما می‌آیید یک داستان واقعی را از ذهن خود عبور می‌دهید و سپس آن را به تصویر می‌کشید. تقریبا سه چهار سال است که این فیلم‌ها باب شده است. زمانی که من این فیلم را شروع کردم در مرکز گسترش سینمای مستند می‌پرسیدند که «داکیو درام» چیست! ولی حالا ۲۰ درصد تولیدات سینمای مستند در این ژانر صورت می‌گیرد.

در سینمای جهان چه الگویی در زمینه «داکیو درام» داشتید؟
جان گریرسون یکی از مهم‌ترین نمونه‌های این ژانر است. او اصلا بنیان گذار درام مستند است. ساخت این نوع فیلم‌ها بسیار سخت است و هنرمندان به سمت آن نمی‌روند؛ چون شما باید یک پرسوناژ واقعی را در برابر دوربین قرار بدهید و نگذارید تا بازی بکند. پرسوناژ شما باید خودش باشد و در عین حال داستان را روایت کند.

گویا در بسیاری از سکانس‌های فیلم شما از بداهه‌پردازی بهره برده شده است؟
نه! بسیاری از این پلان‌ها کار شده‌اند. حتی برخی از آن ها تمرین شده‌اند. خیلی از مسائل ازپیش سنجیده شده است. با خانم آبیار و آقای کیمیایی ماه‌ها کار کردیم. من باید با کاراکتر کیمیایی آشنا می‌شدم.

بنابراین فیلم شما بسیار شبیه مستندهای مردم‌نگارانه آیینی می‌شود؛ زیرا در آن نوع فیلم‌ها قبیله‌ای سنتی در ابتدا غریبه‌ها را پس می‌زنند و پس از اعتماد متقابل، مستندسازان را در آیین خود راه می‌دهند؟
بله دقیقا، این اتفاق در این شیوه مستند هم رخ می‌دهد. شما اول وارد این فضا و وارد زندگی این افراد می‌شوید؛ اعتماد آن ها را جذب می‌کنید و سعی می‌کنید که واقعیت را جاری کنید. حالا دیگر این افراد دوربین را حس نمی‌کنند. مثلا کیمیایی بسیار عصبانی است. این‌ها واقعی است. برای همین داکیو درام بسیار مشکل و طاقت‌فرساست. این مستندها بیننده پیدا می‌کنند. الآن مخاطبان این مستند را تماشا می‌کنند و در انتها کمتر کسی ناراضی است، چون جذابیت‌های خودش را دارد.