هنروتجربهقاسم فتحی: نشست نقدوبررسی فیلم«یک روز طولانی» عصر روز شنبه دوم بهمن ماه با ‌حضور بابک بهرام بیگی( کارگردن) و شبنم مقدمی(بازیگر) در سالن شماره ۵سینما هویزه برگزار شد. در این نشستحضور پر تعداد هنرجویان رشته سینما باعث شد ظرافت‌ها اثر بیشتر توسط کارگردان و بازیگر بازگو شود .

خوش‌شانسی ما بود که توانستیم با بازیگران حرفه‌ای کار  کنیم

بهرام بیگی در ابتدا به این‌که چرا سراغ ساخت فیلم بلند رفته است اشاره کرد:« خیلی‌ها دوست دارند فیلم بلند بسازند ولی من فکر کردم بعد از این‌که وجوه مختلف فیلم‌سازی  از ساخت فیلم کوتاه تا نوشتن را گذرانده‌ام، حالا می‌توانم قصه‌ای را بدون این‌که حس عقیم فیلم‌های کوتاه را داشته باشم، در زمان طولانی‌تری یک فیلم مستقل و غیر سفارشی بسازم.»

او درباره انتخاب تیمی حرفه‌ای همراه با نویسنده‌ای که در حوزه ادبیات داستانی کار می‌کند، گفت:« ما  زمانی طولانی را با آقای پیام ناصر صحبت کردیم. به بخش تولید که رسیدیم با خودمان گفتیم می‌توانیم از بازیگران حرفه‌ای استفاده کنیم؟ یعنی برویم شانس‌مان را امتحان کنیم. خانم مقدمی خوشبختانه ابتدا پذیرفتند و بعد خواستند که فیلم‌های کوتاه من را ببینند.  ایشان خدا رو شکر نه تنها به عنوان بازیگر که پس از تولید هم از ما حمایت کردند. آقای بهبودی هم فکر می‌کنم انتخاب خاصی بود. ایشان و همچنین خانم مقدمی سال‌ها کار تئاتر کرده‌اند و از خوش‌شانسی بود که پذیرفتند به جمع ما ملحق شوند و کار را دوست داشتند.»

پرداختن به جزئیات جز اسلوب کاری من است

بهرام بیگی همچنین درباره جزییات زیادی که در کارش وجود داشت صحبت کرد:« علاقه من به جزییات است. من فکر می‌کنم همین جزییات است که فیلم را می‌سازد. فیلم‌هایی که به ظاهر ساده‌اند ولی روی خرده پلات‌ها و خلاقیت‌ها استوار هستند. بخشی از جزییات متعلق به آقای ناصر است و بخشی هم متعلق به من. ایشان دید خوبی نسبت به من داشتند و از بیرون به ماجرا نگاه می‌کرد. من می‌نوشتم و ایشان می‌خواندند و نظرشان را می‌دادند. در واقع آقای ناصر اینجا معیار من بودند. اما از آن طرف موقع دیالوگ‌نویسی همه چیز برعکس بود. من می‌گفتم نیلوفر اینجا این دیالوگ را می‌گوید. ایشان می‌نوشت و من درباره دیالوگ حرف می‌زدم. من به نوعی تلاش کردم که «تصور کردن» را به تماشاچی بسپارم بدون اینکه از پایان باز استفاده کنم.

بابک بهرام‌بیگی مشهد

بازی در سکوت یعنی چیزی برایت نمی‌نماند جز دو  چشم!

شبنم مقدمی در پاسخ به این سوال که بازی در سکوت آن هم در این حجم آیا تجربه خوشایندی بوده یا نه، گفت: «بازیگر وقتی همه ابزارش مثل لحن و گفتگو را از او می‌گیرند چیزی زیادی نمی‌ماند جز دو  چشم و همین اِجرا و احیای نقش را مشکل می‌کند.  البته چالش خوبی برای خودم بود و من از اینکه خودم را در بوته آزمایش قرار می‌دهم  لذت می‌برم. حالا این‌که خوب بوده یا نه به عهده شماست. از طرف دیگر در این کار برعکس کارهای دیگر بازیگر مقابل من یعنی آقای بهبودی، هم بازی‌شان بدون دیالوگ بود. توی تمرین رسیدیم به این‌که از هم تاثیر بگیریم. چنین موردی را من در فیلم‌های دیگرم  تجربه نکرده بودم. البته در فیلم «فرزند خاک» تقریبا چنین موقعیتی داشتم ولی بازیگر مقابلم خانم مهتاب نصیرپور کاملا بیرونی کار می‌کرد و پر دیالوگ بود. آن‌جا تمرکز و تسلط روی نقش کمی کار من را سخت می‌کرد ،ولی این‌جا چون بازیگر مقابل هم چنین وضعیتی داشت و بازی‌اش در سکوت بود،بنابراین تمرکز و اجرای نقش راحت‌تر بود.»

او در ادامه افزود:«من کمتر کارگردانی را دیدم که برای هر پلانش همه روحش را خرج کند. این‌قدر با وسواس از پیش تولید تا پس‌تولید با امکانات کم سینمای مستقل کار کند.خیلی از بچه‌های سینما و تئاتر را می‌شنوم که کسی نیست به ما پولی بدهد ، ولی آقای بهرام بیگی ثابت کرد که می‌شود با هیچ کار کرد و کارت هم دیده شود.»

دیگر فیلم خودم را تدوین نمی‌کنم

بهرام‌بیگی همچنین درباره لوکیشن و هزینه فیلم اطلاعات جالبی داد: «ما در قزوین فیلم‌برداری داشتیم و البته نخواستیم این لوکیشن ویژه شود . ما می‌خواستیم یک ناکجاآباد را تصویر کنیم. اگر رفتیم شهر قزوین به خاطر حضور دوست خوبم اقای تیموری فیلم‌بردار فیلم بود. ایشان در انجمن سینمای جوان آن شهر چند سال فیلم‌برداری و عکاسی تدریس می‌کردند. من هم یک ترم تدوین تدریس کردم. شهری پر از استعداد است. برای شروع فیلم یک نفر از بچه‌ها گفت من می‌شوم مدیر تولید، یکی گفت من می‌شوم دستیار و برنامه‌ریز با اینکه خودش فوق لیسانس ادبیات نمایشی بود و دوازده تا فیلم کوتاه ساخته بود. واقعا بچه‌ها دلی جمع شدند و خیلی به ما کمک کرد ، برای همین هزینه ساخت یک روز طولانی حدود ۱۵۰میلیون تومان بود.»

او در پاسخ به این سوال که آیا تدوین‌گر بودن و کارگردانی فیلم هم‌زمان به شما کمک کرده یا نه، گفت: «واقعا نه! من دیگر پشت دستم را داغ کردم فیلم خودم را  تدوین نکنم، و به شدت با این توصیه که کارگردان نباید فیلم خودش را تدوین کند موافقم. چون تو با همه صحنه‌ها خاطره داری، توی کار بودی و همین موضوع باعث می‌شود نتوانی آن فاصله دلخواه را بگیری .  این بار مجبور شدم یعنی اگر تدوین‌گر خلاقی پیدا می‌کرم  کار را به او می‌سپردم ، اما در کار بعدی قطعا فیلم را به تدوین‌گری دیگری می‌سپارم.»

عکس:سمانه ثنایی